در جامعه اسلامي ايران و پس از انقلاب اسلامي، توجه به تدوين الگوي اسلامي پيشرفت در دستور كار قرار گرفت. امام راحل در سخنان خود بارها با اشاره به لزوم اسلامي كردن علوم در جامعه اسلامي، نياز به تأثير علم بر زندگي مردم را از دانشگاهها مطالبه كردند. پس از ايشان، رهبر معظم انقلاب از سال 1368 با اشاره به تدوين الگوي بومي پيشرفت، ارتباط مستمر دانشگاهيان با مردم جامعه را يك اصل ناميدند. ايشان در سال 1379،در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير در برشمردن تأثير انقلاب بر دانشگاه تأكيد كردند كه انقلاب اسلامي ايران دانشگاهها را «داراي قدرت توليد- توليد فكر و توليد علم- مرتبط با قشرهاي مختلف مردم، مرتبط با فرهنگ مردمي و متصل به دلبستگيها و عشقها و جاذبههاي موجود ميان مردم قرار داد.» همچنين ايشان بر اين خطر هشدار ميدهند كه دشمن به دنبال آن است كه دانشگاهيان را «از ايمان و دلبستگيهاي مردم جدا كنند. اين، آن خطر اساسي است. علاج هم عبارت است از حفظ اتصال فكري با تودههاي مردم و به شدت چسبيدن و متمسك شدن به ريشههاي اصولي انقلاب.»
در حوزه صنعت و پزشكي اين ارتباط به شكل نسبتاً مطلوبي برقرار گرديد و فضا براي فعاليت دانشجويان در خارج از دانشگاه فراهم آمد تا بتوانند اندوختههاي خود را به معرض ظهور برسانند. البته عيني بودن اين علوم ويژگي مضاعفي شد تا كاربردي شدن آنها در جامعه و شكلگيري توليد جديد بر حسب نياز مردم تسريع شود. اما در حوزه علوم انساني وضعيت ساماندهي ادامه فعاليت علمي دانشجويان شكل ديگري يافت. ايجاد مؤسسات و كانونهاي علمي براي حضور مشتاقان و فراهم آوردن فضاي مباحثه و مطالعه جديترين زمينهاي است كه تاكنون دانش آموختگان دانشگاهي و حوزوي را مشغول ساخته است.
بررسي دلايل ايجاد چنين مجموعههايي نشان ميدهد مهمترين اهداف آن بررسي و كالبدشكافي نظري علوم انساني، مطابقت آن با اصول اسلامي و طرحريزي علوم انساني بومي و مطابق با اسلام بوده است تا ضعف توليد علم در اين حوزه كه نتيجه استعمارگري دولتهاي غربي در كشورهاي اسلامي است، برطرف گردد و نظريههاي علوم انساني قابليت تطابق با جامعه مسلمين يابد و كاربردي و مشكلگشا شود. اما خروجي عمومي اين مجموعهها فاصله قابل ملاحظهاي با اهداف اوليه دارد.
در ابتداي امر، جمع شدن همفكران از يك حوزه تفكر خاص در كنار هم سبب شده تا از حضور افراد با ساير گرايشهاي علمي جلوگيري شود و در نتيجه زايش فكري افراد محدود شده و بياثر باشد و به دليل تأييدهاي درون گروهي، نقدپذيريها محدود شده و عملاً آنچه به دست ميآيد نوعي بازانديشي تفكرات غربي به طور خاص است.
از طرفي كنارهگيري اين مجموعهها از فضاي عمومي دانشجويان، نشاط و آرمانگرايي نيروها را محدود كرده است به گونهاي كه در يك دور باطل به عملكرد خود قانع شده و همان را دائماً بازتوليد ميكنند و متأسفانه از مطالبات مستمر و جديد كف دانشگاهها غافل شدهاند.
دو رَويه بالا خود مسبب اتفاقي نامناسبتر است، يعني محدودشدن افكار و قشريگرايي كه عملاً سبب فاصله اين مجموعهها از بدنه جامعه ميگردد و كاربردي شدن علوم توليدي را ناممكن ميسازد.
مشابه چنين وضعيتي را ميتوان در گروههاي روشنفكري پس از انقلاب به خوبي مشاهده كرد. آن زمان نيز دانشجويان فعال فكري كه مترصد تغيير در علوم موجود غربي بودند در غالب گروههاي علمي در بيرون از دانشگاه فعاليت خود را ادامه دادند و مدعي بودند كه با اين شيوه با بدنه اجتماعي بيشتر در تعامل خواهند بود. اما دور باطل توليد و تأييد تفكرات درون گفتماني خاص و محدود فضايي را پديد آورد كه اين گروهها با جدايي از فضاي جامعه خود را قشر نخبه فرض كردند و بدون پذيرفتن نقدها، به وضعيتي دچار شدند كه با دگرديسي فكري، نه تنها تفكراتشان مناسب حال جامعه نبود بله خارج از آرمانگرايي اوليه يعني تغيير علوم غربي به اسلامي از آب درآمد.
اكنون اين سنخ رفتاري به شدت در حال گسترش در ميان جوانان انقلابي دانشگاهي است كه با هدف توليد علم اسلامي در زمينههاي مختلف، كنج عزلت گروهي گزيدهاند و ميان خود و مطالبات و انتظارات و گاه تحولات عمومي مردم فاصله ايجاد كردهاند. متأسفانه در بيشتر مواقع ميان اين گروهها تنها نظريات دانشگاهي و متخصصان آن مورد توجه بوده و حوزويان در آن جايگاهي ندارند كه اين خود زمينه فاصله گرفتن از علوم ديني را ايجاد ميكند. حتي به دليل ايجاد اين فاصله، تمايلات مجموعهها بهسوي چند رشته خاص كشيده شده و از رسيدن به ساير رشتهها بازميمانند و با صرف بودجه قابل توجه نوعي موازيكاري علمي را بهوجود ميآورند.
بايد توجه داشت كه رهبر انقلاب در مناسبتهاي گوناگون خطر اين جدايي را گوشزد كرده و عنوان ميكنند كه آرمانگرايي را با نگاه به واقعيتها از دست ندهيد و دنبال كنيد.(1392) چرا كه فاصله گرفتن از واقعيتهاي موجود هدف نهايي آرمانها را به سهولت تغيير ميدهد و دور از ذهن نخواهد بود كه از ميان همين مراكز انديشه انقلابي، گروههايي مانند حلقه كيان بازتوليد شوند.