در پي اشباع شهرهاي بزرگ و مناطق آزاد تجاري حاشيه مرزهاي كشور تجاريسازها به دنبال طرحهاي جديدي هستند تا با تلفيق هنر، صنعت و تجارت زمينهاي را براي توليد صادراتمحور در مناطق آزاد داخل مرزها كه معروف به بنادر خشك هستند، اجرا كنند.
به گزارش «جوان»، در پي احداث بيش از حد مراكز تجاري بزرگ (مگاپروژهها) در شهرهاي بزرگ و عدم استقبال توزيعكنندگان خرد از اين پروژهها، صاحبان حقيقي و حقوقي اين پروژهها نگران فروش شدهاند و لذا به دنبال تعريف پروژههاي جديدي هستند. بنابر اين گزارش، مهمترين دلايل اين موضوع شايد افزايش بيش از حد قيمت املاك تجاري و افزايش سود بانكها است كه هم اكنون نگهداري ملك و سرمايهگذاري در مراكز تجاري را غيرقابل توجيه كرده است. خريداران مغازههاي اين مجتمعها اكنون اين سؤال را از خود ميپرسند كه بازدهي سرمايهگذاري ميلياردي چقدر است و درآمد حاصل از راهاندازي كسب و كار در اين مراكز تجاري بيشتر از سود خواب سرمايه دربند شده آنها در بانكهاست؟
شايد همين موضوع باعث شده ديگر «تجاري سازها» كمتر به فكر تعريف پروژههاي تجاري- تفريحي در مناطق آزاد قديمي و شهرهاي بزرگ باشند و به دنبال تعريف پروژههاي جديدي در مناطق بكرتر باشند. بنابر اين گزارش، روز گذشته يكي از اين سرمايهگذاران با تعريف پروژه 700 واحدي صنايع دستي اعم از صنايع كريستال، سفال، مجسمهسازي، سنگتراشي و... در منطقه آزاد سلفچگان خبرنگارها را به منطقهاي بياباني دعوت كرد تا كلنگ احداث پروژه توليدي، تجاري و گردشگري در زميني به مساحت 100 هكتار و 750 هزار متر مربع زيربنا با سرمايهگذاري بالغ بر يك هزار و 400 ميليارد تومان در غياب تمام مسئولان نيامده، استاندار قم بر زمين خورد. به گفته سرمايهگذار اين طرح فرصت شغلي بالغ بر 14 هزار نفر ايجاد ميشود. وي مدعي بود كه اين منطقه آزاد نه تنها فرصت صادرات براي جوانان هنرمند فعال در صنايع دستي را فراهم خواهد كرد بلكه توريسم خارجي و داخلي را به اين منطقه ميكشاند. استدلال اين سرمايهگذار براي استقبال از چنين پروژهاي خستگي هنرمندان از زندگي شهري، ناتواني هنرمند در سرمايهگذاري در مراكز تجاري كلانشهرها به دليل گراني، امكان صادرات محصولات بدون تشريفات گمركي، امكان بسته بندي استاندارد براي صادرات و بالاخره موقعيت جغرافيايي اين منطقه تجاري (چهارراه مواصلاتي كشور) بود. اما نگاهي به نقشه منطقه آزاد سلفچگان و بازديد يك بار از اين منطقه نشان ميدهد كه مهمترين فعاليت اين منطقه سلفچگان، واردات خودرو است و به دليل كمبود آب و فاصلهاش تا آزادراه تهران- اصفهان ترددهاي گذري نيز بيشتر محلي هستند.
اين سرمايهگذار كه هزينه اجراي كامل پروژه را هزار و 400 ميليارد تومان برآورد كرده و سهم آورده خود را 10 درصد عنوان كرده بود، معتقد است كه با همكاري بانكها ميتوان اين منطقه را احيا كرده و جمعيت 40 ميليوني را تحت پوشش خود قرار دهد و از يك سو باعث توليد صادرات محور شود و از سوي ديگر به واسطه احداث مركز تجاري همان منطقه كالاهاي هنرمندان صنايع دستي را حداقل 30 درصد ارزانتر به دست مصرفكنندگان برساند. وي كه به نظر ميرسيد بيشتر تلاش خود را معطوف به جلب نظر بانكها كرده است، گفت: پيش بيني لازم براي رونق اين منطقه صورت گرفته و طرح توجيهي آن نوشته شده ودر صورت اتمام 2هزار ميليارد تومان ارزش ايجاد خواهد كرد. آيا اين سازنده معروف مراكز تجاري تهران كه تاكنون به گفته خودش بيش از 12هزار واحد تجاري ساخته است، موفق خواهد شد؟ آيا با پيش بيني هتل و مركز تجاري در اين منطقه خشك آب و هوايي خواهد توانست بانكهايي را كه ديگر از فعاليت غير بانكي به خصوص در ساخت و مشاركت چنين پروژههايي منع شدهاند مجاب به سرمايهگذاري كند؟ آيا اينگونه طرحها خواهد توانست علاوه بر ايجاد شغل به رقابت با چينيها در توليد صنايع دستي بپردازد؟
پاسخ را زمان نشان خواهد داد كه سر زدن تجاريسازها به بيابان در اين شرايط توجيه خواهد داشت يا مانند بسياري از طرحهاي تجاري در مناطق آزاد نيمهكاره رها خواهد شد!