کد خبر: 654209
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۲
ركن اصلي تشكل‌هاي دانشجويي دانشجوست اما يكي از ابعاد تشكل‌هاي دانشجويي نسبت آنها با دانشجوست، از زواياي مختلفي مي‌توان نسبت اين دو را با يكديگر بررسي كرد از لحاظ ساختار، اهداف، ريشه‌ها و...
حسين فرهاديان

 

اما بايد توجه داشت كه گاه اهداف، ساختارها را شكل مي‌دهد و گاه ريشه‌ها، اهداف و ساختار‌ها را معني مي‌بخشد از اين رو هرگونه تقسيم‌بندي مي‌تواند سليقه‌اي باشد و به شكل‌هاي مختلف درآيد. مي‌توان براي اين نسبت مؤلفه‌هاي مختلفي را تعريف كرد. اگر معيار را اهداف تشكل‌هاي دانشجويي قرار دهيم مي‌توان تشكل‌هاي دانشجويي را به تشكل‌هاي براي دانشجو، بردانشجو و بادانشجو تقسيم نمود. تشكل‌هايي كه در اين مقال براي دانشجو نام گرفته‌اند هدف خود را پيگيري مطالبات دانشجويان قرار داده‌اند و به دنبال پيگيري اهداف دانشجويي‌اند و خود را نماينده دانشجويان مي‌دانند. اين تشكل‌ها معمولا فاقد اهداف بلندمدت يا از پيش تعيين‌شده هستند و صرفا منويات عموم دانشجويان يا برخي از آنها را پيگير مي‌باشند. البته بايد توجه داشت كه برخي تشكل‌ها كه پيگيري مطالبات دانشجويان را برعهده دارند ممكن است شناخت درستي از مطالبات يا خواسته‌هاي دانشجويان نداشته يا روي موارد خاص تكيه و هويت خود را حول محور يك خواسته يا مطالبه شكل دهند. معمولا پيگيري مداوم مطالبات دانشجويي از اين تشكل‌ها، تشكل‌هاي غير ايدئولوژيك مي‌سازد اما انحصار در برخي خواسته‌ها و مطالبات زمينه را براي فلسفه‌سازي و گفتمان‌سازي در اين تشكل‌ها ايجاد مي‌نمايد. از نمونه‌هاي بسيار واضح اين تشكل‌ها شوراهاي صنفي دانشجويي است كه وظيفه پيگيري مطالبات صنفي دانشجويان را به عهده دارند.

تشكل‌هاي بردانشجو تشكل‌هايي هستند كه خود را ملزم به پيگيري اهداف عموم دانشجويان نمي‌دانند و با توجه با انديشه خاص خود، براي دانشجويان برنامه و برنامه‌ريزي دارند و خود را پيشگام عموم دانشجويان مي‌دانند. البته اين تشكل‌ها مي‌توانند خاص‌گرا باشند يعني خود را پيشگام برخي از دانشجويان بدانند مثلاً تشكل‌هاي مذهبي يا قومي يا عام‌گرا كه خود را پيشگام عموم دانشجويان بدانند و هدف خود را تغيير يا اقناع عموم دانشجويان قرار دهند مانند بسياري از تشكل‌هاي سياسي كه خود را ملزم به رهبري و هدايت عموم دانشجويان مي‌دانند. تشكل‌هايي كه خود را پيشرو يا مربي براي عموم يا خصوص دانشجويان مي‌دانند معمولا داراي انديشه و تفكر زيربنايي هستند. اين تفكر به آنها معيار براي سنجش عموم دانشجويان داده است و اعضاي اين تشكل‌ها خود را داراي افكار و معيارهايي مي‌دانند كه بايد مطابق آن با دانشجويان برخورد يا آنها را آموزش يا هدايت نمايند. پس تشكل‌هاي بر دانشجو ايدئولوژيك هستند و به همين دليل معمولا از پيچيدگي و حوزه كاري بالايي برخوردار هستند. البته اهداف و برنامه‌هاي اين تشكل‌ها ممكن است جنبه فرادانشجويي به خود بگيرد و در اين صورت با تشكل‌هاي كه تحت عنوان با دانشجو معرفي مي‌شوند هم‌راستا شوند.

تشكل‌هاي بادانشجو تشكل‌هايي هستند كه اهداف خود را دانشجويي تعريف نمي‌كنند و صرفا اعضاي آنها را دانشجويان تشكيل مي‌دهد. اين تشكل‌هاي دانشجويي براي خود رسالتي فرادانشجويي تعريف و جامعه‌گرا مي‌باشند، مانند تشكل‌هاي دانشجويي جهادي يا خيريه. البته تشكل‌هاي سياسي و حزبي نيز مي‌توانند ذيل اين عنوان قرار گيرند يعني براي رسيدن به اهداف سياسي يا حزبي خاص خود صرفا به عضوگيري از دانشجويان بپردازند و لزوما براي خود دانشجو برنامه نداشته باشند. اين تشكل‌ها داراي اهداف و برنامه‌هاي از پيش تعيين شده مي‌باشند و براي رسيدن به اهداف خود از بدنه دانشجويي استفاده مي‌كنند.

البته اين تقسيم‌بندي به منزله عدم اختلاط هدف نيست و بسياري از تشكل‌ها اهداف بينابين يا مختلط دارند.

هر يك از اين تشكل‌ها با اهداف براي دانشجو، با‌ دانشجو و بر‌دانشجو مي‌توانند به دو گروه عام‌گرا يا خاص‌گرا تقسيم شوند همانطور كه براي تشكل‌هاي بر‌دانشجو توضيح داده شد هر يك از تشكل‌هاي براي دانشجو و با‌دانشجو نيز مي‌توانند عموم يا گروه خاصي را مدنظر قرار دهند. از سوي ديگر در اعضا خود نيز مي‌توانند اين خاص‌گرايي و عام‌گرايي را اجرا نمايند. يعني براي پذيرش عضو محدوديت داشته باشند يا خير مثلاً برخي تشكل‌هاي قومي براي پذيرش فقط از قوميت خاصي عضو مي‌پذيرند. تشكل‌هايي كه صرفا عضو خاصي را مي‌پذيرند اختصاصي نام مي‌دهيم و تشكل‌هايي كه براي پذيرش اعضا محدوديتي ندارد؛ فراگير.

اما از لحاظ ساختار اين تشكل‌ها به انواع مختلفي تقسيم مي‌شوند. تشكل‌هايي كه كادر رهبري منتخبي دارند كه توسط اعضاي آن برگزيده مي‌شوند كه به آنها دموكراتيك گفته مي‌شود و تشكل‌هايي كه فاقد كادر رهبري توسط اعضا انتخاب نمي‌شوند كه در اين مقال به آنها تشكل‌هاي غيردموكراتيك گفته مي‌شود. اين دموكراتيك و غيردموكراتيك فاقد بار ارزشي است و هيچ كدام بر ديگري ترجيحي ندارند و صرفاً به انتخاب كادر رهبري يا عدم آن توسط اعضا اشاره دارد.

بعد ديگري كه مي‌توان تشكل‌هاي دانشجويي را تقسيم‌بندي كرد ريشه تشكل‌هاي دانشجويي است برخي تشكل‌ها حاصل فعاليت‌ها و انديشه‌هاي دانشجويي‌اند و به اصطلاح تشكل‌هاي دانشجو‌ساز هستند اما برخي تشكل‌هاي دانشجويي ريشه دانشجويي ندارند و از خارج از بدنه دانشجويي تشكيل شده‌اند مثلاً از سوي دانشگاه، دولت و... كه ما اينگونه تشكل‌ها را غير دانشجوساز مي‌ناميم. البته دانشجوساز يا غير‌دانشجو‌ساز بودن فاقد ارزش و ترجيح است. انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان تشكل‌هاي دانشجوساز هستند اما تشكل‌هاي ذيل عنوان نهاد رهبري لزوما توسط دانشجويان بنا نشده‌اند گرچه معمولا ابتدا به تشكيل اين‌گونه تشكل‌ها نيز خواست دانشجويي دخيل بوده است، همچنين بسيج دانشجويي كه با پيام حضرت امام شكل گرفته است.

تشكل‌هاي دانشجويي نمي‌توانند بدون انديشه پيشيني صرفا بيانگر مطالبات دانشجويان باشند يعني به طور اجرايي تشكل‌هاي مختلف دانشجويي با انديشه‌هاي خاص خود هر كدام بخشي از بدنه دانشجويي را نمايندگي كرده و بين پيشرو بودن و مطالبه‌گري خواسته‌هاي دانشجويان موازنه‌اي برقرار كرده‌اند از سويي سعي در ارتقا يا تغيير مطالبات دانشجويان به سمت اهداف خود را دارند و از سوي ديگر تسليم برخي مطالبات عموم دانشجويان مي‌شوند و خود را تغيير داده يا تاكتيك جديدي در پيش مي‌گيرند و از اين بابت يك تشكل دانشجويي عام‌گرا و فراگير سخت پديد مي‌آيد و سخت‌تر به كار خود ادامه مي‌دهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار