کد خبر: 664169
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۶
رفتار متناقض اصلاح‌طلبان حكايت از تلاش بي‌حدوحصر آنها براي بقاي موجوديت خود در فضاي سياسي و اجتماعي كشور دارد.
رفتار متناقض اصلاح‌طلبان حكايت از تلاش بي‌حدوحصر آنها براي بقاي موجوديت خود در فضاي سياسي و اجتماعي كشور دارد. آنها فضاي اعتدال دولت حسن روحاني را فضاي مناسبي براي ادامه‌ حداقل تنفس خود پس از خطاهاي استراتژيك‌شان در فتنه‌ سال 88 مي‌دانند و ضمن تلاش براي حفظ بقا، نيم‌نگاهي نيز به آينده دارند.
ماجرا از آنجايي شروع شد كه قريب به اتفاق نظرسنجي‌هاي انتخاباتي از رأي حدود 7 درصدي محمدرضا عارف در انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم خبر مي‌داد. در اين شرايط و با شور و مشورت اصلاح‌طلبان، معاون اول دولت هشتم با فشار سياسي از ميدان انتخابات كناره گرفت و فرصت براي تجميع رأي روي حسن روحاني و پيوستن اجباري اصلاح‌طلبان به ستادهاي وي فراهم شد. در اين‌باره رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملي، در ديدار اعضاي شوراي هماهنگي جوانان احزاب اصلاح‌طلب در آخرين روز فروردين‌ماه امسال مي‌گويد: «شخص رئيس‌جمهور (حسن روحاني) نامزد اول، دوم و حتي سوم اصلاح‌طلبان نبود، اما ما به جايي رسيديم كه به آقاي روحاني قانع شديم و نبايد القا كنيم كه رئيس‌جمهور اصلاح‌طلب است.»
 وي همچنين در مصاحبه با روزنامه‌ «قانون» شماره‌ 406 روز دوم ارديبهشت سال جاري، درباره‌ حذف عارف از انتخابات رياست‌جمهوري مي‌گويد: «گزينه‌ اول حذف روحاني بود و چون روحاني كناره‌گيري نكرد، از عارف درخواست شد كه كنار برود.»
 پس از پيروزي روحاني در انتخابات، اصلاح‌طلبان كه خوشحال از اين پيروزي، گمان اين را داشتند كه روحاني با حمايت و رأي آنها پيروز شده و اكنون زمان آن است كه شاكله‌ اصلي دولت را تشكيل دهند، برنامه‌ريزي خود را براي بازگشت به ميدان حكومت در سايه‌ اعتدال روحاني آغاز كردند. علي تاجرنيا، عضو شوراي مركزي جبهه‌‌ منحله‌‌ مشاركت، در نشست آينده‌ اصلاح‌طلبي كه توسط سازمان دانشجويي حزب اسلامي كار در ساختمان حزب كار در آخرين روز دي‌ماه سال گذشته برگزار شد، بيان مي‌كند: «اين طبيعي است كه حزبي كه براي پيروزي فردي در انتخابات كمك مي‌كند، انتظار دارد كه در اداره‌ كشور نيز همكاري داشته باشد.»
اما آنها غافل از اين بودند كه اعضاي كارگزاران سازندگي قبلاً همه‌ سمت‌هاي اصلي دولت را بين خود تقسيم كرده و تنها مناصبي براي اصلاح‌طلبان باقي مانده بود كه در كارگزاران يا گزينه و تواني براي به دست گرفتن آن نبود يا علاقه و مصلحتي براي تصدي آن وجود نداشت. در اين شرايط، محمدرضا عارف كه روزي گمان مي‌كرد با كناره‌گيري از عرصه‌ انتخابات و در صورت پيروزي روحاني، حداقل معاون اولي را نصيب خود خواهد كرد، با شرايطي مواجه شد كه در آن حتي از وي نظرخواهي مناسبي براي چيدمان دولت هم نشد و اين خود باعث دلخوري بيش از پيش وي شد؛ تا جايي كه وي در اظهارنظري به‌صراحت گفت: «شايد انتظاري كه داشتم اين بود كه با توجه به تجربه‌ 30 سال مديريتي‌ام، آقاي روحاني در برخي امور بيشتر از من مشورت مي‌گرفتند.» و نهايتاً اين امر اولين «نه» روحاني به اصلاح‌طلبان را رقم زد.
اين وضعيت و به‌كارگيري كمتر از حد انتظار اصلاح‌طلبان در كابينه، سبب شد كه آنها تلاش مضاعفي را براي تغيير رفتار دولت حسن روحاني آغاز و تلاش كنند ضمن اجبار وي بر ادامه‌ «اتحاد استراتژيك» با اصلاح‌طلبان، هرچند در خفا، در ميدان رسانه‌هاي خود، با حركت در مسير «هم آره، هم نه»، هم دولت را مديون اصلاح‌طلبان معرفي كنند و به‌نوعي آن را مصادره كنند و هم خود را از خطاها و اشتباهات و البته سقوط احتمالي حسن روحاني به دور نگه دارند. بر همين اساس، چنين وضعيتي باعث بروز مواضعي پارادوكسيكال در بين اصلاح‌طلبان شد كه مرور اجمالي آن مي‌تواند ابعاد دقيق‌تري از رفتار آنان را مشخص نمايد:
 الف) تبيين رابطه‌ اصلاح‌طلبي و اعتدال
 شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب به‌دفعات و رسانه‌هاي اصلاح‌طلب در شماره‌هاي متعدد خود، به تئوريزه كردن رابطه‌ اصلاحات و اعتدال حسن روحاني پرداختند. احمد پورنجاتي در 23 تيرماه سال گذشته، در مصاحبه با «ايسنا» گفت: من به‌عنوان كسي كه به رويكردهاي اصلاح‌طلبانه و انقلاب اسلامي اعتقاد دارم، بيان مي‌كنم كه اعتدال‌گرايي بيان ديگري از مشي اصلاح‌طلبي است.
 سعيد ليلاز در شماره‌ 11 ماهنامه‌ «انديشه‌ پويا» اعتدال را ادامه‌ اصلاح‌طلبي مي‌داند و مي‌گويد كه «رابطه‌ آن با اصلاح‌طلبي مانند رابطه‌ سوسيال‌دموكراسي و سوسياليسم است.»
محمدرضا راه‌چمني معتقد است: «اعتدال گفتماني است كه اصلاح‌طلبي را در بر مي‌گيرد.» همچنين رسانه‌هاي مطرح اصلاح‌طلبان مانند هفته‌نامه‌ «صدا» در شماره‌ روز 17 خردادماه خود با تيتر «رئيس‌جمهور، هر روز اصلاح‌طلب‌تر از ديروز»، به بررسي و القاي گرايش روزافزون حسن روحاني به اصلاح‌طلبان مي‌پردازد يا ماهنامه‌ «گذار» كه شماره‌ تيرماه خود را با تيتر روي جلد «برخاستن اصلاحات از دنده‌ اعتدال» منتشر مي‌كند و ضمن گفت‌وگو با احمد حكيمي‌پور و موسوي لاري به بررسي نزديكي دولت روحاني با اصلاح‌طلبان مي‌پردازد.
 ب) تلاش براي مصادره به اميد تحقق سهم‌خواهي‌ها
 در ادامه‌ همين جوسازي‌هاي رسانه‌اي، برخي از اصلاح‌طلبان از اين هم فراتر رفتند؛‌ چنان‌كه احمد پورنجاتي نماينده‌ مجلس ششم، ضمن بيان اين مطلب مي‌گويد: «ويژگي بنيادين اعتدال چسبندگي‌اش به گفتمان اصلاح‌طلبي است.»
 از سويي ديگر، حسين مرعشي، عضو شوراي مركزي كارگزاران، در گفت‌وگوي 14 تيرماه خود با «نسيم»، ضمن تلاش براي مصادره‌ رأي روحاني در انتخابات، با بيان اينكه اگر در انتخابات اصلاح‌طلبان همراه روحاني نبودند، پيروزي‌اش ممكن نبود، گفت: «اگر مجدداً انتخاباتي بخواهد برگزار شود، روحاني و اصلاح‌طلبان بايد با هم حركت كنند.»
 اما مواضع تندتري هم در همين راستا وجود داشت. فياض زاهد از اعضاي حزب همبستگي، در مصاحبه با «آريا» مي‌گويد: «85درصد آراي آقاي روحاني را اصلاح‌طلبان تشكيل مي‌دادند. ايشان بدون حمايت و پشتيباني جريان اصلاح‌طلب به‌هيچ‌وجه موفق نمي‌شود برنامه‌هاي خودش را به پيش ببرد.»
و آخرالامر تئوريسين جريان اصلاح‌طلب كشور نيز حجت را با حسن روحاني و دولت وي به آخر رساند. سعيد حجاريان در گفت‌وگويي تهديدآميز با ويژه‌نامه‌ روزنامه‌ اعتماد مدعي شد: «اصلاح‌طلبان حامي و ستون فقرات برنامه‌هاي روحاني هستند. اگر بشكنند روحاني هم شكسته است. اگر اصلاح‌طلبان نباشند، روحاني هم وجود نخواهد داشت و در صورت عدم حضور اصلاح‌طلبان، جريان راست روحاني را به ورطه‌ شكست مي‌افكند.»
 ج) تلاش بر منتقد نشان دادن خود براي فرار از گريبان‌گيري شكست احتمالي سياست‌هاي روحاني
 تقلاي زياد اصلاح‌طلبان براي يكي نشان دادن دولت روحاني با جريان اصلاح‌طلبي، اما مخاطرات زيادي را نيز در پي داشت؛ مخاطراتي كه از چشم برخي از اعضاي اين جريان پوشيده نماند و آنها به‌سرعت متوجه شدند كه با ادامه‌ راهي كه در آن قدم گذاشته‌اند، در صورت عدم موفقيت احتمالي دولت روحاني، عواقب ناخوشايندي مقابل اصلاح‌طلبان قرار داشته و ممكن است با تنزل احتمالي دولت يازدهم، اصلاح‌طلبان مجدداً به دوران انزواي خود بازگردند. لذا همين وضعيت برخي از آنها را وادار كرد كه لب به نقد حسن روحاني بگشايند و حتي در برخي موارد، علم ضديت با وي را نيز بلند كنند، شايد كه كاستي‌هاي احتمالي دولت به پاي آنها نوشته نشود.  در همين راستا و به آشكارترين حالت ممكن، خبرنگار روزنامه‌ اعتماد در گفت‌وگو با كرباسچي، دبيركل كارگزاران، بيان مي‌كند: «روحاني يك اصلاح‌طلب كامل نيست و نبايد شكست او به معناي شكست اصلاحات باشد، اين هشدار از بدنه‌ اصلاح‌طلبي شنيده مي‌شود كه وقتي ما در قدرت سهمي نداريم، چرا بايد در شكست‌هاي احتمالي روحاني سهيم شويم و هزينه‌ اين شكست را در انتخابات مجلس بعد بپردازيم.»
 محمدرضا تاجيك، مشاور خاتمي در دولت اصلاحات، در گفت‌وگويي تند با روزنامه‌ «آرمان»، شماره‌ روز 17 تير مي‌گويد: «دولت كنوني را با وجود تمايزاتش با دولت قبلي، دولتي پوپوليستي مي‌دانم كه بيش و پيش از آنكه دل‌آشوبه‌‌ ذهن مردم را داشته باشد، دل‌مشغول جسم آنان است. حتي اگر بتوان از گفتماني در راه، به نام گفتمان اعتدال سخن گفت، ترديدي نبايد داشت كه اين گفتمان اكنون در مرحله‌ جنيني خود است.»
 محمد خاتمي در جمع برخي از اعضاي مجمع روحانيون در 22 فروردين امسال گفته بود:
«من به روحاني هم گفته‌ام كه اگر او نسبت به مسائل اجتماعي و اقتصادي كم‌اهميت باشد و نتواند پاسخ مطالبات مردم را بدهد، دولتش بيشتر از چهار سال دوام نخواهد آورد. تنها كسي كه در اين مدت در دولت خوب عمل كرد، توفيقي در وزارت علوم بوده است كه كاملاً تفكرات اصلاح‌طلب داشت، اما روحاني از او حمايت نكرد و او كنار رفت. بايد امثال توفيقي در دولت زياد باشند.»
 محمدرضا خاتمي، دبيركل سابق حزب مشاركت، در مصاحبه با «فصل اعتدال» و در پاسخ به اين پرسش كه آيا اعتدال را يك گفتمان مي‌دانيد؟ بيان كرد: «اعتدال اصلاً نمي‌تواند يك گفتمان باشد. اعتدال يك روش يا حداكثر استراتژي، خط‌مشي و راه است. البته به نظرم باز هم در اين مسير ابهام زيادي وجود دارد. براي من سؤال است و از همان ابتدا هم اين سؤال را مطرح كردم. آيا ميانه‌روي يعني يك خرده‌ ظلم، يك خرده عدل، يك خرده آزادي، يك خرده سركوب، يا خير؟. . . اگر ما فقط به اين جذابيت اكتفا كنيم و ابعاد و حدود آن را روشن نكنيم، فكر مي‌كنم ممكن است براي خودمان هم دردسرساز باشد.»
 در اين ميان اما نگاه اصلاح‌طلبان به تنها وزير كشور كه از جرگه‌ اصول‌گرايان بود، بيش از ديگر وزيران مخدوش بود. رحماني فضلي كه بسياري از استانداران را با بي‌اعتنايي به پيشنهادهاي اصلاح‌طلبان انتخاب كرده بود، در معرض انتقادهاي جدي واقع شده بود و نهايتاً پس از وقايع 16 آذر، حجم انتقادات از وي بيش از هر زمان ديگري شد.
 در 16 آذر سال 92 و در پي دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران از سيد محمد خاتمي براي حضور در اين دانشگاه، وقتي كار به استانداري تهران و وزارت كشور كشيد و آنها نيز مجوزي براي حضور خاتمي در دانشگاه تهران صادر نكردند، حجم جديدي از انتقادها نسبت به دولت و وزارت كشور از سوي اصلاح‌طلبان آغاز شد و وزارت كشور به هر بهانه‌اي مورد نقد قرار مي‌گرفت.
 احمد شيرزاد، از افراطيون مجلس ششم، در مصاحبه با «آريا» گفت: رحماني‌فضلي راننده‌ مناسبي براي لكوموتيو وزارت كشور نيست و بايد تغيير كند.
 نهايتاً اينكه اين نوع رفتار متناقض اصلاح‌طلبان حكايت از تلاش بي‌حدوحصر آنها براي بقاي موجوديت خود در فضاي سياسي و اجتماعي كشور دارد. آنها فضاي اعتدال دولت حسن روحاني را فضاي مناسبي براي ادامه‌ حداقل تنفس خود پس از خطاهاي استراتژيك‌شان در فتنه‌ سال 88 مي‌دانند و ضمن تلاش براي حفظ بقا، نيم‌نگاهي نيز به آينده دارند.  چنان‌كه جميع مواضع اصلاح‌طلبان از سويي بيانگر اين نكته است كه آنها به‌نوعي مي‌خواهند خود را حامي دولت نشان دهند تا در صورت تداوم رياست حسن روحاني، بتوانند از فضاي ايجادشده بهترين بهره را ببرند و با قدم گذاشتن بر شانه‌هاي حسن روحاني، مدارج قدرت را بپيمايند و از سوي ديگر، نمي‌توان اين نكته را نيز انكار كرد كه اين شوق بازگشت به قدرت، اصلاح‌طلبان را به نقطه‌اي رسانده كه شايد از شكست حسن روحاني در عمل به وعده‌هايش هم ناخشنود نباشند و بتوانند با استفاده از اين فرصت احتمالي، خود را ناجي و حامي كشور معرفي كنند و با عبور از حسن روحاني، يك اصلاح‌طلب را بر مسند رياست‌جمهوري بنشانند.

منبع: برهان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار