ديواري كوتاهتر از ديوار خبرنگار پيدا نميشود. اين مسئله عصر روز يكشنبه يكبار ديگر ثابت شد، وقتي حميد درخشان سرمربي پرسپوليس پاي تعهدنامه مشروطي را امضا كرد كه علاوه بر زير سؤال بردن شخصيت سرمربيان فوتبال توهين بيسابقهاي بود به خبرنگاران!
به هيچ عنوان قصد تطهير يا ايجاد فضايي مبني بر اينكه تمام ما به دور از عيب و ايراد هستيم را نداريم، چرا كه بر اين باوريم كه حتي در قشر خبرنگار نيز هستند كساني كه ارزش قلم را نميدانند و از بد حادثه وارد اين مقوله شدهاند. اما وقتي حميد درخشان تعهد مضاعف ميدهد كه از خبرنگار بازيكن نگيرد يا سفارش نپذيرد يعني اينكه تمام خبرنگاران اين كاره هستند و درخشان بايد مراقب باشد كه به هيچ خبرنگاري نزديك نشود.
درخشان تعهد ميدهد، اينكه او چه كار كرده كه به همين سادگي و بدون هيچ اعتراضي پاي اين تعهدنامه مضاعف امضا مياندازد بحثي است جدا اما به طور حتم چنين تعهدي را هيچ كدام از 15 مربي ديگر ليگ برتر و حتي ساير مربيان شاغل در فوتبال ايران امضا نكردهاند، حتي آنها كه برچسب منشوري روي نامشان خورده نيز زير بار امضاي چنين تعهدنامهاي نرفتهاند. تمام اينها بماند اما اينكه چرا يكي از بندهاي اين تعهدنامه توهين مستقيم به خبرنگار است دقيقاً مربوط به ماست و صداي ما را در ميآورد.
امضاي چنين تعهدي يعني درخشان ميتواند از بقيه آدمهاي حقيقي و حقوقي مربوط و نامربوط به فوتبال بازيكن بگيرد و سفارش بپذيرد. يعني ميتواند از تمام اعضاي فدراسيون فوتبال و ارگانهاي ديگر سفارش بپذيرد و بازيكن بگيرد اما خبرنگار همرديف دلال و دلال بازي خط قرمز حميد درخشان معرفي ميشود. اين است كه گفتيم ديواري كوتاهتر از ديوار خبرنگار نيست.
روزي امير قلعهنويي پاي لقمه و نطفه را وسط كشيد و توهيني آشكار به جامعه خبري كرد ما ساكت مانديم و چيزي نگفتيم. هميشه به همينگونه بوده خبرنگار از بسياري زد و بندهاي آقايان بالا و پايين فوتبال خبردار است و حرف نميزند، با اينكه بعد از چندي افتضاح كارشان مشخص ميشود اما بسياري از حرمتها اجازه نميدهد تا همه چيز رسانهاي شود ولي همين آقايان ميآيند و در اقدامي كه در هيچ كجاي دنياي فوتبال نه ديده و نه شنيده شده در يك تعهد مضاعف از سرمربي يك تيم فوتبال عملاً خبرنگار و جامعه خبري را دلال و كار چاقكن معرفي ميكنند.
اينكه تا چه زماني بايد مهر سكوت به دهان زد بر كسي معلوم نيست، فقط اينقدر ميدانيم كه از حميد درخشان گرفته تا تمام فوتبال با قلم همين خبرنگاران بهزعم فدراسيون فوتبال ناسالم به اينجا رسيدهاند و اگر نبود قلم آنها و يا اگر روزي تصميم بر اين شود كه در خصوص فوتبال و فوتباليها ننويسيم آن وقت خود همين آقايان خوب ميدانند كه چه سرنوشتي گريبانگيرشان خواهد شد. خوب ميدانند كه فوتبال با قلم و تصوير همين خبرنگاران و عكاسان به اينجا رسيده و اگر نبود كسي حتي به اين فوتبال شكست خورده و ورشكسته نگاه هم نميكرد. اين آخرين توهين به خبرنگاران نبوده و حتما هم تكرار شدني است، اما...
بماند، ديواري كوتاهتر از ديوار خبرنگاران نيست. ما هستيم و مينويسيم و ثبت ميكنيم، حالا هر طور ميخواهيد در خصوص جامعه خبري فكر كنيد و تصور داشته باشيد.