کد خبر: 661855
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۶
منوچهر محمدی: درباره روحانیت فیلم ساختم ومی‌سازم بقیه هم جلو بیایند/ ناجی: نمی‌شد فیلم را رد کنم؛ قصه‌اش جالب بود/ محمدی: می‌خواهم کارگردان باشم تا نویسنده/ عزتی: مخاطب از این فیلم‌ها لذت می‌برد وقتی روحانی را مثل خودش می‌بیند

خبرگزاری نسیم/ محسن غلامی(قلعه‌سیدی): طرح برخی موضوعات در سینما نمی‌گویم دل شیر می‌خواهد اما حداقل جرأتی لازم دارد. عده‌ای از فیلمسازان به هرحال می‌ترسند و همیشه دنبال قصه‌های کوچک و به اصلاح بی‌دردسر می‌گردند. برخی هرچند اندک هم گویا قرار است همیشه جاده‌صافکن بقیه باشند.

"روحانیت در سینما یا با سینما"؛ زمانی تابو بود نه اینکه بچه‌های حوزه نخواهند بلکه کسی با نگرانی نانوشته و با یک کلمه پرطمطرق‌تر "نگرانی پوشالی"، سراغش نمی‌رفتند. من و مخاطب هم به چنین سوژه‌هایی در سینما علاقه‌مندیم اما مگر می‌شود در دامن اینها بزرگ شد و از قصه‌اش گریزان بود!؟

این چندساله برخی‌ها راحت راحت جلو آمده‌اند مثل منوچهر محمدی از "زیر نور ماه" گرفته تا "مارمولک" و "طلا و مس" و... همچنان هم می‌سازد. بچه مذهبی و غیرمذهبی هم استقبال می‌کند اگر برایش حاشیه درست نکنند.

"فرشته‌ها با هم می‌آیند" تازه‌ترین کار این تهیه‌کننده سینماست با همکاری فرزند نویسنده‌اش البته این بار در مقام کارگردان. فیلمی که با بازی زوج جواد عزتی و نازنین بیاتی در کنار الهام کردا و رضا ناجی روی پرده سینماهاست.

آنچه می‌خوانید حاصل نشستی است با حضور عوامل فیلم در خبرگزاری «نسیم». گپ و گفتی که نشان از دغدغه این گروه برای رفتن سراغ سوژه روحانیت دارد.

نسیم: بحث را از قصه و ایده شروع کنیم. عشق بین زوجین که قرار است از زاویه تازه میان دو آدم خاص تصویر شود. در کنار موضوع عشق تکراری سینما، بحث روحانیت هم به میان می‌آید. ارائه تصویر روحانیت به نوعی در سینمای ما با احتیاط روبروست چه رسد به اینکه سراغ عشق و عاطفه بین آنان هم برویم.

منوچهر محمدی: من رفتم سراغ این موضوع چون من هم به روحانیت و هم به عشق علاقه دارم.

اما باید یک پرسش جدی شود که چرا در ذهن خبرنگار، منتقد فیلم و یا یک شهروند این جا افتاده که حرف زدن درباره عشق و سبک زندگی زن و شوهری که بینشان آرامش، ادب، احترام و محبت و فداکاری حاکم است و تصویر همین در سینما، تبدیل به یک تابو است.

خیلی مواقع می‌بینیم آن چیزی از کانون خانواده نشان داده می‌شود که ناهنجاری است مثلا زن و شوهر باید داد بزنند، دعوا کنند، طلاق بگیرند، فحاشی کنند، به هم بی‌ادبی کنند، اساس خانه را خراب کنند و جلوی فرزندان به هم بی‌احترامی کنند و اینها. خب این به نظر من ناهنجاری است.

اتفاقا این محبت و مهربانی کردن است که باید بسط و گسترش پیدا کند و اینهاست که ایده آل است و باید آن را در فیلم‌ها هم جا بیاندازیم.

نسیم: نمایش اینها وقتی که سوژه فیلم هم روحانیت باشد، بالاخره سخت‌تر می‌شود.

منوچهر محمدی: این قشر معلم اخلاق هستند پس اگر از اینها برای نمایش سبک زندگی مطلوب شروع بکنیم، خیلی بهتر است.

نسیم:: برای خود بازیگر هم به نظرم دشوارتر است؛ شاید آقای عزتی مخالف نظر من باشد البته.

جواد عزتی: شخصا ارتباط خوبی با روحانیون دارم و آنها را بخوبی می‌شناسم حتی یادم هست برای بازی در "طلا و مس" مدتی کنار آنان هم زندگی کردم. گرچه در این فیلم تلاشم داشتم از حالت تیپ بودن روحانی خارج شوم. رفتار اجتماعی به آن بدهم.

نسیم: من بی‌راهه نروم و به خود "فرشته‌ها با هم می‌آیند" اشاره کنم. یک سری علائم در این فیلم هست که احساس می‌کنم کار سفارشی است البته سفارش بد نیست. کلیت سوال منظور بنده است. مثلا در مورد موضوع افزایش جمعیت! در این فیلم این موضوع خود به خود پیش کشیده شده؟ یعنی شخصا متوجه این مسائل هم بودید یا نه؟

منوچهر محمدی: صد در صد. بالاخره ما در این جامعه زندگی می‌کنیم. من سوالی بکنم؛ شما طی این چند روز، حجم خبرهایی که در مورد فلسطین شنیدید چقدر بوده است؟

نسیم: اکثر اخبار!

منوچهر محمدی: پس شما در این جامعه زندگی می‌کنید. نمی‌توان از این مسائل غافل بود.

من بحثی که مقام معظم رهبری بر آن تاکید کردند را، بعنوان یک فرد تحصیلکرده به شدت باور دارم. ما به سمتی می‌رویم که خانواده‌ها حداکثر یک یا دو فرزندی و در برخی موارد هم خانواده‌هایی بدون فرزند داریم و زن و شوهر تصمیم می‌گیرند که بچه‌دار نشوند.

حالا به این اضافه کنیم آمار جدایی و زندگی‌های مجردی که بیشتر و بیشتر می‌شود. با این وضع همه مسئولین و کارشناسان نگران می‌شوند. این مشکل جوامع دیگر هم هست.

نسیم: از نگاه فیلمنامه‌نویس و تیم تولید یک کار سینمایی، برای رسیدن به یک قصه، باید درام هم شکل بگیرد. حتی اگر امثال این موضوع را بخواهیم فیلم کنیم. حالا چه سفارش باشد و چه نصیحت و ...

حامد محمدی: من تا وقتی که به یک موقعیت دراماتیزه نرسیده بودم، موضوع موالید برایم دغدغه نبود.

این بخش از ماجرا جذاب بود که یک زوج جوانی به تازگی به تهران مهاجرت کرده‌اند و بعد از مدت کوتاهی از ازدواج منتظر فرزندِ پسر هستند. اما بعد از سونوگرافی متوجه می‌شوند که اینها قرار است صاحب 3 تا دختر شوند!

همین موقعیت، قصه را برای من جذاب کرده بود. این زوج جوان قطعا به این فکر نمی‌کنند که برویم و آن را سقط کنیم.

نسیم: البته طرح این مسأله آنهم بین روحانیت که دیگر جا نداشت. به ذهن هم خطور نمی‌کند چون دیگر کاملا ضدروحانیت می‌شود.

حامد محمدی: البته! فقط درحد ذکرش در قصه آوردیم تا واکنش آنها را ببینیم.

جواد عزتی: به نظرم حامد محمدی بخاطر تجربه نویسندگی، در این کار هم نقشی ویژه برای داستانگویی قائل شده که این به شدت برایم قابل احترام است. اگر قصه گویی را به امضای او تشبیه کنیم می‌توانیم بگوییم این امضا پای کار وجود دارد.

حامد محمدی: من یک اشاره به موضوعات روز که در فیلم ذکر شده، بکنم. زوج جواد و خانم بیاتی در این فیلم، یک توکل و اراده‌ای دارند و می‌گویند که می‌رویم و این قصه را حل می‌کنیم و از عهده سه تا فرزند برخواهیم آمد.

همچنین موضوعات دیگری از قبیل انصراف از یارانه اصلا در زمانی که من فیلم می‌ساختم مطرح نبود و همه یارانه خود را می‌گرفتند. بعد هم که دیدیم کسی کنار نکشید.

گرچه در فیلم من شخصیت اول قصه که روحانی باشد می‌گوید که من اصلا از اول ازدواج، یارانه نگرفتم و بعد از آن هم نمی‌گیرم. اینکه در مورد این مسائل موجود در فیلمها بخواهیم موشکافی کنیم به نظرم مقداری کم لطفی در حق سینما است.

نسیم: خیلی خب! حالا چرا سه تا بچه؟ آنهم وقتی که در حد و اندازه بازیگری با آن قد و قامت نیست و من حتی فکر می‌کنم که بهتر بود بازیگر دیگری جلوی جواد عزتی بازی می‌کرد.

منوچهر محمدی: اتفاقا خیلی‌ها نظر برعکس دارند و معصومیت خانم نازنین بیاتی را لازمه نقشش می‌دانند.

نسیم: معصومیت که تنها کافی نیست. قرار است کمی واقعی فکر کنیم حداقل در قاب تصویر. شاید از نظر من باتوجه به جثه مادر فیلم، مقداری دور از ذهن به نظر برسد که بتوان برخورد او با این سه بچه را به این خوبی و راحتی که در "فرشته ها با هم می‌آیند" می‌بینیم، باور کنیم.

حامد محمدی: خیلی درمورد زایمان و روی جثه مادر نمی‌توان حساب کرد. تلویزیون خبری پخش کرده بود که در بیمارستانی در سه زایمان 12 نوزاد به دنیا آمده بودند و جثه مادران آنها هم خیلی بزرگ و آنچنانی نبود.

اصلا قصه ما به این شکل است که این خانم با این جثه کوچک، سه فرزند در شکم خود دارد. همین موارد موجب می‌شود که یکی از بچه‌ها هم مریض و کم وزن شود و اتفاقات بعدی که شاهد وقوعش در فیلم هستیم.

نسیم: آقای ناجی! شما بعنوان مخاطب و حتی بازیگر در مورد فیلمنامه صحبت کنید با این حساب که شما قبلا تجربه بازی در نقش روحانیت در فیلم "او"(ساخته رهبر قنبری) را هم داشتید.

رضا ناجی: بله فیلم خیلی خوبی هم بود. کارهای مرتبط با روحانیت قبلا زیاد دیدم از جمله فیلم "زیر نور ماه" سیدرضا میرکریمی.

وقتی آقای محمدی من را دعوت کرد و آمدم و فیلمنامه را مطالعه کردم از آن خیلی خوشم آمد. یک شکل خاصی از مردم تهران و مردم مستأجر. در فیلمنامه خوشبختانه آنچه که من توقع داشتم نیز وجود داشت.

نسیم: مثلا؟

رضا ناجی: مثلا برخورد صاحبخانه با مستاجر آنهم زمانی که صاحب فرزند شد با موقعیت موجود در جامعه و همین شهر تهران کاملا برعکس بود؛ اتفاقا خیلی هم خوشحال شد که آنها بچه‌دار شدند.

او نه تنها خودش کمک می‌کند بلکه از دختر خود هم کمک می‌گیرد. این داستان و فیلمنامه استثنایی بود و برای نخستین بار بود که چنین فیلمنامه‌ای را می دیدم.

بازی که حامد محمدی از من گرفت خیلی برایم مناسب بود. از کار و نقش خودم نیز خیلی خوشم آمد.

نسیم: گویا سکانس فینال فیلم نیز حذف شده؟ در نسخه جشنواره فجر هم نبود. قصه رفتن بازیگر نقش اصلی به جشنواره فجر و...

رضا ناجی: بله من هم خیلی ناراحت شدم که آن سکانس حذف شد چون سکانس خیلی خوبی بود. احتمالا درست از آب در نیامده که در فیلم قرار نگرفت. ولی شخصا علاقه زیادی داشتم تا در فیلم گنجانده می‌شد.

در کل فیلم خوبی از کار درآمده و امیدوارم در اکران هم به خوبی با استقبال مخاطبان روبرو شود.

نسیم: "فرشته‌ها با هم می‌آیند" جز آثاری است که خیلی زود بسته شد. از زمان آغاز فیلمبرداری تا رسیدن به جشنواره زمان کمی را سپری کرد. به هرحال هر فیلمی یک پیش تولید خوب لازم دارد. البته فیلم‌های ما همیشه دقیقه 90 به جشنواره می‌رسند حتی اگر یک سال قبلش فیلمبرداری شده باشد.

منوچهر محمدی: واقعا همینطور است. مثلا همین فیلم "مهمان داریم" محمدمهدی عسگرپور را در بهمن سال 91 کلید زدیم. حتی بخشی را هم در فروردین 92 ضبط کردیم. از 2 تا 3 ماه قبل از جشنواره هم عملا کاری نداشتیم و کم کم به سرانجام رسید تا خود جشنواره که فیلم را ارائه دادیم.

اما انصافا وقتی آن فشار و تب و تاب جشنواره کنار می‌رود همه ما شل می‌شویم. فضای تولید "فرشته‌ها با هم می‌آیند" به یکباره بعد از انتخابات ایجاد شد که دوستانی در ارشاد آمدند و فضای بهتر و راحت‌تری برای دریافت پروانه ساخت بوجود آمد.

درحقیقت بازنویسی فیلمنامه و کارهای پیش‌تولید و کارهای نهایی دست به دست هم داد که کار را سریع به انتها برسانیم.

نسیم: در این فیلم باز رگه‌هایی از ایده‌های منوچهر محمدی را می‌بینیم. بهتر نبود حامد محمدی عزیز حداقل در فیلم اول زیر سایه پدر نباشید؟ مثلا سراغ قصه دیگری بروید یا ...

حامد محمدی: من استارت کار خود را در سینما با فیلمنامه‌نویسی زدم و شاید وجهه خیلی خوبی نداشته باشد که کار خود را با فیلمنامه شخص دیگری شروع کنم. درست است که بهانه ورود من به سینما با فیلمنامه‌نویسی بود ولی از خیلی سال قبل علاقه به کارگردانی داشتم.

ولی با توصیه منوچهر محمدی از راه فیلمنامه وارد سینما شدم و اقدام به نگارش کردم که خوشبختانه با کمک کارگردان‌های خوب به فیلم‌های ماندگاری بدل گشتند.

نسیم: و در مورد "فرشته‌ها با هم می‌آیند"؟

حامد محمدی: در حوزه روحانیت کم کار می‌شود و کمتر بوده که فیلم‌های ساخته شده هم دیده شوند. به نظر من دو کار آخر من ذره‌ای شبیه هم نیستند؛ فیلم‌های "طلا و مس" و "فرشته‌ها با هم می‌آیند" دو شخصیت متفاوت روحانی در آن دیده می‌شوند.

منوچهر محمدی: مدل شخصیت سیدرضا در فیلم "طلا و مس" یک چیز است و مدل شخصیت روحانی در "فرشته‌ها با هم می‌آیند" سبک و مدل دیگری دارد. در این دو کار، دو مدل قصه‌پردازی را شاهد هستیم.

در حوزه مسائل اجتماعی که با زندگی مردم سر و کار دارد، اتفاقا خیلی خوب است که فیلم‌های فراوانی پیرامون پزشکان، مهندسان و روحانیون بسازند. مسیری را ما باز کردیم و ترس سینماگران از ساخت فیلم درباره روحانیت ریخت.

نسیم: جواد عزتی هم در هر دو فیلم حضور داشته و بازهم در نقش یک روحانی گرچه این یکی محوری‌تر و پررنگتر است.

جواد عزتی: نمی‌توانم بگویم نقش من در "فرشته‌ها باهم می‌آیند" همان کاراکتر "طلا و مس" است اما می‌تواند ادامه آن کاراکتر هم باشد.

نسیم: چطور؟

جواد عزتی: یعنی انگار قرار است برشی دیگر از زندگی او را ببینید. ما قصه را از آنجا نگرفته‌ایم بلکه تعریف را وام گرفته و آن را ادامه دادیم.

نسیم: شخصا معتقدم حتی اگر تکرار باشد ولی انصافا مردم هم به چنین فیلم‌هایی علاقه دارند چه برخی از مخاطبین خاص، خوششان بیاید و چه نیاید.

منوچهر محمدی: مردم به این قبیل فیلم‌ها علاقه دارند. رابطه مردم و سینما همین است که وقتی بلیط می‌خرند و به سالن سینما می روند چیزی را ببینند که به واقع ریشه در واقعیت دارد اما موضوعی تازه است.

نسیم: اما نه اینکه شکل دستوری باشد! یعنی به آنان دستور ندهد اما حتما توصیه‌گر باشند.

منوچهر محمدی: به نظر من سینما می‌تواند توصیه بکند ولی به هیچ وجه دستوری نه. ممکن است برخی از فیلم‌هایی که در ایران و دنیا ساخته شده باشد نقطه آغازی داشته باشد. به عبارتی بهتر ممکن است خواست نویسنده، کارگردان و یا خواست تهیه‌کننده‌ای باشد. اما مهم این است که آن خواسته بیاید و از درون فیلتر ذهن نویسنده، کارگردان و عناصر مولف رد بشود و فرق آن با بیانیه و خطابه سیاسی و اخلاقی بتواند قابل تفکیک باشد.

بنابراین فیلم‌ها نمی‌توانند سفارشی نام بگیرند چون اگر اینطور حساب کنیم بسیاری از آثار و مفاخر ملی ما به یک نوعی سفارشی است.

رضا ناجی: البته خیلی از فیلمهایی هم که با موضوع و محور روحانیت ساخته شده شباهتی با هم نداشته‌اند. روی قصه روحانیت خیلی حرف می‌توانیم بزنیم.

منوچهر محمدی: ببینید من "حوض نقاشی" را ساختم. این فیلم در ایران اکران شده و اهمیت خانواده و احترام به پدر و مادر را مورد اشاره قرار داد. در جشنواره فجر هم جایزه گرفته و در دسته فیلم‌های پرفروش همان سال بود. سپس در فستیوال‌های مختلف حضور پیدا کرد و جایزه یونسکو را نیز گرفت.

فیلم "زیر نور ماه" اگر تبلیغاتی و مثلا سفارشی بود در جشنواره کن نباید جایزه‌ای می گرفت. زیرا کن که با کسی تعارف ندارد و از کسی هم که دستوری نمی گیرد. همین نشان می‌دهد که مردم به چنین موضوعاتی علاقه‌مند هستند.

جواد عزتی: من به این نکته اشاره کنم که قصه "فرشته‌ها باهم می‌آیند"ِند" سادگی خاصی داشت که آن را دوست داشتم.  نوعی سادگی همگون با بی‌ادعایی درست شبیه به آنچه در زندگی روزمره مان با آن روبرو هستیم.

همین هم باعث می‌شود مخاطب لذت ببرد وگرنه اگر بی‌خود و بی‌جهت اغراق را وارد کار کنیم آن موقع است که مخاطب شما را پس می‌زند.

نسیم: اگر ایرادی ندارد من کمی از بحث "فرشته‌ها با هم می‌آیند"جدا شوم. برای برخی به هرحال جای سوال است که چرا آقای محمدی به جوانان در کارگردانی روی خوش نشان نمی‌دهد!

منوچهر محمدی: من جوانان را دوست دارم. فکر آنها را هم دوست دارم. اگر کاری از دست من بر بیاید برای آنها حتما انجام می‌دهم. همین الان هم 4 الی 5 جوان فیلمنامه‌های خود را به من دادند و درحال مطالعه آنها هستم که اگر قسمت شد با آنها کار کنیم.

نسیم: امسال که فیلم ندارید؟ حداقل تا الان که خبری نیست.

منوچهر محمدی: اینکه عملیاتی شده باشد نه ندارم. ولی 3 الی 4 فیلم برای ساخت جدی‌تر است که منتظرم ببینیم کدام زودتر به نتیجه می‌رسد. البته خیلی هم بد نیست که ما یک سال هم در جشنواره نباشیم تا برخی از دوستان آسوده باشند.

نسیم: امیدوارم دوباره مثل "بازمانده" بتوان روی کار ماندگار دیگری توسط برخی دوستان مثل شما حساب باز کرد که فیلم‌های حوزه فلسطین نیز در سینمای ما، خالی نباشند.

منوچهر محمدی: اتفاقا اخیرا خبری در سایتها در مورد فیلم "بازمانده" خواندم که نشان می‌دهد فیلم تازه است. بعد از ما خیلی‌ها در مورد فلسطین کار کردند. اما فیلم‌های آنها کجاست؟ "بازمانده" یکی از آثار شاخص است. نه اینکه من تهیه‌کننده آن بودم بلکه می‌خواهم حق مرحوم سیف الله داد را ادا کرده باشیم این نکته را عرض می‌کنم.

عرب‌ها واقعا نتوانستند فیلمی در این درجه کیفیت، استواری و صلابت و کیفیت هنری راجع به فلسطین تولید کنند. ساخت این فیلم به ما سفارش داده شد ولی آنقدر برای آن زحمت کشیدیم و خون دل خورده شد. الان همه این مسائل فراموش شده و خود فیلم "بازمانده" باقی مانده است.

آرزوم این است که دوباره همچین فیلمی را بسازم. هنرمند همانند سایر انسانها روزی تمام می‌شود ولی آنچه می‌ماند مجموعه آثار اوست.

نسیم: و سوال آخر اینکه صحبتی هم بود درمورد داعش و ساخت فیلمی در این مورد.

منوچهر محمدی: بله درست است و فکری داریم برای آن ولی اکنون در مراحل مقدماتی قرار دارد. متن را به بر خی دوستان دادیم که نظر خود را بدهند. ولی بطور جدی داریم روی چنین فیلمی فکر می‌کنیم.

نسیم: شنیدم به سازمان سینمایی پیشنهاد داده‌اید.

منوچهر محمدی: نه! برخی دوستان رسانه بد متوجه شده‌اند. ربطی به سازمان سینمایی ندارد. من گفتم طرح و قصه را به آقایان دادم اینها فکر کردند منظورم مدیران است. قصه را با برخی فیلمسازان و نویسنده‌ها مطرح کرده‌ام نه مدیران.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار