عمده فعاليتهاي صورت گرفته در جنبش دانشجويي در رابطه با مسائل مختلف فراملي، فعاليتهايي مقطعي و گذرا بوده است. كارهايي كه در رابطه با مسائل جهان به خصوص فلسطين انجام گرفته است همگي قابل تقدير و به موقع بوده اما اين اقدامات هيچ يك تداوم نداشته است. البته بسياري اين حق را به دانشجويان فعال و تشكلهاي دانشجويي ميدهند كه نسبت به مسائل بينالمللي بيتفاوت باشند چراكه مسائل داخلي كشور آنچنان گسترده، متنوع و وقتگير است كه فرصت براي طرح موضوعات فراملي باقي نميگذارد اگرچه اين مطلب درستي است اما به نظر اين تقسيمبندي برآمده از يك تفكر نادرست است و آن تفكيك موضوعات فراملي و ملي است، به خصوص آنكه جهان اسلام نيز به جاي آنكه در چارچوب امت واحده بررسي شود ذيل همين تقسيمات ملي و فراملي بيايد. هنوز نميتوان منبع و مبدأ درستي براي تفكر ملي گرايانه و مرزكشيهاي مصنوعي سياسي و... يافت از اين رو اگر تشكلهاي دانشجويي به اين تقسيمبندي پايبند باشند و خود را با اين خطكشيها از جامعه جهاني جدا نمايند، نميتوان اين عملش را خيلي مورد تأييد قرار داد.
درسهاي بينالمللي
واقعيت امروز ما اين است كه نميتوانيم به مسائل فراملي بيتوجه باشيم. به هرحال ارتباط بينالمللي تنها به روابط سياسي تقسيم نميشود. ارتباطات علمي، اقتصادي، امنيتي و كلاً مسائل بشري نيز از مواردي است كه بايد در نگاه به روابط بينالمللي به آن توجه داشت. همانقدر كه توجه به تاريخ براي آيندهسازي پراهميت است استفاده از تجربيات بشري در سرتاسر جهان نيز پراهميت است. قطع ارتباط از جهان يعني اختراع چرخ از اول! جنبش دانشجويي و نهادهاي آن يعني تشكلهاي دانشجويي اگر به دنبال نقد و اصلاح جامعه، دانشگاه و حتي تشكل خويش هستند بايد از تجربيات ملتها مختلف بهره ببرند تا بتوانند يك گام به جلو بردارند، وقتي اين گام با دخيل كردن تجربههاي جهاني برداشته شود، تأثيرگذاري جهاني خواهد داشت يعني يك گام به جلو در وسعت جهاني حتي اگر حوزه عمل آن يك تشكل دانشجويي كوچك باشد.
بني آدم اعضاي يكديگرند!
از بعد ديگر نيز ما نميتوانيم به بشريت بيتفاوت باشيم يعني تشكلهايي كه خود را آرمانخواه و عدالتطلب ميدانند نميتوانند اين موضع خود را گزينشي به كار گيرند و صرفاً برخي از ابناي بشر را لايق عدالت و ترقي و آزادگي بدانند. تشكلهايي با اين نگاه نسبت به عموم بشريت دغدغه دارند. در جهان اسلام، مرز اسلام و غير اسلام ميتواند براي تشكلهاي دانشجويي يك معيار تفكيك مناسب باشد تا امت اسلام را حوزه كاري خود بداند اگرچه اين حرف با جهاني انديشيدن مغايرتي ندارد چراكه اسلام، انسانيت را ترويج ميكند و به دنبال عزتمند شدن هر انساني است.
مانند كبك سر به زير برف
بايد به اين نكته توجه داشت كه بيتفاوتي نسبت به جهان يعني غفلت از فرصتها و تهديدات در حوزه آنچه امنيت ملي شناخته ميشود. در جهاني كه مرزهاي سياسي قوي است و دوستان و دشمنان وجود دارند عدم توجه به محيط پيراموني يعني عدم توجه به دوستان و دشمنان كه هر دو غفلت يعني يك ضربه بزرگ. ملتي كه در لاك خود فرو برود و نسبت به تحولات بيتفاوت باشد مثلاً افزايش شمار نظاميان و تسليحات يك كشور به خصوص دشمن خويش يا حتي افزايش شبكههاي راديو و تلويزيوني مثلاً فارسي زبان را ناديده بگيرد بيترديد از تهاجم بعدي آنها بيخبر خواهد ماند، بيخبرياي كه موجوديتش را به خطر مياندازد.
هرگونه تشكل دانشجويي حتي اگر صرفاً به مسائل صنفي خود بپردازد نميتواند نسبت به جهان خارج از خود بيتفاوت باشد و كسب تجربه مهمترين دليل آن است.
دغدغه بينظم
تشكلهاي دانشجويي ايران بارها براي مسائلي همچون مسئله فلسطين به مناسبتهاي مختلف در صحنه حضور داشته است. حضور دانشجويان در فرودگاههاي سراسر كشور در زمان جنگ 22 روزه رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه يكي از مهمترين اقدامات جنبش دانشجويي ميباشد كه در سالهاي اخير اتفاق افتاده است اما به نظر اين اقدام به يك فعاليت مداوم در تشكلهاي دانشجويي تبديل نشد.
نميتوان گفت دانشجويان يا تشكلها به جهان با بيتفاوتي مينگرند؛ خير اينگونه نيست؛ دغدغه وجود دارد اما برنامه مشخصي براي تطبيق فعاليتهاي ملي و فراملي وجود ندارد. عمده تشكلهاي دانشجويي بر اين نكته كه جهان اسلام، موطن اصلي همه مسلمانان است اجماع دارند از اين رو اقداماتي براي نهادينه كردن اين فكر صورت گرفته است. بسيج دانشجويي در همين راستا به ايجاد كانون بيداري اسلامي پرداخت اما به نظر اين طرح چندان پا نگرفت. از سوي ديگر تشكلهاي اختصاصي در اين زمينه تأسيس شد، اتحاديه امت واحده و مجمع اتحاد دانشجويان جهان اسلام را بايد از اين دست تشكلها دانست كه برپايه فعاليت در حوزه جهان اسلام شكل گرفته است. تأسيس اين تشكلها يعني وجود دغدغه و نياز و عدم رفع آن توسط تشكلهاي موجود دانشجويي. اين تشكلها فعاليت در حوزه جهان اسلام را به صورت تخصصي پيگيري ميكنند. اما بزرگترين نقد به تشكلهاي دانشجويي اين است كه تخصصي شدن برخي از نهادهاي دانشجو محور و فراغت ديگر تشكلها، به معني تداوم اين تفكر است كه تفكيك ملي و فراملي ميپذيرد در حالي كه بايد وضعيت و موقعيتهاي امروز داخل كشور را در زمينه جهان اسلام و جهان بررسي، نقد، تشويق و اصلاح كند. اين صحبت به اين معني نيست كه مسائل داخلي كشور اهميت ندارد يا آنكه مسائل بينالمللي بر مسائل داخلي ما پيشي ميگيرد ما با اين ضربالمثل چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است از بنيان مشكل داريم چراكه خانه ما داخل مسجد است!
مطابق با اين نظر مشهور، تشكلهاي دانشجويي بايد جهاني بينديشند و محلي عمل كنند. وقتي نگاه انسان جهاني باشند و عمل خود را در اين مقياس بسنجد آن وقت واكنش به جنايت عليه ملتهاي مختلف از فلسطين و لبنان تا يمن و عراق و افغانستان يك حركت طبيعي و پيش پا افتاده در جنبش دانشجويي خواهد بود.