ابوي ميگويد: سرانجام نسخه گراني خودرو هم پيچيده شد و رفت.
ميگويم: او ميپيچيد و من ميپيچيدم و ما پيچ پيچي شديم. حضرت وزير كه هنوز سرجايش است. لابد اينبار نميخواهد خودروييها مكدر شوند. بله؟
ميگويد: خير. فرمول جديد را كشف كرده. با اين اكتشاف سعه صدر داشته و الا با حال و وضع ارشميدس در خيابان بايد ميدويد و ميگفت يافتم! يافتم! و ما ميگفتيم كجاست گشت ارشاد؟
ميگويم: حالا چه را يافته است. بلند شيد برويم خودرو بخريم. حالا كه ليزينگ مسكن ماليد!
ميگويد: آن هم ماليد. اينهمه حرف و حديث و آخرش هيچ؟ مگر ميشود؟
ميگويم: در كشور عدم قطعيتهاي اقتصادي زندگي ميكنيد. نديديد در برنامه ثرياي تلويزيون مگر چه گفتند؟
ميگويد: لابد مثل نعمتزاده كه گفته است توليد كه زياد شود قيمت خودرو ارزان ميشود، گفتهاند نان و آب كه نميخوريد روزبهروز گرانتر ميشود. يا به قول تو گفتهاند ليزينگ نمير بهار مياد. قنبزه و خيار مياد... ميگويم: نه! پدر من. ليزينگ هم فعلاً منتفي شده نااميد نباشيد. يك خانه ميگيريد و براي دادن قسطش خانه آخرتتان را پيشفروش ميكنيد. اينها به فكر آخرت ما هستند كه خانههاي آن دنيايمان دود نشود و دودش به چشممان برود.
ميگويد: چه گفتهاند در ثريا؟ راست بگو نهان مكن. . .
ميگويم: در يك كلمه و صريح ميگويم: از نابساماني مالياتي و طغيان اشرافيت در تهران گفتند و اينكه ايران، بهشت پولداران غير قانوني است.
ميگويد: مگر از طريق قانوني هم ميشود در اينجا پول درآورد؟ سه شغله هم كه باشي نميشود. نميبيني وكيل و وزير هركدام يك قطار شغل دارند و باز هم ميگويند كم است!
ميگويم: من نيامده بودم كه سيستم اقتصادي كشور را در اين شرايط رو به بهبود به چالش بكشانم.
ميگويد: پس آمده بودي كه من را كه رو به موت هستم به چالش بكشاني. بيخود در هاون آب ميكوبي اولاد آدم. تو اگر از بزرگترين كارتل اقتصادي مملكت هم آمده باشي كاري از دستت بر نميآيد. تا نعمتزاده وزير است، ابوي هم در اين ستون هست.
ميگويم: ما ميگوييم «ف» و شما به فرحزاد ميرويد. بيخيال. بگذاريد در بهشت جا برايمان باز كنند.
ميگويد: يك راهحل غيرقانوني پول در آوردن نشانم بده تا ببينم چه ميشود.
ميگويم: من در فهم و شعور قانون درماندهام، بيايم و آموزش بيقانوني بدهم. پناه بر خدا. شما بمانيد و اين ستون. من خودم را گره ميزنم به فرار مغزها و از اين ستون ميروم به هر كجا؟
ميگويد: آدم هر جا برود بهتر از وطنش نيست. نترس اينجا را آباد ميكنيم و به هيچ جهنمي نميروي!
ميگويم: داشتم مكدر ميشدم.
ميگويد: ديگر حق نداري مكدر شوي!