
از امروز 5/12 ميليون دانشآموز روزانه 12 ساعت اوقات فراغت تابستاني خود را آغاز ميكنند. به عبارتي تابستان امسال 5/13 ميليارد نفر ساعت انرژي نوجوان و جوان وارد جامعه ميشود، در حالي كه 25دستگاه طبق قانون، متولي ساماندهي اين ظرفيت بزرگ در جهت منافع حال و آينده كشور هستند. همچنين با توجه به اينكه در آيندهاي نزديك اين حجم ظرفيت و انرژي متراكم به بازار كار منتقل ميشود، نگاهها به سمت دستگاههاي برنامهريز و سياستگذار در حوزه جوانان معطوف است كه با داشتن سالها تجربه و اهميت بهرهوري نيروي انساني جوان آيا قادر به مديريت اين ظرفيت هست؟
براي تحول در نگرش به اوقات فراغت ضروري است كه ابتدا نام آن تغيير كند. به عبارتي فراغت به شكلي كه در حال حاضر در حوزه جوانان و نوجوانان ما تعريف ميشود، در تضاد با مفاهيم تربيتي دين ما است. به عبارتي در شكل كنوني فراغت از تحصيل كه سه ماه ركود را براي دانشآموزان به همراه دارد، «من» در مقابل «ما» قرار داده شده است.
در حالي كه تربيت شهروندان در تراز ايران اسلامي 1404 فرآيند توقفپذيري نيست. در صورتي كه ما به دليل نداشتن برنامه به اين توقف و ركود اجباري تن ميدهيم و نامش را هم ميگذاريم اوقات فراغت كه دانشآموزان بايد در كنار خانوادههايشان وقت بگذرانند يا پايگاههايي با برنامههاي تكراري براي دانشآموزان برپا ميكنيم. نگاهي به محتواي ارائه شده در پايگاههاي تابستاني نشان ميدهد كه تغييرات در آنها در طول 30 سال گذشته بسيار اندك بوده است. به بيان ديگر با برنامههاي آموزشي سي سال پيش به استقبال موج تحولات جريانات اجتماعي و فرهنگي ميرويم.
خانه به امید مدرسه مدرسه به امید خانهاز سوي ديگر نواقص عملكرد خود را با اين بهانه كه دانشآموزان بايد وقت بيشتري را با خانواده بگذرانند، كمرنگ ميكنيم. در حالي كه همه ميدانيم در حال حاضر خانوادهها به دليل درگيري براي تأمين معاش و حل مسائل اقتصادي خود چيز نويي براي ارائه به فرزندانشان ندارند و حتي با پذيرفتن تغيير كاركردهاي اجتماعي خانواده زماني كه با فرزندانشان ميگذرانند، بسيار كوتاه است. در اين رابطه شايد تقسيم تعطيلات سه ماهه به كل ايام سال بتواند اين وضع را اصلاح كند و عبارت اوقات فراغت را براي هميشه از ادبيات آموزشي و تربيتي حذف كند. اين پيشنهاد چند روز پيش در شوراي عالي آموزش و پرورش مطرح شد.
هر چند براي موفقيت اين طرح، طراحي پيوستگي فرآيند آموزش، همراه كردن معلمان كه عادت كردهاند تابستانها تعطيل باشند و همچنين تدوين محتوا و برنامهاي كلانتر از آموزش پايههاي تحصيلي و گذراندن مقاطع براي كودكان و نوجوانان لازم است.
در گام نخست براي تحقق اين ايدهآلها آموزش و پرورش بايد مسئوليتهاي اجتماعي جديدي بپذيرد و به حداقلها در حوزه تعليم و تربيت قناعت نكند. همچنين بتواند بدنه خود را براي اين امر همراه و انعطافپذير كند. تغيير موازنه تخصيص بودجه و اعتبار هم ميتواند در اين راستا مؤثر افتد. اين اتفاقات كه به دنبال تغيير رويكردها در حوزه اوقات فراغت صورت ميگيرد ميتواند تحول بنيادين مدنظر را نيز به دنبال داشته باشد. به طوري كه آموزش و پرورش مؤثرتر در جامعه اثرگذاري كند.
علاوه بر اين شناسايي استعداد، آموزش منطبق بر بازار بومي و منطقهاي و بكارگيري نيروي دانشآموزان در جهت آموزش يك مهارت و حرفه به آنها و به موازات آن حل مسئلهاي از مسائل كشور زير پرچم حاكميت چنين نگاهي رقم ميخورد، به گونهاي كه براي داشتن ايراني آباد، گريزي از بيرون آوردن آموزش و پرورش از لاك انفعالي كه سالها به آن دچار است وجود ندارد.
در شرايطي كه بيكاري جوانان مرز بحران را پشت سر گذاشته ما به جاي تجهيز آنها به علم و مهارت و اخلاق، آماري از پايگاههاي تابستانه و اردوهاي تفريحي كه برگزار كردهايم، ارائه ميكنيم تا كارنامه عملكردمان خالي نماند.
13/5 میلیارد نفر ساعت یعنی چند تومان؟!علاوه بر اين نياز به مطالعه و ارزيابي هست تا مشخص شود ارزش ريالي 13ونيم ميليارد نفر ساعت ظرفيت انساني چقدر است يا با اين ظرفيت چه كارهايي ميشود براي كشور كرد و كدام گرهها با اين حجم توان باز نميشوند؟
اين ظرفيت در آيندهاي نه چندان دور وارد عرصه توليد و چرخه مشاغل ميشوند. در صورتي كه ما براي آن كاري نكردهايم و به فكر گذراندن همين تابستان به صورت عليالحساب هستيم تا سال بعد هم خدا بزرگ است. چشم هم كه به هم بزنيم همين دانشآموزان كه به فراغت داشتن عادت كردهاند، وارد بازار كار شدهاند و انتظار داريم چرخهاي صنعت را بگردانند در حالي كه نه به اين كار عادت كرده و نه براي اين كار آموزش ديدهاند.
با اين وجود در شرايط كنوني، اولين قدم براي استفاده بهينه از فرصت و اوقات فراغت، داشتن يك برنامه كارآمد و درست است. زيرا از يك سو به ما شيوه صحيح به كار گرفتن فرصتها را مى آموزد و از سوي ديگر با نيل به هدفهاي كوتاهمدت و ميانمدت، رضايت خاطرمان را فراهم مىسازد. براي داشتن برنامه موفق تعيين هدف، تشخيص نيازها وكاستيها و نواقص احتمالي، شناسايي فرصتها و اوقاتي كه بايد صرف تحقق اهداف برنامه شود و روشها و وسايل مورد نياز در اين راه اولويت دارند.
بعد از اين مراحل ارزيابي فعاليتهاي انجام شده هم به همين ميزان ميتواند در جهت پيشبرد اهدافمان قرار گيرد. بايد براساس اهداف عمل كنيم و در صدد مرتفع ساختن نيازها و كاستيها باشيم.