در آستانه سيزدهمين جشنواره بينالمللي فيلم مقاومت قرار داريم و استراتژيكترين جشنواره سينمايي و بلكه هنري اين مرز و بوم به زودي برگزار ميشود. بدون مقدمه كه وارد ماجرا شويم بايد بگويم به عقيده بنده، ثمرات و بركات جشنواره مقاومت بر سينما و فضاي سينمايي كشور، به مراتب بيشتر از ثمرات و بركات همين سينما بر مقاومت و تفكرات حاكم بر آن است.
وقتي به آمار و ارقام مراجعه ميكنيم ادعاي فوق به راحتي قابل اثبات است، چنانكه در پنج سال وقفهاي كه بين دوره دهم تا يازدهم افتاد، سينماي دفاع مقدس و سينماي مقاومت با وجود اينكه به حيات خود ادامه ميداد اما مهجورتر از هر زمان ديگري بود و نبود نمايشگاهي براي ارائه آثار با موضوع دفاع مقدس و نقد و بررسي و تحليل آثار توليد شده باعث شد تا مليترين ژانر سينماي ايران نيز به حاشيه رفته و همرديف برخي ژانرهاي بيخاصيت و نامربوط قرار گيرد.
اينكه چگونه تدبير و كياست يك يا چند مدير ميتواند چراغ چنين جشنواره مهمي را خاموش كند و دستاورد بزرگ آن را ناديده بگيرد، شگفتانگيز است اما جاي بسي خوشحالي و اميدواري است كه در نقطه مقابل، مدير يا مديراني از راه ميرسند كه با درك صحيح از موقعيت حساس سياسي و فرهنگي كشور و اشراف به فضاي سينمايي، نوار توقف اين جريان ملي را پاره كرده و اگرچه به سختي، اقدام به راهاندازي دوباره جشنواره كرده و اين جريان استراتژيك تأثيرگذار را احيا ميكنند.
درك جديد، نه فقط دريافتن تأثير و نقش سينما بر فرهنگ مقاومت و دفاع مقدس است، بلكه دريافتن تأثير بزرگ و عميق جشنواره مقاومت بر سينما نيز هست. سينماي ما با توجه به وضعيت حاكم بر آنكه در مقطعي حتي به حال احتضار افتاده و به سمت نابودي پيش ميرفت و درست چند ماه پس از انتخابات رياست جمهوري 88 كه شكاف عميقي ميان هنرمندان با هم يا هنرمندان با جريان سياسي كشور ايجاد شد، جشنواره بينالمللي فيلم مقاومت محفلي بود تا همين سينماگران در فضاي آن از شكافهاي ايجادشده صحبت و حتيالامكان در پر كردن شكافها و برداشتن فاصلهها تلاش كنند. گرچه پس از آن نيز به دلايل مختلف كه گفتنش چيزي را عوض نميكند يك افتراق بزرگ و يك دوجين شكاف عميق در فضاي سينمايي كشور ايجاد شد اما به هر حال جشنواره مقاومت، تأثير خود را گذاشته بود، چنانكه اين تأثير در ادامه و در ايام برگزاري همين جشنواره در كرمان نيز به خوبي مشهود بود.
ميزان استقبال سينماگران از جشنواره فيلم مقاومت در بخشهاي مختلف اعم از بخش مسابقه، بخشهاي غيررقابتي و داوريها و نشستها و. . . قابل توجه بوده و خوشبختانه اين جشنواره بزرگ بهانهاي بزرگ براي همدلي سينماگرانِ كشور است؛ سينماگراني كه لزوماً دفاع مقدسي نيستند و اساساً جايگاهِ كنوني اين جشنواره ملي نيز به واسطه همين جذب مشاركت حداكثري هنرمندان و سينماگران براي يك موضوع واحد و يك هدف معين ميباشد.
جشنواره مقاومت البته با همه خدمتي كه به سينما كرده و ميكند اما همچنان از نقاط ضعفي رنج ميبرد كه شايسته است مديريت انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس و در رأس آن، مديريت بنياد فرهنگي روايت در جهت رفع اين نواقص اقدام نمايد.
از جمله آنكه توليدات سينمايي با موضوع مقاومت و دفاع مقدس به گونهاي مديريت شوند كه اولين نمايش آنها در همين جشنواره باشد. از پراكندگي در موضوع و برگزاري بخشهاي متعددي كه ميتواند اصل جشنواره مقاومت را تا حدودي از تمركز و تأثير جدا كند، پرهيز نمايند. مورد ديگر آنكه از ظرفيت بزرگ جوانان هنرمند نيز در داوري آثار بهره گيرند و جوايز را متناسب با شأن و جايگاه جشنواره مقاومت كه به عقيده بنده مهمترين جشنواره موضوعي جهان اسلام است، تعيين كنند.
نكته مهمتر آنكه با تعريف چشمانداز چند ساله براي جشنواره، تأثير دفعهاي و تاريخ مصرفدار آن را تبديل به جريان مداوم و ماندگار كنند و موارد ديگري كه در حوصله اين بحث نيست اما مطمئناً با آنچه در چند سال اخير از مديريت بنياد فرهنگي روايت ديدهايم، اميد آن ميرود همچون اصل برگزاري جشنواره مقاومت كه چيزي نمانده بود تا به كتابهاي تاريخ سينما بپيوندد و از ادبيات امروزي ما حذف گردد، با درايت همان مديريت، نقاط ضعف جشنواره نيز به مرور برطرف شده و نقاط قوت آن بيش از پيش تقويت شود.
هر چند جشنواره مقاومت همچنان مهجور است اما انتظار ميرود مديران ارشد فرهنگي قدرت جريانسازي اين جشنواره را باور كنند، چراكه بيشك جشنواره مقاومت با توجه به رويكرد و ظرفيت موضوعي خود، ميتواند تبديل به جرياني شود كه نه تنها بخش عمدهاي از مخاطبان عادي سينما بلكه بخش مهمي از مديران فرهنگي و حتي بسياري از مديران سياسي را نيز با خود همراه كند.