در چهار سال گذشته، يك ادعاي دروغ از سوي ارتجاع منطقهاي، به مرزهاي ملالآوري رسيد كه از مظلوم و مردم تحت سلطه در سوريه دفاع ميكنند و دلشان براي مردم عادي كه كشته ميشوند و بشكههاي باروت! كه بر سرشان فرود ميآيد، پاره پاره است. يعني هيئت مذهبي و هيئت انساني و دموكراسيخواهي آنها گوش عالم را آزرده كرد.
اكنون با حملات وحشيانه صهيونيستها در 9 روز گذشته و چند روز قبل از آن در كرانه باختري كه نوجوان فلسطيني را زنده زنده سوزاندند و بيش از هزار نفر را بازداشت و يعني وارد پروسه شكنجههايي از مدل اسرائيلي كردند، شيوخ درباري و فاسد عربستان، براي مردم فلسطين دعا ميكنند! و داعش هم از آنها خواسته صبور باشند و نظريهپرداز عثمانيگري نوين هم و دوستانش فراموش كردهاند كه در دافوس براي غزه، سينه چاك دادند ولي حالا فقط مواضع مشورتي و بيخاصيت اتخاذ ميكنند.
در غزه كه ديگر علويها و حاكمان ظالم نيستند و آنجا قبله اول مسلمين است و با اعتراف سازمان ملل 80 درصد تلفات و هدف قرار گرفتن را شهروندان عادي ، زنان و كودكان تشكيل ميدهند. چرا روح بلند انساني، دموكراسيخواهي و همزادپنداري مذهبي در اينجا تحريك نميشود؟ داستان شما چيست كه در يك هفته اخير تقريباً ساكت بوديد و حالا كه رژيم صهيونيستي در مقابل مقاومت فلسطيني ناتوان ظاهر شده و ادامه تجاوز و آدمكشي آنها، به زيانشان است، شما طرح مشترك اسرائيل و مصر را تأييد ميكنيد؟ چرا شيوخ فتوا دهنده كه افسار گسيخته و با فراغ بال، براي همه موضوعات از آستين فتوا خارج ميكردند، الان ساكتند؟ چرا در تركيه ديگر براي ارسال تكفيري و تروريست و سلاح و مواد شيميايي، دلالي نميشود و چرا به جاي غارت و سرقت مراكز صنعتي در حلب و شهرك صنعتي آن، با صهيونيستها در دو ماه اخير قراردادهاي جديد امضا كردهايد؟
چرا سعوديها از حمايت بيمرز امريكا از صهيونيستها به خشم نميآيند و لشكرهاي وهابي – تكفيري و ميلياردها پول به غزه سرازير نميكنند و ديپلماسي و رسانههاي خود را در اختيار مقاومت فلسطيني قرار نميدهند؟ البته سعوديها همه اين كارها را در نقطه مقابل انجام ميدهند و نقش خود را به خوبي ايفا مينمايند.
اين جنگ در غزه را اگر يك اشتباه راهبردي در محاسبه، ارزيابي، برنامه از سوي صهيونيستها بدانيم، حتماً بايد منتظر پيامدهاي آن در عرصه داخلي و خارجي رژيم صهيونيستي و منطقه باشيم.
دستپاچگي اسرائيل و غربيها و ارتجاع منطقه براي تحميل يك طرح هوشمند براي آتشبس، صرفاً براي جلوگيري از خسارتهاي بيشتر صهيونيستهاست. اين كار زار منطقهاي عجيب است و همه را در يك آزمون حيثيتي قرار داده است. اسرائيل با يك شكست در سطح شكست سال 2006 و بازيگران منطقهاي، بايد باقي مانده حيثيت و وجاهت و قابليت خود را به قمار بگذارند و چارهاي هم جز حمايت از صهيونيستها و يا همراهي معنادار با آنها ندارند و اين رخدادها براي تنوير افكار عمومي منطقه كه سالها با ويروس فريبكاري، منفعل بودند بسيار حياتي است و يك خيزش بزرگ و انتفاضه عظيم را به وجود ميآورد.
درست نگاه كنيد خواهيد ديد كه به ويژه در سالهاي اخير، چقدر سرمايهگذاري شده تا ايران از تحولات منطقهاي بريده شود و جايگاهي نداشته باشد ولي نه تنها در بسياري از پروندههاي مهم منطقهاي بلكه اكنون در فلسطين، تنها پرچمدار حمايت از مردم فلسطين و مظلومين آن است و عنصر تعيين كننده در تضمين عزت و حقوق آنان ميباشد. امروز مردم غزه به ارتجاع منطقهاي ميگويند اگر موشكهاي سوريه و حزبالله و ايران نبود، يك ساعت هم تاب مقاومت نداشتيم و ارتجاع منطقه در كنار صهيونيسم و غرب، جانمايي ميكند و همگان نيز اين واقعيت بزرگ را ميبينند. «امسال روز قدس ويژهاي در راه است كه با سالهاي قبل تفاوتهاي جدي دارد.»