سالها قبل زماني خيليها براي دل خودشان فوتبال بازي ميكردند و به اين رشته پرهيجان به ديد تفريح و سرگرمي نگاه ميكردند. اما حالا شرايط فرق كرده و فوتبال با سياست و البته اقتصاد گره خورده، گرهي كه نه با دندان و نه با هيچ وسيلهاي آن را نميتوان باز كرد. فوتبال رشد سريع خود را دنبال ميكند و هر روز طرفداران جديدي به جرگه ديوانگان اين رشته اضافه ميشوند. بازيكنان نسل گذشته هنوز هم نميتوانند قبول كنند كه براي يك بازي فوتبال مردم به خيابانها بريزند، دولتمردان پيام شادي بدهند، تمام دنيا كار و زندگيشان را براي تورنمنتي مثل جام جهاني تعطيل كنند و رسانهها برنامههاي ويژهاي براي پوشش بازيها تدارك ببينند.
اينها تنها بخشي از واقعيتهاي فوتبال است. نميشود اسم فوتبال را آورد و حرف از سياست نزد. همهگير شدن اين رشته پرطرفدار در ميان جوامع موجب شده تا سياسيون در سراسر جهان براي رسيدن به مقاصد خود به فوتبال روي بياورند. چرايي استفاده هدفمند از مستطيل سبز را ميتوان در دو نكته مهم بررسي كرد. اولين نكته اين است كه فوتبال سالهاي سال است به خانههاي مردم نفوذ كرده و قدرت اين را دارد كه تنها براي يك مسابقه ميليونها تماشاگر را پاي جعبه جادويي ميخكوب كند و هزار نفر را در گرما و سرما به ورزشگاه بكشاند. همين شرايط دولتمردان را بر آن ميدارد كه خود را هواداري پروپاقرص نشان دهند، هواداري كه هميشه پاي تيم محبوبش ميايستد و در شرايط حساس دست از حمايت نميكشند.
تجربه نشان داده اينگونه رفتارها تأثير زيادي در جلب توجه مردم دارد، به ويژه اگر انتخابات مهم و سرنوشتسازي هم در پيش باشد. آن موقع است كه سياستمداران يك به يك وارد گود ميشوند و به هر شكل ممكن علاقهشان به فوتبال را نشان ميدهند. البته به دليل ازدياد مقامات شيفته مستطيل سبز، بسياري از مدتها قبل از شروع رقابت كانديداها دست به كار ميشوند و حضور مستمر در ورزشگاهها، تماشاي بازيها از نزديك، اظهار نظرهاي فوتبالي گاه بيگاه و حضور در جمع اهالي اين رشته را در ميان برنامههاي اصلي خود ميگنجانند. بسياري از هواداران نيز كه حمايت از تيم محبوب آنها برايشان در اولويت است به جرگه طرفداران سياستمداران اهل فوتبال ميپيوندند.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد ديپلماسي فوتبال است. سياست و فوتبال اجزاي جدانشدني از هم هستند و به هيچ وجه نميتوان منكر اين ارتباط شد. سياسيون بارها در تعيين سرنوشت ميزباني رقابتهاي مهم و نتيجه بازيها تأثير مستقيم گذاشتهاند. سپردن ميزباني جام جهاني 2022 به قطر از مهمترين اين تاثيرها بوده است. شيوخ قطري آنقدر از لابيهاي سياسي خود با سران فيفا استفاده كردند كه بالاخره در كمال تعجب همگان ميزباني را به چنگ آوردند.
بايد به اين نكته هم اشاره كنيم كه مردان سياست در بيشتر كشورها به نقش مؤثر فوتبال پي بردهاند. حتي زنان سياستمدار در اين زمينه از مردان پيشي گرفتهاند. آنجلا مركل بهترين مثالي است كه ميتوان براي اين ادعا به كار برد. خانم صدر اعظم هر كجا كه ژرمنها بازي داشته باشند خود را به ورزشگاه ميرساند و به تشويق تيم ملي كشورش ميپردازد. خوشبختانه سياستمداران ايراني نيز از اين حيث پيشرفت خوبي داشتهاند و حتي مذاكرات حساس وين هم باعث نشد كه دكتر ظريف از تماشاي ديدار ايران و نيجريه غافل شود.