سرنگوني پهپاد جاسوسي رژيمصهيونيستي در شنبهاي كه گذشت باعث شد يك بار ديگر نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در رسانههاي داخلي و خارجي بر سر زبانها افتاده و اقدامات اين نهاد انقلابي حيرت افكار عمومي دنيا را به همراه بياورد؛ اقدامي كه از يك سو باعث ارتقاي غرورملي و روحيه خودباوري در جامعه ايراني شد و از ديگر سو، يك بار ديگر نشان داد قدرت دفاعي ايران به عنوان مهمترين عامل بازدارندگي هر روز در حال رشد و توسعه ميباشد؛ مؤلفهاي كه خواب حمله به ايران را همچنان به كابوس هولناك تبديل كرده است.
واكنش رسانههاي خارجيقبل از آنكه به دستاوردهاي اقدام كنوني سپاه بپردازيم به واكنش جهتدار برخي از رسانههاي خارجي ميپردازيم كه با مرور تيترهاي آنها ميتوان پي به ناراحتي و عصبانيت آنها برد. شبكه قطري الجزيره: «اين براي نخستين بار است كه ايران از سرنگوني يك پهپاد جاسوسي بر فراز تأسيسات هستهاي خبر داده است.» پايگاه سعودي ايلاف: «پهپاد اسرائيلي تلاش داشته بر فراز بزرگترين تأسيسات اتمي ايران پرواز كند.»
- شبكه فرانس 24 عربي: نيروهاي امنيتي ايران پهپاد مذكور را با موشك منهدم كردهاند.
- پايگاه سعودي الحيات: ايران، اسرائيل را به عبور از خط قرمز متهم كرده است.
- رويترز عربي: ارتش رژيمصهيونيستي در بيانيهاي اعلام كرده كه به گزارشهاي خارجي، واكنش نشان نميدهد.
- روسيا اليوم: ايران اقدام اسرائيليها را شيطاني دانسته است.
- روزنامه الشرقالاوسط: پهپاد اسرائيلي تلاش داشته وارد منطقه پرواز ممنوع تأسيسات هستهاي ايران شود.
- پايگاه لبناني الخبرپرس: اسرائيل بر درهاي جنگ با ايران كوبيد و پاسخ محكم ايرانيها را متحمل شد.
دستاوردهاي يك اقداماما در باب منهدم شده هواپيماي پنهانكار - رادارگريز رژيمصهيونيستي كه قصد نفوذ به حريم منطقه هستهاي نطنز را داشت، بايد به نكاتي توجه داشت:
1- «افزايش قدرت چانهزني» تيم مذاكرهكننده كشورمان در مذاكرات هستهاي يكي از دستاوردهاي اين اقدام ميتواند به حساب آيد. تيم مذاكرهكننده ايران در آستانه مذاكرات جديد هستهاي چند روز ديگر در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل قرار دارد. سپاه با رسانهاي كردن اين اتفاق كارتهاي بازي تيم مذاكرهكننده را به شكل محسوسي افزايش داد؛ كارتهايي كه نمايشگر«قدرت و اقتدار نظامي» ايران در حفاظت از تأسيسات هستهاي است.
2- «پردهنمايي از خوي متجاوزانه و مداخلهجويانه» سران رژيمصهيونيستي در حالي كه طي 50 سال اخير آنها بيش از 2200 نفر از كودكان و زنان بيگناه در غزه را به كام مرگ فرستادهاند هم ميتواند مورد لحاظ قرار گيرد. به عبارت ديگر، در حالي كه با جنايات بيسابقه رژيمصهيونيستي در باريكه غزه اين رژيم به عنوان رژيمي خونريز و كودككش در افكار عمومي دنيا معرفي شده، رسانهاي شدن شكار پهپاد آنها ابعاد ديگري از خوي تجاوزگري و تنشآفرين بودن اسرائيل را در افكار عمومي نمايان ميكند.
3- «تخريب روحيه نظاميان رژيم كودككش» در مقابله با نيروهاي مقاومت فلسطيني و همچنين افزايش هراس آنها از ايران هم ميتواند به عنوان عامل ديگري مورد توجه قرار گيرد.
4- «ضربه اقتصادي- سياسي» هم بايد در رسانهاي شدن شكار پهپاد اسرائيلي مورد نظر قرار بگيرد چراكه اين رژيم در ماههاي اخير اعلام كرده بود تصميم دارد نوعي از اين پهپادها را به كشورهاي روسيه و چين بفروشد و رسانهاي شدن شكار اين پهپاد ضربه اقتصادي سنگيني به اين پروژه نظامي – اقتصادي ميتواند به حساب آيد.
در موردي مشابه زماني كه موشكهاي محور مقاومت به تلآويو و نقاط مختلف اسرائيل برخورد كرد و ضعفهاي سيستم موشكي گنبد آهنين آشكار شد كشور هند از خريد مشابه آن از امريكا پشيمان شد و اين ضرر قابل توجه اقتصادي را به دنبال داشت.
چرا سپاه بايد در كانون تخريبها باشد؟ اما قرار دادن اقدام كنوني سپاه در كنار ديگر خدمات و اقدامات اين نهاد برآمده از متن انقلاب به خوبي نشان ميدهد كه چرا «سپاه» تكراريترين سيبل براي تخريب و هجمههاي دشمنان و جريان تجديدنظرطلب داخلي بوده است. به راستي چرا نظام سلطه با كمك رسانههاي خارجي و برخي از پايگاههاي خبري در داخل طي 35سال اخير اصرار داشته تا وجهه سپاه در افكار عمومي مخدوش شود. عمل به دو وظيفه مناسب در طول سالهاي پس از انقلاب را ميتوان مهمترين عامل تخريب چهره سپاه توسط جريان داخلي و خارجي دانست؛يك «اشاعه و صدور انقلاب اسلامي ايران در دنيا و در كنار محافظت از آن» و دوم تلاش براي ياري مظلومان عالم و تظلمخواهي از تمام ملتهايي كه زير سلطه حكومتهاي دستنشانده و مستكبران غربي هستند كه هر دو جزء وظايف اصلي اين نهاد به شمار ميآيد.
اصلاحات و سپاهالبته بايد در اينجا به مواجهه جريان اصلاحات با سپاه هم اشاره شود، آنگونه كه در دوران هشت ساله حاكميت اين جريان و حتي پس از آن تلاش شده تا به افكار عموم اين را القا كنند كه مجموعههاي وابسته به انقلاب سدي است در مقابل حقوق و خواستههاي آنها.
يكي از نمونههاي بارز تخريبها عليه سپاه در زمان اصلاحات موقعي بود كه مطبوعات وابسته به اين جريان ادعا كردند سردار صفوي در سخنراني خود اصلاحطلبان را تهديد به گردن زدن و زبان بريدن كرده است. يكي از همين مطبوعات، پس از تحريف سخنان سردار رحيم صفوي، در جملاتي افراطي او را با پل پوت (خونآشام كامبوج) و صدام مقايسه كرد! و زماني كه خبر قتلهاي زنجيرهاي رسانهاي شد، غوغاسالاران اين جريان تلاش داشتند كه بين سخنان تحريفشده سردار و اين قتلها همپوشاني ايجاد كنند و آن دو را با يكديگر پيوند بزنند. بخشي ديگر از هجمههاي جريان اصلاحات عليه سپاه را در شهريورماه سال گذشته زماني كه رئيسجمهور يازدهم در جمع فرماندهان سپاه به سخنراني پرداخت، ميبينيم. فرداي آن روز رسانههاي متعلق به اصلاحات از قول روحاني اينگونه تيتر زدند: «تأكيد امام بر دوري سپاه از بازيهاي سياسي بود»، «سپاه ضامن حقوق شهروندي باشد»، «سپاه، سپاه همه مردم باشد» و «سپاه بايد از جريانهاي سياسي به دور باشد». آنها با انتخاب اين واژگان تلاش كردند كه از يك سو روحاني را مخالف سپاه نشان داده و از سوي ديگر به اين بهانه چهره سپاه را مورد تخطئه قرار دهند.
حمايتهاي رهبري از سپاه در پايان به برخي از بيانات رهبري درباره سپاه اشاره ميكنيم؛ بياناتي كه نشان ميدهد اين نهاد انقلابي همچنان در ريل اصلي اسلام و انقلاب قدم برميدارد. ايشان در جايي ميفرمايند: «برجستگي سپاه، در همراهي «سلحشوري نظامي» با «خلوص معنوي» بوده و همه موفقيتها از هماهنگي اين دو ناشي شده است و اين عنصر اصلي كه صفت مجاهدان جليلالقدر صدر اسلام و پايهگذاران افتخارات تاريخي اسلام است، همواره بايد در سپاه پاسداران حفظ شود.» معظمله همچنين اشاره ميكنند: «سپاه پاسداران نور چشم و عضو اصلي انقلاب است، چرا كه از بطن انقلاب روييده، رشد كرده و رو به كمال است.»