
چند روز پيش بود كه وزارت خزانهداري و وزارت خارجه امريكا هشت شخصيت به همراه ۲۰ شركت و موسسه مالي از جمله شش نفتكش ايراني را به بهانه نقض تحريمهاي هستهاي و موشكي در ليست سياه قرار داد و اين موضوع در حالي از مهمترين خبرهاي هفته اخير بوده كه ميتوان از دو منظر به آن پرداخت؛ نخست اينكه بعد از توافقنامه ژنو 3 اين چندمين باري است كه امريكا و متحدانش گستره تحريمهاي بينالمللي عليه ايران را وسعت بيشتري بخشيده و دوم آنكه اين اقدام حجم انتقادات جامعه از سياست خارجه دولت يازدهم را وارد فاز تازهاي كرد و از اين رو بسياري بر اين باورند كه اينگونه تحريمها در حكم ابتر ماندن توافقنامه ژنو 3 به حساب ميآيد.
اواسط مرداد ماه بود كه رهبر معظم انقلاب پيرامون افزايش تحريمهاي غرب عليه ايران با وجود مذاكره مستقيم ايران و امريكا در موضوع هستهاي سخناني را مطرح كردند و خانم ماري هارف سخنگوي كاخ سفيد اعلام كرد كه در يكسال گذشته تحريم جديدي عليه ايران اعمال نشده است و تلويحاً تأكيد كرد كه با توافقات هستهاي ايران و 1+5 تحريم جديدي عليه ايران صورت نگرفته است و امروز تنها پس از گذشت كمتر از يك ماه از اين موضعگيري، كاخ سفيد اعلام ميكند 20 مؤسسه مالي و شركت ايراني را در ليست سياه تحريمهاي خود قرار داده است.
در يكي از همين دست اقدامها، در زمستان سال 92 و در حالي كه ايران و 1+5 آماده اجراي توافق ژنو ميشدند، دولت امريكا در اقدامي موازي با آنچه امروز انجام داده تعدادي از شركتها و اشخاص ايراني را در ليست تحريمهاي جديد خود قرار داد. هر چند دولت امريكا مدعي بود اين تحريمها جديد نبوده و اجراي قانون پيشين است، اما بررسيها نشان داد برخي از شركتها و اشخاص ذيل يك تحريم جديد و كاملاً بر خلاف توافق ژنو مورد تحريم قرار گرفتهاند.
هر چند كه «جوان» در گزارشهايي با تيترهايي نظير «7 بار تهديد نظامي در 5ماه ديپلماسي لبخند»، «تداوم تلاش 17 ساله تجديدنظرطلبان براي تطهير چهره امريكاييها»، «توافقنامه ژنو نه تركمنچاي است نه فتحالفتوح»، «عطش رابطه با امريكا ربطي به منافع ملي ندارد»، «خوشبيني مفرط تجديدنظر طلبان از مذاكره با امريكا»، «توافقنامه ژنو نه فتح الفتوح است نه. . .» بارها به نوع نگاه برخي از جريانات داخل كشور نسبت به مذاكره با غرب واكنش نشان داده بود اما با تشديد تحريمهاي اخير امريكا ميتوان ابعاد ديگري از موضوع را مورد واكاوي تازهاي قرار داد.
اثبات آيندهنگري رهبر معظم انقلاب موج تحريمهاي روزافزون در سايه ژنو 3 پيامدهاي بسياري را با خود به همراه داشته است كه ميتوان از آن مصاديق مهمي نظير «آگاهسازي جامعه نسبت به چهره واقعي امريكا»، «ناتوانسازي تاكتيكهاي دستهاي سياسي در داخل كه بخشي از عمليات فريب افكار عمومي را گره زده به بحث مذاكره با امريكا جستوجو ميكردند»، «ايجاد همگرايي و همافزايي بين عموم جامعه در مواجهه با دنياي غرب» و «ايجاد اين باور عمومي در بين مسئولان نظام و مردم كه مرتفع نمودن مشكلات معيشتي و اقتصادي راهي به جز مذاكره با غرب دارد» اشاره كرد. البته با مرور بخشي از سخنان رهبر انقلاب اسلامي درطي 12 ماه اخير ميتوان به نكات مهمي دست يافت، از جمله اينكه ايشان در مواضعي متعدد بارها نسبت به غير قابل اعتماد بودن امريكا و لزوم پرهيز از خوشبيني نسبت به اينگونه مذاكرات هشدارهايي را ميدهند. به عنوان نمونه معظم له تأكيد ميكنند: «عدهاي اينجور وانمود ميكردند كه اگر با امريكاييها دور ميز مذاكره بنشينيم بسياري از مشكلات حل ميشود، البته ما ميدانستيم اينجور نيست اما قضاياي يك سال اخير براي چندمين بار اين واقعيت را اثبات كرد... بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاكراتي داشته باشند اما از اين ارتباطات نه تنها فايدهاي عايد نشد بلكه لحن امريكاييها تندتر و اهانتآميزتر شد و توقعات طلبكارانه بيشتري را در جلسات مذاكرات و در تريبونهاي عمومي بيان كردند.»
ايشان همچنين ميفرمايند: «امريكاييها نه تنها دشمنيها را كم نكردند بلكه تحريمها را هم افزايش دادند! البته ميگويند اين تحريمها، جديد نيست اما در واقع جديد است و مذاكره در زمينه تحريم هم، فايدهاي نداشته است. . . تا وقتي وضع كنوني يعني دشمني امريكا و اظهارات خصمانه دولت و كنگره امريكا درباره ايران ادامه دارد تعامل با آنها نيز هيچ وجهي ندارد.».
تلاش براي تطهير چهره امريكااما نكتهاي كه بايد به آن اشاره كرد آن است كه با بررسي مجملي از مجموع موضعگيري و رويكرد رسانهاي جريان تجديدنظرطلب دو ويژگي را ميتوان براي اين جماعت ذكر كرد؛ تلاش براي «تطهير چهره نظام سلطه» و «گره زدن تمام مشكلات داخلي به مذاكرات هستهاي.»
اين جريان رسانهاي با انتخاب تيترهاي جهتدار و هدفمند طي هر دورهاي از مذاكرات تلاش ميكرد تا از يك سو اقدامات تيم مذاكره كننده را مبالغه آميز جلوه داده و از سوي ديگر القاي مينمود كه امريكا و متحدانش به تمام مفاد توافقات في مابين پايبند بوده و ادامه اين روند ميتواند زندگي اقتصادي مردم را دچار تحولي شگرف كند.
به عنوان نمونه در هنگامهاي كه ارگانهاي مطبوعاتي تجديدنظرطلب هماهنگ با شخصيتهاي مطرح خود مذاكرات ژنو را بسيار مثبت و اميدواركننده ارزيابي ميكردند، خانم وندي اعلام ميكند: «فريب و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است. . . ما به دنبال حذف تحريمهاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به ايران فرصت ميدهيم براي از بين بردن نگرانيهاي ما، مدتي «استراحت» كند.
بر اساس اصل «سانسور تحريمهاي جديد » و «پرهيز از پرداختن به مواضع تحقير آميز غربي» - در آن مقطع زماني- نه تنها رسانههاي دوم خرداد به سخنان توهينآميز مذاكرهكننده ارشد تيم امريكايي در مذاكرات هستهاي و اكنشي درخور توجه آن هم در قالب نوشتن يادداشت و مقاله نشان ندادند، بلكه حاضر نشدند حتي اصل خبر را هم در صفحات خود جهت تنوير افكارعمومي و حداقل رعايت حق ابتدايي مردم، پوشش خبري دهند.
يا هر زماني كه شخصيتهاي سياسي غرب ايران را به حمله نظامي تهديد كردهاند پدرخواندههاي تجديدنظرطلب در كنار رسانههاي پرتعداد خود حربه «سانسور» را انتخاب كرده و به موضوعاتي دست چندم پرداختهاند.
اما مهمترين بخش از فعاليت اين جماعت جهت تطهير چهره امريكا در داخل را ميتوان آنجايي دانست كه اين كشور و متحدانش چندين بار به حجم و گستره تحريمها افزودهاند اما جريان دوم خرداد ترجيح داده با حربههاي رسانهاي از آن عدول كند وآخرين نمونه آن طي سه روز اخير اتفاق افتاده كه اين طيف بهجاي اطلاعرساني درباره تحريمهاي جديد امريكا موضوعات دستچندم «پرداختن به استيضاحهاي احتمالي مجلس »، «افزايش پهناي باند اينترنت»، «پرونده بابك زنجاني» و«رفتن كيروش از تيم ملي» را مورد توجه قرار دادند.
به هر روي آنگونه كه اشاره شد هرچه از زمان توافقنامه ژنو 3 گذشت دو هدف مورد اشاره جريان هواخواه ليبراليسم در داخل يعني «تطهير چهره نظام سلطه» و «گره زدن تمام مشكلات داخلي به مذاكرات هستهاي» رنگ بياعتباري گرفت تا جايي كه امروز ميتوان به صراحت گفت عمليات رواني 12 ماهه تجديدنظرطلبان هيچگونه تأثير مثبتي براي رهبران اين گروه به همراه نداشته است.
فشار به دولتمردان در آستانه نشست سالانه سازمان مللالبته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه همين جريان طي روزهاي اخير درصدد برآمده برگزاري مجمع عمومي سالانه سازمان ملل را با عمليات هدفمند رسانهاي به سمت و سوي خاصي هدايت كند. بر اين اساس اين طيف تلاش دارد ديدار دوجانبه رؤساي جمهور كشورمان با طرف امريكايي را يك مطالبه عمومي القا كند و برهمين اساس فشار پردامنهاي را بر دولتمردان كشورمان براي تحقق اهداف يك جناح سياسي رقم بزند.
راهبردي كه هرگز تغيير نخواهد كرداگرچه از وضع تحريمهاي جديد امريكاييها ميتوان برداشتهاي متفاوت ارائه داد و دستاوردها و پيامدهاي داخلي و بينالمللي مختلفي را عنوان كرد اما شايد مهمترين آن را ميتوان اين نكته دانست كه راهبرد نظام سلطه و در رأس آن امريكا در مواجهه با ايران هيچگاه تغيير نكرده و با موضوعاتي نظير پرونده هستهاي هم تحولي پيدا نميكند؛ راهبردي كه اساس آن بر «ناتوانسازيهاي ايران در حوزههاي مختلف اقتصادي نظامي و سياسي» استوار بوده و غايت آن «براندازي و استحاله نظام » است.
برهمين اساس اهداف غرب از ثبت توافقنامه ژنو3 با ايران- كه از آن بايد به عنوان كاغذي تبليغاتي ياد كرد - «متوقفسازي رشد و توسعه قدرت ايران در حوزه هستهاي و سپس نظامي » است؛ اقدامي كه در پس آن تلاش «تشديد تحريمها بينالمللي » را هم بايد اضافه كرد؛ تحريمهايي كه به زعم مقامات غربي ميتواند در ايران «نارضايتي عمومي » و سپس «شورشهاي اجتماعي » را به دنبال داشته باشد و تئوريپردازان غربي تلفيق اين اهداف و پيش بردن همزمان آنها را اقدامي مؤثر براي براندازي نظام ميدانند.