
شايد قبل از سال 92 اثبات اين نكته اندكي دشوار بود كه «خوشبيني مفرط نسبت به نظام سلطه » جزء لاينفك مباني سياست خارجه جريان دومخرداد است و امروز پس از گذشت نزديك به 13ماه از روي كار آمدن دولت يازدهم ميتوان قضاوت منصفانهاي نسبت به مؤلفههاي نظري و رفتاري اين طيف در اين حوزه داشت چراكه با تغيير رفتار ايران در تعامل با غرب و به ويژه در بحث پرونده هستهاي، روابط ايران با نمايندگان نظام سلطه تحولات فراواني را تجربه كرد و با بررسي اين فراز و فروها و كنشهاي جريان هواخواه غرب در داخل نسبت به اين اتفاقات ميتوان به نتيجه مناسب و شفافي دراين باره رسيد.
افزايش محدوديتها و تحريمهاي بينالمللي و گسترش مشكلات اقتصادي در طول سالهاي 89 تا 91 باعث آن شد تا جريان هواخواه ليبراليسم در داخل بر تئوري سالهاي حاكميت خود يعني «سازش با غرب» تأكيد كند و تنها راه نجات كشور را تغيير نگاه نسبت به دنياي غرب بداند.
با روي كار آمدن دولت يازدهم اين اتفاق افتاد و ايران با تغيير رويكرد رفتاري محسوس در مواجهه با غرب - كه ظهور و بروز آن در موضوع هستهاي بود - اين هدف را دنبال ميكرد كه تحريمهاي بينالمللي برداشته شده و وضعيت معيشتي و اقتصادي مردم بهبود يابد. هر چند تا رسيدن به توافقنامه جامع هنوز فرصت باقي است اما ميتوان به وضوح ديد كه امروز پس از گذشت 13ماه از آغاز دولت تدبير و اميد و نزديك به 9ماه از شروع مذاكرات ايران با غرب هنوز گشايشي در هيچ كدام از اهداف مترتب شده صورت نگرفته است، به عبارت ديگر سياست مورد اشاره جريان تجديدنظرطلبهيچگاه در طول سالهاي اخير رو به افول حركت نكرده و برعكس در تمام سطوح تشكيلاتي و رسانهاي تلاشهاي قابلتوجهي هم داشته است، آنگونه كه با رصد عملكرد روزنامههاي زنجيرهاي در طول 13ماه گذشته و همچنين نقطهنظرات چهرههاي مطرح اين طيف در قبال موضوع امريكا - كه بخشي از آن در ذيل «مذاكرات ايران و امريكاييها در قالب 1+5» عنوان ميشود - ميتوان مطالب و مواضع پرشماري را به دست آورد كه در آن «ضمن تطهير و تقديس چهره امريكاييها» به «تحميل خوشبيني در افكار عموم نسبت به غربيها» به صورت فراگير و هدفمند پرداخته شده است، به عبارت بهتر ميتوان گفت بارها تأكيد شده روي كار آمدن دولت يازدهم بستري تازه براي فعاليتهاي سياسي جناح دومخرداد را فراهم آورده به گونهاي كه تئوريسينهاي اين جريان بسياري از اهداف برزمين مانده خود را با قوت بيشتري دنبال ميكنند، از جمله اين اهداف «تغيير راهبردي در سياست خارجه» جمهوري اسلامي ايران است؛ دستور كاري قديمي كه اتاق فكر اين طيف در طول ماههاي اخير دوباره آن را مورد توجه قرار داده است.
آنها در اولين قدم با تبليغات گسترده و فشرده عبارت«نرمش قهرمانانه» را تحريف كرده و آن را به عنوان يك عقبنشيني و عقبگرد نظام از مواضع گذشته به جامعه القا ميكردند و از اين منظر دولت را تحت فشار براي انجام مذاكراتي با امتيازدهي فراوان ترغيب كرده و از سوي ديگر با «تطهير چهره امريكاييها در فازهاي مختلف رسانهاي- رواني»، «مذاكره با امريكا» را در شرايط پس از انتخابات خردادماه، به عنوان يك مطالبه عمومي جا انداخته و به دولت فشار ميآورند تا خواسته عمومي را ارج و قرب بنهد و در مسير آن قدم بردارد.
به هر روي آنچه در اين ميان مهم مينمايد برخورد دوگانه و گاه متناقض جريان رسانهاي وابسته به طيف تجديدنظرطلب نسبت به رفتار و مواضع نمايندگان نظام سلطه است، با اين توضيح كه رسانههاي متعدد اين جريان آنجايي كه مقامات سياسي غربي به افزايش تحريمها دست زده يا ادبيات توهينآميزي را نسبت به مردم ايران اتخاذ كرده، سانسور كرده و برعكس در جايي كه مسئولان غربي چند جمله در حمايت از مذاكرات با ايران به زبان آورده را برجستهسازي كرده و با ذوقزدگي به تيتر يك رسانههاي خود تبديل ميكنند.
با مرور برخي از مصاديق - يك سال گذشته - ميتوان به وضوح ديد كه جريان هواخواه ليبراليسم در داخل در مواجهه با نظام سلطه «استانداردهاي دوگانه» را داراست.
افزايش تحقير و توهين مقامات امريكايي و افراد صاحب نفوذ در ايالاتمتحده پس از توافق ژنو3، لحني بيادبانهتر و تندتر نسبت به ايران را اتخاذ نمودند. «فريبكار خواندن ايرانيان»، «تهديد مكرر ايران به حمله نظامي در صورت حل نشدن موضوع در مذاكرات»، «تهديد به افزايش تحريمها در صورت نتيجه ندادن مذاكرات»، «تهديد به حمله اتمي»، «كشيدهشدن ايران به پاي ميز مذاكره بر اثر تحريمها»، «مسئوليتناپذير خواندن ايران در عرصه بينالمللي» و «اتهام مصرف داخلي داشتن مواضع مسئولان كشورمان» تنها بخشي از لحن اهانتآميز امريكاييها طي يك سال اخير نسبت به ملت ايران و مسئولان كشورمان بوده است؛ پديدهاي كه هيچگاه پاسخ مناسب و درخوري از سوي مسئولان رسمي كشورها را به همراه نداشته است.
سكوت در مقابل توهين شرمن يكي از نمونههاي بارز برخورد دوگانه طيف دومخرداد با نظام سلطه را بايد در مواضع وندي شرمن مذاكرهكننده ارشد تيم امريكايي در نشست ايران با 1+5 در ژنو دانست كه بخشي از خط ديكتهشده اتاق فكر تجديدنظرطلبان به رسانههايشان را آشكار ميكند.
درحالي كه ارگانهاي مطبوعاتي تجديدنظرطلب هماهنگ با شخصيتهاي مشهور خود مذاكرات ژنو3 را در اواخر سال 92 بسيار مثبت و اميدواركننده ارزيابي ميكردند، خانم شرمن بلافاصله پس از مذاكرات آب پاكي را روي دست جماعت خوشبين داخل ميريزد و اعلام ميكند: «حوزههاي اختلافي بسيار زيادي باقي مانده كه بايد بحث شود. هنوز درباره هيچ چيزي توافق نشده است.
هنوز هيچ گامي برداشته نشده است كه سبب برداشته شدن تحريمها به صورت ملموس شود... تا ايران گامي برندارد، تحريمها تعديل نميشود.» اقدام غيرحرفهاي و انحصاري روزنامههاي زنجيرهاي در حذف و سانسور اينگونه سخنان خصمانه مقامات غربي روز سهشنبه شكل واضحتري به خود گرفت؛ آنجايي كه وندي شرمن در اظهاراتي بيادبانه و شرمآور بيان ميكند: «فريب و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است» و در ادامه ميگويد: ما به دنبال حذف تحريمهاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به ايران فرصت ميدهيم براي از بين بردن نگرانيهاي ما، مدتي «استراحت» كند.
نه تنها رسانههاي هواخواهان ليبراليسم در داخل، به سخنان توهينآميز مذاكرهكننده ارشد تيم امريكايي در مذاكرات هستهاي و اكنشي درخور توجه آن هم در قالب نوشتن يادداشت و مقاله نشان ندادند بلكه حاضر نشدند حتي اصل خبر را هم در صفحات خود جهت تنوير افكار عمومي و حداقل رعايت حق ابتدايي مردم، پوشش خبري دهند.
افزايش تحريمها هفته قبل بود كه وزارت خزانهداري و وزارت خارجه امريكا هشت شخصيت به همراه ۲۰ شركت و مؤسسه مالي از جمله شش نفتكش ايراني را به بهانه نقض تحريمهاي هستهاي و موشكي در ليست سياه قرار داد، اين در حالي است كه پس از توافقنامه ژنو3 اين چندمين باري است كه كارگزاران نظام سلطه با نقض اين توافقنامه دامنه تحريمها و محدوديتهاي بينالمللي عليه كشورمان را گسترش ميدهند.
در يكي از همين دست اقدامها، در زمستان سال 92 و در حالي كه ايران و 1+5 آماده اجراي توافق ژنو ميشدند، دولت امريكا در اقدامي موازي با آنچه امروز انجام داده تعدادي از شركتها و اشخاص ايراني را در ليست تحريمهاي جديد خود قرار داد، هر چند دولت امريكا مدعي بود اين تحريمها جديد نبوده و اجراي قانون پيشين است، اما بررسيها نشان داد برخي از شركتها و اشخاص ذيل يك تحريم جديد و كاملاً برخلاف توافق ژنو مورد تحريم قرار گرفتهاند.
اما اينگونه واكنشهاي دوگانه در حالي است كه مقام معظم رهبري در واكنش به رفتارهاي امريكاييها و متحدانش ميفرمايند: «در يك سال اخير به خاطر مسائل حساس هستهاي و تجربهاي كه مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاكراتي داشته باشند اما از اين ارتباطات نه تنها فايدهاي عايد نشد بلكه لحن امريكاييها تندتر و اهانتآميزتر شد و توقعات طلبكارانه بيشتري را در جلسات مذاكرات و در تريبونهاي عمومي بيان كردند... امريكاييها نه تنها دشمنيها را كم نكردند بلكه تحريمها را هم افزايش دادند!»
ذوقزدگي از اظهارات اوبامادر حالي روزنامههاي زنجيرهاي طي ماههاي گذشته بارها تحريمهاي جديد امريكاييها و اهانتهاي مقامات سياسي غربي را سانسور كردند كه روزگذشته در اقدامي مشترك سخنان دوپهلو و تاكتيكي اوباما مبني بر «مشكل اعراب؛ شيعه و ايران نيست، افراطيگري سني است» را در صفحات نخست خود درج كرده و موضعگيري رئيس دولت امريكا را با ذوقزدگي مفرط پوشش رسانهاي دادند، اين درحالي است كه اوباما بارها و از جمله در 16 آذر سال 92 در موضعگيري چالشبرانگيز اعلام كرده بود: انتخاب روحاني در ايران دليل تأثير تحريمهاست... اگر ما نتوانيم به نتيجه جامع مورد رضايت ما و جامعه جهاني برسيم، آنگاه فشارها بر ايران را افزايش ميدهيم و گزينههايي كه من قبلاً درباره آنها سخن گفتم، به كار گرفته ميشود، اين گزينهها شامل حمله نظامي نيز ميباشد.
به راستي چرا بايد رسانههاي پرشمار دومخرداد همه اظهارات اوباما درباره ايران را به اطلاع مردم نرسانند و تنها به بخشي از آن بپردازند كه با سياست رسانهاي آنها هم سازگاري دارد؟