پس از بازگشت مذاكرات ايران و 1+5 به روال قبلي گفتوگوهاي منتهي به نگارش متن، تدوين پيش نويس توافق نهايي با عنوان «برنامه اقدام مشترك جامع» يا Joint Comprehensive Plan of Action با اتكا به نقشه راه مقرر در برنامه اقدام مشترك ژنو (24 نوامبر 2013) آغاز گرديد. اين عنوان براي متن توافق نهايي و همچنين مقدمه و ساختاري كه توافقنامه مذكور بايد داشته باشد، از جمله توافقهاي ابتدايي طرفين است تا روند تنظيم مفاد ذيل هر قسمت، امكانپذير شود. البته سه نكته فوق (عنوان، مقدمه و ساختار) متكي بر همان معيارهايي هستند كه پيش از اين طرفين در توافق نوامبر 2013 ترسيم كردهاند و از اين رو، توافق نوامبر به عنوان سند مادر محسوب ميشود كه بر ابعاد كلان توافق نهايي شموليت دارد. آنچه قابل توجه به نظر ميرسد نگارش توافق نهايي به صورت تفصيلي و مشروح است، به طوري كه جزئيات هر مسئله تا حدي كه طرفين لازم ميدانند، تصريح شود. اين امر، بر پايه تفاهم طرفين استوار است كه توافق نهايي با توافق اوليه تفاوت داشته و فرصتي براي مذاكره مجدد و توافق بر سر جزئيات وجود نخواهد داشت. ضمن اينكه طرفين از اينكه توافق نهايي صرفاً بر سر كليات انجام گيرد و جزئيات به مجالي ديگر موكول شود، نگرانند. زيرا اختلافات نه در كليات اغلب محورها بلكه در جزئيات است كه نمود بارز مييابد. بنابراين، مرحله اول نگارش متن نهايي به عنوان، مقدمه و ساختار سند مصروف شده است و مرحله دوم شامل نگاشت تفاهمهاي صورت گرفته حول مسائلي كه از اختلافات خارج شدهاند، هرچند به كندي اما در حال انجام است. به نظر ميرسد كه بيش از نيمي از موضوعات محتوايي توافق نهايي، مورد تفاهم قرار گرفتهاند، هرچند اين موضوعات از درجه اهميتي برابر با موارد باقيمانده برخوردار نيستند. نتايج مذاكرات وين5 نشان داد كه طرفين بار ديگر به اين رويكرد بازگشت نمودند كه مسائل ساده، ابتدا طرح و نگارش شود و مسائل سخت، به دور آخر گفتوگوها محول گردد. فرانك والتر اشتاين ماير، وزير خارجه آلمان در وين با اشاره به همين موضوع، فضاي داخل مذاكرات را چنين منعكس كرده است: «از ابتدا مشخص بود كه سختترين بخشهاي مذاكرات در روزهاي آخر به بحث گذاشته خواهد شد. با اين همه اطمينان دارم طرفهاي مذاكرات تا پايان جولاي به نتيجه خواهند رسيد». اصل مسئله كه در واقع، تعيينكننده متن نهايي و سرنوشت توافق راهبردي طرفين است، به مسائل باقيماندهاي بر ميگردد كه هنوز اختلاف ميان طرفين بر سر كم و كيف آنها (جزئيات و نه كليات) باقي است و از اين رو، به دليل عدم تفاهم در جزئيات اساسي، فعلاً امكان نگارش متن را ندارند بلكه بايد در فرصت باقيمانده به حل و فصل آنها بپردازند. در اين زمينه، نشست وين 6 كه احتمالاً 11 تيرماه (2 ژوئيه) برگزار خواهد شد، به عنوان آخرين مهلت طرفين محسوب ميشود كه بدون نياز به تمديد زماني توافق اوليه، به اختلافات خاتمه دهند. در اين خصوص گفته ميشود كه ممكن است طرفين با مضاعف كردن زمان مذاكرات يعني اختصاص دو هفته زمان به گفتوگوها در وين، زمان كافي را در خصوص تحقق اين موضوع ايجاد نمايند تا نياز به تمديد حتي چند هفتهاي هم نداشته باشند. در كل و با وجود جديت اختلافات حول دو يا سه موضوع باقيمانده، به نظر ميرسد كه گرايشها و تمايلها در درون تيمهاي مذاكراتي، بيشتر بر اين است كه وين 6 به انعقاد توافق نهايي منتهي شود. در اين صورت، توافق جامع هستهاي كه در نوامبر 2013 از ژنو آغاز شد، در ژوئن با توافقنامه وين تكميل و نهايي خواهد شد. در هر حال، فضاي مذاكرات نگارش متن هم همانند گفتوگوها در مراحل قبلتر يعني تبادل نظر، متاثر از دو رويكرد مقابل است كه ايرنا به نقل از تيم هستهاي كشورمان، اين تقابل رويكردي را چنين توصيف كرده است: «پيشنهادهاي طرف غربي در 1+5، مواضع حداكثري تندترين اعضاي گروه است كه حتي از حمايت همه اعضاي اين گروه برخوردار نيست. در مقابل، پيشنهادهاي ايران نه براساس مواضع حداكثري بلكه راه حلهاي منطقي و منطبق با توافق ژنو است و فرصت منحصر به فردي براي حل موضوع است». اگر منطق ملاك ارزشيابي توافق باشد، تعديل بايد در جبهه مواضع تند صورت پذيرد. اما نگاه غرب به نقل از المانيتور، اين است كه «بايد به توافقي برسيم كه تضمينهاي اطمينان بخشي را به ما ارائه كند. ما نميتوانيم در مقابلمان را ببنديم ولي پنجره پشتي باز بماند». بنا به تعبير مذكور، غرب در تقبل انعطاف لازم براي حصول توافق، پيشقدم نخواهد بود. بخشي از دشواري ترسيم دقيق چشم انداز توافق نهايي، به همين مسئله و تقابل آن با خطوط قرمز راهبردي ايران به ويژه صيانت از حقوق و دستاوردهاي هستهاي مربوط ميشود.