مسعود بارزاني، رئيس دولت خودگردان اقليم كردستان، منتظر عاقبت كار داعش و مقاومت ارتش و مردم عراق در برابر آن نمانده و به جاي همدلي در اين راه و نجات عراق از شر گروه تروريستي داعش، ميخواهد با برگزاري رفراندوم استقلال در اقليم كردستان اين خطه را از كشور عراق جدا كند. اينكه بارزاني چرا در وضعيت نابسامان فعلي عراق چنين تصميمي گرفته جاي بحث دارد و ميتوان گفت كه او وضعيت فعلي را بهترين فرصت براي چنين كاري ديده است. به هر حال، بارزاني برگزاري رفراندوم را اعلام كرده و بايد منتظر بقيه ماجرا بود اما نكته جالب توجه در موضعگيري همسايه شمالي عراق در اين مورد خاص است. اگر موضعگيري بولنت آرينچ، معاون نخست وزير تركيه، و حسين چيلك، سخنگوي حزب حاكم عدالت و توسعه، در قبال رفراندوم در اقليم كردستان عراق و استقلال آن كنار هم گذاشته شود، يك تناقض آشكار در سياست حاكميت آنكارا آشكار ميشود. آرينچ در مصاحبه با پايگاه خبري مصري اليوم السابع موضع رسمي دولت خود را در مورد عراق اين گونه بيان كرد: «عراق نبايد تقسيم شود، اسلحه بايد كنار گذاشته شود، خونريزي پايان يابد و عراق بايد يك جامعه يكپارچه باشد». در مقابل، چيلك در مصاحبه با روزنامه بريتانيايي فاينانشال تايمز گفته كه «آنكارا آماده پذيرش يك حكومت كرد مستقل در شمال عراق است» و در ادامه افزوده: «يك حكومت مستقل كرد در قبل براي تركيه دليل جنگ بود اما اكنون، كسي حق گفتن چنين چيزي را ندارد». چيلك بعد با انتشار بيانيهاي در تارنماي حزب عدالت و توسعه مدعي شد سخنان منتسب به وي در اين مصاحبه تفسير روزنامه بريتانيايي بوده و با تكذيب اين سخنان مدعي شده مدعي حفظ تماميت ارضي عراق شده است. با وجود اين بيانيه اما نميتوان گزارش روزنامه بريتانيايي را آن قدر دور از واقع دانست كه درست برخلاف بيانيه بعدي چيلك باشد و برعكس، ميتوان گفت چيلك با اين بيانيه بيشتر خواسته تا عواقب سخنانش در آن مصاحبه را از بين ببرد. بنا بر اين، سخنان چيلك در مصاحبه با روزنامه بريتانيايي را بايد جدي گرفت و اين سخنان درست در تناقض با سخنان آرينچ است. اين تناقض را چگونه ميتوان ارزيابي كرد و بايد به سادگي گفت كه سياست خارجي دولت تركيه و رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه، در مورد استقلال كردستان عراق دچار تناقض شده يا آن مسئله به صورت ديگري است؟
براي پاسخ به اين مسئله بايد دو نوع سياست اردوغان را از هم تفكيك كرد: سياست اعلامي و سياست اعمالي. اردوغان و نزديكان او در سياست اعلامي نميتوانند تجزيه يك كشور مستقل و يكپارچه را تأييد كنند و حداقل در ظاهر هم كه شده بايد با آن مخالفت كنند اما در عمل موضوع فرق ميكند و به نظر ميرسدكه سياست اعمالي اردوغان در اين خصوص بر محور حمايت از بارزاني و قصد او براي تجزيه عراق است. دلايل اردوغان در اين سياست اعمالي از دو جنبه قابل توجه هستند؛ نخست از جنبه بلند كوتاه مدت و دوم از جنبه بلند مدت. موضوع از جنبه كوتاه مدت مربوط ميشود به مطامع ارضي كه اردوغان و دستگاه عدالت و توسعه او نسبت به عراق دارند. آنها مثل سياستمداران گذشته تركيه به منطقه موصل به عنوان بخشي از كشور خود نظر دارند چنانكه كمال آتاتورك در زمان تحويل اين منطقه به بريتانيا و عراق در سال 1926، به نيروهاي خود گفت كه هر وقت تركيه قدرت بازگرداندن آن را داشته باشد، اقدام خواهد كرد. عبدالله گل، رئيسجمهور تركيه، هم در 8 فوريه 2007 گفت كه ما موصل را در سال 1962 به عراق متحد داديم و به آوردن قيد «متحد» اشارهاي به اين نكته داشت كه در صورت تجزيه عراق، موصل هم به وضعيت قبل از آن تاريخ باز خواهد گشت. اين چشم طمع دولت تركيه از جهت بلندمدت و در چهارچوب ايدئولوژي نوعثمانگرايي نيز قابل توجه است زيرا دولت نوعثمانگراي آنكارا با تسلط بر موصل امكان بهتري براي پيشبردن ايدئولوژي خود خواهد داشت. تنها مسئلهاي كه باقي ميماند در امنيت خود تركيه است و اينكه استقلال كردستان عراق به آن ضربهاي نخواهد زد؟
چيلك ميگويد زماني چنين تصوري بود اما حالا وضعيت فرق كرده است. حضور بيش از 20 ميليون كرد در مناطق شرق و جنوب شرقي تركيه طي دهههاي گذشته مسئله مهم امنيتي براي آنكارا بوده و اكنون، استقلال كردستان عراق ميتواند انگيزه بيشتري به اهداف استقلالطلبانه در اين قسمت از خاك تركيه بدهد و امنيت اين كشور را تهديد كند. به نظر ميرسد كه چيلك و حتي ديگر رهبران تركيه از جمله شخص اردوغان نگراني از اين بابت ندارند. شايد آنان تصور ميكنند كه يك كردستان مستقل در شمال عراق نه تنها خطر امنيتي براي تركيه ندارد و مثل شمشير دودم عمل نميكند بلكه حتي ميتواند تضميني براي امنيت تركيه باشد. نقطه ثقل اين تلقي در نوع روابط آنكارا و اربيل است كه هر چه اين روابط محكمتر باشد، اربيل را در جهت سياست منطقهاي آنكارا سوق ميدهد و جداي از اينكه باعث ميشود تا كردستان عراق ديگر پايگاه مطمئني براي پ ك ك نباشد. دلتمردان آنكارا اميد دارند تا از اين جهت، كردستان عراق نقش بازدارندگي در برابر پ ك ك داشته باشد و حمايتهاي گسترده اقتصادي- سياسي آنكارا از اربيل در سالهاي اخير نيز به همين دليل بوده است. به هر حال، آنكارا در مورد رفراندوم و استقلال كردستان عراق موضع متناقضي دارد اما مهم در موضع عملي دولت تركيه و شخص اردوغان است كه به نظر ميرسد با نوعي خوشبيني دست در تجزيه عراق دارد.