ايران باكسب رتبه 15 توليد علم جهان، همچنان برسكوي نخست شتاب رشد توليدات علمي در منطقه قراردارد و همين مسئله باعث شده است كه رهبر معظم انقلاب همواره بر حفظ اين جايگاه تأكيد داشته باشند و در ديدار اخير خود با اساتيد دانشگاه خاطرنشان كنند: «حركت علمي كه در كشور شروع شده، براي آينده حيات ملت ما و دنياي اسلام، مسئلهاي اساسي است، لكن دغدغه من ثبات اين حركت است و مبادا وضعيتي پيش بيايد كه اين حركت متوقف شود.» اگرچه اين پيشرفتهاي علمي مرهون تلاش همه دولتهاي پس از انقلاب بوده است، اما سهم قابل توجهي از اين دستاوردها در دولت دهم حاصل شد و ايران در چهار سال مسئوليت دولت گذشته، توانست به مرتبه خوبي در جهان و منطقه در رابطه با رشد توليدات علمي دست پيدا كند و حالا حفظ اين جايگاه به دغدغه همه مسئولان نظام تبديل شده است تا جايي كه نمايندگان مجلس به دليل كاهش اين رشد شتاب علمي، قرار است وزير علوم دولت يازدهم را مورد استيضاح قرار دهند. اما اينكه دولت گذشته چه كرد كه به رتبه اول منطقه در رشد توليدات علمي تبديل شد، سؤالي است كه در مصاحبه «جوان» با دكتر «كامران دانشجو» وزير علوم دولت دهم به آن پاسخ داده ميشود.
شما از چه طرقي توانستيد زيرساختهاي رشد توليد علمي در دولت دهم را فراهم كنيد و در عرض چهار سال جايگاه و مرتبه علمي كشور را با شتاب بسيار تندي افزايش دهيد؟
در دولت دهم، اولين كاري كه دنبالش رفتيم حذف كنكور در دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد در مقطع كارشناسي بود، چون احساس ميكرديم به اندازه كافي صندلي وجود دارد، زماني يك ميليون متقاضي داشتيم و 200هزار صندلي ولي الان به جايي رسيدهايم كه يك ميليون متقاضي داريم و يك ميليون و 200هزار صندلي و كنكور ديگر در مقطع كارشناسي معنا نميدهد. پس از آن، با مصوبه قانوني مجلس سوابق تحصيلي در كنكور لحاظ شد. در بعد آموزشي تعداد كل دانشجويان را افزايش داديم و از 2ميليون و اندي به 4ميليون و اندي رسانديم. در مقطع دكترا قبلاً 30هزار داوطلب وجود داشت و 3 هزار نفر پذيرفته ميشدند، در دولت دهم بهجايي رسيد كه ما چيزي حدود 200هزار متقاضي داشتيم كه بايد 20هزار نفر را جذب ميكرديم و براي اين منظور به اين سمت رفتيم كه تحصيلات تكميلي را افزايش دهيم و به همين خاطر چيزي حدود 18هزار نفر عضو هيئت علمي جذب كرديم. ما فقط بحث صلاحيتهاي عمومي را بررسي ميكرديم و بررسي سوابق علمي را به عهده دانشگاه گذاشتيم و زيرساختها را درست كرديم.
متقاضي ارشد نيز يك ميليون نفر شد و البته من معتقدم با همين امكانات فعلي ميتوانيم ظرفيتمان را سه برابر كنيم. من كه كار را شروع كردم چيزي حدود 45 هزار نفر عضو هيئت علمي داشتيم، وقتي من وزارتخانه را تحويل دادم چيزي حدود 65 هزار نفر عضو هيئت علمي داشتيم. از سوي ديگر من سعي كردم تحصيلات تكميلي را از انحصار چند دانشگاه درآورم و در سطح كشور پخش كنم كه همه دانشگاهها بتوانند تحصيلات تكميلي داشته باشند و در اين دانشگاهها، بين مجموعه صنعت و دانشگاه ارتباط برقرار كردم تا بتوانند پروژه تعريف كنند. رشته محلها را نيز به تناسب افزايش دانشجو، در همه مقاطع افزايش ميداديم. چيزي حدود 4 هزار سرفصل كه تاكنون بازنگري نشدهبود، بازنگري شد. به خاطر اينكه بتوانيم از اساتيد بيشتر بهرهمند شويم بهرغم همه جوسازيها سن بازنشستگي را افزايش داديم و در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد و از 65 سال به 76 سال افزايش پيدا كرد. استاد تمامهاي ما از چيزي حدود 800نفر به 1400نفر رسيد.
در بعد پژوهشي چطور؟
در بعد پژوهشي كاري كه ما كرديم رشد توليدات علمي كشور بود. رشد توليدات علمي در دانشگاهها در تحصيلات تكميلي به خصوص در دكترا صورت ميگيرد و ما اين ظرفيت را بالا برديم و در تمام اين مدت از نظر ارزي مشكل داشتيم و تحريم بوديم و حتي براي فرستادن ارز دانشجويان خارج از كشور مشكل داشتيم؛ اما با همه اين فشارها رشد توليد علمي ايران در سالهاي مسئوليت من به 11 تا 13 برابر متوسط رشد توليد علمي دنيا رسيد. اين رشد توليد علمي را پايگاههاي ISI و اسكوپوس مورد برآورد قرار ميدهند. توليد علمي در هشت سال اصلاحات در پايگاه اسكوپوس 9هزار تا بود يا در پايگاه ISI چيزي كمتر از 20هزار، ما هم همين پايگاه را ملاك قرار داديم و در دوره ما در چهار سال 140هزار مقاله ثبت شد و رشد علمي كشور برابر شد.
آماري داريد كه سهم دولت دهم در توليد رشد علمي كشور از ابتداي انقلاب تاكنون را نشان دهد؟
بله، از ابتداي انقلاب تا سال 92، 175هزار سند علمي توسط ايران در پايگاه استنادي ISI ثبت شده كه 103هزار براي چهار سال وزرات بنده است؛ يعني چيزي حدود 60 درصد، در اسكوپوس از اول انقلاب تا سال 92، 217 هزار ثبت شده، 140هزارسهم چهار سال دولت دهم بوده است؛ چيزي حدود 65 درصد، مرتبه علمي ايران در منطقه اول شد؛ درحاليكه بايد سال 2014 به اين رقم ميرسيديم؛ يعني دو سال بعد از اينكه من وزارتخانه را تحويل دادم در دنيا پانزدهم شديم بعد همين پايگاهها اذعان كردند كه اگر ايران همينطور جلو برود تا پنج سال ديگر رتبهاش تكرقمي ميشود. درصد سهم ايران در توليد علم دنيا، 3دهم درصد بود كه به 2/2 درصد رسيد؛ يعني هفت برابر شد و نكته قابل توجهش اين است كه ما يك درصد جمعيت دنيا را داريم و اين نشاندهنده فعالشدن دانشگاه و مراكز پژوهشي، اعضاي هيئت علمي و دانشجويان است.
چگونه دانشگاهها را درگير حوزه پژوهشي كرديد؟
كاري كه در اين زمينه انجام گرفت، ارتباط دانشگاه با حوزه صنعت بود كه در اين زمينه دكتراي پژوهشمحور را ايجاد و براي آن آئيننامه تصويب كرديم. مسئله اين بود كه در اين دكترا كارفرما بايد مشخص باشد و كاري كه ميخواهد در اين دكترا صورت بگيرد بايد حتماً در صنعت متقاضي داشته باشد و اميدوارم اين دكترا را كمرنگ نكنند و اين يكي از نكات مثبت است كه بايد گسترش پيدا كند.
وقتي من كار را تحويل گرفتم پنج دانشگاه بود كه با وزارت دفاع همكاري ميكرد و من آن را به 67 دانشگاه تبديل كردم. من در زمان رأي اعتماد گفتم 50درصد كارهاي تحقيقاتي دانشگاهها را به سمت كار دفاعي ميبرم تا توان دفاعي كشور افزايش يابد، كجا بايد جز دانشگاه سانتريفيوژ، ماهواره، هواپيما، موشك، زيردريايي و نانو را توليد كند!ما50 طرح كلان تعريف كرديم و صنعت را ميگفتيم بيايد تا بگويد طرحش چيست و اين را تبديل به پروژه و پروژه را به چند رساله دكترا تبديل ميكرديم و دانشگاههاي ديگر در استانهاي مختلف را با دانشگاههاي بزرگي چون تهران، شريف، علم و صنعت، فردوسي به يك كنسرسيوم تبديل كرديم و گفتيم كارفرما هم در اين كنسرسيوم باشد و خودش نظارت ميكرد و چيزي حدود 2هزار و 500ميليارد تومان پروژه تعريف كرديم و همه دانشگاهها فعال شدند.
براي پروژههاي تقاضا محور 400 ميليارد تومان اعتبار درنظر گرفتيم، با هماهنگي وزارتخانههاي صنعت و دفاع، هفت پژوهشگاه دانشگاهي ايجاد كرديم، 200پروژه وزارت دفاع را در 1300رساله آورديم و اين بود كه 67 دانشگاه مشغول شدند و اينها كار شبانهروزي ميبرد. تدوين آئيننامه بورس دكترا براي دستگاههاي اجرايي را تعريف كرديم تا سطح علمي مجموعهها بالا برود. ما دانشگاهها را از نظر مالي خودكفا كرديم و بهرغم همه بيپوليها در طول اين مدت، يكبار اعلام نكردم كه مشكل پولي دارم و صندوق ما خالي است.
از طرف ديگر ما پرديس بينالملل ايجاد كرديم به جاي اينكه دانشجو از اينجا برود تاجيكستان و مالزي و... درس بخواند در اين پرديسهاي 2 ميتوانست با 50 ميليون تومان بهجاي 600 ميليون تومان و با اساتيد خود دانشگاه درس بخواند و اين هم منبع درآمدي براي دانشگاه شد و هم اينكه سطح آموزشي در اين دانشگاه به مراتب از كشورهايي كه اسم بردم بالاتر بود و ديگر اينكه از نظر فرهنگي در كنار خانوادهاش بود.
مهمترين شاخصهاي كه باعث شد به اين رشد علمي برسيم چه بود؟
نگاه ما در اين زمينه به فرمايشات رهبر انقلاب بود، ايشان تأكيد زيادي بر رشد علمي داشتند و ما اين كار را با آرام نگهداشتن دانشگاه و به كمك اساتيد و دانشجويان جلو برديم تا آنها لذت كار علمي و تحقيقاتي را حس كنند، لذتش را كه حس كنند ديگر اين را با چيزهايي چون هيجانات كاذب دوره اصلاحات و 18تيرعوض نميكردند.
ولي شما دانشگاه را درست پس از فتنه 88 تحويل گرفتيد، قطعاً آرام كردن دانشگاه در آن برهه كار سختي بود، چطور توانستيد؟
درست است، دانشگاه در آن چند ماه اول به خاطر طمعي كه دشمن به اين مراكز آموزشي كرده بود، كاملاً ملتهب بود و من واقعاً با «هذا من فضل ربي» جلو رفتم. فقط خدا و دعاي مردم و نفس و هدايتهاي مقاممعظم رهبري بود كه باعث شد بتوانيم از اين برهه سخت عبور كنيم، ولي اساتيد و دانشجويان ما آدمهاي فهميدهاي هستند، فرق اللهاكبر واقعي و اللهاكبرهايي كه با هدف خاص دنبال ميشد را ميدانند. دانشجويان ما فهميدند كه اين اللهاكبرها با اللهاكبرهاي انقلاب 57 فرق دارد و ديكته شده از طرف دشمنهاي انقلاب است. از سوي ديگر ما حاشيه را حاشيه ميدانستيم و متن را متن، در دانشگاه علم و معرفت و بينش و دانش متن است ولي سياستزدگي متن نيست، حضرت امام(ره) فرمودهاند دانشگاه را از محصولش بشناسيد، محصول آن آزاديها و فعاليتهاي سياسي دولت اصلاحات 18 تير شد كه وزير و رؤساي دانشگاهها استعفا ميدهند و آن فاجعه هم رخ ميدهد و محصول فعاليت سياسي ما هم ميشود برگزاري 3هزار نشست انتخاباتي در سال 92 كه طي آن از بيني هيچ كسي خون هم نميآيد.
پس چرا ميگويند در دوره شما جو امنيتي وجود داشت؟
مگر ميشود در جو امنيتي 140 هزار توليد علمي داشت؟ وقتي كسي نميتواند رقابت كند مجبور است كه تخريب كند. در نشستهاي انتخاباتي سال 92 همه طيفها حضور داشتند و شما يك گزارش نميبينيد كه درگيري شده باشد؛ اتفاقاً بيشترين جايگاهي كه مناظرات صورت ميگرفت دانشگاهها بود. جناب آقاي روحاني در ملاقاتي كه در ابتداي دولت يازدهم با بنده داشتند، گفتند كه من بيشتر سخنرانيهايم در دانشگاهها بود و بهرغم اينكه گروههاي مختلف بودند اما در يك جو كاملاً منطقي مباحث ارائه ميشد.
در ارتباط با تشكلهاي دانشجويي و مباحث فرهنگي چه اقداماتي صورت گرفت؟
ما افزايش تشكلهاي دانشجويي را داشتيم، تعداد انجمنهاي علمي را سه برابر افزايش داديم و به 6 هزار و 600 رسانديم. ما نشاط سياسي را در دانشگاه حاكم كرديم، ما كاري كرديم كه دانشجو سياسي باز نشود بلكه سياسي فهم شود؛ چون اگر سياست را نفهمد فريب ميخورد. وظيفه دانشگاه اين نيست كه آدم تربيت كند براي احزاب يا اجازه دهد احزاب پايشان به دانشگاه باز شود. به اعتقاد من دانشگاه مستقل، دانشگاهي است كه از نظر سياسي مستقل از احزاب فعاليت كند و مستقل از غرب باشد ولي برخي معتقدند دانشگاهي مستقل است كه در مقابل نظام بايستد.
از سوي ديگر تعداد كانونهاي فرهنگي را از 1500 كانون به 3200 افزايش داديم با اين نگاه كه فرهنگ ايراني اسلامي در آن افزايش پيدا كند، تشكلهاي سياسي را از 200به 255 رسانيدم و دانشجو هم از استقلال سياسي خودش لذت ميبرد و براي همين است كه الان دانشگاههاي ما مركزي است كه آرامش توأم با فعاليت را دارد.
نشريات دانشجويي را از 3200 به 5300 رساندم، معاونت فرهنگي در دانشگاه وجود نداشت و آن را در 65 دانشگاه ايجاد كرديم. آئيننامه كرسيهاي آزادانديشي كه از سال 70 مانده بود را فعال و تدوين كرديم و با همه نواقص چيزي حدود 1500 كرسي آزادانديشي برگزار شد. دانشگاههاي مجازي جهان اسلام را تشكيل داديم، شبكه زنان انديشمند جهان اسلام با تلاشهاي خانم دكتر ماهروزاده ايجاد شد و ايران پايگاه اصلي آن شد و ما مركز فناوريهاي نانو كشورهاي اسلامي نيز شديم.
يكي از انتقاداتي كه برخي به عملكرد شما چه در دولت دهم و چه در دولت جديد وارد ميدانند، اجراي طرح اسلاميشدن دانشگاهها است، چرا شما با همه اين انتقادات اجراي اين طرح را دنبال كرديد و اكنون نيز از آن دفاع ميكنيد؟
من موضوع اسلامي شدن دانشگاه را در دو بعد محتواي علوم اسلامي و قالب دانشگاه پيگيري ميكردم. يك بعد محتواي علوم انساني بود كه معتقد بودم بايد اسلامي شود و از سوي ديگر من قائل به اين بودم كه شكل دانشگاه نيز بايد اسلامي باشد و در اين زمينه به فرمايش امام (ره) كه ميفرمايند و من مضمونش به يادم است عمل كردم، ايشان ميفرمايد دانشگاهي اسلامي است كه همه عناصر آن اسلامي باشد. مهمترين عنصر دانشگاه از نظر من اعضاي هيئت علمي هستند كه عنصر تربيتكننده دانشجو هستند و در دانشگاه اسلامي اساتيد بايد قائل به نگاه توحيدي باشند يا حداقل اينكه سكولاريسم را ترويج نكنند.
از سوي ديگر مقام معظم رهبري ميفرمايند مديريتها بايد براي اسلام در دانشگاهها اصالت قائل شوند و بايد مدير و دانشجو و استاد رعايت احكام اسلامي را بكنند پس اين موضوعي اصل در شاخصهاي دانشگاههاي اسلامي است كه به اعتقاد من قالب دانشگاه بايد به گونهاي باشد كه رفتارهاي دانشجويان با همديگر و كارمندان با يكديگر كاملاً اسلامي باشد، از سوي ديگر 14نفر از مراجع گفتند اختلاط جايز نيست، خب من بگويم جايز است! زمانيكه در اين خصوص آقاي احمدينژاد براي من نامه نوشت و عنوان كرد كه كار شما سطحي است من در جواب ايشان گفتم ما سعي ميكنيم كارهايي كه ميكنيم با برنامهريزي عميقتري صورت گيرد ولي به فرمايش مراجع تقليد در اين رابطه عمل ميكنم. در مسائل ديني بايد به حرف مراجع تقليد استناد كرد نه آقاي مهاجراني، آقاي مشايي يا آقاي دانشجو، علماي دين بايد در اين زمينه حرف بزنند. آقاي سروش نميتواند بگويد كه چه چيزي شرعي است. اگر كلاسي داشته باشيم كه 70 دانشجو دارد 35دختر، 35پسر استادش هم يكي است؛ چرا اين كلاس را به دو گروه دختران و پسران تبديل نكنيم، چه اصراري داريم كه اينها مختلط باشند.
خب يك عدهاي ميگويند دانشگاه محل همسرگزيني است و اجراي اين طرح مانع تحقق اين موضوع ميشود؟
سركلاس درس محل درس است نه همسريابي، حالا بيرون ميآيند همديگر را ميبينند بعداً اينكه اسلام براي همسريابي يك الگويي دارد، ما نميتوانيم دينمان را چند تكه كنيم. البته در اين زمينه قانون هم وجود داشت، مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را داريم كه از سال 66 اجرا نميشد و من رفتم اجرايش كنم، قانون بر زمينمانده بود. 14 بند داشت من شروع كردم بند به بند آن را اجرا كردم و گفتم اگر اين قانون به درد نميخورد شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را كم لن يكن كند پس من سليقه شخصيام را اعمال نميكردم. شوراي اسلامي شدن دانشگاهها نزديك به 800 مصوبه دارد كه من برخي از آنها را تصميم گرفتم اجرا كنم. البته حتي اگر قانون نبود من مطابق با نگاه مراجع جلو ميرفتم و معتقدم اين به زور فرستادن به بهشت نيست؛ چراكه حكومتها يكي از كارهايشان اين است كه براي اداره كشور قانون وضع كنند و بر اجراي آن نظارت كنند و اگر اين قانون اجرا نشد با آن آدم برخورد كنند. جمهوري اسلامي ايران هم بايد قانون وضع كند و قانونش نبايد با اسلام تضاد داشته باشد و حكومتها با وضع و اجراي قوانين اسلامي زمينه به بهشت رفتن افراد را فراهم ميكنند. ما قانون حجاب و عفاف داريم كه بايد رعايت شود. اگر قانون نيست پس لغوش كنند ضمناً قوانيني كه جاي ديگر وضع ميكنند بايد در دانشگاه نيز رعايت شود؛ مثل قانون عفاف و حجاب كه اگر بيرون 10درصد اجرا ميشود در دانشگاه بايد صددرصد اجرا شود؛ چراكه اگر دانشگاه اسلامي شد مملكت اسلامي ميشود.
معيار شما براي انتخاب رؤساي دانشگاه چه بود؟
من يك گروه 9 تا 12 نفره داشتم كه همه آنها از خبرههاي آموزش عالي كشور بودند كه تعدادي از آنها معاونين خود بنده و تعدادي هم از بيرون آمدند. اين تيم فضاي دانشگاه را رصد ميكرد و هر جا ضعف ميديد به من گزارش ميداد، من يك تيم سه نفره ميفرستادم براي من گزارش ميآورد، يك تيم سه نفره ديگر هم به موازات همينها ميفرستادم و البته همه اين كارها به صورت نامحسوس در دانشگاه انجام ميشد، بدون اينكه كسي بفهمد و كار دانشگاه را مختل كند. در خيلي از موارد هم از مسئولان نهاد رهبري در دانشگاهها مشورت ميگرفتم. در مجموع اگر به اين نتيجه ميرسيدم كه تغييري بايد ايجاد شود به آن تيم 9 نفره ميگفتم كه كانديدا معرفي كنند، شاخصها را هم به آنها داده بودم. اولين شاخصم اين بود كه دغدغه دين داشته باشند؛ يعني چيزي خلاف شرع ديدند ناراحت شوند و دوم اينكه از نظر علمي آدمي باشد كه كسي نگويد كه اين ضعيف است، اين داستانها را هم قبول نداشتم كه با انتخابات دانشگاه را سرگرم كنم، در هيچ جاي دنيا اينطور نيست.
چه انتقادي به روش جديد انتخاب رؤساي دانشگاه وارد ميدانيد؟
يك دولتي ميآيد و وزيري ميآورد و ميخواهد يكسري سياستها را دنبال كند، خب كسي كه توسط يك عده ديگر انتخاب ميشود به من وزير پاسخگو نيست و اين روش انتخاب يعني اينكه مسئوليتي كه به عهده من است را بر دوش يك عده ديگر مياندازم و فردا كه مجلس از من سؤال ميكند، ميگويد من انتخاب نكردم ديگران انتخاب كردهاند؛ پس چرا از من سؤال ميكنيد.
شما چند رئيس دانشگاه را تغيير داديد؟
من تا شش ماه اول دوره وزارتم هيچ رئيس دانشگاهي را تغيير ندادم، البته يك جاهايي هم اشتباه كرديم تغيير هم داديم دو تا سه تا دانشگاه بيشتر نبود ولي در كل حدود شايد 25 دانشگاه را تغيير دادم.
نظرتان در رابطه با تعيين دو سرپرست متوالي براي يك دانشگاه چيست؟ چرا شما اين كار را نكرديد؟
اينكه بزرگترين دانشگاه ما 6 ماه سرگرم بازي نظرسنجي است كه از اول هم ميداني چه كسي را ميخواهي، يكجور خارج كردن دانشگاه از متن است و بردن آن به حاشيه است. به هر حال هر انتخاباتي يكسري منافع دارد و اگر مراقبت نكنيم مضرات دارد. اين وضعيت دانشگاه را دو قطبي ميكند كه خيلي آفت خطرناكي است. ما بايد براي رؤساي دانشگاه براساس سياستهايمان اهداف تعريف كنيم كه اگر برخلاف آن عمل كرد تغييرش دهيم. در مجموع من اين روش را مناسب نميدانم و البته فكر ميكنم شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز به اين موضوع رسيده است.
اگر اين روند كاهش رشد شتاب علمي كه يكي از دلايل استيضاح وزير علوم است، ادامه داشته باشد فكر ميكنيد چه آسيبي كشور ما را تهديد كند؟
بحث علم و توليد علم و رشد علم و فناوري در كشور بحثي است كه حضرت آقا هر ساله مرتب در فرمايشاتشان بدان اشاره ميكنند، پس اين از نگاه رهبري كه چقدر مهم است، خيلي هم واضح است چون اقتدار كشور به آن بستگي دارد. ما الان قدرت علمي داريم كه اقتدار كشور را به همراه دارد كه اگر كند شود اقتدار نظام زير سؤال ميرود. ضربهاي كه الان ميخوريم به خاطر اين است كه حاشيه را ميچسبيم و متن را رها ميكنيم و برخي هم در اين حوض گلآلود ماهيشان را ميگيرند و ميخواهند كه دانشگاه را از متن به حاشيه ببرند. مگر نميگفتند دولت قبل كاري نكرده؟ مگر نميگويند كه سالهاي 84 تا 92 ديگر تكرار نميشود؟ خب خودشان كار كنند و كارنامهشان را به مردم نشان دهند ولي بايد بدانند همه اين افتتاحها كه الان دارد صورت ميگيرد براي دوره قبل است چون سد كه ظرف چند ماه آماده نميشود، موشك كه در عرض چند ماه درست نميشود و اين نشان ميدهد كارنامه دولت قبل همهاش سياه نبود و رشد شتاب علمي كه در دولت قبل ايجاد شد، نبايد كند شود.
و سخن آخر...
اميدوارم نتيجه اين مذاكرات هستهاي به اقتدار بيشتر ما و نظام بينجامد. در آموزش عالي من هم تمام آرزويم اين است كه عدالت آموزشي برقرار شود، اميدوارم كارنامه ديگران را تخريب و خطخطي نكنيم، در دوره وزارت دهها پرونده را براي ارتقا نزد من ميآورند و برخي قصد تخريب ديگران را داشتند، من هم نگاه سياسي فردي كه ارتقا پيدا نكرده بود را ميشناختم ولي ميگفتم براي چه ارتقا نميدهيد، امتياز را آورده اين پرونده را برگردانيد علت علمي براي من بياوريد و از 10تا، 9تاي آنها ارتقايش امضا ميشد و به هيچ وجه اجازه نميدادم نگاه سياسي من در موضوع اجرايي اثرگذار شود اما بينشم در حوزه اجرايي اثرگذار بود. اميدوارم آموزش عالي كشور ما رشد داشته باشد و بتوانيم در منطقه رتبه خودمان را حفظ كنيم و دانشگاه بومي ايراني و اسلامي داشته باشيم.
البته انتظاراتي هم از دولت دارم، دولتها كه ميآيند مكمل هم هستند و نبايد همديگر را تخريب كنند بلكه بايد به مطالبات مردم توجه كنند، مطالبات مردم فقط اقتصادي و معيشتي نيست، مطالبات اجتماعي هم هست كه دولت بايد بدانها بپردازد، مطالباتي چون پايين بودن نرخ باروري كشور، مبارزه با فساد اداري، حل معضل شكاف طبقاتي، برقراري عدالت، تبيين جايگاه خانواده. يكسري مطالبات فرهنگي است مثل مقابله با جنگ نرم، احياي واجب شرعي امر به معروف و نهي از منكر، تحول در نظام آموزش و پرورش، اصلاح فرهنگ عمومي و سبك زندگي، رعايت حقوق بيتالمال و داشتن روحيه نقدپذيري و تقويت هويت ايراني اسلامي. مطالبات سياسي و دفاعي و امنيتي هم مردم دارند مثل داشتن دانش هستهاي نه سمبليك بلكه دانش هستهاي كه ارزش استراتژيك و اقتصادي داشته باشد، بالاخره چرخ هستهاي هم بايد بچرخد. مطالبات اقتصادي مثل كنترل تورم، توجه به بهرهوري، كاهش وابستگي به نفت. مطالبات علمي و فناوري هم وجود دارد مثل توأمان كردن معرفت علمي با معرفت ديني، خانوادهها ميخواهند كه جوانانشان ضمن دانشافزايي معرفت دينيشان نيز تقويت شود، پرداختن به تربيت معنوي دانشجويان، پيگيري جنبش نرمافزاري دانش و فناوري هستهاي در دانشگاهها و تبديل علم به ثروت و ارتباط مؤثر بين دانشگاه و حوزه كاربرد و صنعت افزايش بودجه تحقيقات و استفاده از اساتيد جوان. بايد سعي كنيم كه از ايجاد حلقههاي بسته در فضاي پژوهش دانشجويي جلوگيري كنيم و يادمان باشد ما ملتي هستيم كه خمير مايه انقلابمان معنويت بود.