اينجا بهشت زهراست؛ خانه آخرت جسم ما، چند ساعتي ميهمان ميزباناني بوديم كه تمام هم و غم آنها ارائه خدمات و ايجاد فضايي است تا هم مردگان راحتتر مراحل كفن و دفنشان انجام شود و هم همراهان دلنگران و دغدغه بدرقه عزيزانشان را نداشته باشند. بهشتزهرا يك كشور است كه در آن شهرونداني كه از همه اقشار جامعه هستند دفن شدهاند و نبايد فراموش كنيم كه روزي ما هم صاحب اين خانه خواهيم شد، حالا كي و كجا بايد ديد تقدير و سرنوشتمان چگونه نوشته شده است و ما چگونه و با چه اندوختهاي به اين خانه وارد خواهيم شد.
در كنار ساير خبرنگاران و مسئولان حوزه شهري در ساعات پاياني غروب آفتاب، شبگردي خود را با بازديد از محل غسالخانه و همصحبتي با تطهيركنندگان آغاز كرديم.
با توضيحات مسئولان وارد غسالخانه شديم؛ محيطي كه در آن زنان و مردان جداگانه شستوشو و تطهير ميشوند. فضاي سنگين غسالخانه و سكوهاي شستوشو و قرار دادن ميت براي پوشاندن لباس يكدست سفيد براي سفر آخرت، براي لحظهاي گويا جسم مرا در برابر تطهيركنندگان قرار داد.
زنده بودم اما جسمم را سه بار با آب شستو شو داده يكبار با سدر، يكبار هم با كافور و بار آخر با آب خالص، تا به خودم آمدم! توضيحات توكلينژاد مديرعامل سازمان بهشت زهرا آغاز شده بود، او كه خود از مردان روزهاي دفاع مقدس است از شهدا سخن به ميان آورد و گفت: در مجموعه بهشت زهرا 30 هزار شهيد و 4 هزار شهيد گمنام آرميدهاند. از ميان سؤالات خبرنگاران متوجه شدم كه در اين مكان روزانه حدود 170 نفر از شهروندان مراحل تطهير و كفن و دفن را پشت سر ميگذارند و در خانه ابدي آرام ميگيرند.
به گفته وي، سال گذشته 22هزار نفر به صورت رايگان در اين مكان دفن شدند و اگر شرايطي را براي كفن و دفن تعيين نكنند رايگان دفن ميشوند و تدفين هزينه چنداني ندارد و اگر قبر سهطبقه در قطعه جاري بخواهند، يك طبقه رايگان و دو طبقه ديگر مجموعاً 700 هزار تومان هزينه دارد، البته قطعههاي قديمي كه 30 سال از زمان دفن اموات آن ميگذرد نيز به بستگان با قيمت 6 تا 7 ميليون تومان فروخته ميشود تا پذيراي اموات جديد شوند. زمان با سؤالات پيدرپي خبرنگاران ميگذرد و پاسخ مسئولان به سؤالات خبرنگاران حاكي از آن است كه اين بازديد با ساير بازديدها براي تهيه خبر متفاوت است، بنابراين برخي سؤالات چالشي خبرنگاران در خصوص قيمتها و شايعهها و محل جديد دفن اموات همچنان بيپاسخ ميماند.
اينجا اگر كسي بخواهد ميت خود را شستوشو دهد، مكان مناسب و فضايي براي اين عمل آماده كردهاند تا براي آخرين بار تن عزيزشان را شستوشو كنند.
توكلينژاد ميگويد: براي اولين بار از اين فضاي مجهز براي تطهير جسم شهيد احمديمقدم بهرهبرداري صورت گرفت.
چند روحاني كه بر روند غسل و تطهيركنندگان نظارت دارند به سؤالات خبرنگاران پاسخ ميدهند و از چند و چون آخرين شستوشوي بدن ميت و مسائل شرعي و ديني ميگويند. بازديد از بخشهاي مختلف اين فضا صورت ميگيرد، خبرنگاران در همه جاي غسالخانه پراكنده شدهاند، عدهاي با هم نجوا ميكنند و برخي هم به دنبال پاسخ سؤالات خود هستند.
به گفته مديرعامل بهشت زهرا تمام اقدامات بهداشتي در اين مكان به دليل حساسيت بهداشتي رعايت ميشود، تمام لباسها و پارچهها با رعايت مسائل زيستمحيطي سوزانده ميشود و آب مورد استفاده هم بهداشتي، ضدعفوني و تصفيه و دفن ميشود. از ساختمان بيرون ميآييم، ديگر هوا تاريك تاريك شده است و روشنايي چراغهاي اطراف ساختمان ما را به داخل مراكز پذيرش كه كارهاي ثبت اموات را انجام ميدهند هدايت ميكند؛ سالن بزرگي كه پشت هر ميز آن كامپيوتري قرار دارد و صندلياي براي ارباب رجوع. تمام اطلاعات ثبت و ضبط ميشود و مراحل قانوني براي تسهيل در تطهير و كفن و دفن به انجام ميرسد. زمان انجام كارهاي اداري را حدود دو ساعت اعلام ميكنند تا همه چيز براي همراهي ميت به محل دفن آماده شود و گفته ميشود كه كمتر از 200 هزار تومان هزينه در اين بخش دريافت ميشود.
با هدايت مسئولان از ساختمان پذيرش بيرون ميآييم و با نداي اذان به قطعهاي ميرسيم كه به گفته توكلينژاد 30 هزار شهيد در آن آرميدهاند. پرچم ايران و عكس و سنگ مزار شهدا در تاريخي شب، به ناگه صحنههاي نبرد جنگ و رد و بدل شدن گلولههاي توپ را از ذهن ميگذراند و كلمه شهيد در كنار نام آنان بهترين توصيفي است كه آنان جاي خود را با آن معرفي كردهاند.
اينجا معراج شهدا و مزار شهيدان است، كمي آنطرفتر مزار 4 هزار شهيد گمنام قرار دارد كه تقدير اينگونه بود كه گمنام به حضور يار محشور شوند. مديرعامل بهشتزهرا از برگزاري مراسمهاي مختلف براي شهداي صنوف، شهداي كارگران، گمنام، سادات و دانشآموز ميگويد كه در روزهاي خاص و مناسبتهاي تقويمي با برگزاري مراسمهاي مختلف همچون روز دانشآموز مردم با آنان تجديد ميثاق ميكنند.
با وضو گرفتن وارد مسجد محل دفن شهداي دولت ميشويم. نماز كه به اتمام ميرسد در كنار ديوار ساختمان نام تمامي شهدا به ترتيب حروف الفبا در قاب بزرگي جاي گرفته است، وقتي در مقابل اين تابلو قرار گرفتم احساس كردم كه آنها هستند كه ما را با اعمالمان نظاره ميكنند، به مناسبت هفته دولت، خبرنگاران و مسئولان گل روي مزار شهداي دولت قرار داده و با آنان تجديد ميثاق ميكنند.
از دستههاي گل تزئين شده در دستان خبرنگاران متوجه شدم كه قرار است به كسي سر بزنيم ولي در اين موقع شب چه كسي در بهشت زهرا ساكن است؟
سراغ مادري رفتيم كه سالهاست در كنار مزار فرزند شهيد خود زندگي ميكند، با چنان خوشرويي از ما پذيرايي ميكند كه احساس ميكنم او مادر من است ولي من كجا و فرزند شهيد دلاور او كجا. با بستههاي آجيل و شكلات از ما پذيرايي ميكند و به سؤالات خبرنگاران پاسخ ميدهد. داخل كانكس محل زندگي او عكسهايي از فرزند شهيدش قرار دارد و ميگويد چند مادر شهيد ديگر هم هستند كه در اينجا ساكن شدهاند، ناگهان به ياد مادر شهيدي ميافتم كه سال گذشته در كنار قبر فرزند شهيدش از اين دنيا دل كند تا به او بپيوندد، روحش شاد.
به سالن كنفرانس ميرسيم تا خبرنگاران سؤالات خود را از مسئولان بپرسند، مراسم با شعرخواني يكي از سادات شوراياري منطقه 18 آغاز ميشود. سؤالات فراواني پرسيده ميشود از قيمت قبور و چگونگي خدمات و پاسخهايي كه كوتاه داده ميشود.
بهشت زهرا؛ قطب فرهنگی پایتخت
در ادامه مدیر عامل بهشت زهرا از خبرنگاران میخواهد در تبدیل این مجموعه به بزرگترین قطب فرهنگی پایتخت یاریاش کنند. او توضیحاتی کمی و آماری نیز درباره روند کار در بهشت زهرا ارائه میدهد، از جمله میگوید، برای هر فوتی چهار تماس با بهشتزهرا گرفته میشود، به طور میانگین روزانه یک مهمان خارجی برای بازدید از حرم مطهر و مقبرهالشهدا به اینجا مراجعه میکند.
عضويت داوطلبانه براي تطهيركنندگي اموات
در ادامه فرمهاي تطهيركننده داوطلب را ميان حاضران توزيع ميكنند.
با گرفتن فرم تمام بخشهاي آن را تكميل ميكنم تا با آموزش بتوانم از عهده اين كار برآيم، دوباره باز ميگردم به محل تطهير! و اين بار در جاي تطهيركنندگان قرار ميگيرم كه قرار است ميتي را شستوشو دهم. كوتاهي زمان را احساس ميكنم و اينكه عمرم را با چه چيز معامله خواهم كرد كه بازگشت همه به سوي اوست.
در ادامه توكلينژاد از نظارت بر رفتار كاركنان سازمان ميگويد و اينكه يك روز به صورت سرزده با راننده آمبولانس براي حمل جنازهاي ميرود. وقتي به آدرس مورد نظر ميرسد مشخص ميشود متوفي زن جواني است كه دختر بچهاي هفت ساله دارد. وقتي راننده آمبولانس در ماشين را باز ميكند تا ميت را در آن قرار دهد دخترك لباس راننده را ميگيرد و ميگويد: «عمو مامان منو نبر...» و خاطراتي كه ديگر مسئولان بهشتزهرا تعريف ميكنند، جلسه به پايان ميرسد.
در زمان خروج از سالن با سعيد خال كه حالا در كنار مديرعامل بخشي از امور بهشت زهرا را انجام ميدهد همراه ميشوم. به سالهاي اوايل 80 بازميگردم كه براي اولين بار مصاحبهاي با او و مديرعامل وقت بهشت زهرا انجام دادم. زمان چه سريع ميگذرد كه حتي فكرش را هم نميشود كرد، گوهر نابي كه اگر درست استفاده نكني از دست خواهد رفت بيهيچ بهايي!
تا فراموش نكردهام بگويم كه كار كردن در بهشت زهرا سخت است، وقتي فكرش را ميكنم احساس ميكنم بايد از سختي كار كاركنان تطهيركننده نوشت تا مسئولان توجه بيشتري به آنان داشته باشند.