
چند دهه از حضور اتباع افغان در كشور ما ميگذرد. بروز جنگ و خشونت در اين كشور سبب شد تا بسياري از افغانها به خاطر زبان مشترك راه كشور ما را در پيش گيرند. ارمغان بيشتر اين افراد براي جامعه ما بروز جلوههايي از فقر و خشونت بود كه آن را از سرزمين خود به همراه داشتند. حضور آنها آسيبهاي اجتماعي بسياري را براي جامعه ما به همراه داشته است. نظر به اهميت موضوع، گفتوگوي ما با قاسم پويان، وكيل دادگستري در پي ميآيد.
سالهاي بسياري است كه مهاجران افغان در كشور ما زندگي ميكنند و برخي از آنها كه عموماً به صورت غيرمجاز اقامت دارند، دست به اعمال مجرمانه ميزنند. براي ورود به بحث، دليل ورود اين مهاجران به كشورمان را چه ميدانيد؟
در بررسي شرايط موجود و جرائم ارتكابي توسط افاغنه بايد به عقبه حضور آنها توجه ويژهاي شود؛ آوارگي آنها به عنوان مردمي كه كشورشان سالها در اشغال نيروهاي كمونيستي است و جناياتي كه دولتمردان وابسته به آن كشور در آنجا روا داشته و مردمان عادي و بيدفاع آن كشور را ناچار كردهاند به خاطر رهايي از خطري كه آنها را تهديد ميكرد به كشورهاي همسايه از جمله ايران كه به تازگي انقلاب اسلامي هم در آن به وقوع پيوسته بود، مهاجرت كنند. در نتيجه ملت ايران همانگونه كه با آغوش باز اين پناهندهها را پذيرفتند، سالهاست كه شاهد تبعات منفي حضور اين ميهمانان ناخوانده نيز هستند، به طوري كه روز به روز تعدادشان در حال افزايش است. اما ديگر اين ميهماننوازي كمي طولاني شده و بايد براي آن راهحلي پيدا كرد.
رويكرد مهاجرتي افاغنه را از لحاظ جرمشناسي چگونه ميتوان بررسي كرد؟
ايدههاي جرمشناسي، اساساً فرد مجرم را معلول عوامل گوناگوني مثل نظامهاي اخلاقي، فرهنگي، مذهب، فقر و... بررسي ميكند. آن تبعه افغان كه قصدش زندگي شرافتمندانه است از مجاري قانوني وارد ميشود و در يك نظام قانونمند خودش را جا ميدهد و براي اينكه موقعيتهايي را كه در ايران كسب كرده از دست ندهد، سعي ميكند كمتر به دنبال جرم برود. افاغنه پناهجو نيز پس از حضور در ايران خود به چند دسته تقسيم شدند. گروهي كه صرفاً به عنوان پناهنده و جوياي كار به كشورمان مهاجرت كردند و كار شرافتمندانه را پيشه خود ساختند. دسته ديگري از اين افاغنه ذاتاً شرور و مجرم و مستعد به ارتكاب جرم هستند كه با سوءاستفاده از موقعيت فراهم آمده در كشور و احساسات عقيدتي ملت ايران، دست به جنايات رعبآوري زدند و ميزنند كه نمونههاي قضايي كه بنده با آن مواجه بودم حداقل در چند پرونده در شعب كيفري استان و دادسراهاي عمومي نشان از روحيه خشن و جنايتكارانه افاغنه حتي در برخورد با هموطنان خودشان دارد.
كشور افغانستان سالهاي زيادي است كه با جنگ و خشونت درگير است. از همين رو روح عمومي خشونت در بسياري از افراد اين جامعه نهادينه شده است. آيا ميتوان گفت كه با مهاجرت، اين افراد روح خشونت را به كشور ميزبان ميبرند؟
بله، اين افراد همان روحيه سخت و فرهنگ خشني را كه از بدو تولد در آنها وجود داشته با خود به كشورمان ميآورند و به همين دليل است كه به راحتي ميتوانند مرتكب فجيعترين قتلها شوند. متأسفانه اتباع غيرمجاز علاوه بر ارتكاب قتل، سرقتهاي توأم با قتل و تجاوز، اقدام به حمل و توزيع مواد مخدر و گاهي هم ترانزيت مواد ميكنند. طبيعي است نوسانات اقتصادي در كشور و وجود فقر و بيكاري و اعتياد همه و همه زمينهساز جرائم ارتكابي توسط مجرمين اعم از ايراني و افغاني است اما متأسفانه در شرايط مساوي افاغنه را لجامگسيختهتر ميبينيم، زيرا اين افراد به دليل داشتن جسارت توأم با خشونت، بيهويتي و مشخص نبودن اقامتگاهشان و همچنين اطمينان و آگاهي از اينكه محكوم و زنداني كردن آنها بعضاً اعتراض نهادهاي جامعه مدني را آن هم بدون توجه به اعمال ارتكابيشان به دنبال دارد، وسيله قرار دادهاند كه متأسفانه اين مجرمان را گستاختر نيز ميكند.
پس ميتوان گفت علت اصلي ارتكاب جرم اين افراد بيهويتي و حضور غيرقانوني آنهاست؟
از آنجا كه بيشتر اين افراد بدون مجوز و از راههاي غيرقانوني وارد ايران ميشوند و هويت مشخصي هم ندارند، پس از ارتكاب جرائم وحشيانه به سادگي از مرز خارج ميشوند و پس از طي مسيري به افغانستان برميگردند و آنگاه كه به اصطلاح آبها از آسياب افتاد، دوباره از همان راه برميگردند و مجدداً مرتكب همان جرائم خشن ميشوند. عامل ديگر هم اين است كه اين افراد علاوه بر كسب درآمد از راههاي كارگري به علت تنهايي و دوري از خانوادههايشان به سمت انواع جرائم براي رفع نيازهاي ديگر خود هم ميروند كه يكي از اين جنايات، تجاوز به عنف است كه معمولاً پس از ارتكاب جرم فرد قرباني را به طرز فجيعي به قتل ميرسانند و فرار ميكنند. از طرفي هويتهاي مشابه آنها هم مزيد بر علت شده، زيرا يك افغاني كه به صورت غيرمجاز و بدون داشتن كارت اقامت يا از طريق واسطه وارد كشور شده و به راحتي تردد ميكند، ميتواند در هر نقطه خود را با هويتهاي گوناگوني معرفي كند به همين دليل ممكن است يك اسم در چند پرونده كه منجر به قتل شده وجود داشته باشد. اين افراد پس از ارتكاب قتل يا هر جرم ديگري اگر شناسايي و دستگير نشوند، دسترسي به آنها در بيشتر موارد ناممكن ميشود.
همانطور كه اشاره كرديد بيشتر اين افراد از طريق واسطهها يا غير قانوني وارد ايران ميشوند، چه خلائي وجود دارد كه ميتوانند به سهولت وارد كشور شوند؟
به دليل گستردگي مرزهاي كشور و صعبالعبور بودن، برخي از اين مرزها غيرقابل كنترل هستند و اين افراد به راحتي از طريق واسطه يا كاميونها و اتوبوسهايي كه از آنجا رد ميشوند، وارد كشور ميشوند. خيلي از مواقع هم ميشنويم كه مثلاً يك خودرو سواري با 20 سرنشين افغان واژگون شد يا دچار تصادف يا حادثهاي شده است كه اين افراد از طريق همان واسطهها وارد خاك ايران ميشوند. از سويي تصميمات اتخاذ شده از سوي دولتمردان و نيروي انتظامي در سختگيري تردد و اياب و ذهاب افاغنه غيرمجاز و فاقد كارت از مرز با ناكامي مواجه شده زيرا اخراج اين افراد با صرف هزينههاي هنگفت و گزاف چاره كار نيست بلكه بيشتر به يك شوخي شبيه شده است تا يك اقدام پيشگيرانه و فايدهبخش. به دليل گستردگي و وسعت مرزها و قابل كنترل نبودن گذرگاههاي كوهستاني، اتباع غيرمجاز ميتوانند به راحتي وارد كشور شوند، همچنين كمبود بودجه براي گماردن نيروهاي تخصصي و نظامي در مرز باعث شده تا اين افراد از طريق واسطهها وارد خاك ايران شوند. اتباع غيرمجاز بيشتر از خلأهاي مرزي و از طريق خشكي و دريا وارد كشور ميشوند.
شما چه راهكاري را براي برونرفت از اين معضل پيشنهاد ميكنيد؟
ابتدا بايد تمام جاذبههايي كه براي حضور افاغنه در كشور وجود دارد، از بين برود تا اتباع افغان خودشان داوطلبانه به كشورشان برگردند. از طرفي با اينكه در حال حاضر قانون شدت مجازات استفاده از افغانهاي غيرمجاز براي كارفرمايان بازدارنده است اما اجراي اين مصوبه هنوز داراي مشكل است و آنگونه كه بايد اجرا نميشود. راهكار ديگر كه ميتواند مؤثر واقع شود، اين است كه قانون مجازات براي افغانهايي كه مرتكب جرم ميشوند نسبت به ديگر مجرمان شدت يابد، زيرا بيشتر جرائم خشن و وحشتناك مربوط به افاغنه در كشور ما توسط همين اتباع غيرمجاز است چون اگر اتباع مجاز مرتكب جرمي شوند، مداركشان باطل و از ايران طرد ميشوند. پس فقط با اين روش است كه اين افراد به خودشان جرئت ارتكاب هيچگونه جرمي را نميدهند.