آيا داشتن بخش بينالمللي در جشنواره فيلم صرفاً به دليل اين است كه آن رخداد سينمايي بتواند عنوان بينالمللي خود را حفظ كند؟ يا اينكه بخش بينالمللي با ايده و تفكر تأثيرگذاري آن جشنواره در سطح جهاني برنامهريزي و اجرا ميشود؟! فرق اين دو نوع نگاه دقيقاً تفاوت برگزاري بخش بينالمللي در دو جشنواره فيلم فجر و فيلم مقاومت است. در ابتدا بايد متذكر شوم كه لازم نيست براي بالابردن جشنواره فيلم مقاومت دست به تخريب جشنواره مهم و ملي فجر بزنيم، جشنواره فيلم فجر كارنامه يكساله سينماي ملي ايران است و جايگاه مهمي در ساختار سينماي ايران بازي ميكند. اما تفاوت نگاه اين دو جشنواره در بخش بينالمللي كاملاً فاحش است.
جشنواره فيلم مقاومت سعي كرده است بخش بينالملل خود را كاملاً هدفدار و براي نشان دادن مواضع خود پيريزي كند اما در مقابل بخش بينالملل فيلم فجر در زير سايه مسابقه سينماي ايران، تنها محلي شده براي برخي از فيلمهاي ايراني كه نميتوانند در مسابقه اصلي سينماي ايران جايزه بگيرند و براي اينكه دست خالي به خانه برنگردند در بخش بينالملل نمايش داده ميشوند و جايزهاي كه قرار است به فيلم سينمايي بينالمللي تعلق بگيرد، در انتها به فيلمي وطني ميرسد!
بايد بپذيريم كه جشنواره فيلم فجر نه استراتژي در بخش بينالمللي دارد و نه حساسيتي روي انتخاب فيلمها. به همين دليل از همه نوع فيلمي در آن ديده ميشود حتي فيلم سرگرمكنندهاي مثل «بيل را بكش» تارانتينو كه حضورش در جشنواره فيلم فجر مانند يك وصله ناجور بود. در مقابل اين باري به هرجهت بودن جشنواره فيلم فجر بايد به هوشمندي جشنواره فيلم مقاومت اشاره كرد؛ جشنوارهاي كه امسال حتي بخش بينالملل آن بر بخش مسابقه ايران جشنواره ميچربيد. انتخاب هوشمندانه فيلم «پادشاه شنها» براي حضور در سيزدهمين جشنواره بينالمللي فيلم مقاومت، نشانهاي از هدفمند برگزار شدن بخش بينالملل و بيتفاوت نبودن دبيرخانه جشنواره نسبت به اين بخش است. از زماني كه خبر حضور اين فيلم در جشنواره منتشر شد، علاوه بر رسانههاي داخلي، بسياري از رسانههاي منطقهاي نيز به اكران اين فيلم جنجالي اشاره كردند و برايشان مهم بود كه اين فيلم توسط جمهوري اسلامي انتخاب شده است.
هيئت انتخاب فيلم در جشنواره وقت گذاشت، فيلمهاي مهم حوزه مقاومت را انتخاب كرد و دبيرخانه هم با ابزارهايي كه در دست داشت زمينه حضور اين فيلم را مهيا كرد. اهميت فيلمي مانند «پادشاه شنها» نه به نام فيلمساز و نه حتي به ساختار فيلم است، بلكه موضوعي كه كارگردان سوري انتخاب كرده، چگونگي به قدرت رسيدن ملك فيصل و ايجاد حكومت سعودي در سرزمين نجد و حجاز است كه سعوديها تمايل چنداني به افشاي آن ندارند.
رابطه فساد اخلاقي و خشونت بيحد بنيانگذار حكومت سعودي و نقش انگليسيها در به قدرت رسيدن وي كه منجر به اعلام وفاداري او به بريتانيا و چراغ سبزش براي ايجاد حكومتي يهودي در سرزمين فلسطين ميشود، همگي مواردي است كه خشم وهابيها را برانگيخته و در عوض باعث آگاهي ملتها از ماهيت يكي از قدرتهاي عربي شده است. جشنواره مقاومت به جاي نشان دادن ماليخولياي فانتزي كشتار در فيلم «kill bill»، مستندات تاريخي از كشتار و بيرحمي وهابيون در عربستان به تصوير كشيد؛ اين تفاوت دو جشنواره است كه هر دو بينالمللي هستند اما جنس بينالمللي بودنشان با هم خيلي متفاوت است.