کد خبر: 676422
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۳
نشست رابطه تلويزيون و سينماي كودك با حضور بيژن بيرنگ كارگردان، نويسنده و تهيه‌كننده حوزه كودك و علي زارعان مدير گروه كودك و نوجوان شبكه دو سيما
سپيده آماده

به بهانه نزديك شدن به مهرماه و برگزاري جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان، نشستي را با حضور علي زارعان، مدير گروه كودك و نوجوان شبكه دو سيما و بيژن بيرنگ، كارگردان نويسنده و تهيه‌كننده فعال در حوزه كودك برگزار كرده‌ايم تا در اين ميان به بررسي تأثير برند‌سازي تلويزيون در سينماي كودك بپردازيم و اينكه چرا بده بستان‌هاي موفق اين دو نهاد كه در سال‌هاي دهه 60 و 70 به اوج خود رسيده بود، اين روزها ديگر به قوام خود باقي نيست.

آقاي زارعان و آقاي بيرنگ، با تشكر از وقتي كه براي حضور در روزنامه و شركت در اين نشست گذاشتيد، در ابتداي بحث مي‌خواهم اين مسئله را مطرح كنم؛ در سال‌هاي دهه 60 و 70 هماهنگي و بده بستاني ميان سينما و تلويزيون وجود داشت كه بر پايه آن آثاري سينمايي مانند كلاه قرمزي و پسرخاله و شهر موش‌ها برگرفته از مجموعه‌هاي تلويزيوني آنها، بر پرده سينماها جاي مي‌گرفت و فروش‌هاي ركوردشكني را هم نصيب گيشه سينماها مي‌كرد. اتفاقي كه متأسفانه اين روزها، آنطور كه بايد و شايد ديده نمي‌شود، چرا؟

بيرنگ: در آن دوره تعاملي ميان بنياد سينمايي فارابي به مديريت محمد بهشتي و تلويزيون بود. خود آقاي محمد بهشتي يكي از تئوريسين‌هاي سيما بودند و در واقع در آن دوره يك عده از تلويزيون رفتند و بنياد فارابي را به وجود آوردند و همين مسئله دليل تعامل ميان اين دو نهاد بود. بنياد فارابي به تازگي تأسيس شده بود و قصد داشت تصميماتي را به عمل برساند كه يكي از اين تصميمات، ساخت فيلم سينمايي «محله برو بيا» بود به نام «اكسير محله برو بيا» و پس از آن «شهر موش‌ها»؛ كه ساخت فيلم سينمايي «محله برو بيا» با مشكلاتي برخورد اما «شهر موش‌ها» ساخته شد؛ اين تعامل ميان تلويزيون و فارابي تدريجاً كمتر شد.

زارعان: در يك دوره‌اي، سينما و تئاتر و تلويزيوني ظروف مرتبطه‌اي بودند كه تعامل بسيار زيادي باهم داشتند، آقاي بيرنگ سينما همان آقاي بيرنگ تلويزيون بود، آقاي طهماسب سينما همان طهماسب تلويزيون بود و اين تعاملات مرزبندي نداشت، اما الان مرزبندي‌هايي ميان سينما و تئاتر و سينما به وجود آمده است. اينگونه بود كه كاراكتري كه در برنامه‌هاي تلويزيون تكامل يافته بود مي‌توانست يك كاراكتر عروسكي سينمايي شود و به سينما مي‌رفت يا كاراكتري كه در سينما گل مي‌كرد مي‌توانست به تلويزيون بيايد. در آن روزهاي طلايي حوزه كودك، جوانان در اين حوزه فعاليت مي‌كردند كه كارنامه‌شان پر بود از نقاط طلايي، به عنوان مثال خانم برومند، آقاي طهماسب، آقاي بيرنگ، موفقيتي كه باعث شده هنوز هم كه هنوز است مديران تلويزيون از فيلمسازان سريال‌هايي بخواهند كه روال توليد نمونه‌هايي مانند «دنياي شيرين» و «دنياي شيرين دريا»، «مدرسه موش‌ها» و «كلاه قرمزي» را ادامه دهند. مجموعه‌هايي كه قابليت ساخت نسخه‌هاي سينمايي هم داشتند اما مسئله اين است كه اين روزها ما آن ارتباط مداوم و منسجم را نداريم.

بيرنگ: مسئله ديگري كه وجود دارد اين است كه ما به نوعي تاريخچه تلويزيون هم هستيم. آقاي رسام و من از همان روزهاي اول انقلاب در كنار آقاي طهماسب كار كودك ساختيم و براي اولين بار عروسك‌هاي دستي را وارد كار كرديم، من مي‌نوشتم آقاي طهماسب اجرا مي‌كرد و خانم معتمد آريا عروسك‌گردان بود. مجموعه‌اي به نام «آسمون ريسمون»، اين برنامه همان روزها مقبول افتاد. شايد عنوان آقاي طهماسبي كه به نام آقاي مجري معروف شده است، ادامه همان برنامه باشد. اين انسجامي كه وجود داشت باعث مي‌شد به عنوان مثال فارابي به ما پيشنهاد بدهد كه چرا سينمايي «محله برو بيا» را نمي‌سازيد و به خانم برومند هم پيشنهاد مي‌دانند كه سينمايي «شهر موش‌ها» را بسازند و پيشنهاد ساخت نسخه‌‌هاي سينمايي از سوي فارابي مطرح مي‌شد و كمتر از سوي ما بود.

به مسئله خوبي اشاره كرديد، چرا اين روزها اين پيشنهاد از سوي نهادهاي مرتبط سينماي كودك مطرح نمي‌شود.

زارعان: شادابي و ذهن خلاق در كنار امكاني كه درتلويزيون و سينما در آن دوره وجود داشت كه باعث ايجاد يك عصر طلايي شده بود، عصر طلايي كه مشخصاتش با عشق كار كردن، شادابي، وجداني و تعامل مثبت بود، ركود در سينما باعث سردي اين تعاملات شده و بايد ابعاد ديگر هم مورد توجه قرار گيرد. البته همه سبك‌هاي برنامه‌سازي و تعاملات هم فراز و فرودهايي دارد و يك روز در اوج است و روزي ديگر ممكن است رو به افول بنهد و من فقط اميدوارم كه روال تعامل و همكاري در توليد آثارسينمايي كودك و نوجوان با همكاري دو حوزه كه متعلق به دوره طلايي بودند، عقيم نشود. به باور من، اين مسير فيلمسازي حوزه كودك نياز به يك آرامش و سرمايه‌گذاري مداوم دارد، مانند اتفاقي كه در «داستان‌هاي جزيره» افتاد (LOST ISLAND ) و تا سال‌ها روي آنتن شبكه‌هاي مختلف تلويزيون دنيا بود، تا حدي كه شخصيت‌هاي قصه تدريجاً بزرگ شدند و ماجراها در تقاطع عمر افراد پيش مي‌رفت اما در «دنياي شيرين» اين اتفاق نيفتاد چون حمايت مداوم وجود نداشت، به عنوان مثال در «دنياي شيرين» قرار بود سري دومش با عنوان «دنياي شيرين صحرا» در كرمان و يزد و پس از آن «دنياي شيرين جيران» و در ادامه در تمام مناطق كشور ساخته شود اما اين اتفاق نيفتاد.

بيرنگ: نكته‌اي هم كه من بايد در اين ماجراي عدم تداوم همكاري سينما و تلويزيون به آن اشاره كنم، نبود مديريت‌هاي مداوم است. به عنوان مثال آقاي اعلايي مديري بود كه طولاني‌ترين دوره مديريت را داشت و با او مي‌شد برنامه‌ريزي كرد براي آتيه اما با مديريت‌هاي كوتا‌ه‌مدت، چنين امكاني وجود ندارد.

متأسفانه اين مديريت‌هاي موقت در تمام حوزه‌هاي فرهنگي مشكل‌ساز است.

زارعان: دوام و ثبات مديريت باعث حاصلخيزي فرهنگ مي‌شود و مديريت در عرصه فرهنگ بايد تداوم داشته باشد تا تأثيرگذار شود. در عرصه فرهنگ، مديريت كوتاه‌مدت جواب نمي‌دهد.

بيرنگ: زماني كه مي‌گوييم ميان تلويزيون و بنياد فارابي ـ كه متولي پيگيري برنامه سينماست ـ هماهنگي وجود داشت به اين دليل است كه در آن دوره چيزي به نام رايت در تلوزيون وجود نداشت. زماني كه فيلم سينمايي «محله برو بيا» به ما پيشنهاد شد، اصلاً من يادم نيست از تلويزيون رايت را گرفته باشم يا بنياد فارابي حقوقي را خريده باشد يا اصلاً حرف اين باشد كه اگر اين فيلم را بيرنگ و رسام بسازند بايد چيزي را پرداخت كنند، نه. ما قرار بود فيلم سينمايي «محله برو بيا» را بسازيم و منافعش هم براي من و آقاي رسام بود، تلويزيون ادعايي نداشت و بنياد فارابي هم كمك مي‌كرد تا اين اتفاق بيفتد كما اينكه براي «شهر موش‌ها» هم اين اتفاق افتاد اما چند سال بعد زماني آقاي طهماسب خواست فيلم سينمايي «كلاه قرمزي و پسرخاله» را بسازد يك پروسه طولاني را گذراند تا بتواند اين امتياز را از تلويزيون بگيرد. براي خانم برومند زماني كه خواست فيلم سينمايي «زي زي گولو» را بسازد، ديگر تلويزيون امتياز ساخت نسخه سينمايي «زي زي گولو» را به او نداد و هنوز هم داده نشده است. يا مثلاً زماني كه ما خواستيم نسخه سينمايي «مجيد دلبندم» را بسازيم، ديگر اجازه اين كار را به ما ندادند يا فيلم سينمايي «چاق و لاغر».

زارعان: البته من مي‌توانم در اين ميان واژه تعامل مثبت را در كنار حق رايت مطرح كنم. بر اساس قانون مولفين و مصنفين، سفارش‌دهنده همان صاحب اثر است و حق رايت اثر را دارد. اما اگر بگويند تلويزيون به تنهايي بيايد و سري دوم «دنياي شيرين» را بسازد خب سيما نمي‌تواند و خود توليد‌كننده اثر به همراه سيما بايد اقدام كند.

چرا سيما اجازه ساخت نسخه سينمايي را به تهيه‌كنندگان آثار تلويزيوني نمي‌دهد؟

زارعان: البته اين طور نيست كه صدا و سيما اجازه ندهد، چون اجازه ساخت كلاه قرمزي 1 و 2 و 3 را بر پرده سينماها داد يا اينكه شهر موش‌ها 1 و 2 ساخته شد و اين ساخت‌هاي سينمايي نشان داد كه اين تعامل وجود دارد اما اين همكاري بايد مسير مداوم و قانونمند پيدا كند و بايد معلوم شود كه طرفين در حقوق معنوي ـ مادي چگونه شريك هستند و تلويزيون هم بايد عوايدي از گيشه نسخه سينمايي مجموعه‌هاي تلويزيوني‌اش داشته باشد تا آن اتفاق رخ بدهد. به باور من در دهه 60 و ادامه‌اش در دهه 70 به اين دليل سينماي كودك موفق بود كه سه ضلع مثلث ايجاد‌كننده سينماي كودك در كنار هم قرار داشتند، فارابي، تلويزيون و آموزش و پرورش (كه كانون پرورش فكري هم زير مجموعه آن وزارت است) و بخش خصوصي در وسط اين مثلث قرار داشت، حالا هم اگر اين سه ضلع مثلث، كامل و در تداوم مداوم باشد، سينماي كودك شكل مي‌گيرد اما اگر هر يك از اين اضلاع حضور نداشته باشند، اين مثلث هيچ‌گاه شكل نمي‌گيرد. يا اگر شكل بگيرد از موفقيت واقعي و ظرفيت مخاطبان بهره مند نخواهد شد.

آقاي زارعان، اما تلويزيوني نقش چنداني نداشته است در سرمايه‌گذاري پروژه‌هاي سينماي كودك و پخش تيزرهاي تلويزيوني آثار اين حوزه يا تهيه‌كنندگي سينماي كودك نداشته است.

زارعان: با حرف شما موافق نيستم. اينكه سيما اجازه ساخت سينمايي «كلاه قرمزي» را بدهد، به فرض اينكه حتي يك تيزر تلويزيون هم پخش نكند، تنها به صرف ساخت نسخه سينمايي در فروش گيشه‌هاي آن تأثير بسيار دارد چون خود تلويزيون است كه «كلاه قرمزي» را به مردم معرفي كرده است. يا مثلاً اگر صدا و سيما يك فريم تبليغات از «شهر موش‌ها» هم پخش نكند، به صرف اينكه پخش تلويزيوني مجموعه «مدرسه موش‌ها» را برعهده داشته، به عنوان حمايت و سرمايه‌گذاري كافي است. «شهر موش‌ها» اسمي است متصل به سيما و اعتبار و شهرتش را از تلويزيون گرفته است. سينماي كودك و برنامه‌هاي تلويزيون، دو عضو خانواده هستند و شايد اختلاف سليقه‌هايي وجود داشته باشد اما در نهايت تلويزيون، خانه اكثر اهالي سينما كودك و نوجوان است.

ماجراي سرمايه‌گذاري تلويزيون در سينماي كودك، چرا شبكه دو به عنوان شبكه كودك در زمينه ساخت فيلم‌هاي سينمايي حوزه كودك مشاركت نمي‌كند؟

بيرنگ: مشكل ما در ساخت فيلم‌هاي كودك اصلاً سرمايه‌گذاري نيست، مثلاً اگر تلويزيون اجازه ساخت نسخه سينمايي «مجيد دلبندم» را بدهد، من مشكلي براي جذب سرمايه‌گذار ندارم و از طرف ديگر با توجه به جلوه‌هاي كامپيوتري اين روزها مي‌توانم «مجيد دلبندم» بسيار بهتري را بسازم. اما اين روزها اين تكنولوژي وجود دارد و تلويزيون اگر چند قسمتش را روي آنتن ببرد، پس از آن سينمايي «مجيد دلبندم» مي‌تواند فروش نجومي را تجربه كند، اين سه ضلع ميزي كه ايشان مي‌گويند الان وجود ندارد و من نمي‌دانم با چه كسي بايد سر ميز بنشينم.

زارعان: سينما بعضي اوقات و آموزش و پرورش تقريباً هميشه در مذاكرات و تعاملات سينماي كودك حضور نداشته‌اند به دليل عدم دوام مديريت كه قبلاً گفتيم، 19 نهاد هستند كه رديف بودجه در حوزه كودك دارند اما از اين 19 نهاد حتي دو نهاد با هم همگرا نيستند. ما بهتر است يك شوراي عالي كودك داشته باشيم كه طي مديريت يكپارچه، فعاليت‌هاي مربوط به كودكان را ساماندهي كنند. اين روزها تعامل تلويزيون از نماي كودك و نوجوان يك طرفه شده و فقط تلويزيون است كه يار سينماست.

بيرنگ: ببخشيد در ميان حرفتان، واقعاً تئوري مديريت يكپارچه واژه گمشده‌اي است، مديريت يكپارچه يعني اينكه بداني چقدر آب در اين مملكت داريم و چگونه بايد در صنعت و كشاورزي و استفاده‌هاي خانگي از آن بهره ببريم.

زارعان: مديريت يكپارچه فرهنگي در حوزه كودك يعني اينكه بپرسم آيا كسي مي‌داند كانون پرورش فكري كودك و نوجوان به عنوان پايه‌گذار سينماي كودك، الان كجاست؟ چه فيلم‌هايي در اين حوزه ساخته شده است و چه سينمايي در اختيار اكران فيلم‌هاي كودك قرار دارد؟ كانون بايد باشد، در ماجراي توليدات سينمايي كودك باشد كه متأسفانه نيست. تلويزيون كه در هر در عرصه كار تصوير و سينما تصوير در ميدان است اما ديگران نه!

بيرنگ: من مدتهاست كه دارم در زمينه موضوعي به نام كپي‌رايت صحبت مي‌كنم. اينكه اگر من صاحب هنري هستم، با تلويزيون به عنوان سرمايه‌گذار قرارداد مي‌بندم تا يك سريالي را بسازم، درست است كه تلويزيون هزينه ساخت سريال را مي‌پردازد، ولي به قول ايشان من هم حق رايتي دارم. ما مدت‌ها است مي‌گوييم كه تلويزيون حق رايت را به ما بفروشد يا تكليفش را مشخص كند.

زارعان: در كشور ما چند سال پيش حتي كامپيوتر نبود بعد از مدتي كامپيوتر آمد و ما نيازمند وضع قوانيني در خصوص كامپيوتر شديم، در مورد دستگاه ساده‌اي مثل فكس هم همين اتفاق افتاد، الان هم «تري جي» در حال ورود است و به تبع نيازمند وضع قوانين جديد خواهد بود. منظورم آن است كه در اين حوزه رايت و تعامل‌هاي مربوط به آن، خلأ قانوني و استراتژي مشكل اصلي است. طبق قانون مؤلفان و مصنفان ما، سفارش‌دهنده، صاحب اثر به حساب مي‌آيد كه اين قانون در عرصه هنر همه نهادهايي كه سفارش‌دهنده آثار، صدق مي‌كند و بايد با يك بازتعريف جديد اين مشكلات برطرف شود يا تعاريف تكميلي گره باز كند.

برگرديم به همان ماجراي تعامل تلويزيون با سينماي كودك، اتفاقي كه اين روزها بسيار كمرنگ شده است.

بيرنگ: براي جمع‌بندي اين مسئله مي‌خواهم بگويم، در يك دوره‌اي تعامل به اندازه‌اي زياد بود كه همه چيز متعلق به مملكت به حساب مي‌آمد، الان اما فاصله‌ها زياد شده و ميزي كه آقاي زارعان مي‌گويند ديگر وجود ندارد.

زارعان: ما مي‌گوييم چرا سينماي كودك در تعامل با تلويزيون پويا نيست؟ به باور من يك همگرايي و هم‌نفسي ميان سينما، تلويزيون و آموزش و پرورش، مي‌تواند گره از ابروي اين دلبر زيبارو باز كند، اين فشارها كه به بخش‌هاي مختلف مي‌آيد، باعث مي‌شود فعالان اين عرصه كنار بروند. حسن پورشيرازي عروسك‌گردان، مسعود كرامتي عروسك‌گردان و بسياري از اهل هنر كه همه از وادي كار كودك خارج شده‌اند و به عالم سينماي بزرگسال قدم گذاشته‌اند و كسي نمانده جز همان آقاي طهماسب و جبلي و خانم برومند. خود خانم برومند كه چند سالي در حوزه بزرگسال بودند و بار ديگر بازگشتند. به نظر مي‌رسد طلايي‌ترين نقطه سينماي ايران، سينماي كودك است، جايي كه مي‌تواند ما را به تعالي برساند.

دقيقاً؛ مثلاً آقاي كيارستمي با «خانه دوست كجاست» و «مشق شب» و آقاي مجيدي با «بچه‌هاي آسمان» و امير نادري با «دونده» در سينمايي جهان مشهور شدند.

بيرنگ: آقاي رضاداد از بزرگان سازمان بودند. ايشان زماني كه به فارابي رفتند بلافاصله مجمع سينماي كودك را در آنجا فعال كردند و از من و خانم برومند و وحيد نيكخواه و بسياري ديگر از دوستان دعوت كردند و ناگاه سينماي كودك در آن سال تكاني خورد و جشنواره كودك تغيير كرد. اصلاً نگاه به برنامه‌ريزي كار كودك تحول پيدا كرد و در آن شورا ما تصميم گرفتيم كه به فيلم‌هاي هنري جايزه ندهيم و به فيلم‌هايي جايزه بدهيم كه براي كودك ساخته شود و بازار داشته باشد. در آن دوره بلافاصله صاحب سينما شديم و بخش سينماي كودك راه افتاد و تلويزيون تيزرهايش را پخش كرد و فارابي هم به هر پخشي سي ميليون كمك بلاعوض كرد تا اين سينما راه بيفتد و همه اين اتفاق‌ها زماني رخ داد كه يكي از اهالي تلويزيون وارد بنياد فارابي شد اما زماني كه اين تركيب تغيير كرد، شوراي كودك هم عوض شد. اين را از شما مي‌پرسم، اگر هر كجاي دنيا «شهر موش‌ها» ساخته مي‌شد، شايد با چنين استقبالي روبه‌رو مي‌شد؟ اين همكاري سينما و تلويزيون است كه ثمر مي‌دهد. سينماي كودك ما در اندازه‌اي نيست كه بتوانيم فيلم‌هاي فاخر در حوزه كودك بسازيم و به همين دليل هم هست كه نوستالژي، باعث فروش سينماي كودك مي‌شود چون ما نمي‌توانيم، «بتمن» و «مرد عنكبوتي» و انيميشن‌هاي «عصر يخبندان» بسازيم، نه تكنولوژي‌اش را داريم و نه سرمايه‌اش چون ‌هاليوود براي بازار مصرف جهاني انيميشن مي‌سازد اما سرمايه ما براي ساخت فيلم‌هاي ژانر كودك هر چند صد ميليون تومان است، همين ميزان هم بازگشت مالي چنداني ندارد.

اما در مقابل، پر فروش‌ترين فيلم‌هاي سينمايي هم در‌هاليوود و هم در سينماي كشور خودمان فيلم‌هاي مربوط به ژانر كودك است.

بيرنگ: زماني كه تكنولوژي نبود، فيلم‌هاي كودك ما جواب مي‌داد. اين اهميت پيدا مي‌كند كه شخصيتي در تلويزيون معرفي مي‌شود و سپس در اكران سينمايي پر فروش از كار در مي‌آيد، اتفاقي كه شايد در امريكا نياز نيست. چون ما نمي‌توانيم آن جنس از سينماي كودك را توليد كنيم، مجبوريم نوستالژي بفروشيم و نوستالژي مي‌فروشد اگر همين الان من يا خانم برومند يا آقاي طهماسب بياييم و يك اثر جديد را با كاراكتر‌هاي تازه توليد كنيم نمي‌فروشد، ما به اين اندازه در عرصه كودك با تلويزيون گره خورده‌ايم.

زارعان: باز به همان ماجراي اول بحث باز مي‌گرديم كه سينما و تئاتر و تلويزيون ظروف مرتبطه هستند، به عنوان مثال مطمئناً «دنياي شيرين» و «چاق و لاغر» و «مجيد دلبندم»، در نسخه سينمايي هم خوب مي‌فروشند و حتي مجيد دلبندم 2 و 3 و 4 هم مي‌تواند موفق باشد چون ويژگي اين جنس كار است كه مانند كار تلويزيون سريالي است و به يك قسمت محدود نمي‌شود و مي‌توان چند سري از آن را ساخت، من معتقدم سينما كودك بدون تلويزيون معنايي ندارد.

بيرنگ: دقيقاً. البته ما پنج، شش سال پيش اينطور نمي‌گفتيم و فكر مي‌كرديم كه سينماي مستقل كودك مي‌تواند فروش كند، اما الان ديديم نمي‌شود.

زارعان: مثلاً همين «قصه‌هاي مجيد» كه سه نسخه سينمايي آن به پرده رفت و خوب فروخت. يا مثلاً آقاي طهماسب هر سه سال يك بار به سينما مي‌رود و بعد هم در تلويزيون حضور دارد و در هر دو عرصه هم موفق است.

بيرنگ: البته من هم اگر اعتبار بانكي داشته باشم ديوانه نيستم كه سر يك كار ديگر بروم، «مجيد دلبندم» و «چاق و لاغر» را ول نمي‌كنم، كما اينكه آقاي طهماسب «كلاه قرمزي» را ول نكرد.

البته اين تداوم همواره با اقبال مخاطبان روبه‌رو شده است و «كلاه قرمزي» هر ساله پر‌مخاطب‌ترين برنامه نوروزي سيما لقب مي‌گيرد و روي پرده هم ركودشكن گيشه مي‌شود.

زارعان: در اين ميان تلويزيون هميشه پاي همكاري داشت، اما سينما گاه هست و گاه نيست و از طرفي دوام و همقدمي مديريتي لازم را نداشته البته من بسيار خوشحالم كه هنوز جشنواره كودك زنده است اما بايد حواسمان باشد كه جشنواره ما را گول نزند، چون جشنواره نماينده پويايي سينماي كودك نيست و تنها ويترين اين ژانر از سينماست و در واقع جشنواره شرط لازم است و نه شرط كافي.

يكي از مشكلات اساسي سينماي كودك، اكران عمومي است، به عنوان مثال «گورداله و عمه غوله» كه بهترين فيلم در جشنواره فيلم كودك سال 91 شد، پس از گذشت دو سال هنوز هم به پرده اكران نرسيده است واي به روز ساير فيلم‌هاي جشنواره. از طرف ديگر با توجه به اينكه شبكه دو، شبكه كودك لقب گرفته است، مي‌تواند در برنامه‌اي مانند برنامه هفت به بررسي سينمايي كودك بپردازد و با خريد فيلم‌هاي كودك و پخش آنها در سيما، كمي از بار مشكلات فعالان اين سينما بكاهد.

زارعان: اتفاقاً اخيراً با حضور جناب آقاي بخشي‌زاده و آقاي جعفري جلوه مدير عامل بنياد فارابي و مهدي مسعودشاهي دبير جشنواره كودك جلسه‌اي داشتيم كه بنياد سينمايي فارابي و شبكه دو به توافقي رسيدند كه بر اساس آن يك برنامه دائم مانند سينما هفت با محوريت سينما كودك در شبكه دو توليد و پخش شود، با اين تفاوت كه در اينجا تنها درباره سينما كودك صحبت نمي‌شود و در سه بخش يعني بخش معرفي هنرمندان، بخش پخش فيلم‌هايي كه در آرشيو فارابي باقي مانده‌اند و بخش ديگر بالا بردن سواد بصري مخاطبان فعال شود. من تصور مي‌كنم اگر اين روند پايدار باشد، نشانه سحري در راه است.

بيرنگ: در اين ميان همدلي آقاي جعفري جلوه‌ كه خودشان بيست سال از مديران تلويزيون بوده و از تلويزيون به سينما آمده‌اند، اثر‌گذار است و البته بيشتر اهل سينماي كودك و نوجوان از بدنه صداوسيما هستند.

پس ماجراي پخش اين برنامه قطعي شده است؟

زارعان: بله.

بيرنگ: تنها راه پيشرفت سينماي كودك، تعامل تلويزيون و سينما و بازگشت به همان نوستالژي است و در اين حال تلويزيون خودش تيزر يك فيلم است. الان سينماي مستقل كودك ما با امكانات محدودي كه دارد بعيد مي‌دانم بتواند موفق حاضر شود. در هر حال ما نمي‌توانيم «ارباب حلقه‌ها» و «هري پاتر» بسازيم اما مي‌توانيم «شهر موش‌ها» را بسازيم كه پيش از اين در ذهن مردم معرفي شده‌اند.

زارعان: اگر تلويزيون از سينما حمايت كند، سينماي كودك جواب مي‌دهد و سينماداران هم سالن‌هايشان را به اكران اين فيلم‌ها اختصاص مي‌دهند كه پيش‌زمينه تلويزيوني داشته‌اند.

بيرنگ: اتفاقي كه مي‌افتد در تلويزيون، برندسازي است، مانند «شهر موش‌ها» و «چاق و لاغر»، اينها برند هستند هر روز ساخته نمي‌شوند.

زارعان: از طرف ديگر كاراكترها در تلويزيون عميق مي‌شوند چون در سينما ما شاهد 90 دقيقه فيلم هستيم، اما در تلويزيون ما 600 دقيقه تا 1000 دقيقه زمان داريم. زماني كه كاراكترها از تلويزيون به سينما مي‌روند، كاراكترهاي عميق شده‌اي هستند كه با سينما ارتباط برقرار كرده‌اند و همين طور برعكس، مثلاً اگر سينمايي «پورنگ» ساخته شود، بايد زير نظر يك كارگردان و تهيه‌كننده ديگر ساخته ‌شود و جهش پيدا ‌كند و اين پورنگي كه از سينما به تلويزيون باز‌مي‌گردد ديگر آن پورنگ روز اول نيست و در واقع صيقلي داده شده است و پس از آن امكان اين را دارد كه كتاب قصه و آلبومش هم منتشر شود. اين تعامل ميان تلويزيون و سيما مانند پينگ‌پنگ است.

بيرنگ: من از شما تشكر مي‌كنم كه بحثي را مطرح كرديد كه مسئله اساسي در سينما كودك است و سينماي كودك را به تنهايي بررسي نكرديد و تعامل اين دو را ديديد و به اين نتيجه رسيديد كه سينماي كودك بدون تلويزيون شايد بتواند جشنواره داشته باشد اما در نتيجه آثار باقي مانده از آن در آرشيو فارابي خاك مي‌خورد و در نهايت اين ژانر از سينما با همكاري ميان سينما و تلويزيون محقق مي‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار