اين مسئلهاي است كه قريب به دو سال پيش رهبر فرزانه انقلاب به آن پرداخته و از لزوم مداقه علمي و نيز تجديدنظر در سياستهاي جمعيتي كشور سخن گفتهاند. روشن است كه در اين زمينه برنامهريزي علمي و هدفمند از مهمترين مسائلي است كه توجه به آن ضرورت قابل توجهي دارد. در اين راستا با بررسي علمي روند تغييرات جمعيتي در كشور، ميتوان به وضوح دريافت كه پديده «سالمندي» در سالهاي آتي يكي از مسائل مهم و ويژه است كه برنامه تغيير جمعيتي كشور بايد متناسب با آن نگاشته شود.
آمار سازمان ملل از سالمندي جمعيتي دركشورها
بر پايه آمار بخش جمعيت سازمان ملل متحد، جمعيت سالمندان جهان در نيم قرن گذشته سه برابر شده است و در50 سال آينده نيز سه برابر خواهد شد. از نظر ساختار سني، بسياري از كشورهاي توسعه يافته در مرحله سالمندي جمعيت بوده و بسياري از كشورهاي در حال توسعه نيز در حال وارد شدن به مرحله سالمندي جمعيت هستند. در سال 1950، فقط 205 ميليون نفر جمعيت 60 ساله و بالاتر در سرتاسر جهان ميزيست، در آن زمان تنها سه كشور بيش از 10 ميليون نفر جمعيت 60 ساله و بالاتر داشتهاند كه شامل چين(42 ميليون نفر)، هند و امريكا(20 ميليون نفر) بود اما در نيمه اول قرن حاضر، پيش بيني ميشود كه جمعيت 60 ساله و بالاتر در جهان در سال 2050 به 2 ميليارد نفر برسد.
توسعه يافتگي و افت باروري جمعيتي
درحال حاضرجمعيت سالمند (65 ساله و بيشتر) كشورهاي كمتر توسعه يافته، درصد ناچيزي از جمعيت اين كشورها را تشكيل ميدهد، در حالي كه در كشورهاي توسعه يافته، جمعيت سالمندان سهم بيشتري از جمعيت اين كشورها را به خود اختصاص دادهاند و به طور طبيعي مسئولان اين كشورها نيز توجه بيشتري به حل مسائل آنان دارند. «سالمندي» پديدهاي است كه همه كشورهايي كه كاهش اساسي باروري و افزايش اميد زندگي را تجربه ميكنند، در مسير تحولات جمعيتي خود تجربه خواهند كرد. كشورهاي توسعهيافته از نظر زماني، خيلي زودتر افت اساسي باروري را تجربه كردند. لذا خيلي زودتر از كشورهاي در حال توسعه سالمندي و پيامدهاي آن را تجربه كردهاند.
بررسي روند كاهش جمعيت در ايران
بررسي زمينههاي تاريخي روند رشد جمعيت در كشورهاي در حال توسعه نظير كشور ايران روشن ميسازد كه رشد جمعيت در دهه 1380 نسبت به دهههاي قبل كاهش قابل ملاحظهاي داشته است. از سوي ديگر با افزايش اميد زندگي در نتيجه پيشرفتهاي پزشكي و بهبود شرايط بهداشتي، تعداد بيشتري از جمعيت به سن سالخوردگي ميرسند كه نياز به حمايت اجتماعي دارند. هماكنون، دركشور ايران، تعداد سالمندان سهم كمتري از جمعيت كشور را به خود اختصاص داده است، اما با توجه به شروع مرحله انتقال ساختار سني از جواني به سالخوردگي و فزوني سرعت رشد جمعيت سالمند در مقايسه با رشدكل جمعيت كشور و پيشبيني افزايش تعداد و سهم سالخوردگان در سالهاي آتي، لزوم برنامهريزي آيندهنگر براي كنترل مسائل اين گروه از جمعيت را مورد تأكيد قرار ميدهد. با افزايش تعداد سالمندان، نيازهاي اختصاصي مانند نيازهاي دارويي، نگهداري و مراقبت از افراد سالمند و... آنها نيز افزايش مييابد. پيشبينيهاي انجام شده نشان از افزايش حدود يك ميليون نفر جمعيت سالمندكشور ظرف دوره زماني 1385 ـ 1375 دارد. پيشبينيهاي جمعيتي سازمان ملل در سال 2002 نشان ميدهد كه با فرض رشد حد متوسط جمعيت، در دهه 2040 حدود 18 درصد از كل جمعيت ايران در گروههاي سني بالاي 65 سال قرار خواهند گرفت.
چالشهاي پيش روي پديده «سالمندي»
در حال حاضر، همزمان با روند رو به افزايش جمعيت سالمند كشور، اين قشر با مسائل و چالشهايي نيز روبهرو است. از جمله اين مسائل ميتوان به روند رو به كاهش انسجام و پيوستگي بين نسل سالمند و نسل جوان اشاره كرد به نحوي كه ارتباط و تعامل بين اين دو قشر روز به روز در حال كمرنگ شدن است. مورد ديگر اينكه مشاركت سالمندان به عنوان قشري سرشار از تجربه، در سطح اجتماع رو به كاهش نهاده و از حضور فعالانه افراد سالمند در بطن جامعه كاسته شده است. اين مسائل باعث ميشود سالمندان در سطح جامعه كمتر احساس امنيت كنند و كيفيت زندگي آنها تحتتأثير قرار گيرد. از سوي ديگر، با مسن شدن جمعيت در ايران و تغييراتي كه در ساخت خانواده به سمت هستهاي شدن به وجود آمده به تدريج مشكلاتي در زمينه مسائل مختلف اقتصادي، اجتماعي و رواني افراد مسن در جامعه شكل ميگيرد. سالمندان معمولاً داراي بيماريهاي مزمن فيزيكي و رواني پر هزينه بوده و با توجه به فقدان پوشش تامين اجتماعي مناسب مسائل و مشكلات فراواني را بر خانواده خود تحميل ميكنند. مطالعات مربوط به وضعيت اقتصادي و اجتماعي افراد سالمند ميتواند به شناخت اين گروه سني در جامعه ايران كمك كرده و زمينه برنامهريزي براي سالمندان و تأمين اجتماعي مناسب آنان را فراهم سازد.
تأثير شيوههاي زندگي بر جمعيت و مسئله سالمندي
جمعيت در جهان به سمت كاهش باروري و مرگ و مير در قالبهاي اقتصادي و اجتماعي متغيري در حال گسترش است. اين تغييرات، به سمتي است كه اگر رابطه سنتي بين نسلها را نابود نسازد، حداقل ضربههاي سختي به آن وارد خواهد كرد. يكي از اين روابط سنتي، همزيستي ديرينه و حمايت دو جانبهاي است كه در طول قرنها بين جوانان و افراد سالمند وجود داشته است. بسياري از جامعهشناسان، نظراتي در زمينه نظامهاي زيستي انسانها و نيروهايي كه بر آنها تأثير ميگذارند ارائه كردهاند. همزيستي سالمندان با جوانان به عنوان يك نظم «زندگي متقابل» شناخته شده است. بدين معني كه فرزندان از والدين خود نگهداري و حمايت ميكنند تا فرزندانشان نيز در زمان پيري از آنها حمايت كنند. سنتهاي فرهنگي و انتظاراتي كه فرزند بزرگتر را به مراقبت از والدين وا ميدارد هنوز هم در بخش عظيمي از جوامع و مناطق گوناگون دنيا وجود دارد. اين اعتقادات فرهنگي بسيار متنوع بوده و بر اساس آن وظيفه زندگي با والدين، به بزرگترين، جوانترين فرزند پسر يا فرزند دختر سپرده ميشود. اما امروزه، در عمل بسياري از اين سنتها به دلايل مختلف اجرا نميشود. توسعه اقتصادي، گسترش شهرنشيني و مسائل مربوط به آن، مهاجرت، افزايش اشتغال زنان و ساير عوامل همبسته با مدرن شدن، سبب شده كه گرايش به خانوادههاي هستهاي بيشتر شود. هستهاي شدن خانواده ميزان سلطه و كنترل والدين بر فرزندان را كاهش داده است. «كاوگيل» جنبههاي اصلي مدرن شدن را انتقال از «شيوه زندگي روستايي، بر اساس قدرتهاي طبيعي، تكنولوژي محدود، نهادهاي نسبتا ساده، نگرشها و ارزشهاي محلي و سنتي به شيوه غالب زندگي شهري، بر اساس منابع قدرت مصنوعي، تكنولوژيهاي به شدت مدرن، نهادهاي كاملاً مجزا و تفكيك شده و متناسب با نقشهاي فردي، نگرشهاي جهاني معتقد به بهرهوري، كارآيي و پيشرفت» ميداند. افزايش جمعيت مسن درجهان به همراه مدرن شدن جوامع و گسترش خانوادههاي هستهاي اتفاق افتاد و به همين دليل روشهاي سنتي نگهداري و حمايت از سالمندان به دليل تغيير شيوههاي زندگي كمرنگ شد و با عنايت به مشكلات خاص اين گروه سني جمعيت، مسئله برنامهريزي براي سالمندان مورد توجه دولتها و مجامع جهاني قرار گرفت.
انتقال سني جمعيتي در ايران
نتايج اين بررسي نشان ميدهد كه در حال حاضر جمعيت ايران به سرعت درحال انتقال سني است و در اثر كاهش باروري و افزايش اميد زندگي به طور روز افزون به تعداد و درصد جمعيت ميانسال و سالخورده افزوده و از جمعيت نوجوان و جوان كاسته ميگردد. نتايج پيشبيني جمعيت كشور توسط سازمان ملل با سناريوي رشد متوسط نشان ميدهد كه در سال2050 در حدود 70 درصد از جمعيت كشور درگروه سني 64 ـ15 سال، 3/17 درصد در گروه سني بالاي 65 سال و بقيه (9/17 درصد) درگروه سني زير 15 سال قرار خواهند گرفت. ميانه سني جمعيت به حدود 2/40 سال افزايش خواهد يافت. اين بررسي نشان ميدهد، در سال 1385 شاخص كلي سالخوردگي جمعيت كشور حدود 7/20 درصد بوده است و اين به آن معناست كه در سال1385، در مقابل هر100 نفر جمعيت زير 15سال، حدود 21 نفر جمعيت بالاي 65 سال داشتهايم كه اين تعداد در سال 2050 به 102 نفر جمعيت 65 ساله در مقابل هر100 نفر جمعيت زير 15 سال خواهد رسيد. بنابراين جمعيت سالخورده كشور ما تا سال 2050 حدوداً پنج برابر خواهد شد.
لزوم سياستگذاري و فرهنگسازي اجتماعي درباره «جمعيت»
نتايج مباحثه گروهي نشان داد كه چتر حمايتي خانواده از سالمندان رو به جمع شدن است و به موازات اين تغيير ساختار و كاركرد خانواده، بايد نقش سازمانهاي دولتي و غيردولتي به طور روز افزون تقويت شود و نياز به شبكههاي حمايتي است. سازمانهاي ذيربط اقداماتي پراكنده و مقطعي در زمينه سالمندان به عمل آوردهاند و هيچ يك از آنها هنوز يك برنامه جامع و بلندمدت براي ساماندهي جمعيت سالمندان ندارند و بيشتر اقدامات آنها معطوف به سالمندان نيازمند و آسيب ديده بوده است. در زمينه مسائل سالمندان ضعف سياست اجتماعي مشخص وجود دارد. رشد جمعيت سالمند دركشور، وضع سياستها و برنامههاي اجرايي جديدي را در اين زمينه طلب مينمايد. پيشبينيهاي انجام شده نشان از افزايش حدود يك ميليون نفر جمعيت سالمند كشور ظرف دوره زماني 1385 ـ 1375 دارد. براي سياستگذاري در زمينه سالمندي نيازمند تدوين سياستهاي تعديل ساختار سني جمعيت[ تشويق سطوح بالاتر باروري و دستيابي به يك سطح باروري مطلوب و متناسب] و سياستهاي بهبود شرايط زندگي سالمندان است. سياستهاي مربوط به مديريت نيازها و مسائل سالمندان براي كشورهايي از جمله ايران كه كاهش باروري را به سرعت تجربه نمودهاند يكي از مهمترين وجوه سياستگذاري در حوزه سالمندي است.
با توجه به اينكه در كشور ما در زمينه حمايت از سالمندان برنامهاي منسجم و هدفمند وجود نداشته است، به نظر ميرسد كه در ابتدا بايد ميان سازمانهاي متولي امور سالمندان انسجامي هماهنگ صورت پذيرد و ارتباط بين آنها به نحوي باشد كه تمامي برنامههاي مصوب اين سازمانها از قدرت اجرايي برخوردار گردد. به بيان ديگر ميتوان گفت كه لازمه اجرايي شدن برنامههاي مربوط به سالمندان اين است كه سازمانهاي مذكور در يك جهت حركت نموده و از برنامههاي مصوب يكديگر حمايت نمايند. از جمله اقداماتي كه ميتواند در جهت بهبود وضعيت سالمندان در جامعه مؤثر باشد، ايجاد شبكههاي حمايتي از سالمندان است. به نحوي كه اين شبكهها با تحت پوشش قرار دادن جامعه هدف و همچنين ارتباط مؤثر با سازمانهاي مرتبط با امور سالمندان، زمينه را در جهت باقي ماندن سالمندان در بطن جامعه فراهم سازند. سازمانها و شبكههاي حمايتي سالمندان بايد با برپايي مراسم نمادين در راستاي سپاسداشت سالمندان، جايگاه سالمندان را در ذهن افراد جامعه به ويژه جوانان بازيابي نمايند. به نحوي كه از سالمندان، به عنوان افرادي سرشار از تجربه و دانايي ياد شود. همچنين در اين راستا بايد برنامههايي اتخاذ و اجرا گردد تا اينكه نه تنها ارتباط بين نسل جوان و سالمندان گسيخته نشود بلكه اين ارتباط از انسجام و همبستگي بيشتري برخوردار شود.
در يك جامعه متعادل و اسلامي، مردم در مورد سالمندان وظايف و مسئوليتهايي دارند كه بايد به آنها توجه كنند. احساس مسئوليت در قبال سالمندان، رعايت احترام آنها و پاسداري و حمايت از منافع و مصالح ايشان، برآورده كردن توقعات و پذيرفتن آنان با رويي گشاده، قدرشناسي از آنها و ارج نهادن زحماتشان، مشاركت دادن ايشان در امور زندگي و جامعه، رعايت اصول انساني در برخورد با آنها و گراميداشت مقام ارزشمند سالمندان، وظايفي است كه سرپيچي از آنها، نه تنها موجب خشم خداست، بلكه نظام حيات را هم دگرگون ميكند. كوچك شمردن سالمندان ضمن آنكه نوعي ناداني به شمار ميآيد، در واقع نوعي خراب كردن بنايي است كه آدمي خود در آن رشد يافته است. رشد جمعيت سالمند در كشور، وضع سياستها و برنامههاي اجرايي جديدي را در اين زمينه طلب ميكند.
راهكارهاي عملياتي پيشنهادي
در راستاي اجراي هر چه بهتر موارد فوق و با تأكيد بر بنيان فرهنگي جوامع شرقي و اسلامي اقدامات عملي زير پيشنهاد ميگردد:
احساس مسئوليت در قبال سالمندان، رعايت احترام آنها و پاسداري و حمايت از منافع و مصالح ايشان، برآورده كردن توقعات و پذيرفتن آنان با رويي گشاده، قدرشناسي از آنها در يك جامعه متعادل و اسلامي، تقويت نقش و حضور سالمند در خانواده و ايجاد نگرش مثبت و آموزش مهارتهاي روش برخورد و سلوك با سالمندان از طريق برنامههاي آموزش خانواده به ويژه جوانان و نهادينه نمودن آن،ارتقاي منزلت اجتماعي سالمندان از طريق ايجاد نگرش مثبت در جوانان وسالمندان نسبت به يكديگر از طريق آشنايي جوانان با وظايف خود و اجراي آنها و نيز تهيه برنامههاي ويژه در اين زمينه توسط رسانه ملي، كاهش اضطرابها و فشارهاي روحي و رواني از طريق ايجاد انجمنهاي خود هميار، اردوهاي مسافرتي دسته جمعي، كلوپهاي ويژه سالمندان و...، ايجاد زمينه دسترسي سالمندان به امكانات آموزشي، بهداشتي و تغذيهاي از طريق از ميان بردن نابرابري اجتماعي و اقتصادي و دستيابي به سالمندي سالم و فعال و آينده نگري الگوي متناسب جمعيتي و تدوين برنامه اقتصادي و اجتماعي خاص سالمندان در برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي پنج ساله كشور.
فهرست منابع
1- هما آقا، «بررسي ساختار اقتصادي، اجتماعي و رواني سالمندان شهر تهران»، طرح مصوب پژوهشي مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه.
2- مركزآمار ايران، «سالمندان ايران: ويژگيهاي اجتماعي ـ اقتصادي»، چاپخانه مركز آمار ايران، شماره 3539.
3- محمد جواد محمودي و (همكاران)، «تحولات جمعيتي، چالشهاي فرارو و لزوم تجديدنظر در سياستهاي جمعيتي ايران»، طرح مصوب مشترك مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه و شوراي عالي انقلاب فرهنگي
4- نادرمطيع حق شناس، «بررسي ابعاد سالخوردگي جمعيت در ايران و زمينههاي اجتماعي، اقتصادي و بهداشتي آن»، طرح مصوب شوراي پژوهشي مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه.
5- نادرمطيع حق شناس، «نگاهي به وضع موجود و آينده احتمالي جمعيت وتوسعه درجهان، ايران وكشورهاي همسايه آن در آستانه هزاره سوم ميلادي»، گزارش فني مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه.
6- امير هوشنگ مهريار و (همكاران)، «نشست تخصصي بررسي ابعاد سالخوردگي جمعيت در ايران: گفتوگوي سياستي درباب سالمندان.»
7- محمدميرزايي و (همكاران)، «بررسي و تحليل مسائل و چالشهاي جمعيتي ايران و پيامدهاي آن»، كميسيون جمعيت و چالشهاي اجتماعي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي.
*جمعيت شناس و عضو هيئت علمي مؤسسه مطالعات و مديريت جامع و تخصصي جمعيت كشور