کد خبر: 658498
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۳

حد فاصل اديان الهي و خيل عظيم مؤمنين عالم با بقيه مردم و انسان‌ها، از زمان حضرت آدم تا امروز كه هريك اينها عالمي بودند عبارت است از ايمان به غيب، يعني ماوراي دنياي احساسات ما و معادلات و محاسبات بشري مبتني بر اين حواس. حد فاصل و نقطه اصلي، اينجاست. آيه «الذين يؤمنون بالغيب» در اول سوره بقره، به همين نكته اشاره مي‏كند. ايمان به غيب، به معناي بي‏اعتنايي به دنياي شهادت يعني همين دنياي ارتباطات مشهود و مفهوم همه نيست؛ به اينها كه نبايد بي‏اعتنايي كرد. چشم مي‏بيند، حواس احساس مي‏كنند و عقل‏ ادراك مي‏كند. بايد برطبق اينها عمل كرد. ايمان به غيب، معنايش اين است كه ماوراي آنچه كه در محدوده حواس ظاهري و ادراك مادي انسان هست، عالم ديگري، آن هم نه يك‏عالم بلبشوي هركس هركسي تصادفي بخت و اقبالي، بلكه عالم منظم علت و معلولي دقيقي وجود دارد. يعني ماوراي اين عالم مُلك، ملكوت و عالم معنايي هست. اين عالم معنا، متعلق به قيامت و برزخ و بعد از مرگ نيست؛ متعلق به همين الآن من و شماست و بايد به آن معتقد بود. البته نقطه اصلي، بلكه كل معناي حقيقي همه عوالم، ذات مقدس باري تعالي است كه او منشأ حيات و وجود و فعل و انفعالات و حركت و همه چيز است؛ ليكن در اين عالم غيب، خيلي چيزهاي ديگر هم مي‏گنجد كه بايد به آنها معتقد بود. بدبختي بشر آن وقتي است كه همه حقيقت را در مشاهدات و محسوسات خودش محدود و محصور كند؛ مثل ماديين و بسياري از غير ماديين غافل. اين فرد غافل، مادي هم نيست، معتقد به خداست؛ اما بااينكه به خدا اعتقاد دارد، ولي شعور ندارد كه اين اعتقاد، با اعتقاد به اصل غيب و فعل و انفعالات و علل و معاليل غيبي ملازم است. اگر ما معتقد به غيب نباشيم، يا درك درستي از آن نداشته باشيم، نتيجه اين مي‏شود كه محاسبات مادي مي‏كنيم، به معادلات و مبادلات مخلوق انسان، صددرصد دل مي‏بنديم و اتكا مي‏كنيم؛ همين‌هايي كه مي‏بينيد صدي هشتاد يا صدي پنجاهش، غلط در مي‏آيد. آن‏كس كه همه جوانب را ملاحظه مي‏كند، بعد مثلاً به طبس يا به مرزهاي غربي و جنوبي ما حمله مي‏كند، كجاي كارش اشكال دارد؟ آيا در محاسبات مادي‌اش، يك نقطه غلط هست؟ نه، محاسبات مادي، تا آنجا كه درك فعل و انفعالات مادي به انسان مي‏دهد، درست است. روي پول و آدم و ابزار و سياست و تبليغ و حمايت‌ها حساب كردن، اجزاي يك محاسبه مادي است. همه نوع محاسبه را كردند، ولي آخر سر مي‏بينيد كه در مشتشان هيچ‏چيز نيست. اين، حاكي از آن است كه يك سلسله محاسبات و علل و عوامل و فعل و انفعالات هست كه حواس انسان و در اغلب موارد، عقل مادي انسان را به آنها راه نيست؛ آنها را ديد ديگري مي‏تواند ببيند. من تصور مي‏كنم، آن چشمي كه مي‏تواند آن فعل و انفعالات را ببيند، اسمش در اصطلاح اسلامي و قرآني، عبارت از حكمت است. «و اتيناه الحكمه و فصل الخطاب». تا آنجايي كه من فهميدم، حكمت، آن بينشي است كه مي‏تواند حقايق را ماوراي غشاي مادي آن ببيند... پس، وراي اين محاسبات معمولي، دستگاه معقول قانونمندي وجود دارد كه غيب است و بايد به آن معتقد بود. آن محاسبه را از كجا پيدا كنيم؟ از راه شرع و عمل به تكليف... اگر انسان، شرع را امام خود قرار بدهد؛ يعني طبق آنچه كه تكليف اسلامي و شرعي است، قدم‏به‏قدم حركت بكند، يقيناً به پيروزي خواهد رسيد.

(بيانات در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و رؤساي دفاتر نمايندگي ولي فقيه در اين نهاد 29/6/1369)

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها