همانند ديروز بسياري اتفاق افتاده است كه جماعتي با رسانههاي متراكمشان موضوعات «فرعي» را به جاي موضوعات «اصلي» مردم قرار دهند، بدون توجه به اينكه در جنوب شهر سفرههايي هستند كه دغدغه اصلي دم افطارشان پخش صداي «گرم» خواننده كروات زده از سيما نيست، بلكه رسيدن تكه نان «گرمي» است كه به لطف دستهاي پينه بسته پدري كارگر به دست آمده است. اصلاً انگار مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم براي اين كسان محلي از اعراب ندارد، انگار پخش نشدن صداي خوانندهاي كه كعبه آمالش بيبي سي فارسي است ثلمهاي بزرگتر از نداشتن شغل و مسكن مناسب جوانان اين سرزمين است، انگار نه انگار كه رأيدهندگان به آقاي روحاني مهمترين دغدغهشان جلوگيري از رشد فزاينده قيمتها، كاهش تورم، بهبود وضعيت كسب و كار و در نهايت مرتفع كردن مشكلات اقتصادي بود.
حرف از جماعتي است كه روز گذشته در ذيل پوشش رسانهاي «ديدار رئيس دولت يازدهم و هنرمندان» مهمترين مطالبه عمومي را «پخش صداي شجريان» گزارش دادند و به صورت متراكم و هدفمند تيتر زدند: «همه منتظرند صداي شجريان را بشنوند» !
البته اين نخستين باري نيست كه ارگانهاي مطبوعاتي وابسته به دوم خرداد اولويتهاي جناحي خود را به جاي موضوعات كلان جامعه تبليغ ميكنند. يادمان نرفته كه بلافاصله پس از شكلگيري دولت يازدهم موضوعاتي كماهميت نظير «رفع حصر سران فتنه»، «آزادي برخي محكومان فتنه 88»، «به كارگيري عناصر منسوب به جريان اصلاحات در پستهاي مهم و حياتي كشور»، «آزادي ورود زنان به ورزشگاهها» به شدت از سوي همين رسانهها و پدرخواندههايشان مورد توجه ميگرفت. در شرايط كنوني هم كه دغدغه كلان نظام حول محور «فرهنگ و اقتصاد با مديريت جهادي» قرار گرفته، اصليترين مطالبه اين دسته پخش صداي خوانندهاي است كه در كارنامه هنري وي «ساختارشكني سياسي»، «تحركات قابل تامل در حوزه امنيت داخلي»، «توليد محتوا و ساخت خوراك تبليغاتي جهت كمك به رسانههاي معاند نظام» و «اقدامات خلاف شرع و عرف در انظار عموم» را ميتوان به سهولت پيدا كرد.
البته دراين ميان سؤالات بيشمار هم قاعدتاً به ذهن خطور ميكند، از جمله اينكه اصرار عجيب روزنامههاي زنجيرهاي براي درج عكس كروات زده شجريان براي چيست و چرا بايد عكسي با اين نماد و نشانهها از وي كار شود؟
چرا هواخواهان ليبراليسم در داخل كه مدعي آگاهي به علوم مختلفاند و شناخت مناسبي از رشته حقوق دارند يك مطالبه غيرواقعي از رئيس دولت دارند، مگر نميدانند كه سازمان صدا و سيما زير نظر رئيس سازمان – كه آقاي ضرغامي است- اداره ميشود و روساي سه قوه بنا بر اصول بديهي قانون اساسي كشورمان حق دخالت در كار اين سازمان را ندارند، پس چطور از جناب روحاني انتظار دارند كه مجوز پخش صداي شجريان را ازسيما صادر كند؟ نكند در كتاب قانون آنها در كنار اصول«ظلم به نظام»، «غائلهآفريني و اردوكشي خياباني»، «توهين به مباني اعتقادي و ارزشي» دخالت در كار رئيس صدا و سيما هم پيشبيني شده است؟
چرا حاميان شجريان – بخوانيد دوم خرداديها - كه بارها اعلام كردهاند برنامههاي رسانه ملي را نميبينند چراكه رسانه جناحي است نه ملي، امروز مطالبه جناحي از اين سازمان را رسانهاي ميكنند؛ در حالي كه ميتوانند براي افزايش داراييهاي مالي خواننده محبوبشان - كه چند باري هم سر از بيبي سي فارسي درآورده و عكسهاي جنجالي هم با خواننده لسآنجلسي شبكه من و تو و ديگر عوامل اين بنگاه رسانهاي وابسته به سرويسهاي جاسوسي غرب به يادگار انداخته- آلبومهاي اورجينال وي را خريداري كنند. هر چند كه شايد بهترين راه گريز از مشكل اين جماعت رجوع به شبكههاي تلويزيوني بيگانه نظير بيبي سي باشد، چراكه «پخش صداي آسماني شجريان» از اين شبكهها تكراريترين برنامههاست و دراين شرايط ديگر چه نيازي است به رسانه ملي و وطني؟