«هر روز ما در جنگ بركتي داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهايم،ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم،ما در جنگ دوستان و دشمنان را شناختهايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشههاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم كرديم، ما در جنگ حس برادري و وطندوستي را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال ميتوان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به فتح افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظامهاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بيداري پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنايع نظامي ما از رشد آنچناني برخوردار شد و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت.»
اين جملات حكيمانه و دورانديشانه، بخشي از پيام حضرت امام خميني (ره) به مراجع اسلام، روحانيون سراسر كشور و... در مورد استراتژي آينده انقلاب و جمهوري اسلامي در تاريخ 3/12/1367 است.
دقت در هر فراز از مطلب مذكور، نشان ميدهد كه جنگ و آثار و بركات آن در ديدگاه حضرت امام (ره) چگونه بوده و تا چه اندازه اين ديدگاهها با واقعيات امروز انطباق دارد. بيش از 25 سال از پايان جنگ تحميلي و به عبارت بهتر دوران دفاع مقدس ملت ايران ميگذرد و اكنون شرايط در منطقه و جهان به گونهاي است كه ميتوان در مورد آثار، پيامدها و بركات دفاع مقدس بهتر قضاوت كرد. فراموش نكنيم كه هدف راهبردي متجاوزين و تمامي حاميان شرقي و غربي و منطقهاي آنان شكست انقلاب، ساقط كردن جمهوري اسلامي و تجزيه ايران بود. صدام تكريتي و تمامي حاميانش بر اين تصور بودند كه با آغاز جنگي مبتني بر استراتژي جنگ برقآسا، ايران را فرو ريخته و به كشوري ضعيف در منطقه تبديل خواهد كرد.
اكنون صدام و حزب بعث و حاميانش كجا و جمهوري اسلامي در چه موقعيت و جايگاهي قرار دارند؟ اينك به اعتقاد تمامي صاحبنظران، اين جمهوري اسلامي ايران است كه داراي عمق راهبردي و نفوذ استراتژيك در منطقه غرب آسيا و شمال آفريقا شده و با شكلدهي به دو پديده اعجاببرانگيز بيداري اسلامي و مقاومت، مديريت اصلي تحولات در اين منطقه را در دست گرفته است. بيداري اسلامي و مقاومت در منطقه، دو پديده مهم و سرنوشتساز براي مسلمانان و آينده بشريت، هر دو ريشه در دفاع مقدس ملت ايران دارد، امروز جهان اسلام و خصوصاً مسلمانان در منطقه، يكپارچه در برابر نظام سلطه، صهيونيسم بينالملل و حكومتهاي ديكتاتور، فاسد و وابسته در هر يك از كشورهاي منطقه، دست به قيام زده و پديده بيداري اسلامي، خواب را از چشمان ظالمان و ستمگراني كه ديروز از صدام بعثي حمايت ميكردند، ربوده است.
تحولات اخير در كشور يمن نشان داد كه پديده بيداري اسلامي در منطقه و جهان اسلام، اصالت داشته و از بين رفتني نيست. بيداري اسلامي شاخصي براي سنجش نفوذ استراتژيك جمهوري اسلامي است.
اين بيداري در جهان اسلامي از يك طرف و بيداري ملل محروم غيرمسلمان از طرف ديگر نشان از قيام مستضعفين در برابر مستكبران دارد و اين اتفاق بزرگ از دفاع مقدس سرچشمه ميگيرد. آنچه امروز به چشم ميبينيم، تحقق همان پيشبيني حضرت امام (ره) به عنوان دستاورد دفاع مقدس در 26 سال قبل است كه فرمودند: «ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها، ساليان سال ميتوان مبارزه كرد.» آري امروز مردم محروم و مستضعف با درس گرفتن از دفاع مقدس ملت ايران با اعتماد به نفس پا به عرصه مبارزه عليه قدرتهاي شيطاني گذاشته و باور دارند كه با پافشاري بر مقاومت و پايداري، پيروز ميدان خواهند بود. تحليل جنبشها، قيامها و انقلابهاي مهم در كشورهاي منطقه و جهان، نشان ميدهد كه در غياب ايسمهاي شرقي و غربي، اين ايدئولوژي انقلاب اسلامي است كه به عنوان يك مكتب انسانساز و تعاليبخش، الهامبخش تمامي ملل اعم از مسلمان و غيرمسلمان شده است و اين مهم، همان معناي صدور انقلاب است كه با جنگ به وقوع پيوست و حضرت روحالله در اين خصوص فرمودند: «ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهايم.»
اكنون همه كارشناسان و صاحبنظران در جهان، روند تحولات در منطقه راهبردي غرب آسيا و شمال آفريقا را، روندي منتهي به فروپاشي و نابودي رژيم صهيونيستي ارزيابي ميكنند. اين روند داراي دو شاخص مهم است.
1- قدرتيابي روز افزون جريان مقاومت در منطقه.
2- افول قدرت و نفوذ غرب و به ويژه امريكا در منطقه.
اين روند در كنار پديده بيداري اسلامي، از پايان دوران امپراتوري امريكا و همچنين پايان عمر رژيم غاصب و كودككش صهيونيستي و ديگر حكومتهاي دستنشانده در منطقه خبر ميدهد. اين روند بازگشتناپذير، نتيجه دست يافتن جمهوري اسلامي به عمق استراتژيك در منطقه و تشكيل محور مقاومت است.
دست برتر داشتن جمهوري اسلامي در تحولات منطقه، واقعيتي انكارناپذير است. ايران اكنون كشوري است كه از يك طرف در سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان و اقيانوس هند، به عنوان يك قدرت ثباتبخش و قابل اعتنا شناخته ميشود و از طرف ديگر، ژئوپلتيك خودش را به صورت طبيعي از طريق متحدانش در عراق، سوريه و لبنان تا سواحل مديترانه باز كرده و از اين رهگذر در جايگاه فرماندهي و هدايتكننده جبهه مقاومت قرار گرفته است. نقش محوري جمهوري اسلامي در جريان مقاومت منطقه با تكيه بر سرمايههاي ماندگار دوران دفاع مقدس، مقاومت را به يك جريان شكستناپذير و اسطورهاي تبديل نموده است.
تحليل جنگهاي 33 روزه، 22 روزه، هشت روزه و جنگ 51 روزه اخير غزه، اين واقعيت را آشكار ميسازد. روند رو به توسعه قدرت محور مقاومت، نابودي رژيم صهيونيستي را در پي خواهد داشت و اين همان چيزي است كه حضرت امام (ره) در 26 سال پيش در تبيين بركات و دستاوردهاي جنگ فرمودند: «جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت.»
بعد از جنگ 51 روزه غزه، دكتر رمضان عبدالله، دبيركل جنبش جهاد اسلامي فلسطين، با صراحت اعلام كرد، اگر سياستها و حمايتهاي جمهوري اسلامي نبود، امروز اساساً چيزي به عنوان مقاومت وجود نداشت و خط سازش بر منطقه حاكم بود.
در همين راستا بايد گفت، اگر دوران دفاع مقدس وجود نداشت و ملت ايران در پرتو مقاومت و ايستادگي عزت آفرين خود، جنگ تحميلي را به دفاع مقدس تبديل نكرده بود، امروز نه خبري از بيداري اسلامي بود و نه خبري از جريان مقاومت و اين غربيها و صهيونيستها بودند كه در منطقه راهبردي غرب آسيا يكهتازي ميكردند.