زن و شوهري كه روزي براي تشكيل بنيان خانواده پيمان بسته بودند به ناگاه يكي تصميم به حذف ديگري از زندگي ميكند. كساني كه دست به اين عمل مجرمانه ميزنند انگيزههاي بسياري مثل فقر، پرخاشگري، اعتياد و خيانت را مطرح ميكنند. نظر به اهميت موضوع گفتوگوي ما با محمد خاكي بازپرس عمومي دادسراي كرج و داديار سابق اظهارنظر دادسراي جنايي تهران در پي ميآيد:
آقاي خاكي، جنابعالي حدود يك دهه در دادسراي جنايي تهران به عنوان قاضي اظهارنظر فعاليت داشتيد، با اين وجود در ارتباط با پديده همسركشي بفرماييد وضعيت جامعه ايران را چگونه ميبينيد؟
معمولاً در جامعه سنتي ما، آمار قتل زن توسط مرد و بالعكس بالا است، در واقع همسركشي رايجترين نوع قتل خانوادگي در كشور ميباشد. اين موضوع از يك سو به حاكم بودن اصول سنتي بر تركيب خانوادهها و از سوي ديگر به گام نهادن كشور به دنياي مدرن برميگردد كه تا حدي سنتها را تحت تأثير گذاشته است. بررسيها نشان ميدهد كه درصد قابل توجهي از خانوادهها خود را پايبند بعضي از سنتها نميدانند. در واقع در پي تغييرات جديد ايجاد شده گاهي تضادهايي بين آموزهها و گرايشات افراد بعد از ازدواج پيش ميآيد كه ممكن است به چالش بزرگي تبديل شود كه نتيجهاش چيزي جز درگيري خانوادگي نيست.
تأكيد افراد بر اصول سنتي مبني بر تحكيم بنيان خانواده است. ناديده گرفتن اين اصول چگونه به بروز عمل مجرمانه ميانجامد؟
نقش اين موضوع قابل انكار نيست، چراكه ناديده گرفتن ارزشهاي ديني از سوي زوجين، گاهي زمينه جرح يا قتل را فراهم ميكند. به عبارت بهتر، عدم تقيد به اصول شرعي و بيتوجهي در رعايت ارزشهاي اسلامي مثل حجاب و روابط اجتماعي توأم با متانت زن، برقراري روابط نامشروع با مرد اجنبي و مسائلي از اين دست در جامعه مذهبي ما حساسيت برانگيز هستند و چه بسا برخي از مردان وقتي با چنين مسائلي از سوي شريك زندگيشان مواجه شوند نتوانند تحمل كنند و قبل از استفاده راههاي قانوني براي حل مشكل، دستشان را به خون آغشته كنند.
بررسي پروندهها نشان ميدهد كه مردها بيشتر مرتكب قتل همسران خود ميشوند، به نظر شما عمده انگيزه آنان از اقدام به خشنترين جرم جنايي چيست؟
مردها در قتل همسرانشان انگيزههاي مختلفي دارند كه فقر، شرايط بد اقتصادي، اختلافات شديد خانوادگي توأم با خشونت، تفاوتهاي بارز فرهنگي و عقيدتي، بيتوجهي به اصول و موازين شرعي، عدم توجه به تعهدات ناشي از ازدواج و عصبانيت آني تنها بخشي از آنها است. اما از خيانت زن و برقراري روابط نامشروع با مرد اجنبي، اعتياد و توهمات ناشي از مصرف ماده مخدر شيشه ميتوان به عنوان انگيزه اصلي مردان در همسركشي نام برد.
زنان بيشتر با چه انگيزهها و روشهايي مرتكب همسركشي ميشوند؟
قتل مرد توسط زن، غالباً ريشه در انحرافات جنسي زن دارد. يعني آشنايي و ارتباط با مرد اجنبي انگيزه اصلي بيشتر زناني است كه مرتكب قتل همسرانشان شدهاند. اما در پاسخ به بخش ديگر سؤالتان عرض كنم كه زنان بيشتر با اجير كردن فردي ديگر، مسموم كردن، انسداد مجاري تنفسي و چاقو زدن هنگامي كه فرد مورد نظرشان در حالت خواب يا بيهوشي است، دست به قتل ميزنند.
يعني زنان معمولاً با طرح و نقشه قبلي حق حيات همسرشان را ميگيرند؟
بله همين طور است. در واقع مردها بيشتر از روي عصبانيت و به صورت آني همسر خود را به قتل ميرسانند اما زنان چون از لحاظ قواي جسمي از مرد ضعيفتر هستند و توان درگيري فيزيكي مستقيم را ندارند، از قبل نقشه قتل را طراحي و آن را توسط مردي كه با او رابطه برقرار كردهاند يا از سوي فرد و افرادي كه اجير كردهاند، اجرا ميكنند. يعني در اكثر پروندههاي همسركشي زنان نقش معاونت در قتل را دارند كه در اين صورت، سه تا ۱۵ سال حبس تعزيري در انتظارشان است.
به خشونت خانوادگي به عنوان يكي از دلايل و انگيزههاي قتل زنان توسط همسرانشان اشاره كرديد، سؤال اين است كه آيا خشونت در سطح بالاتر يعني در جامعه و منطقه، ميتواند در پديده همسركشي نقش داشته باشد؟
قطعاً خشونتهاي محيطي در اين پديده اثرگذار است. يعني آنچه در سطح خانواده، جامعه و كشورهاي منطقه اتفاق ميافتد، از قبيل مسائل حاد اقتصادي، اجتماعي، جنگ و خونريزي موجب پرخاشگري مزمن در افراد ميشود. در واقع اين گونه مسائل موجب ميشود بهداشت رواني اشخاص آسيب ببيند و آستانه تحمل آنها كاهش يابد، لذا وقتي در خانه با مشكلي هرچند كوچك مواجه ميشوند منطقي رفتار نميكنند و دست به خشونت و حتي قتل ميزنند.
همسركشي از لحاظ قانون مجازات اسلامي چه حكمي دارد و آيا شما مجازات پيشبيني شده را بازدارنده ميدانيد؟
از نظر قوانين موضوعه اين نوع قتل در صورت عمدي بودن موجب قصاص است كه اين قصاص با پرداخت تفاضل ديه از جانب اوليايدم مقتوله به قاتل صورت خواهد گرفت. بر اساس ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامي اگر مرد همسر خويش را در فراش با مرد اجنبي ببيند قصاص و ديه از وي ساقط ميشود البته اين مهدورالدم بودن مقتولان بايد به اثبات برسد. گاهي اوقات فرد كشته شده اساساً مهدورالدم نبوده است ولي به تصور و اعتقاد قاتل، او مهدورالدم است. اگر قاتل، اشتباه در اعتقاد خود را در دادگاه ثابت كند، قتل عمدي بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامي تبديل به شبهعمد شده و تنها ديه مقرر شرعي اخذ خواهد شد. اما در پاسخ به بخش ديگر سؤالتان بايد گفت كه قانون مجازات اسلامي اشد مجازات را براي جرم قتل و از جمله همسركشي در نظر گرفته است كه تا حدي نقش بازدارندگي دارد.
با اشاره به تأثيرات منفي همسركشي بر خانواده و جامعه بفرماييد با چه راهكارهايي ميتوان اين آسيب را كاهش داد؟
خانواده مقدسترين نهاد جامعه است لذا وقتي چنين حادثه شومي در آن رخ ميدهد از هم ميپاشد و ارزش واقعي خود را از دست ميدهد. اعضاي آن به شدت دچار التهابات روحي و پرخاشگري ميشوند و چون آستانه تحملشان به شدت پايين ميآيد، مشكلاتي را براي ساير افراد جامعه ايجاد ميكنند. از سوي ديگر نگاه افراد ديگر جامعه به اين گونه خانوادهها تا حدي تحقيرآميز است كه اين موضوع آرامش به مخاطرهافتادهها را بيشتر تهديد ميكند.
از اين رو قبل از وقوع چنين حادثهاي بايد مسائل و مشكلات اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي خانوادهها را شناسايي و با برنامهريزي دقيق آنها را بر طرف كرد يا حداقل كاهش داد. ضمن اينكه آموزش خانواده نقش مؤثري در كاهش اين پديده دارد.
همانطور كه اشاره شد، بسياري از قتلها از روي عصبانيت و به صورت آني اتفاق ميافتند كه تا حد زيادي قابل پيشگيري هستند. در اين زمينه كافي است زوجين به هنگام مشاجره لفظي لحظهاي به عاقبت نزاعشان فكر كنند. ضمن اينكه طلاق بهتر از جنايت و ارتكاب قتل است. از اين رو اگر زن و شوهري به هر دليلي به بن بست خوردند و ديگر ادامه زندگي مشترك برايشان سخت شده، به جاي درگير شدنهاي فيزيكي بهتر است از قانون كمك بگيرند و به صورت رسمي از هم جدا شوند.