ـ آقاي... مگه ما وقت و عمرمون رو از سر راه آورديم؟
ـ من اصلاً كارهاي نيستم پسر جان! آموزش كل كلاس رو لغو كرده! استادي نيست كه درس بده!
ـ از اول نميدونستيد؟! (عصباني و مضطرب)
ـ فكر ميكردن كه دكتر... وقتاش تنظيمه!
ـ فكر ميكردن؟
ـ اگه دكتر هم بتونه ما كلاس خالي نداريم...
ـ ...
و اين داستان تكراري و دنبالهدار سيستم آموزش عالي، چندي است كه به مسئلهاي آزاردهنده و بغرنج براي دانشجويان و دانشگاهها تبديل گشته است. آمارها و گزارشات مسئولان امر، خبر از افزايش روزافزون داوطلبان ورود به دانشگاهها و افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاهها (اعم از دولتي و غيردولتي، پيام نور، علمي ـ كاربردي) را ميدهد و اين در حالي است كه هيچ خبري حاكي از كم و كيف افزايش امكانات علمي، آموزشي، معيشتي و رفاهي همسو با اين افزايش تعداد ورودي به گوش نميرسد.
طبق گزارش حسين توكلي، مشاور عالي سازمان سنجش آموزش كشور، تعداد
1,380,175 داوطلب براي شركت در كنكور سراسري 92 ثبتنام نموده بودند كه از اين ميان تعداد 588,866 نفر در رقابت بر سر دانشگاهها و رشتههاي برتر در مرحله اول انتخاب رشته به دانشگاهها راه يافتند و تعداد باقي مانده هم قادر بودند در رشته محلهاي باقي مانده وارد شوند كه به اين صورت به تعداد تمام داوطلبان صندلي خالي در دانشگاههاي كشور موجود بوده است اما سؤالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه آيا تنها نياز دانشجويان، تعداد خالي صندليهاي اعلام شده از سوي دانشگاهها، آن هم روي كاغذ است؟
با نگاهي به اهداف آموزش عالي و افقهاي تعريف شده در نظام آموزش عالي كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي، درمييابيم كه تربيت افراد نخبه، متخصص و توانمند، پايبند به اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي براي توسعه علم و پژوهش و تربيت نسلهاي پيشرو و تأثيرگذار تأكيد و هدف اصلي بوده است و به منظور دستيابي به اين هدف، در چارچوب قانون اساسي و چشمانداز پيشرفت ايران اسلامي در افق 1404، نيازمند تفكر كارشناسانه و مسئولانه با رويكرد جستوجو، شناخت، عيبيابي و اصلاح خواهيم بود. ماحصل نظرات تني چند از اساتيد دانشگاههاي تهران اعم از دولتي، آزاد و پيام نور، حاكي از اين مطلب است كه افزايش شمار پذيرش دانشجويان يا اضافه نمودن رشتههايي خاص به معناي افزايش فضاهاي آموزشي، منابع آموزشي، اساتيد متخصص، امكانات فوق برنامه، توسعه فضاهاي پژوهشي، تحقيقاتي، آزمايشگاهي، خوابگاهي و ورزشي در كنار تقويت و توسعه برنامههاي درسي و آموزشي است كه بايد مدنظر قرار گيرد اما آنچه امروز و با كمال تأسف به چشم ميخورد، دانشگاههايي با تعداد دانشجويان رو به افزايش، بالا بردن هزينههاي تحصيلي بدون توجه به كيفيت بهتر آموزشي، فضاهاي آموزشي اندك و نامناسب، تعداد اساتيد ثابت بدون توجه به حجم رو به گسترش ورودي دانشگاه، خوابگاههاي بدون ظرفيت و آزمايشگاههاي بدون امكانات است كه در آن به جاي تمركز بر امر آموزش و پژوهش، مشكلات عديده دانشگاه و دانشجو محور توجهات است كه در نتيجه آن نه اساتيد قادر به پيشرفت علمي – پژوهشي مطلوب خواهند بود و نه دانشجوياني پژوهشگر و متبحر تربيت خواهند شد.
اين در حالي است كه دانشگاههاي معتبر جهان، افزايش تعداد ورودي خود را نيازمند سالها كار كارشناسي، ظرفيتسنجي و نيازسنجي دانسته و افزودن هر يك نفر را تنها در صورت مهيا بودن همه امكانات و در نظر گرفتن تمامي شرايط و نيازها ممكن ميدانند. به عنوان مثال: دانشگاه گلاسكوي اسكاتلند كه از قديميترين دانشگاههاي جهان بوده و بيش از نيم قرن از عمر آن ميگذرد با چهار دانشكده الهيات، هنر، حقوق و طب در سال 1451 آغاز به كار كرده و در سالهاي 1984، 2002 و 2005 اقدام به اعمال اصلاحات، ادغامات و تغييرات نموده كه اين حاكي از توجه خاص به كيفيت آموزش و سيستم آموزشي در مقابل كميت محض است.
دانشگاه به عنوان محل مقدس تعليم و تربيت با هدف توسعه و تقويت نيروي انساني است. نيروي انساني در هر كشور يعني سرمايه پنهان براي توسعه فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي. براي نيل به اين مقصود در راستاي ارتقاي كيفي حيات طيبه انقلاب اسلامي، نيازمند دانشگاههايي هستيم كه در آنها سطح قابل قبول تجهيزات و امكانات، توان بالا در پاسخ به نيازهاي دانشجويان، استفاده از اساتيد عالي و مجرب، ايجاد آموزش با كيفيت براساس ايجاد تعادل بين بخشهاي علمي و نظري (طبق تعريف يونسكو) و ايجاد آرامش رواني و سلامت روح براي دانشجويان و اساتيد در كنار هم به عنوان عوامل وابسته و همسو امر آموزش را هدايت ميكنند. آنجا كه چرخ نيلوفري با بار دانش جوانان اين ديار به زير آورده ميشود.
بدجوری رفتی تو نخ کم کردن ظرفیت پذیرش دانشجو جوان انلاین