
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز دو شنبه 23 تيرماه، مرد ميانسالي سراسيمه به كلانتري 108 نواب رفت و پليس را در جريان قتل برادرش قرار داد. وي گفت: برادرم – حميد - به همراه زن و دو دخترش در خانهاي حوالي نواب زندگي ميكند. چند روزي از برادرم بيخبر بودم تا اينكه لحظاتي قبل يكي از برادرزادههايم با خانهام تماس گرفت و ما را از ماجراي مرگ پدرش باخبر كرد. ابتدا با نگراني با تلفن همراه حميد تماس گرفتم اما كسي جوابگو نبود. وقتي نتوانستم خبر درستي از برادرم به دست بياورم به كلانتري آمدم تا به من كمك كنيد.
با طرح اين شكايت تيمي از مأموران كلانتري همراه شاكي به خانه حميد رفتند، اما هر چه زنگ زدند كسي در خانه را به رويشان باز نكرد. مأموران پليس سرانجام با دستور قضايي در خانه را تخريب كردند. مأموران وقتي قدم به داخل خانه گذاشتند با همسر حميد و دو دخترش مواجه شدند. مأموران بعد از بازداشت آنها به بررسي خانه پرداختند تا اينكه با جسد مثله شده صاحبخانه را داخل كيسههاي زباله كشف كردند. دقايقي بعد، قاضي حسين پور، بازپرس ويژه قتل به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شدند. نخستين بررسيها در محل حادثه نشان داد جسد متعلق به حميد است. در گام بعدي همسر مقتول، به عنوان مظنون به قتل مورد بازجويي قرار گرفت. وي كه چارهاي جز بيان حقيقت نداشت با اعتراف به قتل شوهرش در ادعايي گفت: مدتي به شوهرم بد بين شده بودم و احساس ميكردم او مخفيانه همسر ديگري اختيار كرده است. اين موضوع مرا آزار ميداد و باعث شد تا از شوهرم كينه به دل بگيرم و با هم مشاجره كنيم. چند روز قبل متوجه شدم حميد با همسر دومش به سفر رفته است. وقتي موضوع را از حميد پرسيدم، قبول نكرد و گفت اشتباه ميكنم اما من بيشتر به او مشكوك شدم تا اينكه نقشه قتلش را طراحي كردم. سرانجام روز يك شنبه 22 تيرماه تصميم گرفتم نقشهام را عملي كنم به همين خاطر ابتدا او را با خوراندن شربت مسموم كردم. وقتي بيهوش شد، او را با طناب خفه كردم. وقتي دو دخترم متوجه قتل پدرشان شدند با گريه و التماس خواستم موضوع را مخفي نگه دارند و به پليس خبر ندهند. به آنها گفتم كه اگر پليس خبردار شود، مرا اعدام ميكنند. آنها قبول كردند تا درباره اين حادثه با كسي حرف نزنند. ما يك روز با جسد شوهرم زندگي كرديم تا اينكه تصميم گرفتيم جسد را به بيرون انتقال بدهيم. به خاطر همين مجبور شديم جسد را مثله كنيم تا راحتتر به بيرون منتقل كنيم. وي در پايان گفت: امروز قصد داشتيم جسد را از خانه خارج كنيم كه دختر كوچكم موضوع قتل پدرش را تلفني به عمويش خبر داد و پليس ما را دستگير كرد. دو دختر جوان هم در بازجويي مدعي شدند كه در قتل پدرشان دخالت نداشتهاند. رعنا گفت: وقتي من و خواهر بزرگم موضوع را فهميديم مادرمان با گريه و التماس از ما خواست تا از حادثه كسي متوجه نشود و ما هم قبول كرديم اما شب بعد از حادثه كابوس وحشتناكي به سراغم آمد و تصميم گرفتم موضوع را به عمويم خبر بدهم. همزمان با ارسال جسد به پزشكي قانوني سه متهم به دستور قاضي حسين پور براي تحقيقات بيشتر و روشن شدن زوايايي پنهان اين حادثه در اختيار كارآگاهان مبارزه با قتل پليس آگاهي قرار گرفتند.
برادر مقتول درباره اين حادثه به خبرنگار ما گفت: برادرم مغازه تعميرات تلفن همراه داشت. حميد وضع مالي خوبي داشت و قرار بود به زودي مغازهاي را به قيمت 250 ميليون تومان بخرد. او خانواده و دو دخترش را خيلي دوست داشت و براي آنها زحمت زيادي كشيد. همسرش از مدتها قبل بيمار بود و حميد مدتي پيش 20 ميليون تومان بابت عمل جراحي همسرش پرداخت كرد اما او اينگونه جواب خوبيهايش را داد. وي در حالي كه اشك از چشمانش جاري بود ادامه داد: هنگامي كه دختر كوچك برادرم اين خبر را به همسرم داد بلافاصله به خانهشان آمدم اما كسي در را به رويم باز نكرد. وقتي از همسايهها سؤال كردم آنها گفتند چند ساعتي است بوي بدي از خانه برادرم به مشامشان ميرسد و گاهي هم بوي دود اسپند از خانهشان خارج ميشود. به خاطر همين بيشتر نگران شدم و به كلانتري رفتم. وقتي با مأموران در را باز كرديم، جسد مثله شده برادرم را داخل كيسه زباله پشت در يافتيم كه قرار بود همسرش به بيرون انتقال دهد. آن لحظه بود كه فهميدم چرا زن برادرم در خانهاش اسپند دود ميكند.