اين ضرورت بهانهاي است براي مقاله پيش رو. اين نوشتار بر آن است تا ضمن طرح تلقي ديني مفهوم جهاد و فرهنگ جهادي به بررسي جهاد علمي در متون ديني پرداخته و به بررسي ابعادي از اين مسائل بپردازد.
مفهوم و اهميت جهاد
جهاد، جنگ مشروع در راه خدا و عنوان يكي از ابواب فقه اسلامي است. جهاد واژهاي است به زبان عربي از ريشه جهد به معناي مشقت، تلاش، مبالغه در كار، به نهايت چيزي رسيدن و توانايي (فرهنگ معين، 1375) (ابن اثير، 1383). اما مهمترين مفهوم اصطلاحي اين واژه در متون ديني، همانند كاربرد عام آن گونهاي خاص از تلاش است به معني مبارزه كردن در راه خدا با جان و مال و داراييهاي ديگر خود با هدف گسترش و اعتلاي اسلام و برداشتن شعائر يا دفاع از آن (ابن خرم 1406) (ابن اسكويه 1412).
در احاديث ما برخي از كارها به مثابه جهاد شمرده شدهاند كه عليالظاهر براي ارج نهادن به اين كارها بوده است مانند امر به معروف و نهي از منكر، تلاش مردم براي زنده كردن سنتي نيكو در جامعه، تلاش مردم براي كسب روزي حلال براي خانواده، تلاش براي علمآموزي (بخاري 1401). در قرآن كريم نيز جهاد از برترين اعمال و دري از درهاي بهشت و از اركان اسلام شمرده شده است.
رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله خامنهاي (مدظلهالعالي) در تبيين مفهوم جهاد ميفرمايند: «هر تلاشي جهاد نيست، ممكن است كسي بنشيند و فرض بفرماييد فكري بكند، تحقيقي بكند، كتابي بنويسد يا درختي غرس كند و جهاد هم محسوب نشود. ممكن است عيناً همين كارها را بكند و جهاد هم محسوب بشود. آن وقتي كه در مقابل به دشمن هست و شما با اين كار داريد با آن دشمن دست و پنجه نرم ميكنيد، اسم اين كار در فرهنگ اسلامي جهاد است. شكل مسلحانه دارد، شكل علمي هم دارد. شما در دانشگاه ميتوانيد اين جهاد را به بهترين وجهي انجام بدهيد، يعني گسترش و فرهنگ عميق اسلامي.» (خامنهاي، سيد علي 1389)
مفهوم و اهميت علم
به طور كلي لغت «علم» و مشتقات آن 360 مرتبه در قرآن ذكر شده است كه از اين تعداد در 27 مورد با لفظ «اعلموا» مردم را به آشكارا دعوت به فراگيري دانش و شناخت دعوت نموده است. از نگاه قرآن، علم عامل قوام دين (زمرد، آيه 18)، مايه بصيرت (رعد آيه 16)، منشأ ايمان و تقوي (اسراءآيات 107و108)، منشأ قدرت و پيشرفت (قصص آيه 77)، شرط درك اسرار هستي (روم آيه 22 )، شرط تقرب به خدا (زمرد آيه 9 ) و عاليترين مرتبه وجود انسان ميباشد (علق آيه 105).
علم مطلوب
مطلب مهم اين است كه منظور از علمي كه اسلام تأكيد داشته است كدام علم است؟
محققاً نظر اسلام درباره علم منحصراً علوم ديني نيست. چراكه اين كار موجب محدوديت و كوچك شدن معلومات مسلمين خواهد شد. آنجا كه ميفرمايد، حكمت گمشده مؤمن است پس به دنبالش برويد ولو آنكه آن را نزد مشركان بيابيد، شما از او شايستهتر و سزاوارتر خواهيد بود. (نهجالبلاغه 1380) معلوم ميشود كه منظور، همه علوم است و الا علوم ديني كه نزد مشركين نخواهد بود. در اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري قمري، مسلمين با علوم جهان آشنا شدند و انواع علوم را از يونان و هند و ايران ترجمه كردند. ليكن هيچگاه اصل اين علوم مردود ائمه اطهار (عليهالسلام) نبوده است. (مطهري، 1372) به علاوه قرآن كريم نيز علم را محدود و مختص نكرده است. قرآن علم را نور و جهل را ظلمت ميداند. بنابراين اسلام علمي را قبول دارد كه نافع باشد، مفيد و سودمند براي جامعه باشد. در احاديث و سخنان معصومين (عليهمالسلام) نيز در خصوص ارزش و اهميت علم، موارد زيادي بيان شده است. امام جعفر صادق (ع) ميفرمايد: پاداش هر كسي به اندازه تحليل و دانش اوست. (بحارالانوار، 1037) در حديثي از پيامبر اعظم اسلام (ص) نيز آمده است وقتي كه عالم و عابد در روز قيامت به صراط اجتماع ميكنند. به عابد گويند به بهشت درآي و از عبادت خويش بهرهمند شو و به عالم ميگويند كه اينجا بمان و از هر كسي كه ميخواهي و دوست داري شفاعت كن زيرا هر كه را كه تو شفاعت كني پذيرفته خواهد شد. پس عالم در مقام پيامبران ميايستد و از دوستان و ياران خويش تا آنجا كه ميتواند شفاعت مينمايد زيرا در روز قيامت سه گروه شفاعت ميكنند. پيامبران، دانشمندان و شهداء (نهجالفصاحه، 1365)
قرآن كريم ميفرمايد: خدايي كه هفت آسمان را آفريد و زمين را همسان و همانند با آن خلق كرد هدف اين است كه از علم و بصيرت برخوردار گرديد، بصيرتي كه شما را به قدرت و توانايي همديگر و گسترده خداوند رهنمون باشد. (طلاق، آيه 7 ) از امام صادق (ع) پرسيدند كه بين علوم متعدد كدام يك از آنها بر ديگري ترجيح دارد؟ ايشان فرمودند: از لحاظ كلي هيچ علمي بر علوم ديگر مرجح نيست ليكن مورد استفاده از علوم فرق ميكند، در نتيجه آدمي بايستي از بعضي علوم زودتر و بيشتر استفاده نمايد و دو علم كه بيشتر مورد نياز است علم اديان و علم پزشكي است و روزي خواهد آمد كه انسان از علوم ديگر كه اكنون استفاده نميشود بهره بگيرد و محال است يك علم فايده علمي نداشته باشد. (حليه الاولياء. ص183) نكته جالب درباره مكتب علمي امام صادق(ع) اينكه تنها در علم شيمي، 500 رساله از جابر بن حيان بجامانده و به زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است. جابر مدعي بود كه همه را از محضر امام جعفر صادق (ع) آموخته است. (رجال طوسي ص142 ـ 102)
فرهنگ جهادي
همانگونه كه بيان شد، هر حركت و تلاشي براي يك هدف والا، مقدس و الهي كه در آن تلاش بشود مانعي برداشته شود در فرهنگ ديني ما جهاد نام دارد ـ كه البته انواع مختلفي نيز دارد ـ بنابراين هر حركت و فرهنگ جهادي در بطن خود داراي 3 مشخصه اصلي است. 1 ـ بصيرت و دشمنشناسي
2ـ تلاش خستگيناپذير 3 ـ اخلاص.
1. بصيرت و دشمن شناسي
در فرهنگ جهادي پيش و بيش از همه بايد بصيرت داشت و دشمنشناس بود. بايد رصد كرد و روشهاي گوناگون دشمن را شناخت. بصيرت لازمه انديشه و فكر ماست. رهبر معظم و فرزانه انقلاب در تحليل نقش بصيرت براي فرهنگهاي جهادي ميفرمايند «در زندگي پيچيده اجتماعي امروز، بدون بصيرت نميشود حركت كرد. جوانها بايد فكر كنند، بينديشند، «بصيرت» خودشان را افزايش دهند. معلمان، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهي و حوزهاي بايد به مسئله «بصيرت» اهميت بدهند. بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راههاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن موانع». (خامنهاي، سيد علي، 1388)
2. تلاش خستگي ناپذير
ويژگي بارز فرهنگ جهادي تلاش خستگيناپذير به همراه صبر و تحمل بالاست. حضرت علي عليه السلام ميفرمايند: لا يحمل هذالعلم الا اهل البصر و الصبر (نهج البلاغه حكمت 28) در واقع بصيرت در كنار صبر، استقامت و خسته نشدن راز و رمز موفقيت است.
3. اخلاص
يكي از مهمترين اركان و شروط جهاد و به طور كلي قبولي هر عملي نزد خداوند متعال، اخلاص است. در قرآن كريم حدود 31 بار مشتقات واژه اخلاص به كار رفته است. از جمله در قرآن كريم ميفرمايد «الا الذين تابوا و اصلحوا واعتصموا بحبل الله و اخلصوا دينهم لله فاوليك مع المؤمنين و سوف يوت الله المؤمنين اجرا عظيما» مگر كساني كه توبه كردند و راه اصلاح در پيش گرفتند و به خدا تمسك جستند و دين و بندگي خود را براي خدا خالص كردند پس آنها با مؤمنانند و خدا مؤمنان را اجري بزرگ خواهد داد. ( نساء، آيه 146)
4. جهاد علمي
رهبر فرزانه انقلاب همواره اهميت و ارزش «جهاد علمي» را بالا دانسته و اين موضوع را به خوبي گوشزد نمودهاند. براي نمونه ميفرمايند: «كوشش در ميدان علم و اخلاق، همكاريهاي سياسي و تحقيق نيز براي مردم جهاد به شمار ميآيد. ايجاد فرهنگ و انديشه صحيح نيز در جامعه، جهاد است. اينها همه جهاد در راه خدا و جهاد في سبيلالله است. طرف اين جهاد، مستكبران، دشمنان و كساني هستند كه با اسلام، ايران، هويت، مليت، اسلاميت و صفتهاي اسلامي عناد و دشمني دارند.» (خامنهاي، سيد علي 1381)
در قرآن كريم نيز كه ابتداي نزول آن بر پيامبر اعظم (ع) با دستور به خواندن بوده است، برجهاد علمي و آثار مثبت آن در آيات فراواني اشاره شده است. آنجا كه ميفرمايد يرفع الله الذين امنوا منكم والذين اوتوالعلم درجات والله بما تعملون خبير. . . . . (مجادله آيه 11) به خوبي ارزش و والا بودن مقام علم و عالم را بيان ميكند.
در سيره ائمه معصومين نيز همانگونه كه پيشتر اشاره شد، احاديث و روايات فراوان و قابل تأملي در زمينه اهميت علمآموزي و جهاد علمي، تربيت شخص و ارتقاء و اقتدار جامعه وجود دارد. حضرت امير مؤمنان علي (ع) ميفرمايند: «اذا مات العالم ثلم في الاسلام ثلمه لايسد لها شي» اگر عالمي بميرد، صدمهاي بر پيكر اسلام وارد ميشود كه هيچ چيز جاي آن را نميگيرد. (منيه المريد، 12). در اينجا به تفصيل بيشتر و به عنوان نمونه به جهاد علمي در سيره شكافنده علوم حضرت امام محمد باقر(ع) ميپردازيم.
جهاد علمي امام باقر(ع)
حضرت امام محمد باقر (ع) از فرصت پيشآمده و شرايط سياسي – اجتماعي زمان خود، بيشترين بهره را برد و جهاد علمي خويش را آغاز كرد. به طور كلي ميتوان جهاد علمي حضرت را در پنج بخش عنوان كرد:
1- تشويق به فراگيري علوم
پايه و اساس جهاد علمي، انديشهسازي و سالمسازي فكر و تشويق به فراگيري علوم است. براي رواج علم در هر جامعهاي در گام اول بايد درباره اهميت فراگيري دانش، ارزش و عظمت علما، شيوه فراگيري علم، بركات و آفات آن و از اين قبيل انديشهسازي شود.
آن حضرت درباره روش فراگيري علوم از پيامبر اكرم(ص) فرمودند: العلم خزائن و مفاتيحه السؤال، ماسئلوا يرحمكم الله فانه يوجر فيه اربعه؛ السائل و المعلم و المسمع و المجيب لهم: علم گنجينههايي است و كليد آن پرسش است. پس سؤال كنيد كه خدا شما را رحمت كند زيرا پرسش باعث ميشود چهار گروه پاداش بگيرند. پرسشگر، معلم، شنونده و كسي كه جواب ميدهد. (حليه الاولياء 1444)
2- نشرعلوم
از نكاتي كه حضرت باقر (ع) در مرحله انديشهسازي بدان توجه داشتهاند، توجه به نشر علوم و توسعه آن است. در اين زمينه چند سخن نغز و زيبا فرمودهاند از جمله:
«زكاه العلم ان تعلمه عباد الله»؛ زكات علم آن است كه آن را به بندگان خدا تعليم دهي (اصول كافي، 154)
«رحم الله عبدا احيا العلم»؛ خدا رحمت كند بندهاي را كه علم را زنده كند. ( اصول كافي، 32)
3- تدوين كتب
تدوين و تأليف كتاب در جاي خود تأثير بسيار ارزشمند و بسزايي در ترويج و توسعه علوم دارد. با همه دشواريها و سختيهاي موجود در راه تأليف و تدوين كتاب در زمان گذشته، ليكن حضرت در كنار فرهنگسازي به تدوين چند كتاب پرداختهاند از جمله: تفسير القرآن – نسخه احاديث – صحيفه احاديث –الرساله الي سعد الاسكاف – كتاب با روايت زراره –كتاب به روايت عبدالمومن بن القاسم.
4- تربيت شاگردان
از مهمترين انواع جهاد علمي حضرت باقر(ع) تأسيس دانشگاه علوم اسلامي و تربيت شاگردان فراوان در عرصههاي مختلف است. تعداد شاگردان امام محمد باقر(ع) را 465 نفر عنوان كردهاند. هنگام صدور دستور عمربن عبدالعزيز مبني بر جمعآوري و تدوين حديث، هركدام از ياران و شاگردان برجسته حضرت، هزاران حديث را حفظ داشتند و با فرصت پيش آمده به تدوين و جمعآوري احاديث نيز ميپرداختند.
5- انجام مناظرات
نوعي ديگر از جهاد علمي امامان ما مناظراتي است كه با افراد مختلف از مذاهب گوناگون داشتهاند. بخشي از اين مناظرات را مرحوم طبرسي در احتجاج گردآوردهاند.
تأثير جهاد علمي مسلمين در جهان
با ظهور اسلام و نزول آيات وحي الهي قرآن كريم با پيام «اقراء» در شبهجزيره عربستان، براي اولين بار اعراب حجاز در مدينه با مسئله آموزش و تعليم آشنا شدند و حلقههاي درسي و علمي در زمينههاي مختلف به وجود آمد. جهل و بيدانشي دوران جاهليت، همچنان كه از نام آن پيداست، جاي خود را به علم و دانشوري در دوران اسلام داد. جهان در جريان تحول و تغيير عظيمي قرار گرفت.
آنچه امروز به نام حوزه خوانده ميشود، همان مركز يا مدرسه آموزشي است كه به موازات رشد و توسعه اسلام كه آموختن علم را واجب ميدانست در سراسر جهان تأسيس شد و به تدريج روش آموزش و محتواي برنامه آموزشي آن بر مبناي فرهنگ اسلامي شكل گرفت و توسعه پيدا كرد. تقريباً تمامي علومي كه مسلمانان بدانها نياز داشتند، از فقه، حديث، ادب، هنر، رياضيات، دانشهاي طبيعي و. . . در اين مدارس تدريس ميشد. (خدمات متقابل اسلام و ايران، 87) آثار باقيمانده از علماي اسلامي در زمينههاي گوناگون علمي، گوياي مجاهدتهاي علمي فراوان مسلمين در توسعه و ترويج علم ميباشد. مشكلات جامعه نيز در زمينههاي مختلف به وسيله علماي فن حل و فصل ميشد.
*عضو هيئت علمي جهاد دانشگاهي
1) قرآن كريم
2)ابن اثير. النهايه في الغريب الحديث و الاثر. چاپ محمود محمد طناحي و طاهر احمد زاوي. بيروت 1963/1383. چاپ افست قم 1364 ش.
3)ابن حزم. الناسخ والمنسوخ في القرآن الكريم. چاپ عبدالغفار سليمان بنداري. بيروت 1986/1406.
4)ابن حنبل مسند الامام احمد بن حنبل. بيروت:دارصادر.
5)ابن اسكويه. ترتيب اصلاح المنطق. چاپ محمدحسن بكائي. مشهد1412.
6)ابن عابدين. ردالمحتار علي الدر المختار. چاپ سنگي. 1407
7) ابومحمد حسن بن علي حراني. تحف العقول 1380 قمري
8) بهرام پور. ابوالفضل. تفسير يك جلدي مبين. انتشارات راه قرآن. 1390
9)اسعدي. مرتضي. آموزش عالي در جهان اسلام. نشر اميد. 1368.
10) كليني. ثقهالاسلام محمدبن يعقوب. اصول كافي. نشر دارالكتاب
11) حر عاملي. وسايل الشيعه. ج 16. ص 34 و 89
12) ابن كثير. تفسير القران العظيم. ج2. ص350. بيروت1412.
13) حسن بن يوسف علامه حلي. تذكره الفقهاء. ج9. ص5457. قم1414. 12)
14) خامنهاي. سيدعلي. مجموعه سخنرانيها
15) شبلي. احمد. تاريخ آموزش در اسلام. ترجمه محمدحسين ساكت. نشر فانوس. 1450 قمري.
16) زين الدين بن احمد حر عاملي. منيه المريد
17) عاملي. شرف الدين. مولفوا الشيعه. دفتر انتشارات اسلامي. 1368
18) محمد حسن بن باقر نجفي. جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام. ج21. ص51. بيروت1981.
19) قمي شيخ عباس. سفينه البحار. ج1.
20) مطهري. مرتضي. بيست گفتار. انتشارات صدرا. 1372
21) مطهري. مرتضي. خدمات متقابل اسلام و ايران. انتشارات صدرا. 1372
22) مجلسي. محمد تقي. بحارالانوار. 1404
23) محمد بن حسن بن فروخ صفار. بصائرالدرجات. انتشارات كتابخانه آيه الله مرعشي. 1404
24) محمد بن اسماعيل بخاري. صحيح البخاري. چاپ محمد ذهني افندي. استانبول 1981/1401.
25) مجلسي. علامه. بحارالانوار. 1037
26) معين. محمد. فرهنگ لغات انتشارات دانش 1375
27) نهجالبلاغه. ترجمه محمد دشتي. انتشارات فانوس. 1380
28) نهجالفصاحه. گردآوري علي شيرواني. انتشارات فانوس. 1365