حمايت رهبري از دولت يازدهم كه در مراسم افطاري ايشان به مسئولان نظام بيان شد، در سطح بالايي مورد توجه دولتمردان قرار گرفت. آنان به حق نظر رهبري را در مورد عملكرد خويش مهم ميدانند و اين «حمايت با تمام وجود» را همچون نشانه افتخاري براي خويش ميدانند.
رسانههاي اصلاحطلب هم كه در گفتمانشان سهم چنداني براي ولايت فقيه قائل نميشوند، مگر اوقاتي كه قرار است به اختيارات قانوني اين مقام معترض شوند، از معدود دفعاتي بود كه عكس و كلام رهبري را تيتر يك خود كردند. اين البته موجب خرسندي است و بايد به فال نيك گرفته شود كه اين روزها موضوع مباحث، بر سر ميزان حمايت رهبري است و هر كس تلاش ميكند خود و جريانش را به ولي فقيه نزديكتر، همسوتر و مورد حمايتتر ترسيم كند. اين ميان البته تفسيرهاي گوناگون از حمايت رهبري ارائه ميشود. حاميان دولت تلاش دارند تا از درون جملات آقا، نوعي نقدناپذيري دولت و اعمال سكوتي اجباري بر منتقدين دولت را نتيجه بگيرند؛ چيزي كه نه آقا و نه حتي خود رئيسجمهور مد نظر ندارند. پس ماجراي اين حمايت رهبري چيست؟
مشي رهبري در حمايت از دولت ها
اولاً رئيسجمهور گرچه با رأي مستقيم مردم انتخاب ميشود، اما مشروعيت خويش را با تنفيذ و امضاي رهبري ميگيرد. اين امضا طبيعتا به معناي تأييد فرد منتخب و شايسته دانستن وي براي رياست قوه مجريه و نيز صحه گذاشتن بر نظر شوراي نگهبان در تأييد صلاحيت وي است؛ در غير اين صورت محلي از اعراب نخواهد داشت و از بلنداي شئون حاكم اسلامي به سطح يك امر تشريفاتي تنزل خواهد يافت. شايد بتوان اين احتمال را داد كه فرد منتخب از نظر رهبر همان گزينه اصلح نبوده باشد؛ اشكالي هم ندارد؛ اما نميتوان گفت تنفيذ نشاني از تأييد ندارد و صرفاً يك عمل تشريفاتي براي رعايت سلسله مراتب قانوني است. در واقع، رياست جمهوري بدون امضاي ولي فقيه رسميت نمييابد؛ حتي اگر قرار باشد دقيقتر به موضوع نگاه كنيم، به فرد منتخب تا پيش از تنفيذ حكم توسط رهبري، نميتوان عنوان رئيسجمهور را اطلاق كرد و شرعاً و قانوناً اين امضا تأييديه و اذن ورود فرد منتخب به حوزه كاري رياست جمهوري است. مطابق مشروح مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي، تنفيذ امري واقعي و غيرتشريفاتي است كه بدون آن شرعاً منصبي اشغال نشده است. پس از ذكر اين مقدمه، ميتوان گفت عقلاني نخواهد بود كه رهبر جامعه اسلامي فردي را با امضاي خويش براي مقام اول اجرايي كشور منصوب و رأي اكثريت مردم را تأييد كند، اما حمايت خويش را از وي و همكارانش در دولت دريغ كند و رئيسجمهور را در انجام مسئوليت خطيري كه مردم و رهبري بر دوش او گذاشتهاند، تنها و بيحمايت رها كند! بنابراين تنفيذ حكم رياست جمهوري، درصدي از حمايت را با خود به همراه خواهد داشت.
ثانياً زماني اهميت وجود يا عدم اين حمايت را بيشتر درك خواهيم كرد كه توجه كنيم نبض اكثريت جامعه در دستان رهبري است. چه از بعد سنتي، نگاه به نظر رهبر و چه بعد فقهي توجه به نظر ولي امر و چه ميزان محبوبيت قلبي و مقبوليت عقلي رهبري در جامعه كه نظر ايشان را مهم ميكند، تودههاي مردم توجه بسياري به نظر رهبر جامعه اسلامي دارند و براي بسياري از اعمال و گفتار خويش، چشم به دهان ايشان دوخته اند؛ و حتي شائبه عدم حمايت رهبري از دولت، ميتواند روي برتافتن از دولت را در ميان تودهها رقم زند. به همين دليل، ميزان حمايت ايشان از دولت، در ميزان محبوبيت دولت، آزادي عمل دولت، سطح انتقادهاي منتقدين و. . . تاثيرگذار خواهد بود و براي موافق و مخالف و دوست و دشمن و خواص و عوام مهم است. با اين حساب، دولت بيحمايت رهبري چگونه ميتواند به كار خويش ادامه دهد؟
در راستاي چنين اهميتي است كه رهبري همواره مشي ثابتي در حمايت از دولتهاي منتخب مردم داشتهاند. نمونههايي از اين حمايتها را با هم مرور كنيم:
وظيفه خود ميدانم كه به مناسبت تشكيل كابينه جديد، از اعضاي كابينه قبلي، مخصوصاً برادر خوب و عزيزمان آقاي مهندس موسوي كه حقيقتاً هشت سال در سختترين دوران با همه وجود تلاش كردند، تشكر كنم. (8 شهريور 68)
*در همه اين احوال خودم را موظف ميدانستم كه از اينكه يك دولت حقيقتاً خدمتگزار و باايمان و داراي حس خدمتگزاري و دلسوز نسبت به مردم موجود است، حمايت كنيم. (9 مرداد 76 آخرين ديدار با دولت هاشمي)
*هركس كه امروز، انشاءالله رأي بياورد و نامش از اين صندوقها بيرون بيايد، من با او همانطور رفتار خواهم كرد كه در هشت سال گذشته با آقاي رئيسجمهور، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رفتار كردهام. البته خوب؛ براي شخص من، هيچ كس آقاي هاشمي رفسنجاني نخواهد شد؛ اما اميدواريم براي ملت بشود و بتواند براي كشور همانطور شخصيتي باشد و همانطور تلاشي بكند و بلكه بيشتر و بهتر؛ چون باب رحمت الهي واسع است. (2 خرداد 76)
*البته من وظيفهام است كه از شخص جناب آقاي خاتمي بهعنوان رئيسجمهور محترم و دولت به صورت كلي دفاع كنم و شما بدانيد كه دفاع خواهم كرد. نه اينكه در مقابل دشمنان دفاع ميكنم؛ حتي در مقابل انتقادهاي غير صحيح دوستان - يعني عناصر داخلي و عناصر مؤمن و عناصر خودي- دفاع ميكنم. (2 شهريور 78)
*من از دولت حمايت ميكنم، از همه دولتهاي بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود. از اين دولت هم (دولت احمدي نژاد) بهطور خاص حمايت ميكنم، اين حمايت بيدليل و بيحساب و كتاب نيست.
(1 فروردين 86)
از اين نمونهها در سخنان حضرت آيتالله خامنهاي فراوان است و در اين نوشتار براي جلوگيري از اطاله كلام، به ذكر همين چند نمونه اكتفا شد. همه اينها نشان از آن دارد كه رهبري يك مشي ثابت در حمايت از دولتهاي حاضر داشتهاند. مشياي كه از قضا در همين سخنراني اخيرشان هم پس از اعلام حمايت از دولت حسن روحاني مورد اشاره قرار ميگيرد: «من از همه تواني كه در اختيارم هست استفاده خواهم كرد براي كمك به دولت؛ دولت را تأييد ميكنم، حمايت ميكنم، مثل همه دولتهاي گذشته. نسبت به مسئولان بلندپايه دولت - آنهايي كه ميشناسم - اعتماد دارم. همه دولتهايي كه بعد از انقلاب سر كار آمدند، دولتهاي منتخب مردمند و بنده در همه اين دورهها - آنوقتي كه مسئوليت داشتم - از همه اين دولتها حمايت كردم.»
مشي حضرت امام نيز اينگونه بوده كه چنين حمايتي را حتي از دولت بني صدر نيز دريغ نداشتهاند و در متن تنفيذ وي نيز آمده است. حال اينكه در سوي مقابل قدر اين حمايت دانسته نشده، بحث ديگري است.
حمايت رهبري باب نقد را نميبندد
از فرداي سخنراني آقا و اعلام حمايتشان از دولت – كه البته بنا بر آنچه مرور كرديم، اتفاق جديدي نبود و مطابق مشي هميشگي رهبري صورت پذيرفت – رسانههاي حامي دولت كوشيدند اين حمايت را دليلي بر غيرمنطقي بودن انتقاد از دولت روحاني بدانند و از همين رو سيل حملات و فشارها عليه منتقدين دولت بالا گرفت. اما در سخنان رهبري براي نقد دولت ويژگيهايي ذكر شده است و همين نشان ميدهد كه ايشان مخالف نقد دولت نيست: «نسبت به دولت كنوني هم نقد بايد منصفانه، محترمانه، دلسوزانه باشد؛ به معناي مچگيري، به معناي اذيت كردن نباشد.» از رهبري كه همواره جوانان و كارشناسان را به نقد نهادهاي حكومتي دعوت ميكنند، بعيد است كه حمايت خويش از دولت را چراغ سبزي براي بستهشدن باب نقد القا كنند؛ اول فروردين همين امسال ايشان فرمودند: «اعتقاد من اين است كه مجموعه انقلابي كشور ـ كه به حمدالله تعداد بيشماري از آنها در بين جوانهاي ما، در بين صاحبنظران ما، اساتيد ما، بزرگان ما، تحصيلكردههاي ما حضور دارند ـ ميتوانند با منطق محكم وارد ميدان بشوند، نقادي كنند. نقاط ضعف را و نقاط منفي را به رخ ما مسئولان بكشانند. گاهي ميشود كه مسئول، متوجه نيست چه دارد ميگذرد در متن جامعه، اما آن جوان در متن جامعه است، او ميفهمد.» چنانكه خود ايشان نيز در كنار حمايت هميشگي از دولت ها، هر جا كاستي و نابهجايي و نادرستي ديدهاند، خصوصي و عمومي آن را متذكر شدهاند و حتي در همين ديدار اخير هم نكاتي را به دولتمردان متذكر شدهاند. البته كه نقد با ناسزاگويي و تهمتزني و سياهنمايي متفاوت است و بايد شرايط نقد، آنچنان كه در كلام رهبري آمده است، رعايت شود.
حمايت مشروط
طبيعتاً حمايت رهبري از دولتها نميتواند دائمي و بيقيد و شرط باشد؛ چنانكه در متن تنفيذ احكام روساي جمهور مختلف ايران با عبارات مختلف اين مضمون آمده است كه «بديهي است كه آن رأي (رأي مردم) و اين تنفيذ تا هنگامي است كه ايشان به تعهد در پيمودن صراط مستقيمي كه تاكنون در پيش داشتهاند، يعني راه آرمانهاي نظام اسلامي و دفاع از حقوق ملت و ايستادگي در برابر زورگويان و مستكبران پايبند باشند كه به كمك الهي چنين خواهد بود، انشاءالله.»
(از متن تنفيذ حكم حسن روحاني)
حسن روحاني خود نيز بر اين شرايط اشراف داشته و در اولين نشست هيئت وزيران پس از آن ديدار، ضمن آنكه حمايت مقام معظم رهبري را سرمايه بزرگي براي دولت دانست و با تأكيد بر اينكه بار سنگين اداره كشور نيازمند حمايت رهبري است، اظهار اميدواري كرد كه «دولت با تبعيت كامل از رهنمودها و پاسخگويي به مطالبات ايشان، همواره از اين هدايت و حمايت برخوردار باشد.»