ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران اين فرصت را براي مسئولان و دولتمردان فراهم آورده تا مبتني بر اصول و آرمانهاي انقلاب و ارزشهاي اسلامي بستر تحقق قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي كشور را ايجاد كرده و اعتلاي نظام و ترويج دين و اخلاق و در يك كلام اهداف بلند انقلاب اسلامي را تحقق بخشند.
مهمترين شاخصه و وجه تمايز نظام جمهوري اسلامي با ديگر نظامهاي سياسي معاصر، هدايت و رهبري جامعه اسلامي توسط فقيهي جامعالشرايط است كه اركان حكومت با تنفيذ او مشروعيت مييابند و با هدايت ايشان در چارچوب نظام مردمسالاري ديني ايفاي نقش ميكنند.
رهبري انقلاب اسلامي چه در دوران حضرت امام (ره) و چه در دوران مقام معظم رهبري در طول 35 سال گذشته مبتني بر اصل يكصد و دهم قانون اساسي ضمن تعيين سياستهاي كلي نظام جمهوري اسلامي، با حمايت و هدايت خود از دولت و ديگر خدمتگزاران نظام اسلامي تحقق آرمانها و اهداف نظام را در قالب فرآيند پنجگانه تحقق اين اهداف پي گرفتهاند.
امام خامنهاي در بيستم مهرماه سال 90 در جمع مردم كرمانشاه فرآيند پنج مرحلهاي مذكور را اينگونه برشمرده و يادآور ميشوند كه مرحله اول «انقلاب اسلامي» و مرحله دوم «تشكيل نظام اسلامي» است و انقلاب اسلامي اكنون از اين دو مرحله عبور كرده و در گام تشكيل دولت اسلامي است. معظمله در همان زمان مراحل چهارم و پنجم اين فرآيند را «تشكيل كشور اسلامي» و «تشكيل دنياي اسلام» دانستند و وظايف و انتظاراتي را از مردم و كارگزاران مطرح و تأكيد ميكنند كه ما اكنون در مرحله تشكيل دولت اسلامي هستيم و در مورد ويژگيهاي دولت اسلامي يادآور ميشوند كه دولت اسلامي شامل همه كارگزاران نظام اسلامي است؛ نه فقط قوه مجريه؛ يعني حكومتگران و خدمتگزاران عمومي، اينها بايد جهتگيريها و رفتار اجتماعي و رفتار فردي و رابطه خود و رابطهشان با مردم را با معيارهاي اسلامي تطبيق دهند تا بتوانند به آن اهداف برسند. اسم ما دولت اسلامي باشد كافي نيست. بايد عمل و جهتگيري ما اسلامي باشد، اگر در اينها اختلال پيدا شد، حركت مستمر و مداوم و پويندهاي كه لازم است تا دولت اسلامي به صورت كامل شكلبگيرد دچار نكث ميشود و طبعاً كار عقب ميافتد. اگر دولت ما اسلامي شد، آن وقت كشورمان اسلامي ميشود.
نكته مهم اين است كه هدايتها و رهنمودهاي مقام معظم رهبري خطاب به دولتمردان در طول دورانها و دولتهاي مختلف را بايد فارغ از گرايشها و تعلقات سياسي دولتمردان يا ديگر خدمتگزاران دانست و اين حمايتها و انذارها معطوف به دولت خاصي نيست و در همه دولتها متناسب با شرايط وجود داشته است.
معظمله در ديدار اخير كارگزاران نظام در تاريخ 16/4/1393در اين زمينه ميفرمايند، اولاً اين را همه بدانند، بنده دولت را حمايت ميكنم، من از همه تواني كه در اختيارم هست استفاده خواهم كرد براي كمك به دولت، دولت را تأييد ميكنم، حمايت ميكنم مثل همه دولتهاي گذشته، نسبت به مسئولان بلندپايه دولت -آنهايي كه ميشناسم- اعتماد دارم، همه دولتهايي كه بعد از انقلاب سر كار آمدند، دولتهاي منتخب مردمند و بنده در همه اين دورهها - آن وقتي كه مسئوليت داشتم- از همه دولتها حمايت كردم، همه دولتها هم نقاط مثبت دارند [هم] نقاط منفياي دارند، هيچ دولتي نيست كه بگويد من همه نقاطم مثبت است، يا كسي بگويد همه نقاطش منفي است...
اما حمايت و انذارهاي رهبري همواره پشتوانهاي براي دولتمردان بوده و است تا آنها بتوانند با بهرهگيري از ظرفيتها در جهت تحقق اهداف نظام و حل مشكلات مردم تلاش كنند و در شرايطي كه فشارها و تهديدات دشمنان و به ويژه تلاشهاي آنها و برخي از مغرضان و معاندان داخلي معطوف بر دو قطبيسازي فضاي جامعه و طرح حاكميت دوگانه است نقشي اساسي در تقويت و تحكيم همبستگي ملي دارد.
در اين ميان طبيعي است كه تأسي عملي و نه تنها كلامي دولتمردان و فعالان سياسي به هدايتهاي رهبري علاوه بر همراستاسازي ظرفيتهاي دروني كشور براي مقابله با تهديدات و رفع نارساييهاي اقتصادي و اجتماعي كشور نقشي اساسي داشته و سبب تقويت روح اميد در مردم و تحكيم پيوند دولت با مردم و فعالان سياسي شده و نااميدي دشمنان را در پيگيري اهداف و راهبردهاي خود عليه نظام اسلامي به دنبال خواهد داشت. اكنون دولت يازدهم اين فرصت را يافته است تا به پشتوانه اعتماد مردم و حمايتهاي رهبري توفيق خدمتگزاري در نظام اسلامي را بيابد و در اين ميان آنچه كه اهميت دارد عمل به تكليف الهي و در چارچوب اصول و موازين قانون اساسي جمهوري اسلامي است و در اين ميان اگر چه مطالبات فعالان و گروههاي سياسي به عنوان بخشي از مطالبات مردمي قابل تعريف است ولي انصافاً نميتوان حاشيهسازي و تفاوت قول و عمل برخي دولتمردان را - اگر براي خوشامد آن فعالان و گروههاي سياسي است- در چارچوب آن حمايتها و آن اعتماد ارزيابي كرد.