
كم نيستند كارگردانان نام آشنايي كه در سالهاي اخير راه خود را از تلويزيون جدا كردهاند؛ گروهي به سينما كوچ كردهاند و دستهاي هم سر از شبكه نمايش خانگي درآوردهاند. پركارترينشان به يقين مهران مديري، براي شاخصترينشان اما مثالي نميآوريم كه مناقشه نشود و حرف و حديث شكل نگيرد. شبكه نمايش خانگي ميتوانست براي سينماي ايران يك رقيب قدرتمند باشد كه نشد؛ مراجعه به يك سوپرماركت و هزينه اندك 2500 تا 3000 توماني در مقابل مرارتهاي رفتن به سينما و صرف مخارج چند ده هزار توماني براي يك خانواده، گزينه مناسب و آسانتري ميتوانست باشد اما كيفيت فيلمهاي توليد و پخش شده در اين شبكه چنان پايين بود كه تماشاگر را به ياد تئاترهاي روحوضي يا فيلمفارسيهاي گذشته ميانداخت. رفته رفته شبكه نمايش خانگي مخاطبش را از دست داد و به وضوح در برابر فيلمهاي توليدي كم آورد و قافيه را باخت. سريالهاي شبكه نمايش خانگي اما، حكايت ديگري داشت. با حضور سريالسازان آزمون پس داده در اين شبكه، مخاطبان ثابتي شكل گرفتند كه هر هفته منتظر آمدن قسمت جديد سريال مورد علاقه خود بودند. مجموعههايي مانند «قهوه تلخ»، «قلب يخي»، «شاهگوش» و. . . بازار نمايش خانگي را آنچنان گرم كرد كه فيلمسازان بيشتري راغب به فعاليت در اين حوزه شدند.
مهران مديري
مهران مديري كه سالها در تلويزيون فعاليت داشت و سريالهايي همچون «پاورچين»، «نقطهچين» و «شبهاي برره» را براي جعبه جادويي ساخته بود، با «قهوه تلخ» چراغ شبكه نمايش خانگي را روشن كرد.
مديري با بازيگران ثابت سريالهاي تلويزيونياش تماشاگران زيادي را براي خودش دست و پا كرد، هر چند كه اين سريال در ميانه راه با وقفهاي طولاني مواجه و در ادامه نيمهكاره رها شد.
دومين سريال مهران مديري بعد از قهوه تلخ «ويلاي من» بود. داستان اين مجموعه روايتگر زندگي چند آدم كلاش براي تصاحب مال و اموال بدون وارث پيرمردي بود كه در بستر بيماري به سر ميبرد و از آنجا كه فرزندي نداشت اين افراد سعي داشتند تا با مدارك جعلي خود را به عنوان برادرزادههاي وي معرفي كرده و ذينفع به حساب بيايند.
«ويلاي من» بازيگران زيادي داشت و توزيع آن به بازار هنري كشور به صورت منظم صورت گرفت. هر چند به عقيده بسياري از منتقدان اين سريال كه اتفاقا تهيهكنندگي آن هم بر عهده خود مديري بود، كار ضعيفي به حساب ميآمد. به هر حال با فروش مطلوبي در بازار مواجه شد. «گنج مظفر» سومين كار اين كارگردان بود كه البته چندان مورد توجه قرار نگرفت. سريالي مربوط به سال 86 كه سري اول آن با عنوان «باغ مظفر» براي تلويزيون ساخته شده بود. اين مجموعه بهرغم دارابودن بازيگراني مانند رضا شفيعي جم، نادر سليماني، محمدرضا هدايتي، سحر جعفري جوزاني، سيامك انصاري و نصراله رادش نتوانست به حد مطلوبي از فروش دست پيدا كند و ميتوان گفت كه ديده نشده باقي ماند. مديري پس از «گنج مظفر» اين بار به همراه چند ده بازيگر طنز كه پيش از اين هرگز سريال طنزي با اين حجم از بازيگر نديده نشده بود تصميم گرفت مجدداً با جنگ طنز به خانههاي مردم بيايد. «شوخي كردم» در هر قسمت يك موضوع و معضل مهم جامعه را به عنوان ايده اصلي در نظر گرفته و كليپهاي چند دقيقهاي در مورد آن پخش ميكرد. مهران غفوريان، جواد رضويان، نيما فلاح، سحر ولدبيگي، سحر زكريا، نادر سليماني، رضا شفيعيجم، بهنوش بختياري، محمدرضا هدايتي، سيامك انصاري، فلامك جنيدي، كمند اميرسليماني، برزو ارجمند، اليكا عبدالرزاقي، نصراله رادش و. . . از جمله بازيگران اين مجموعه بودند.
داود ميرباقري
ميرباقري كه ساخت مجموعههاي تاريخي ـ مذهبي پرمخاطبي همچون «امام علي»، «معصوميت از دست رفته» و «مختارنامه» را در كارنامه هنري خود داشت با «شاهگوش» به شبكه نمايش خانگي آمد. «شاهگوش» يك مجموعه ويدئويي در ۲۸ قسمت ۶۰دقيقهاي به نويسندگي و كارگرداني داود ميرباقري و تهيهكنندگي سيدمحمدامامي و مهران برومند توليد شده در سال ۱۳۹۲ بود. ساخت اين سريال، سوم مرداد ۱۳۹۲ با حضور سيد محمد خاتمي، رئيسجمهور سابق ايران آغاز شده بود. محسن تنابنده، اكبر عبدي، سيروس گرجستاني، فرهاد اصلاني، مرجانه گلچين، احمد مهرانفر، شهرام حقيقتدوست، طناز طباطبايي و... بازيگران اين سريال بودند.
بيژن بيرنگ
كارگردان مجموعههاي موفقي مانند «همسران» و «خانه سبز» كه يار هميشگياش مسعود رسام را در كنار خود نميديد، قيد تلويزيون را زد و «شام ايراني» را به نمايش خانگي آورد. تنها فرق اين مجموعه با نمونههاي آن طرف آبياش اين بود كه در ايران و البته به كمك تعدادي از هنرمندان محبوب و مطرح ساخته شد. در هر دو قسمت از «شام ايراني» چهار نفر به رقابت آشپزي با يكديگر پرداخته و درنهايت به مهماننوازي، دستپخت و ميزآرايي هركدام نمره داده ميشد. بيژن بيرنگ «شام ايراني» را با حضور چهرههايي همچون: مهران غفوريان، سحر زكريا، شقايق دهقان، حميد عسكري، كامبيز ديرباز، اكبر عبدي، لادن طباطبايي،اميرحسين رستمي، مهدي پاكدل، مهرانه مهين ترابي، سروش صحت، رامبد جوان و . . . جلوي دوربين برد و فروش خوبي هم در بازار نمايش خانگي داشت. بيرنگ بعدها امتياز «شام ايراني» را واگذار كرد.
كمال تبريزي
كارگردان نامآشناي سينماي ايران نيز كه از آنچه بر آخرين ساخته تلويزيونياش «سرزمين كهن» رفته بود، گلهها داشت ترجيح داد كه ادامه فعاليتش را در شبكه نمايش خانگي پيگيري كند. «ابله» عنوان سريالي است كه او از 10 شهريور جلوي دوربين برده و قرار است از 20 مهرماه اولين قسمتش وارد بازار شود.
تبريزي اما ورودش به شبكه نمايش خانگي را به دور از حاشيههاي پيشآمده «سرزمين كهن» دانسته و درباره دلايل ورودش به اين شبكه گفته است: ورودم اصلاً به حاشيههاي سريال «سرزمين كهن» مربوط نميشود، بلكه مربوط به خود تلويزيون است. به گفته تبريزي، بسياري از هنرمندان تمايل ندارند كه در چنين شرايطي در تلويزيون كار كنند؛ چراكه متأسفانه براي تلويزيون فرقي بين دوغ و دوشاب وجود ندارد و شايد گاهي اوقات برعكس هم اتفاق بيفتد. به اعتقاد اين كارگردان، به دليل اينكه تلويزيون شرايط بسيار نامساعد و نامناسبي دارد خيلي از هنرمندان و افرادي كه خاستگاهشان تلويزيون بوده از آن دور شدهاند و به خاطر برخورد مسئولان ديگر تمايلي ندارند كه با اين رسانه همكاري كنند. وي وعده داده كه با فيلمنامه خاص طالبنژاد براي «ابله» به نوعي يك «سرزمين كهن» ديگر ساخته شود.
حسن فتحي
بعد از حضور داود ميرباقري و كمال تبريزي در شبكه خانگي، حسن فتحي نيز تصميم گرفت با ساخت يك سريال جديد كارگرداني در اين شبكه را تجربه كند. «روزي روزگاري عاشقي» عنوان پروژه جديد حسن فتحي است كه به زودي وارد مرحله پيشتوليد خواهد شد. اسماعيل عفيفه كه پيش از اين به عنوان تهيهكننده اكثر پروژههاي فتحي فعاليت داشته، در سريال «روزي روزگاري عاشقي» به عنوان مجري طرح حضور خواهد داشت. فتحي سازنده سريالهايي مثل «پهلوانان نميميرند»، «مدار صفر درجه»، «روشنتر از خاموشي»، «شب دهم» و «ميوه ممنوعه» براي تلويزيون است.
محمدحسين لطيفي
سال 90 اما نوبت به محمدحسين لطيفي رسيد تا با «ساخت ايران» به جمع كارگردانان حاضر در شبكه نمايش خانگي بپيوندد. لطيفي كه با ساخت سريال «صاحبدلان» براي شبكه يك، عيار بالاي فيلمسازياش را عيان كرده بود، براي «ساخت ايران» به سراغ محمدرضا گلزار و امين حيايي رفت كه قبلاً زوج موفقي را در فيلم «كما» شكل داده بودند.
پس از پخش توزيع «ساخت ايران» در شبكه نمايش خانگي، تهيهكنندگان اين پروژه بر آن شدند تا شرايط نمايش اين فيلم را از تلويزيون فراهم كنند و پس از رايزني با مسئولان رسانه ملي توانستند نگاه آنها را به اين مجموعه جلب كنند. سال گذشته «ساخت ايران» براي اولين بار از شبكه آيفيلم پخش شد و مورد استقبال عمومي قرار گرفت.
لطيفي پيش از «ساخت ايران» مجموعه «قلب يخي» را دست ساخت داشت كه در نيمه راه از مجموعه جدا و سامان مقدم جايگزينش شد؛ تغييراتي كه تعطيلي موقت توليد اين مجموعه و تغيير بازيگران را به همراه داشت. در «قلب يخي» از ميان بازيگران شناختهشده سينما حميد فرخنژاد، الناز شاكردوست، حسين ياري و مهراوه شريفينيا حضور داشتند و استقبال از اين مجموعه نيز نسبتا قابل قبول بود.
آرش معيريان
معيريان نيز كه سال گذشته سريال تلويزيوني «پيدا و پنهان» را به طور مشترك با شهرام شاهحسيني و براي سيمافيلم كارگرداني كرده بود، اينبار به همراه سعيد ابوطالب دست به ريسكي بزرگ و پرهزينه زدند تا كاري متفاوت عرضه كنند. احتمالا ديدن رقابتهاي جدي و در شرايطي هيجانانگيز محمدرضا فروتن، الناز شاكردوست، سيروان خسروي، سحر ولدبيگي، فرزاد حسني، بهنوش بختياري و نيما فلاح در جنگل و دشت و صحرا براي هركسي ميتوانست جالب باشد.
مجموعه «رالي ايراني» سروصداي زيادي به پا كرد و با توجه به قرعهكشيهاي هفتگي و جايزههاي قابل توجهي كه به خريداران دي وي ديها داده ميشد، حسابي مشتري پيدا كرد و فروخت.
كمرنگ بودن خط قرمزها در شبكه نمايش خانگي
محمدتقي فهيم نيز وجود خط قرمزهاي تلويزيون را دليلي براي رغبت كمتر كارگردانان اسم و رسمدار براي فعاليت در آن عنوان ميكند. اين منتقد با اشاره به اينكه دست فيلمسازان در شبكه نمايش خانگي بازتر است، ميگويد: خط قرمزهاي سليقهاي در نمايش خانگي نسبت به تلويزيون كمرنگتر است.
وي اظهار ميدارد: همچنين تلويزيون يكسري محدوديتها در پذيرش طرحها و حمايت از فيلمسازان دارد كه باعث ميشود سازندگان سريالها به حضور در نمايش خانگي راغب شوند.
خط قرمزها يكي است
حجت قاسمزاده اصل اما نظر ديگري دارد. به اعتقاد وي، براي يك فيلمساز فرقي نميكند كه منابع فيلم و سريالش از كجا تأمين شود؛ مهم براي يك هنرمند امنيت شغلي و مالي است.
كارگردان سريال «ثقهالاسلام تبريزي» ميگويد: ممكن است امنيت مالي در شبكه نمايش خانگي بالاتر و فيلمساز آزادي عملي بيشتري داشته باشد اما در نهايت فيلمنامهها تفاوت چنداني با هم ندارد و خط قرمزها يكي است. قاسمزاده اصل با بيان اينكه هر فيلمساز عمر محدودي دارد و اين فرصت را نميتوان در محاق گذراند، يادآور ميشود: مگر يك فيلمساز چند سال ميتواند كار كند؟ بايد هرگاه فرصت فراهم شود، فيلم ساخت. ديگر تلويزيون و شبكه نمايش خانگي تفاوت چنداني ندارد.
معاونت سيما پشت مسائل مالي پنهان شده
كارگردان تله فيلم «تنهايي» به بحران مالياي كه تلويزيون با آن مواجه است نيز اشاره ميكند و اظهار ميدارد: معاونت سيما پشت مسائل مالي پنهان شده و با ناديده گرفتن ضعفهاي ساختاري، فيلمسازان بزرگ را تارانده است. وي در عين حال تأكيد ميكند كه تلويزيون خانه امني برايش بوده است و ادامه ميدهد: تلويزيون با من مدارا كرده و من هم فيلمهاي بدي براي آنها نساختهام. ميتوانم بگويم كه آدم خوش شانسي بودهام كه توانستهام فيلمهايي را كه دوست دارم بسازم. قاسمزاده اصل درباره اينكه آيا پيشنهادي براي فعاليت در شبكه نمايش خانگي داشته است، ميگويد: پيشنهاداتي داشتهام اما چون كار طنز بوده، به طرفش نرفتهام. طنز مقوله بدي نيست اما دلخواه من و زمينه مورد علاقهام نيست.
فكر ميكنند فقط طنز پرمخاطب است
سازنده سريال «يادآوري» ميافزايد: متأسفانه با تفكر عوامانهاي كه در معاونت سيما وجود دارد، آنها هم تصور ميكنند كه فقط كار طنز ميتواند پرمخاطب باشد. اين فيلمساز درباره حضورش در عرصه سينما ميگويد: فيلمنامه آماده دارم اما امكان ساختش فراهم نيست. سرمايه، بحث هميشه جاودانه فيلمسازي در همه دنيا است. وي در پايان تأكيد ميكند: فيلم سينماييام فعلاً در حد يك حرف است. ترجيح ميدهم صبر كنم تا بتوانم فيلم دلخواهم را بسازم.