کد خبر: 667701
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۱
درنگي در حيات سياسي – مبارزاتي شهيد سيدعلي اندرزگو
شاهد توحيدي

شهيد سيد‌علي اندرزگو در رمضان سال 1318 در خيابان شوش تهران در خانواده‌اي فقير به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايي به دليل فقر، تحصيل را رها كرد و در يك كارگاه نجاري به كار پرداخت و همزمان به علت علاقه به فراگيري معارف اسلامي، شب‌ها در مسجد هرندي به آموختن فقه و اصول مشغول شد. هنوز بسيار جوان بود كه شهيد نواب صفوي را شناخت و سخت تحت تأثير شخصيت او قرار گرفت و با آشنايي با فدائيان اسلام در واقع مسير زندگي خود را مشخص كرد. در پي آغاز نهضت امام در 15خرداد سال 42 درحالي كه هنوز 18 سال بيشتر نداشت، به شكل جدي پاي به عرصه مبارزه نهاد و در 15خرداد يكي از عوامل مؤثر راه‌اندازي تظاهرات بود. پس از واقعه 15خرداد دستگير شد و تحت شكنجه‌هاي شديد قرار گرفت، اما كلمه‌اي بر زبان نياورد كه به ضرر همرزمانش تمام شود. پس از آزادي از زندان به كمك شهيد حاج‌صادق اماني و مبارزاني كه از قبل مي‌شناخت، وارد شاخه نظامي هيئت مؤتلفه جمعيت‌هاي اسلامي شد. هنگامي كه طرح ترور سران رژيم شاه مطرح شد، با ديگر افراد شركت‌كننده در اين طرح هم‌قسم شد تا پاي شهادت در اين راه پايداري كند. نخستين فردي كه براي ترور در نظر گرفته شد، نخست‌وزير وقت حسنعلي منصور بود كه با ارائه طرح كاپيتولاسيون ـ‌ مصونيت اتباع امريكايي از محاكمه شدن در دادگاه‌هاي ايران در صورت ارتكاب جرم‌ـ به مجلس و تلاش براي تصويب آن، خيانت خود را به اسلام و كشور اثبات كرده بود. نقش شهيد اندرزگو در اين طرح آن بود كه با ايجاد مانع بر سر راه حركت اتومبيل حسنعلي منصور در ميدان بهارستان، زمينه را براي تيراندازي دقيق به سوي او توسط شهيد محمد بخارايي فراهم آورد. در پي اين حادثه، زندگي مخفي شهيد اندرزگو آغاز شد؛ زندگي مخفي‌اي كه تا آستانه پيروزي انقلاب به طول انجاميد و با آنكه وي توسط رژيم شاه به صورت غيابي محاكمه و محكوم به اعدام شده بود، در فاصله 14 سال كار مبارزاتي مسلحانه، ساواك هرگز نتوانست ردي از او پيدا كند كه اين نكته در كار مبارزه مسلحانه و تحت فشار و مراقبت خفقان‌آور ساواك تقريباً شبيه به معجزه و نشانه هوش، درايت توأم با توكل و ايمان سرشار اين شهيد يگانه است. به هر حال شهيد اندرزگو ابتدا به قم رفت و با شناسنامه و هويت جعلي به تحصيل علوم حوزوي پرداخت، اما پس از مدتي ساواك رد او را پيدا كرد و به‌ناچار به عراق گريخت و در آنجا از نعمت وجود امام بهره‌ها برد. در سال 1345 به ايران بازگشت و به مبارزات خود ادامه داد و با روشنگري‌هاي عالمانه خود در ارتقاي آگاهي نسل جوان نقش مؤثري را ايفا كرد. ساواك بار ديگر رد او را پيدا كرد و شهيد اندرزگو به تهران گريخت و در حوزه علميه چيذر اقامت كرد و به تحصيل علوم ديني ادامه داد. در سال 51 در پي دستگيري يكي از دوستانش كه تحت شكنجه قرار گرفته بود، محل زندگي‌اش لو رفت و ناگزير همراه همسرش از تهران گريخت و با اسم و شناسنامه جعلي ديگري در قم اقامت كرد و به فعاليت‌هاي مبارزاتي خود ادامه داد و با گروه‌ها و سازمان‌هايي كه عليه رژيم مبارزه مي‌كردند، شروع به همكاري كرد و براي آنها اسلحه و امكانات فراهم مي‌ساخت. بار ديگر ساواك محل زندگي او را شناسايي كرد، اما شهيد اندرزگو با مهارت از چنگ ساواك گريخت و در لباس مبدل و با هويتي جعلي به مشهد رفت و با آيت‌الله واعظ‌طبسي تماس گرفت و توانست با كمك او همراه همسرش از طريق زاهدان و زابل به افغانستان بگريزد، اما هنوز يك ماه هم در افغانستان نبود كه بار ديگر مخفيانه خود را به مشهد رساند و سپس با هويت‌هاي گوناگون به شهرهاي مختلف ايران سفر كرد و به تبليغ و روشنگري پرداخت. وي در سفري كه به لبنان كرد، توانست با سازمان الفتح تماس و تحت آموزش تعليمات نظامي، از جمله كار با سلاح سنگين قرار گيرد. پس از اوج‌گيري انقلاب اسلامي تصميم گرفت شاه را ترور كند و مدت شش ماه رفت و آمدهاي او را تحت نظر گرفت و قرار بود با كمك فردي در داخل كاخ سلطنتي اين كار را انجام بدهد، اما در تاريخ نوزدهم ماه رمضان سال 57، ساواك با شنود آخرين مكالمات او توانست ردش را پيدا كند و خيابان سقاباشي را كه قرار بود او در آنجا براي افطار به منزل يكي از دوستانش برود، محاصره كرد و او را به رگبار بست و به شهادت رساند. او همواره مي‌گفت:«رژيم هرگز به زنده من دست نخواهد يافت» و همين طور هم شد و درحالي كه روزه بود، در شب ضربت خوردن مولايش علي(ع) به فيض شهادت نائل گرديد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها