کد خبر: 669250
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۱
عبدالصمد خرمشاهي وكيل دادگستري در گفت‌و‌گو با «جوان»:
در گيري بين افراد جامعه جلوه‌اي از بروز روح پرخاشگري در بستر جامعه است كه ريشه در رفتارهاي اجتماعي افراد جامعه دارد.
فاطمه نورائي
در گيري بين افراد جامعه جلوه‌اي از بروز روح پرخاشگري در بستر جامعه است كه ريشه در رفتارهاي اجتماعي افراد جامعه  دارد. تجربه نشان داده است افراد آگاه جامعه كمتر درگير اين پرخاشگري‌ها شده و ترجيح مي‌دهند خواسته‌هاي خويش‌ را از مجراهاي قانوني دنبال كنند. نظر به اهميت موضوع گفت‌وگوي ما با عبدالصمد خرمشاهي وكيل دادگستري  پيش‌روي شماست. 

براي ورود به بحث بفرماييد چرا مردم به جاي حرف زدن با يكديگر وارد نزاع مي‌شوند؟
هر عكس‌العملي كه از سوي انسان سر مي‌زند، معلول يكسري عوامل است. بعضي از اين عوامل جنبه ژنتيكي يا خانوادگي  دارد. برخي هم به علت تأثير اوضاع جامعه و فرهنگي است كه فرد به آن خو گرفته است. همچنين بسياري از عوامل مانند گرمي هوا، عوامل طبيعي و اقليمي نيز مي‌تواند در رفتار انسان دخيل باشد، اما يكسري از عوامل مانند فقر و مشكلات اقتصادي يا حوادثي كه در دوران كودكي شخص رخ داده و روي افكار او تأثير گذاشته، انباشته مي‌شوند و يك روز كه فرد منتظر بهانه است، شكل ظاهري پيدا مي‌كند. اگر دو نفر را ببينيم كه هنگام حرف زدن ناگهان برافروخته مي‌شوند يا دست به كار خطرناكي مي‌زنند، معلول همين علت‌هاست.

باتوجه به تجربه‌اي كه در روند رسيدگي به پرونده‌هاي نزاع داريد بفرماييد چه قشرهايي از جامعه بيشتر مرتكب نزاع مي‌شوند و دليل آن را چه مي‌دانيد؟
نزاع يكي از رفتارهاي ضدقانوني و از عناوين مجرمانه است. بر اساس آمار، افراد معمولاً دوران نوجواني و جواني درگير نزاع مي‌شوند. اوج آن هم در سن 30 سالگي است. يعني اغلب كساني كه مرتكب اين جرم مي‌شوند، زير 30 سال هستند. آمار نشان مي‌دهد60 تا 65 درصد نزاع‌ها در سنين نوجواني تا جواني رخ مي‌‌دهد.

‌به عوامل محيطي كه در بروز اين آسيب نقش دارد  اشاره كرديد. نقش اين عوامل را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
 جرم‌شناسان اينگونه مسائل را بر اساس تحقيقات دانشمندان در رابطه با علل ارتكاب جرم مطرح مي‌كنند. ممكن است عوامل محيطي مانند گرما هم در ارتكاب جرم نقش داشته باشد. يكي از اساتيد علم حقوق معتقد است شرايط محيطي و گرما ممكن است فرد را به مرحله‌اي برساند كه مرتكب قتل هم بشود. در كنار عوامل محيطي، معمولاً كلانشهرها تركيبي از اقوام و تفكرات مختلف هستند كه سنخيتي با يكديگر ندارند. همه اينها در كنار تراكم جمعيت و رقابت در كار در حركتند، زيرا در كلانشهرها زندگي حالت رقابتي دارد و تقريباً افراد در يك جنگ هميشگي هستند و در مقابل براي زودتر رسيدن به حقشان، دچار اين درگيري‌ها مي‌شوند. علاوه بر اين، عوامل ديگري وجود دارد كه به دنبال آنها آمار جرائم در كلانشهرها بالا مي‌رود. معمولاً در شهرهاي كوچك و روستاها آمار ارتكاب اين جرائم كمتر است كه اين نشان مي‌دهد بافت شهري و نوع مجتمع‌هاي مسكوني، روي رفتار شهروندان تأثير‌گذار است.  تجربه‌اي كه در رابطه با تأثير آب و هوا و اقليم در بروز خشونت شاهد بودم، نشان مي‌دهد يك شهر كويري كمترين آمار اين جرائم را دارد، برعكس در شهرهاي غربي و شمالغرب كشور كه آب و هواي سردتري دارند، آمار نزاع بيشتر است. پس ممكن است اين اتفاق در هر اقليمي رخ بدهد و نمي‌توان گفت مختص يك نوع آب و هوا است. بنده به عنوان وكيل در پرونده‌هايي كه به آنها رسيدگي كرده‌ام به اين نتيجه رسيدم كه آب و هوا در بروز اين آسيب، تأثير بالايي ندارد. ممكن است در برخي جاها آب و هوا يك خلق و خوي خاصي در افراد آن منطقه ايجاد كند اما اينكه آمار جنايت در آن منطقه بالا برود درست نيست. در كل مي‌توان عنوان كرد در مناطقي كه آرام و خوش آب و هواست مردم كمتر با هم درگير مي‌شوند چون آب و هواي خوب روي رفتار انسان‌ها تأثيرگذار است. پس اين فرضيه هنوز اثبات نشده و پايه علمي دقيقي هم ندارد.

بالا يا پايين بودن آستانه تحمل افراد به چه عواملي بستگي دارد؟
افرادي كه آستانه تحمل پايين دارند، دچار انواع درگيري‌هاي ذهني و روحي هستند. تشويش ناشي از مشكلاتي كه در آنها ريشه كرده، باعث مي‌شود از لحاظ روحي، حساس شوند و قابليت مدارا در آنها كمتر شود، به همين دليل به بشكه باروتي تبديل مي‌شوند كه منتظر بهانه هستند و هر لحظه امكان دارد منفجر شوند.
شكستن شيشه‌ها، تخريب اموال عمومي و. . . توسط برخي جوانان، نوعي عكس‌العمل ناشي از ناآرامي دروني آنهاست كه هنگام مواجهه با مشكلات اين گونه آن را بروز مي‌دهند. به زعم خود، مي‌خواهند از اين طريق انتقام اين ناملايمتي‌ها را بگيرند.

چه دليلي وجود دارد افرادي كه سن بيشتري دارند يا داراي تجربه بيشتري هستند كمتر درگير اين آسيب‌ها مي‌شوند؟
هر چه سن انسان بالا مي‌رود، از وارد شدن به اين مسائل پرهيز مي‌كند. بگذريم از مجرمان حرفه‌اي كه در اثر عادت، قانون‌شكني، ملكه ذهن‌شان شده، اما معمولاً با گذر زمان انسان‌ها رو به تكامل مي‌روند و بيشتر تابع عقل مي‌شوند. پس اين جهل به مسائل است كه در بين جوانان رواج دارد و عواقب كاري را كه انجام مي‌دهند، تشخيص نمي‌دهند و مرتكب جرم مي‌شوند. قطعاً يك انسان ميانسال به دليل مشكلات مهم‌تري كه در زندگي دارد، سعي مي‌كند پشت سر قانون حركت كند و آن را با عقل و منطق حل كند، زيرا دريافته كه اگر به شكل ديگري بخواهد عمل كند، قانون مقابلش مي‌ايستد و دردسر برايش ايجاد مي‌شود. نقض كردن قراردادهاي اجتماعي، ايجاد ناهنجاري و دهن‌كجي به مجموعه قواعد، مختص سنين پايين است كه دركش براي جوانان و نوجوانان مشكل‌تر است.

از نظر قانوني قانونگذار چه مجازاتي را براي مرتكبين به اين جرم در نظر گرفته است؟
مطابق ماده 615 مجازات اسلامي كه تصريح مي‌كند، هر‌گاه عده‌اي با يكديگر منازعه نمايند هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات ذيل محكوم مي‌شوند:
   در صورتي كه نزاع منتهي به قتل شود به حبس از يك تا 3 سال‌
    در صورتي كه نزاع منتهي به نقص عضو شود به حبس از 6 ماه تا يك سال
   در صورتي كه نزاع منتهي به ضرب و جرح شود به حبس از 3 ماه تا يك سال.
مسئله مهم در اين خصوص اين است كه مجازاتي كه در باره نزاع‌كنندگان اعمال مي‌شود، جداي اجراي مقررات قصاص، ديه هم دارد كه اعمال مي‌شود.

آيا بروز اين آسيب را مي‌توان نشانه‌اي از جامعه پرخاشگر تلقي كرد؟
بله، آمار جرائم و خشونت در كلانشهرها از جمله تهران بسيار بالاست. خشونت باعث مي‌شود افراد نسبت به مسائل مربوط به همنوعش بي‌تفاوت باشد. اگر دقت كنيم به وضوح مشخص است كه مردم مانند گذشته به داد يكديگر نمي‌رسند. بارها فيلم‌هايي هم پخش شده كه در خيابان چند نفر بر سر يك نفر مي‌ريزند و او را تا حد مرگ كتك مي‌زنند.
همين فيلم‌هاي خشن كه مردم با علاقه به آن نگاه مي‌كنند باعث نهادينه شدن فرهنگ كتك‌كاري در جامعه مي‌شود. به همين دليل است كه مي‌بينيم در مواقعي كه با اين آسيب مواجه مي‌شوند، بدون اينكه عكس‌العملي از خود نشان دهند از كنارش مي‌گذرند.
اطلاع‌‌رساني انواع خشونت‌ها از طرق مختلف، يكي ديگر از راه‌هايي است كه از جامعه ما، يك جامعه خشن ساخته است. به عنوان مثال بارها ديده‌ايم فيلم‌هاي درگيري بين چند نفر را كه مردم در گوشي موبايل‌شان ضبط كرده‌اند، بدون اينكه براي پايان دادن به اين درگيري تلاشي بكنند، چون از يك طرف برايشان مهم نيست و به امري عادي تبديل شده و از طرفي هم نمي‌خواهند خود را درگير اين مسائل كنند.

چه راهكاري را پيشنهاد مي‌دهيد؟
به نظرم بايد از آن چيزي كه فرهنگ خشونت را  در جامعه رواج داده است جلوگيري كرد، در غير اين صورت در بين افراد يك جامعه خشن به مرور زمان بيشتر مي‌شود. دنياي مدرن كه به دهكده جهاني تعبير مي‌شود اين مشكلات را هم دارد. كودكي كه از ابتدا با انواع و اقسام وسايل الكترونيكي انواع خشونت‌ها را مي‌بيند ديگر برايش عادي مي‌شود چرا كه از نظر جرم‌شناسي همين كودك در سال‌هاي بعدي زندگي‌اش همان خشونت‌ها را كه ديده بود در يك جايي و در يك موقعيتي از خود بروز مي‌دهد.
هيچ فردي مجرم به دنيا نمي‌آيد، بلكه علل و عوامل اجتماعي، خانوادگي، ژنتيكي، فرهنگي، اقتصادي و جغرافيايي هستند كه دست به دست هم مي‌دهند و از يك انساني كه مرتكب هيچ‌گونه جرمي نشده در يك لحظه يك انسان جاني مي‌سازد. بايد بستر اين عوامل و زمينه‌هاي تبعيض و خشونت در جامعه از بين برود. مادامي كه مشكل اعتياد در بين جوانان حل نشود نبايد خوش‌بين بود كه آمار آن پايين بيايد. اعتياد‌ ام‌الفساد است زيرا منشأ بسياري از جرائم است. امروز هم اين معضل در بين جوانان به شدت اشاعه پيدا كرده و انواع و اقسام مواد مخدر و روانگردان خيلي عادي در همه جا در دسترس است لذا تا زماني كه خودمان وسايل و موقعيت اعتياد را در اختيار جوانان قرار مي‌دهيم و قبح آن را از بين مي‌بريم بايد منتظر خشونت و جنايات بيشتري هم در جامعه باشيم و حل اين مشكلات و زمينه‌هاي بروز خشونت همت دولتمردان را مي‌طلبد زيرا بدون ريشه‌يابي نمي‌توان به علل و عوامل بروز اينگونه آسيب‌ها پي برد.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار