اگرچه در جريان استيضاح شيخالاسلام در دولت دهم رئيسجمهور وقت به يك معنا افشاگري كرد و يكي از جلسات تلخ استيضاح را رقم زد ولي نهايت افشاگري و تهمتزني مسئلهاي بين رئيسجمهور و رئيس مجلس بود، اما وزارت علوم براي اثرگذاري بر جريان استيضاح ليستي چند صد نفره را منتشر كرد و جامعه علمي را در التهاب اتهام رانت علمي مشوش كرد.
هجمه سنگين رسانهاي روزنامههاي زنجيرهاي در چند روز مانده به استيضاح به يك معنا كمنظير بود. در نهايت اتهامزني به نمايندگان مجلس، تيترهاي جنجالي و اعلام حمايتهاي رسانهاي از وزير در كنار لابيهاي گسترده در نهان مجلس بينتيجه ماند و وزير علوم رفتني شد.
استيضاح وزير علوم را ميتوان نقطه عطف جديدي در تعاملات داخلي مجلس و همچنين دولت و رابطه دولت و مجلس و از همه مهمتر وزن جريانات سياسي دانست. نگاهي به آرايش جريانات سياسي با محوريت استيضاح اين مسئله را روشن ميكند:
1- دولتيها: دولت روحاني به يك معنا كارگزاراني است ولي در جريان انتخابات رياست جمهوري با حمايت احزاب مختلف از او بعضي از وزارتخانهها را به حاميان غيرحزبياش سپرد. وزارت علوم از جمله اين وزارتخانهها بود كه سهم جريان اصلاحات و مشاركت شد.
شايد دليل حساسيت جريان راديكال اصلاحطلبان و شخص خاتمي روي اين وزارتخانه قدرت بالاي آن براي التهابسازي و انتقال آن به جامعه است. خصوصاً كه جريان اصلاحطلب باري ديگر در تير 87 و سپس در ايام 88 از اين پتانسيل به منظور آسيب زدن به نظام استفاده كرده است. نكته قابل تأمل آنكه جريانهاي راديكال با شناخت از ساختار بدنه وزارت علوم و قشر جوان و حضور بعضي اساتيد غربزده و محتواي دروس خصوصاً در علوم انساني، دانشگاه را سهمخواهي خوبي نسبت به بقيه وزارتخانهها ميدانستند.
استيضاح اولين وزير كابينه دولت اعتدال شايد بيش از همه بر اساس استدلال گذشته براي مشاركتيها ناگوار آمده و قدرت آنها را در هيئت دولت كاهش داد. رئيسجمهور هم با نيامدنش به مجلس و از دست دادن فرصت تأثيرگذاري مستقيم بر آراي نمايندگان به يك معنا از اين امر استقبال كرد. انتقاد شخصيتهاي مختلف اصلاحطلب از عدمحضور رئيسجمهور در جلسه استيضاح براي دفاع از وزير بيانگر آن است كه اين موضوع به مذاق جريان اصلاحطلب خوش نيامده است.
2- رسانههاي زنجيرهاي اصلاحطلب: جنجالهاي رسانهاي اين روزها عليه مجلس و حمايت از وزير بيش از پيش در رسانههاي مشاركتي مشاهده ميشد چراكه احساس ميكنند يكي از كليديترين وزارتخانهها را از دست دادهاند. اين هجمه به گونهاي بود كه طي روزهاي منتهي به استيضاح صفحه اول تمامي آنها به تمجيد از وزير و فشار بر مجلس اختصاص داشت.
هجمه هماهنگ روزنامههاي زنجيرهاي اصلاحطلبان و تهديد مجلس بيسابقه بود، البته نبايد فراموش كرد كه برخلاف بدنه دولت و معاون پارلماني رئيسجمهور، شخص رئيسجمهور مانند گذشته از زبان تند در قبال مخالفان استفاده نكرد.
3- اصولگرايان مجلس: مهمترين اتفاق در مجلس را ميتوان يكصدا شدن جريانهاي اصولگرا دانست. رهپويان و ايثارگران با جبهه پايداري ائتلاف نانوشتهاي را رقم زدند كه سبب جذب آرا از فراكسيون رهروان مجلس نيز شد. اين ائتلاف بزرگ اصولگرايي كه طي چند سال گذشته خصوصاً در ايام انتخابات جايش خالي بود ميتوانست حتي بر سرنوشت انتخاب رئيس مجلس هم اثرگذار باشد و به جاي رياست سياسي لاريجاني امروز شاهد رياست دلسوزانه حدادعادل ميبوديم. به هر حال اين ائتلاف هر چند دير ولي شكل گرفته است و همراهي بسياري از رسانههاي اصولگرا با آن نشان از حركت رو به جلوي جريان اصولگرايي دارد.
4- رهروان و لاريجاني: عدمموضع شفاف و صريح اصليترين شاخصه اين سالهاي اين جريان است. چه آنكه در روزهاي اول فتنه 88 همه از رئيس مجلس انتظار موضعي صريح و شفاف و حداقل مانند رهبر انقلاب داشتند. رئيس مجلس و فراكسيون وابسته به وي متأسفانه در جريان جلسه استيضاح همين موضع را در پيش گرفتند اما فراتر از آن تلاش آقاي رئيس براي انصراف نمايندگان از استيضاح بود كه قابل تأمل مينمود، البته حركت مجلس برخلاف نظر رئيس مجلس نيز از شاخصههاي مهم اين استيضاح بود كه اين امر را ميتوان زاييده پيوند جريان اصيل اصولگرايي دانست.
5- در وزنكشي بين مخالفان و موافقان استيضاح به سادگي ميتوان سنگين بودن وزن كفه موافقان استيضاح را هم در بعد افراد سرشناس و هم كيفيت ادله مشاهده كرد. اين موضوع را هم ميتوان از بركات نزديك شدن جريانهاي اصولگرايي در درون مجلس دانست.
به هر حال ميتوان گفت با گذر زمان و شفاف شدن عملكرد دولت در زمينههاي مختلف سنجه قضاوت مردم دقيقتر به ارزيابي عملكرد مديران كشور ميپردازد و اگر به دولت براي انتخاب يك وزير ضعيف و سياستزده نمره منفي ميدهند، قطعاً به مجلس براي مماشات با او هم همان نمره ضعيف را خواهند داد.