ز وصف حسن اين تحقيق چگونه بنگارم
كه همچو حسن عيسي وراي ادراك است
از خصوصيات آيين مقدس اسلام، آخرين دين آسماني تجليل، تعظيم، تكريم و تفخيم صاحبان كتاب است كه پيامبران بشارتدهنده به ظهور حضرت ختمي مرتب بودهاند. به همين خصوصيت مقدس اعتقادي كه در هيچ كدام از اديان تحريف شده فعلي مراعات نشده است و نميشود، بلكه از عصر بعثت پيامبر اكرم(ص) تاكنون در تكذيب، تخريب و تضعيف اسلام و وارونه جلوه دادن تحريف و تحذيف بشارات انبيا درباره پيامبر خاتم(ص) كوشيدهاند. در صورتي كه قرآن كريم آخرين كتاب آسماني و پيشوايان الهي كه هر كدام در مقام خود آخرين اوصيا هستند امت اسلامي را به خرافهزدايي اعتقادي رايج در يهوديت، مسيحيت و سليقههاي حمايتكننده سياستهاي مرسوم استعماري كه خاخامها و پاپها جزو وظايف يهوديان و مسيحيان كردهاند، نه فقط تشويق و ترغيب ميكند، بلكه به عنوان وظيفه مسلماني به آن تأكيد داشته و سزاوار پاداش الهي دانستهاند.
در جهت اين وظيفه خطير اسلامي شخصيتهاي بلندپايه علمي، محققان و پژوهشگران عاليرتبه ديني جهان اسلام هر كدام با تأليف مجموعههاي تحقيقي در حد توان علمي سرشار از عشق به پيامبران آسماني به انجام وظيفه مبادرت ورزيدهاند.
مؤلف پژوهشگر و سختكوش، مجموعه كمنظير بلكه بينظير اثر«گمراهان و حقيقت پنهان»، با تحقيق و استفاده از متون اصيل مسيحيت كليسايي، عاشقانه زحمت احياي حقايق تحريف شده آيين حضرت عيسيبن مريم(ع) و در حقيقت تحريفزدايي شريعت حضرت موسي(ع) را تحمل كرده و اثري جاودانه و مبين حقايقي كه واتيكان مركز مسيحيت كليسايي آن را پنهان داشته به دوستداران واقعي حضرت عيسي مسيح(ع) تقديم كرده است. مطالعه اثر محققانهاي كه پيش روي شماست، مسيحيت كنوني را با عنوان «مسيحيت كليسايي» معرفي كرده است كه چگونه با شعار بيمحتواي محبت مرسوم كليسا تكاندهندهترين جنايات و بيرحمانهترين برخورد را با مخالفان خود حتي دانشمندان مقامات روحاني مسيحي داشته است.
مسيحيتي كه با زمزمههاي مهيج و دلرباي گروه كر آميخته با موسيقي آرام و دلنواز ارگ بادي كليسايي به نمايش گذاشته ميشود واقعيتي كه در طول تاريخ مسيحيت واتيكاني پنهان نگاه داشتهاند تفاوتي مانند يهودا حواري با مسيح بن مريم دارد. آنجا كه بايد مسيحيت به نمايش در آيد و دلهاي خسته و روحهاي مضطرب و ناآرام را جذب كند، با مسيحيتي كه تصميم به قتل مقامات روحاني مخالف پاپها توأم است و به خاطر اعتراضهاي سياسي، سر راهبان و راهبهها ازبدن جدا شده ميشود، تفاوت دارد. مسيحيتي كه صداي دلنواز ارگ آن آدميزاده خسته خويش را با نغمه دلنشين كرخوانان درمان مقطعي ميكند، همان مسيحيت خشن و خونخوار كليسايي است كه بنا بر تصميم عاليترين مقامات واتيكان مخالفان دانشمند خويش را زنده زنده ميسوزاند و حتي در پيشرفت اهداف استثماري كليسا، دختران 13، 14 چهارده ساله با تهمتهاي واهي اعدام شدهاند و امروز براي تشكر از جناياتي كه صهيونيسم در غزه مظلوم مسلمان مرتكب شده است به فلسطين اشغالي ميرود. در واقع مسيحيتي كه در كليساها به نمايش گذاشته ميشود دام و دانه صيادي مقامات به اصطلاح روحاني كليسايي است. صيد تا وقتي به بردهفروشي، دزديدن و نابود كردن اناجيلي كه بر مسيحيت كليسايي خط بطلان ميكشد اعتراضي ندارد سوزانده نميشود، والا او را ميسوزانند. آري، ولي آنگاه كه به انحرافات انجيلنويسان اشاره كرد پرده از روي عقايد و تعاليم اختراعي كه به نام تعاليم حضرت مسيح(ع) رواج دادهاند برداشت و فهميد مخالفان كليسا شكنجه شدهاند يا دانست مدعيان صلح و دوستي با فاشيستهاي بيرحم تاريخ همگام و همراه بودهاند، حتماً با او همان ميشود كه در اين اثر خواهيد خواند.