«شما سالانه براي بعضي چيزها چقدر خرج ميكنيد؟ در همين ايام عاشورا چقدر پول خرج ميشود؟ بازده فرهنگياش چقدر است؟ دو شب گريه ميكنند و بعد ميروند»! اينها بخشي از سخنان نجفقلي حبيبي عضو حزب مشاركت در برنامه ديروز امروز فرداست كه با واكنش گسترده مردم كشورمان طي 3 روز اخير مواجه شده است.
اما مرور اين عبارت، ناخودآگاه سخنان هتاكانه گروهي را در ذهن ما جلوهگر ميكند كه در طول سالهاي گذشته با تمام وجود به اعتقادات و باورهاي ارزشي مردم حمله ميكردند و سعي داشتند تفكرات ضدديني را در جامعه ترويج كنند.
منظورمان 8 سال حاكميت دولت اصلاحات بر اريكه قوه مجريه است كه جرياني خاص تلاش داشت با «تضعيف باورهاي اعتقادي» و «حمله به مباني و اصول انقلاب اسلامي» در پوشش «ترويج تساهل و اباحهگري در حوزههاي فرهنگ و اجتماع «افكار و انديشههاي مردم» را به سمت دلخواه خود تغيير دهد.
انگار همان اتفاقات تلخ آن 8 سال طي ماههاي اخير به صورت زيرپوستي در حال احيا شدن است چراكه اعضاي اين حزب با تلاشهاي مستمر و در قالب و عناوين مختلف فرصتي پيدا كردهاند تا فعاليتهاي خود را گسترش داده و خود را به مراكز قدرت نزديكتر كنند آنگونه كه انتصاب برخي از افراد وابسته به «حزب مشاركت» در برخي دانشگاهها هم يكي از دلايل استيضاح وزير علوم است كه امروز به مهمترين موضوع في مابين مجلس و دولت تبديل شده است. نقشآفريني در فتنه 88 كه با مجرم شناخته شدن برخي از اعضاي مهم اين حزب در آن سال شرايط بحراني را براي حزب دولتساخته مشاركت به همراه داشت كه نهايتاً با اعلام انحلال از طرف مقامات ذيصلاح وارد مرحله جديدي شد. اما سال 92- همانطور كه اشاره شد- دوران گذار براي اين حزب به شمار ميآيد به شكلي كه طي همين ماههاي اخير بارها تصوير و سخنان شخصيتهاي منسوب به اين حزب در صفحات نخست روزنامههاي موسوم به زنجيرهاي خودنمايي كرده و اين افراد توانستهاند با اين نوع اقدامات جهت حياتبخشي به گروه خود اقدامات مؤثري را انجام دهند. اما نكته اساسي چه در آن محدوده زماني يعني 76تا 84 چه در يكسال اخير اين است كه «حزب مشاركت» سهم قابل توجهي در اين اتفاقات داشته و همواره نقش غير قابل انكاري داشته است و با مرور برخي اتفاقات كه از آن بايد به عنوان «حمله به اعتقادات شيعي» ياد كرد ميتوان پي به ميزان تدين اعضاي اين حزب دومخردادي برد.
حمله به مباني اعتقادي در دوم خرداد
ايجاد تغيير نگرش در مردم نسبت به دين و حوزه كاركردي آن توسط روشنفكران وابسته به اصلاحات به شكل فشرده دنبال ميشد كه نمونههايي از آن تحت عنوان:
-«مظاهر ديني چون حجاب و حياي زنان، نماد عقبافتادگي است.»
-«نظريه غيرت ديني، ويرانكننده انديشه و فرهنگ و تمدن است».
-«قوانين شرعي در مورد زنان ظالمانه است»
- «تفكر شيعهگري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است» است.
اما در اين ميان اظهارات ضد ديني افراد برجسته احزاب دوقلوي «مشاركت و مجاهدين» نظير هاشم آغاجري هم در نوع خود قابل توجه است. وي در سخناني در سال 81 در همدان با عنوان «پروتستانيزم اسلامي» تقليد مقلدان شيعه از مراجع تقليد را «ميمونوار» توصيف ميكند و با انتساب كلماتي سخيف به روحانيت شيعه و حتي امامان معصوم(ع) موجي از اعتراضات را در عرصه مذهبي و سياسي كشور برميانگيزد.
اين اظهارات گستاخانه منجر شد تا جامعه مدرسين حوزه علميه قم در نامهاي رسمي كه به امضاي مرحوم آيتالله مشكيني نيز رسيده بود، سازمان مزبور را «نامشروع» اعلام كند اما اعضاي اين سازمان به وجود افرادي همچون آغاجري در ميان خود ابراز افتخار كردند.
عبدالكريم سروش هم در آن زمان در نظريهاي جالب توجه ادعا ميكند: «حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را ميگيرد.»
اكبر گنجي هم مينويسد: «خشونتهاي روز عاشورا معلول تعارضهاي قومي و بالاخص نتيجه خشونت پيامبر در جنگ بدر، احد، خندق و... بود.»
همچنين حميدرضا جلاييپور هدف از انقلاب اسلامي را تنها در تحقق «جمهوريت» منحصر نمود؛ احمد قابل خواستار عدمممنوعيت «همجنسبازي» ميشود و سالار بهزادي تفكر «شيعه» را موجب انحطاط مملكت دانست، چون معتقد بود تفكر شيعه مانع تحقق «دموكراسي» است.
بازتوليد حمله به ارزشها بعد از گذشت 8سال
همحزبي نجفقلي حبيبي هم چند ماه قبل از اين در سخناني با حمله به اعتقادت مردم، ولايت فقيه را زير سؤال برده و استارت حمله به باورهاي ارزشي مردم در فاز جديد را ميزند.
وي در سخناني ساختارشكنانه بيان ميكند: اين حكومت علوي، امروز ميثم تمارش بابك زنجاني و مالك اشترش هم سعيد مرتضوي است، پس اگر ما حكومت اموي تأسيس ميكرديم قرار بود با چه كساني مواجه بشويم؟!
آخرين حلقه از تكاپوي تند مشاركتيها را نبايد اظهارات سعيد رضويفقيه در همايش فصلي اصلاحطلبان استان همدان يا سخنان هتاكانه نجفقلي حبيبي در برنامه زنده تلويزيوني دانست بلكه بايد منتظر ماند تا موج تازهاي از حمله به ارزشها و اعتقادت مردمي در طول ماههاي آتي اتفاق بيفتد چراكه اين جماعت از يكسو با در دست گرفتن پستهاي درجه دو در دولت و دركنار آن با رسانههاي پرتعداد وابسته به خود در تلاش هستند تا به صحنه اجتماعي و سياسي كشور بازگردند.
اما در پايان بايد به نكته اساسي اشاره كرد و آن اينكه جريان افراطي حزب منحله مشاركت و مجاهدين، امروز با نقاب «اعتدال» با اين گونه موضعگيريها سعي در تجديد حيات سياسي داشته و خواهان احياي پايگاه اجتماعي دوم خرداد و دميدن نفس به جسم بيجان اصلاحات است. اين را هم نبايد جدا از هدف «تسخير كرسيهاي مجلس دهم» ارزيابي كرد و بايد آن را مقدمهاي جهت جذب آراي بدنه اجتماعي دوم خرداد دانست تا مقدمات شكلگيري مجلسي شبيه مجلس ششم آمادهسازي شود؛ مجلسي كه اهم فعاليت آن «تنظيم و ارائه طرح اصلاح مطبوعات»، «گردآوري لايحه انزوا و حذف شوراي عالي انقلاب فرهنگي»، «لوايح دوگانه؛ براي افزايش اختيارات رئيسجمهور و تقليل قدرت رهبري» و «تحصن در مجلس ششم» بود.