در پي ناپديد شدن سه صهيونيست شهركنشين در حومه الخليل واقع در كرانه باختري، رژيم صهيونيستي بر گستره حملات و اقدامات تجاوزگرانه و سركوبگرانه خود در كرانه باختري و غزه افزوده است و در اين راستا حملات هوايي اين رژيم به غزه از سرگرفته شده و روند صعودي را طي ميكند و در كرانه باختري نيز يورش نظاميان صهيونيست به اين منطقه به بهانه يافتن ناپديد شدگان شهرك نشين گسترش يافته، به گونهاي كه در كمتر از دو هفته گذشته بيش از 1300 نقطه و مكان بازرسي شده، بيش از 300 نفر بازداشت شده و چندين نفر ديگر، به خصوص از جوانان و نوجوانان فلسطيني به شهادت رسيدهاند. هر چند اين رژيم به كمك رسانههاي غربي ميكوشد اين اقدامات را به تلافي ناپديد شدن سه جوان شهرك نشين معرفي كند اما واقعيت اين است كه كشتار عمدي جوانان و نوجوانان فلسطيني از چند هفته قبل از ناپديدشدن سه جوان صهيونيست آغاز شده بود و افشاي فيلم نحوه كشته شدن دو نوجوان فلسطيني كه در مراسم راهپيماي مسالمت آميز روز نكبت شركت كرده بودند به صراحت نشان ميداد كه تك تيراندازان اسرائيلي به عمد اين دو نوجوان را به شهادت رساندهاند. وجود چنين پيشينهاي در كنار اعتصاب غذاي بازداشت شدگان اداري- كه ماهها بدون محاكمه و هيچ دليل موجه در بازداشت به سر ميبرند- اين احتمال را ايجاد كرده است كه بين اين رخدادها و ناپديد شدن سه نوجوان صهيونيست ارتباطي وجود داشته باشد و رژيم صهيونيستي هم بر اساس اين باور به اقدامات سركوب گرانه و تجاوزگرانه اقدام كرده است. اگر اين احتمال درست باشد در اين صورت ميتوان گفت كه ماجراي شاليت به شكل ديگري تكرار شده است كه در اين صورت ميتوان گفت رژيم صهيونيستي يكي ديگر از بزرگترين شكستهاي اطلاعاتي و امنيتي خود را متحمل شده است. اما آنچه در اين قضيه ترديد ايجاد ميكند اين است كه حماس به عنوان متهم اصلي در اين رخداد مسئوليت آن را نپذيرفته است. البته اگر هم به فرض نقش و دست حماس يا ديگر گروههاي فلسطيني در اين ماجرا اثبات شده باشد بازبرخلاف ادعاي رژيم صهيونيستي نميتوان برچسب تررويستي به آن زد. زيرا اولا شهركهاي يهودي نشين در اراضي اشغالي ساخته شدهاند كه در قطعنامههاي سازمان ملل بر اشغالي بودن آنها صحه گذاشته شده و لذا احداث اين شهركها خود بر اساس اصول و قوانين حقوق بينالملل مصداق بارز جنايات جنگي تلقي ميشوندو دوم اينكه اغلب شهرك نشينان مسلح هستند و بخشي از ارتش صهيونيستي محسوب ميشوند و در درگيريها به عنوان ستون پنجم اين رژيم عمل ميكنند. از طرف ديگر هر چند رژيم صهيونيستي كوشيد از فضاي حاصل از حملات داعش در عراق استفاده كند و ناپديد شدن سه شهرك نشين را به داعش نسبت دهد و با توجه به اينكه داعش در ليست گروههاي تروريستي قرار دارد، از حماس تصويري داعش گونه ارائه دهد اما واقعيت اين است كه نه داعش و نه پيش از آن القاعده با وجود اينكه در مناطق مختلف جهان حملات تروريستي انجام دادهاند اما تاكنون هيچ حمله ضد صهيونيستي انجام ندادهاند و حتي در خلال بحران سوريه و به خصوص در جريان مداواي مجروحان گروههاي وابسته به القاعده در بيمارستان صحرايي اسرائيل واقع در منطقه اشغالي جولان ابعاد ديگري از همدستي رژيم صهيونيستي با گروههاي تكفيري و القاعدهاي مشخص شد و از اين ديد، همزماني اوجگيري حملات داعش در عراق و حملات رژيم صهيونيستي در فلسطين معني دار و قابل تامل است و احتمال ارتباط ميان آنها را مطرح ميكند. گسترش حملات داعش در عراق حداقل اين فايده را براي رژيم صهيونيستي داشته است كه از عراق همانند سوريه براي در حاشيه قرار دادن بحران فلسطين استفاده كند و مانع از اين شود كه فشارهاي بينالمللي در پوشش حمايت از دولت وفاق ملي فتح و حماس روي فلسطين متمركز شود و از اين طريق زمينه براي پيشبرد طرح دو دولت در فلسطين فراهم شود. از اين جهت است كه مسئله ناپديد شدن سه صهيونيست شهرك نشين نيز سؤال برانگيز ميشود.