کد خبر: 656049
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۹
محمدجواد اخوان

چند روز پس از غائله چهاردهم اسفند 1360، شهيد مظلوم آيت‌الله دكتر بهشتي در نامه‌اي به مراد خويش امام راحل (ره) از حقايقي پرده برداشت كه هنوز هم شنيدني است. هرچند خط كلي اين نامه مربوط به مقطع خاص زماني جريانات سياسي پيرامون بني‌صدر است، اما در درون اين نامه، نوعي جريان‌شناسي معرفتي گفتماني به چشم مي‌خورد كه هنوز هم ارزش بررسي و تأمل دارد.

شهيد مظلوم بهشتي در ابتداي اين نامه با اشاره به اختلافات ميان جريان خط امام و جريانات پيرامون رئيس‌جمهور وقت مي‌نويسد: «دوگانگي موجود ميان مديران كشور بيش از آنكه جنبه شخصي داشته باشد، به اختلاف دو بينش مربوط مي‌شود.»

ايشان در تبيين وجوه افتراق دو بينش موصوف مي‌نويسد: « يك بينش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادي كه در عين زنده بودن و پويا بودن، بايد سخت ملتزم به وحي و تعهد در برابر كتاب و سنت باشد، بينش ديگر در پي انديشه‌ها و برداشت‌هاي بينابين، كه نه به‌كلي از وحي بريده است و نه آن‌چنان كه بايد و شايد در برابر آن متعهد و پايبند، و گفته‌ها و نوشته‌ها و كرده‌ها بر اين موضوع بينابين گواه.»

در حوزه سياست خارجي نيز اين دو نگاه باز به چشم مي‌خورد. به تعبير آن شهيد مظلوم «بينش اول در برابر بيگانگان و هجوم تبليغاتي و سياسي و اقتصادي به نظام سخت به توكل بر خدا و اعتماد به نفس و تكيه بر توان اسلامي و پرهيز از گرفتار شدن در دام داوري‌ها يا دل‌سوزي‌هاي بيگانگان معتقد و ملتزم. بينش ديگر، هرچند دلش همين را مي‌خواهد و زبانش همين را مي‌گويد و قلمش همين را مي‌نويسد، اما چون همه مختصات لازم براي پيمودن اين راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.»

اين دو نوع در حوزه الگوي پيشرفت و رشد جامعه نيز دو راه متفاوت را مي‌پيمايند. «بينش اول به نظام و شيوه‌اي براي زندگي امت ما معتقد است كه در عين گشودن راه به‌سوي همه نوع پيشرفت و ترقي، مانع حل‌شدن مسلمان‌ها در دستاوردهاي شرق يا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصيل و مستقل اسلام استوار دارد. بينش ديگر با حفظ نام اسلام و بخشي از ارزش‌هاي آن، جامعه را به راهي مي‌كشاند كه خود به خود درها را به‌روي ارزش‌هاي بيگانه از اسلام و بلكه ضد‌اسلام مي‌گشايد.»

نتيجه آنكه در شئون مديريتي جامعه نيز تفاوت‌هاي اين دو نگاه فكري- گفتماني مشاهده مي‌گردد. به گونه‌اي كه «بينش اول روي شرايطي در گزينش مسئولان تكيه مي‌كند كه جامعه را به‌سوي امامت متقين و گسترش اين امامت بر همه سطوح راه مي‌برد. بينش ديگر بيشتر روي شرايطي تكيه مي‌كند كه خود به خود راه را براي نفوذ بي‌مبالات‌ها يا كم‌مبالات‌ها در همه سطوح مديريت امت اسلامي و حاكم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار مي‌سازد.»

هر چند اين دلنوشته‌هاي شهيد بهشتي با استاد و رهبر خويش، امام راحل عظيم‌الشأن (ره) در شرايط زماني خاصي صادر شده و بايد آن را منطبق بر مقتضيات آن زمان بررسي نمود، اما ناگفته پيداست كه تصويري كه آن فرهيخته انديشمند از دو جريان معرفتي- مديريتي ترسيم مي‌نمايد، هنوز پابرجاست و امروز نيز هنوز همين مسائل جزو چالش‌هاي جدي نظام و انقلاب اسلامي است.

يك بار ديگر فرازهاي پيش گفته از نامه آن شهيد بزرگوار را مرور كنيم و كمي در مورد شرايط كنوني خود بينديشيم. مسئله چگونگي مواجهه با نظام سلطه، از حيث استقامت يا وادادگي، مسئله مسير پيشرفت كشور، از حيث تكيه بر الگوهاي بومي- اسلامي و متكي بر توان داخل يا با چشمداشت به مدل‌ها و حمايت‌هاي غرب، مسئله دوگانه گزينش نيروهاي صالح، شايسته و توانمند يا حاكميت نگاه باندي، گروهي و فاميل‌سالارانه كه گاه به انتخاب مديران فاسد مي‌انجامد، همه و همه مسائلي است كه هنوز نظام اسلامي با آنها مواجه است.

هرچند 30 سال از طرح اين دغدغه‌ها گذشته است و به ظاهر نيروهاي منتسب به بينش دوم از چرخه مديريتي كشور حذف شدند، اما گذر زمان عرصه را براي بازگشت چنين تفكراتي به عرصه‌هاي گوناگون كشور بازكرده است، به گونه‌اي كه اگر كسي چند بند اول نامه شهيد بهشتي را بخواند، بي‌آنكه بداند اين نامه در چه زماني و توسط چه كسي نگاشته شده گمان مي‌كند همين روزها نوشته شده است.

به نظر مي‌رسد ادامه راه شهيد بهشتي و ياران صديق‌اش نه فقط در برگزاري يادواره و اقدامات صرفاً تبليغاتي است، كه استمرار اين راه در پيگيري آرا و دغدغه‌هاي آن بزرگواران و جهاد در راه تحقق اين اهداف و آرمان‌ها خواهد بود. پيمودن راه بهشتي و بهشتي‌ها، به تبيين وجوه افتراق اين دو بينش، تلاش براي به حاشيه راندن نگاه دوم و حاكم‌سازي بينش اول يعني بينش اصيل انقلاب اسلامي و اسلام ناب محمدي (ص) است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار