
فيلمهاي «آتش بس2»، «خوابزدهها»، «آرايش غليظ» و «خانوم» به عنوان گزينههاي اكران دوم فطر از چهارشنبه هفته گذشته مهمان پرده سينما شدند تا رقابتي ميان كارگردانان كهنهكار و نامآشناي سينماي ايران بر سر تصاحب گيشه كليد بخورد.
فريدون جيراني، تهمينه ميلاني و سعيد نعمتالله سه كارگردان صاحبنامي هستند كه در كنار تينا پاكروان كارگردان فيلم اولي، روزهاي خوش اكران را بر پردههاي پاييزي سينما ميگذرانند و در اين ميان اما و اگرها را به اين سمت بردهاند كه برنده مسابقه گيشه اين روزهاي سينما چه كسي خواهد بود.
زندگي دوگانه فريدون
فريدون جيراني كه نامش همه را به ياد برنامه جنجالي هفت كه چند سالي بر آنتن شبكه سه سيما جاي گرفته بود مياندازد، اين روزها يكي از پرسابقهترين كارگردانان حاضر در رقابت اكران است، هفتي كه روزگاري قرار بود نود سنيمايي شود، در نهايت به دليل برخي سليقهگرايي مديران، با تغيير اجرا روبهرو شد و جيراني پس از فعاليت در اين برنامه، بار ديگر به عرصه فيلمسازي بازگشت. با اينكه فيلمسازي جيراني در سال 66 و با فيلم صعود آغاز شد، اما اكثر مخاطبان سينما، جيراني را با سال 77 و فيلم قرمزش ميشناسند، فيلمي كه علاوه بر انتخاب از سوي منتقدان به عنوان بهترين فيلم، باعث مطرح شدن دو بازيگر چهره آن سالها محمدرضا فروتن و هديه تهراني شد. جيراني با فيلم قرمز بدعتگذار سبك نويي در سينماي دهه 70 شد و اين موج در سالهاي پس از آن هم در آثار جيراني تكرار شد، آب و آتش سال 79، شام آخر 80، سالاد فصل سال 83 و پارك وي در سال 85 در ادامه قرمز، بدعتي نو را در سينماي اجتماعي آن سالها گذاشتند كه در واقع نقطه تفاوت اين كارگردان نسبت به سايرين هم به حساب ميآمد. جيراني در سال 89 و پس از ساخت «قصه پريا» كه فيلمي اجتماعي در خصوص پيامدهاي اعتياد بود، بار ديگر به همان ژانر دوستداشتني خود برگشت و فيلم «من مادر هستم» را جلوي دوربين برد. ساخت «من مادر هستم» همزمان شد با آغاز برنامه هفت و حضور جيراني در جايگاه اجراي اين برنامه. «من مادر هستم» اما در ماجراي اكران با مشكلات بسياري روبهرو شد و سرانجام پاييز سال 91 بود كه به پرده سينماها رسيد، اكران فيلم موجي از اعتراضات را در پي داشت كه به سانسور و حذف قسمتهاي مختلفش انجاميد. پس از «من مادر هستم» اما انگار جيراني بار ديگر ژانر اجتماعي خاص خودش را براي مدتي كنار گذاشت و زندگي دوگانه فيروز و خوابزدهها را در فهرست توليدات سالهاي بعدي خود قرار داد. خوابزدهها براي اولين بار در سي و دومين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد اما انگار فيلم كمدي فانتزي جيراني چندان هم به مذاق ساكنان آن روزهاي كاخ جشنواره خوش نيامد و بسياري انتظار چنين اثري را از فيلمساز دوست داشتني سينماي اجتماعي نداشتند. در نهايت اما جيراني كه نامش سالها همخانه جنجال بوده است، اين روزها با خوابزدههايش مهمان سالنهاي سينما است، فيلمي كه در تفاوت با سينماي متعارف جيراني، روايت طنز را در دست پرداخت قرار داده است. اكبر عبدي كه در سومين نقشآفرينياش در جايگاه يك كاراكتر زن، نقش مادر فقيد فرهاد اصلاني را بازي ميكند كه با آمدن به خواب پسرش، از او ميخواهد با نازگل مشرقي دختر جنوب شهري ازدواج كند و اين خواب، زندگي فيروز را با تحولات جديد روبهرو ميكند. حضور دوباره اكبر عبدي در نقش زنانه در كنار تم طنز كار، از دلايلي است كه باعث شده اميدهاي بسياري در خصوص فروش خوابزدهها به ميان بيايد و اين در حالي است كه خوابزدهها اين روزها پس از آتشبس، در كنار آرايش غليظ بيشترين فروش اكران جديد را از آن خود كرده است.
ميلاني و ماجراي سريسازي
دومين نام اين روزهاي پردههاي اكران، تهمينه ميلاني است، ميلاني كه سينما را با سمت منشي صحنه فيلم خط قرمز مسعود كيميايي در سال 58 كليد زده بود، كارگرداني را در سال 68 و با فيلم بچههاي طلاق آغاز كرد. هر چند تهمينه ميلاني پس از بچههاي طلاق، افسانه آه سال 69، ديگه چه خبر؟! سال 70 و فيلمهاي كاكادو سال 73 را مقابل دوربين برد اما اكثر اهالي سينما ميلاني را با فيلم دو زنش در سال 77 ميشناسند، فيلمي كه با محوريت مسائل و مشكلات زنان مقابل دوربين رفت و توانست جايزه بهترين فيلمنامه جشنواره فيلم فجر را دريافت كند و نامزد جايزه بهترين كارگرداني از همين جشنواره شود. نيمه پنهان، واكنش پنجم، زن زيادي، آتشبس، تسويه حساب، سوپر استار و يكي از ما دو نفر ديگر آثار ميلاني در سالهاي اخير بود، فيلمهايي كه در كنار گيشههاي داغ، همواره بحثهاي حاشيهاي داغتري هم به همراه داشت. پرداخت به مسائل زنان كه سوژه غالب آثار ميلاني بود باعث شد كه سبك خاصي به سينماي وي اطلاق شود و در نهايت ميلاني امسال پس از مدتها دودلي بر سر ساخت آخرين اثرش، از خير ساخت «فري كثيف» گذشت و به فكر ساخت سري دوم «آتشبس»اش افتاد. فيلم آتشبس محصول سال 84 كه با محوريت مشكلات زناشويي زوجهاي جوان ساخته شده بود با استفاده از بازيگرهاي چهره آن روزها مانند مهناز افشار و محمدرضا گلزار توانسته بود گيشه خاطرهانگيزي را در كارنامه خود به جاي بگذارد، فيلمي كه در نهايت سبك جديدي از كمدي را در سينما پايهريزي كرد و پس از آن فيلمهايي مانند «كلاغ پر» و «پسر آدم و دختر هوا» در راستاي اين سبك جديد ساخته شده بودند توانستند با اقبال مردم روبهرو شوند. شايد همين استقبال از نمونههاي كپي آتشبس بود كه باعث شد تهمينه ميلاني به جاي تجربهاي جديد، پس از 9 سال به فكر ساخت سري دوم فيلم سينمايي امتحان پسدادهاش، بيفتد. ميلاني در آتشبس 2 با تغيير بازيگران اصلي، رادان و حجار را به جاي زوج پيشين برگزيد و ماجراي يكي از علل اختلافات اين روزهاي زن و شوهرها را محور فيلمنامه قرار داد. فروش روزهاي اخير آتشبس، اما نشان از اين دارد كه سريسازي بار ديگر در سينماي كشور ما جواب بدهد و در ميان فيلمهايي كه به تازگي به پرده سينماها اضافه شدهاند، آتشبس با فروش بيش از دو برابر به نسبت سايرين، بيشترين فروش اكران جديد را به خود اختصاص دهد.
آرايش غليظ پس از بوتيك و بيپولي
سومين نام اين روزهاي اكران، حميد نعمتالله است، مردي كه آغاز انفجارياش در سينما را با ساخت بوتيك كليد زد، نعمتالله كه فعاليت سينمايياش را با دستياري مسعود كيميايي آغاز كرده بود با ساخت بوتيك به عنوان اولين فيلم سينمايياش در مقام كارگردان توانست سيمرغ بلورين بهترين فيلم جشنواره فيلم فجر را در سال 82 كسب كند. به رغم اين شروع توفاني اما نعمتالله 5 سال را بدون ساخت فيلم پشت سر گذاشت تا سال 87 كه فيلم بيپولي را مقابل دوربين برد. بيپولي با تم كمدي اما خيلي با بوتيك متفاوت بود و از قضا توانست سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران در بخش مسابقه سينماي ايران از جشنواره بيست و هفتم فجر را هم به خود اختصاص دهد. نعمتالله در همان سال اولين و تا به امروز تنها پروژه تلويزيونياش را با نام وضعيت سفيد به آنتن شبكه سوم رسانيد، سريال ماجراي زندگي خانوادهاي را در روزهاي جنگ تحميلي روايت ميكرد كه با استقبال خوب مخاطبان رسانه ملي هم روبهرو شد. پس از وضعيت سفيد بار ديگر نعمتالله 5 سال فيلمسازي را كنار گذاشت تا سال گذشته كه با آرايش غليظ به جشنواره سي و دوم فيلم رسيد و در نهايت توانست جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره سي و دوم فيلم فجر را از آن خود كند. آرايش غليظ نعمتالله هم اين روزها پس از آتشبس بيشترين فروش گروه فيلمهاي جديد روي پرده را به خود اختصاص داده است و يكي ديگر از اعضاي باشگاه ميليارديهاي امسال سينماي ايران خواهد بود.
در كنار سه سينماگر كهنهكار، تينا پاكروان هم به عنوان يك فيلم اولي اين روزها براي اولين بار تجربه اكران عمومي را پشت سر ميگذارد و با فيلم زن محورش پس از فيلم ياد شده، حضور چراغ خاموشي را روي پردههاي اكران دارد. با نگاه به نامهاي بزرگي كه ين روزها پس از سالها بار ديگر به پرده نقرهاي بازگشتهاند، خيليها منتظر نتيجه رقابت اين كارگردانان در گيشه هستند و اينكه كدام يك از آنها ميتوانند ركورد فروش گيشههاي پاييز را به نام خود به ثبت برساند.