روز گذشته خبري مبني بر نمايش اولين فيلم بلند بتين قبادي، برادر بهمن قبادي در رسانهها منتشر شد؛ كارگردان فيلمهاي كوتاه و پرورشيافته از دامن انجمن سينماي جوان كه حالا به سبك برادر فيلمسازش به اقليم عراق زده و در آنجا فيلم «مردان» را ساخته است كه بعيد نيست رنگ و بوي سياسي داشته باشد.
بتين قبادي اولين فيلمساز آثار كوتاه سينمايي نيست كه از جاده فرعي فيلم كوتاه و انجمن سينماي جوان به وادي فيلمهاي بلند زده باشد. اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا در سالهاي گذشته عده زيادي از همين افرادي كه از زير پر و بال انجمن سينماي جوان وارد حوزه فيلمسازي شدهاند بعدها به تريبونهاي مهم و بلند براي ضديت با نظام و حتي دين و اعتقادات اين مردم تبديل شدهاند؟
حلقه مفقوده در انجمن سينماي جوان به گزارش «جوان»، در حالي كه هر سال مبالغ زيادي از بودجههاي دولتي پاي برگزاري جشنوارههاي مختلف حوزه فيلم كوتاه و مستند ريخته ميشود اما يك مرور كلي بر خروجي فيلمسازان به ويژه 20 سال اخير و همچنين آثار توليدشده توسط آنان كه معمولاً هم به سفارش ارگانهاي دولتي تهيه و توليد شده، نشان داده است كه عده زيادي از افرادي كه از طريق فيلم كوتاه و مستند به حوزه ساخت فيلمهاي بلند سينما گرايش پيدا كردهاند بعدها به تريبونهاي مهم و بلند براي ضديت با نظام و حتي دين و اعتقادات اين مردم تبديل شدهاند.
در سالهاي گذشته انجمن سينماي جوان، نهادي براي پرورش و ظهور استعدادهاي فيلمسازي بوده است؛ چهره جديد حوزه فيلمسازي چون «بتين قبادي»را نيز ميتوان محصول همين انجمن دانست. «مردان» اولين فيلم بلند «بتين قبادي» بعد از فيلم كوتاه داستاني «از باد بپرسيد Ask The Wind » است كه توانسته جايزه خرس كريستال شصتمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم برلين در سال 2010 را از آن خود كند؛ اين فيلم قرار است در نخستين حضور بينالمللي خود در بخش «اكتشافات Discovery » تحت عنوان «آينده سينماي جهان» در سي و نهمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم تورنتو در كانادا روي پرده برود. نكته جالب آنجاست كه «مردان» هم همچون فيلم اخير بهمن قبادي سال گذشته در اقليم كردستان عراق ساخته شده است و گمان ميرود كه اين فيلم نيز همچون فيلم قبادي بزرگ اثري پر حرف و حديث باشد. در اين بين اين سؤال مطرح ميشود كه چرا از انجمني چون انجمن سينماي جوان كه بايد محل پرورش نسلهاي متعهد به سينماي انقلاب و كشور باشند، چهرههايي چون بتين قبادي بيرون ميآيند؟ به نظر ميرسد كه دليل عمده بروز چنين اتفاقاتي پايهگذاريهاي نادرست انجمني باشد كه بايد سياستهايش را مبتني بر اهداف انقلابي و پرورش نسلي از سينماگران كند كه بيشتر به اين اهداف پايبند باشند.
بيشك عرصه فيلم كوتاه و مستند در طول ساليان گذشته، نه تنها عرصه شناسايي و معرفي فيلمسازان مستعد و آيندهدار شده، بلكه عرصهاي براي طرح گفتمان طيفها و گروههاي مختلف نيز شده است. از قضا بيشتر آنان كه از اين طريق به سينماي حرفهاي معرفي شدهاند در حال و هواي شبهروشنفكري سير كرده و همچنان سير ميكنند و آثار آنان رنگ و بوي مخالفخواني، سياهسازي و اعتراض داشته است. اين در خوشبينانهترين نگاه است چراكه اگر كمي واقعبينانه به اين ماجرا نگاه كنيم بايد اذعان كنيم عده زيادي از همين افراد متأسفانه بعدها تبديل به تريبونهاي مهم و بلند براي ضديت با نظام و حتي دين و اعتقادات اين مردم شدهاند. براي باور اين واقعيت، كافي است خروجي فيلمسازان به ويژه 20 سال اخير و همچنين آثار توليد شده توسط آنان را كه معمولاً هم به سفارش ارگانهاي دولتي بوده است، مرور كنيم.
رمز موفقيتهاي دنبالهدار يك انجمن انقلابييكي از آخرين فيلمهاي سياهي كه در دوره گذشته جشنواره كوتاه تهران به عنوان برترين اثر انتخاب شد، «جاده فرعي» بود. درحالي كه هم دستاندركاران جشنواره مذكور و هم داوران جشنواره به ظاهر كاملاً دغدغه انقلاب و دين را داشتند. اما نكته اصلي اينجاست كه چگونه يك ارگان دولتي مانند انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس كه ظاهراً كمتر از سه سال است به طور جدي وارد فضاي توليد شده است و در مدت زمان كوتاه سه ساله، مسيري را كه در تمام سالهاي گذشته، سازمانها و ارگانهاي ديگر نتوانستند در عرصه توليد فيلم كوتاه و تربيت فيلمسازان جوان طي كنند، طي كرد؟!
اين ادعا نيز با يك مرور ساده و گذرا بر توليدات كوتاه و مستند اين انجمن و موفقيتهاي آثار آن در جشنوارهها و محافل داخلي و خارجي كاملاً قابل اثبات است. آخرين اين موفقيتها در هفته گذشته و در جشنواره ايثار بود كه به همت بنياد شهيد و صدا و سيما برگزار شد و به طرز عجيبي در ميان صدها فيلم رسيده به دفتر جشنواره، فيلمهاي انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در ميان شش فيلم برتر، رتبههاي اول، دوم، سوم، چهارم و ششم را به خود اختصاص دادند. البته اين برتري و موفقيت در طول دو سال گذشته و در تمامي جشنوارههاي ايراني و گاه خارجي نيز تكرار شده بود و تنها جشنواره فيلم كوتاه تهران در سال قبل بود كه براي گريز از انتخاب اين آثار، يك روز مانده به اختتاميه در يك تصميم عجيب، بخش ويژهاي به نام دفاع مقدس راهاندازي كرد و آثار انجمن را به بخش جنبي منتقل نمود و جوايزي را به آنها اهدا كرد.
هرچند اين نوع برخورد با چنين آثاري جاي تأمل و تعجب داشت اما نكته مهم، سطح آثار توليد شده در انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس بود كه به رغم بيمهري كه در جشنواره به آنها شد، به دليل مطالبه مخاطبان و كساني كه آثار مذكور را ديده بودند مجبور به ايجاد بخش ويژه «من درآوردي» شدند تا به ظاهر زبان منتقدان و رسانهها را ببندند. از فضاي حاكم بر فيلم صميمي، روان و پر از زندگي «بازگشت» كه به ماجراي زندگي پرشور و حال مادر، همسر و خانواده يك رزمنده در ايام جنگ ميپردازد تا فيلم محكم و قصه جسورانه و نفسگير «حنانه» كه انصافاً الگوي جديدي از فيلم كوتاه را به فيلمسازان كوتاه ارائه كرده، تنوع در آثار توليد شده انجمن سينماي دفاع مقدس با وجود محدوديت موضوعي در اين نهاد انقلابي بسيار خيرهكننده بوده است.
يك الگوي انقلابي براي فيلمسازان انقلابيدر ايام پس از نمايش «حنانه»، برخي فيلمسازان كوتاه تحتتأثير فضاي ساختاري و محتوايي حاكم بر آن فيلم، دست به توليد فيلمهاي مشابه زدند. مثلاً فيلم عجيب و غريب «ارتش پنهان» كه ضمن پرداختي هوشمندانه به موضوع «خرمشهر را خدا آزاد كرد» شيوه جديدي از ساختار پرالتهاب و باورپذير را به نمايش ميگذارد يا فيلم كوتاه «يك لحظه ديرتر» كه از خط روايي و زبان ساختاري كاملاً متفاوت با هر سه اثر مذكور اجرا شده و يك ايده بسيار خلاقانه را در قالبي كاملاً منظم و حرفهاي به مخاطب تقديم ميكند و فيلمهاي ديگر اين مجموعه كه درخصوص هر يك از آنها ميتوان به راحتي ساعتها بحث و گفت و گو كرد. به نظر ميرسد كه بسياري از نهادهاي متولي پرورش فيلمسازان آتي كشور بايد با تجديدنظر در سياستها و برنامهريزيهاي كلان خود، الگويشان را بر الگوي موفقيتآميز نهادهايي منطبق كنند كه علاوه بر حركت در جهت اهدف انقلابي نظام، موفقيتهاي درخور توجه حرفهاي را نيز در كارنامه خود ثبت كردهاند.