همانگونه كه در يك پروژه هوشمند از ظرفيتهاي وهابي- تكفيري و برخي سلفيهاي جاهل و ناسيوناليست و بعثيهاي لائيك، يك جريان فعال براي به انحراف كشيدن پتانسيلهاي منطقهاي و آرامش بخشيدن به منافع استكباري و صهيونيستي تدارك ديده ميشود و يك تصوير رسانهاي جعلي از منازعه شيعه و سني يا تعابير غيرواقعي و بيارزش ديگر از آن نشان داده ميشود، شبيهسازي اين پروژه در جغرافياي قوميتها و مذاهب فراوان خاورميانه، دور از واقع نيست. اصل كار ويژه اين جريانسازي اين است كه با تكيه بر انگيزهها و زمينههاي فرهنگي يا هدايت شده، محيطهاي متشنج امنيتي و تنشهاي مزيتساز را به كار گيرند و آن را در مسيرهاي مطلوب، هدايت رسانهاي كنند و نشان دهند. بعثيهاي لائيك و وهابيهاي منحرف هر يك به دنبال اهداف خاصي هستند كه به لحاظ موضوعي در يك عنوان جغرافيايي قرار دارد و هر دو از حكومت مردمي و شيعي در عراق ناخرسند هستند. اگر راهبرد اصلي استكباري و صهيونيستي اين باشد كه از همافزايي ظرفيتهاي منطقهاي براي مقابله با سلطهگري غربي و صهيونيستي جلوگيري شود و با تشديد واگرايي و منازعه دروني، به توليد فرصتهايي براي استعمارگران غربي و صهيونيسم وحشي بپردازند، شكل دادن به جريان داعش، موضوعيت و فلسفه وجودي پيدا ميكند. خاصيت داعش فقط در تصوير فوق خلاصه نميشود بلكه براي تقريب ذهن و مفهومسازي، در تعابير فوق خلاصه ميشود.
ماهيت و شناسنامه صهيونيسم، در اشغالگري، قتل، تجاوز، فتنهگري، جنگافروزي، سرقت و فساد انگيزي است. در اين لحظه اگر به منطقه خاورميانه نگاه كنيم، سرانگشتهاي فساد و جنگافروزي و فتنهگري صهيونيستها را در عراق، سوريه، اردن، مصر، تركيه، فلسطين و لبنان و... شاهد هستيم و اساساً، اين پديده جعلي، در سايه انحصاري رفتارهاي شيطاني و نفرتانگيز، حيات مييابد. امروز صهيونيستها خود را حامي شعارهاي مسعود بارزاني كردهاند. از گذشتههاي نزديك، يك پيوند روشن بين جريان بارزاني با صهيونيستها و استعمارگران انگليسي وجود داشته كه تاكنون در جريان است. اگرداعش در عراق بايد فعال شود و كارگزاران موثر و قابل اعتمادي به كثرت وجود نداشته باشد، اين كمبود را يك جريان شناخته شده به نام خانواده بارزاني جبران ميكند. هماهنگي منطقهاي، جبران نقصان لجستيكي، افزايش تنش و تضاد با حكومت مركزي، تلاش براي واگرايي تجزيه ملي، پوشش و پناه دادن به تروريستهاي داعش، فريبكاري و اقدامات غيرقانوني و نهايتاً استحكام بخشيدن به عناصر خانوادگي از طريق يك رانتحكومتي و چپاول گمركات، نفت، تجارت و بازرگاني با تركيه و سركوب مردم اقليم كردستان از طريق دستگاه امنيتي «آسايش» گوشهاي از كاركردهاي مشكوك در اين منطقه است. اگر خانواده نجيفي و علاوي و طارقالهاشمي و طريقه نقشبنديه، در تباني با داعشيها براي اشغال برخي شهرها و روستاهاي عراق دست داشتند، يك «داعش كردي بارزاني» هم در بنيانهاي اين پروژه استعماري، براي بر هم زدن امنيت و ثبات سياسي و جلوگيري از استحكام ملي در عراق، خدمات ارزندهاي ارائه كرده است.
وقتي مسعود بارزاني از حمايت اسرائيلي، انگليسي و امريكايي احساس پشت گرمي كرد و خيالش راحت ميشود، نيچروان را به تهران ميفرستد تا عربده اشغالگري در كركوك و يا تجزيه عراق را سر داده و بگويند شما هم كاري نميتوانيد بكنيد!! ولي اين خانواده فراموش كرده كه همواره بازيچه قدرتهاي استعماري شده و پشت او را خالي كردهاند!! مشكل اين خانواده فقط با حكومت عراق و يا دوستان مردم كرد در منطقه نيست، بلكه حاضر است با اردوغان هم عليه يك رهبر كردي و در زندان تركيه وارد قمار شود!
ظاهراً همان نقش و كار ويژههاي داعش از طريق نقشآفريني اين خانواده هم، تكرار و دنبال ميشود و اين راه به نقطه سربلندي و خوشبختي مردم كرد منتهي نميشود و ماجراجويي و بند بازي با استعمارگران و قمار كردن روي دوستان و حاميان كرد، وجاهت را از آنها ميگيرد و زحمت جديدي براي ماست كه نهايتاً، درسي براي مردم كرد خواهد بود.