کد خبر: 652820
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۶
چيستي فرهنگ و فرصت‌ها و آسيب‌هاي فرهنگ اسلامي در گفت‌وگوي «جوان» با دكتر حسين رزمجو -بخش پاياني
محمدرضا كائيني

 

آغازين بخش از گفت‌وشنود ما با استاد ارجمند جناب دكتر حسين رزمجو را روز گذشته از نظر گذرانديد. اينك واپسين بخش اين مصاحبه پرنكته را پيش روي داريد. اميد آنكه مقبول افتد.

در بخش پيشين اين گفت‌وگو به سير تطور فكري مرحوم گارودي به عنوان يكي از شاهدان صادق حقانيت فرهنگ اسلامي، اشاره كرديد. جا دارد در اين بخش به اين نكته هم اشاره بفرماييد كه اين تنوع اعتقادي در زندگي اين فيلسوف و متفكر غربي، چه فراز و نشيب‌هايي را در زندگي سياسي و اجتماعي او رقم زده است؟ به عبارت ديگر اين صيرورت او را به كدام منازل عمل سياسي سوق داده است؟

اين سؤال شما ناظر به همان بخش دوم از زندگينامه مرحوم گارودي بود كه در پاسخ به يكي دو سؤال گذشته، وعده بيان آن را دادم. اتفاقاً اهميت و ارزش كار گارودي در آن است كه نمايانده شود كه او فردي چشم‌وگوش بسته نبوده و در بسياري از آفاق انديشه و عمل سير داشته است. اينك مختصري از حسب‌الحال رژه گارودي و برداشت‌هاي درست و منطقي وي از فرهنگ اسلامي و اثبات برتري اين فرهنگ نسبت به ساير فرهنگ‌هاي مترقي و مشهور جهان ذيلاً ارائه مي‌شود (از كتاب سرگذشت قرن بيستم):

«او در سال 1913 در شهر مارسي فرانسه متولد مي‌شود. پدر وي هيچ نوع اعتقاد ديني ندارد، اما رژه در جواني به مذهب پروتستان گرايش مي‌يابد و وقتي در 20 سالگي وارد دانشگاه مي‌شود، به‌زودي به طرفداران حزب كمونيسم فرانسه مي‌پيوندد و در سال 1923 به‌طور رسمي به عضويت اين حزب در مي‌آيد و در سال‌هاي 1940 تا 42 را به عنوان زنداني سياسي در اردوگاه‌هاي دولت ويشي فرانسه در شمال افريقا در منطقه الجزاير به‌سختي سپري مي‌كند. در سال 1945 به عضويت كميته مركزي حزب كمونيست در مي‌آيد و با پايان گرفتن جنگ به سمت نماينده رسمي مجالس ملي فرانسه انتخاب مي‌شود و اين كار را تا سال 1962 ادامه مي‌دهد. گارودي در سازمان حزب كمونيست فرانسه سمت رئيس مركز پژوهش‌هاي ماركسيستي و كمونيستي انتخاب و سال‌ها نظريه‌پرداز و فيلسوف رسمي اين حزب شناخته مي‌شود و در همين سال است كه رساله آزادي در دانشگاه مسكو را مي‌نويسد. وي در سال 1953 هم به اخذ درجه دكتراي فلسفي از دانشگاه پاريس نائل مي‌شود و رساله‌اش را با عنوان تئوري ماترياليستي در حوزه مطالعات ماركسيستي ارائه مي‌دهد. او به عنوان استاد در دانشگاه‌هاي كلرمون و پواتيه به تدريس مي‌پردازد و در سال 1970 به‌واسطه سخنراني‌هاي پرشوري كه عليه تجاوزات سركوبگرانه شوروي ايراد مي‌كند، از حزب كمونيست فرانسه اخراج مي‌شود و پس از آن چون از مبارزات سياسي براي ترويج كمونيسم خسته و سرخورده شده است، دوباره به مسيحيت روي مي‌آورد و از اين هنگام آثار قلمي وي رنگ و بوي تازه‌اي مي‌گيرد و به مسائل جهاني نظير هنر مي‌پردازد. در فاصله سال‌هاي 1970 تا 1990 آثار گرانبهاي گوناگوني مي‌نگارد و به پژوهش در معارف بشري روي مي‌آورد و ترديد درباره قابليت كمونيسم براي نجات بشر سرلوحه‌ كارهايش قرار مي‌گيرد. او به معضل اسرائيل به عنوان دولتي جعلي و تأسيس‌شده به دست امپرياليسم جهاني نگاه مي‌كند و به بسياري ديگر از مسائل مي‌پردازد و با نوشتن كتابي در باره اسرائيل به مسئله اسرائيل و اسطوره‌هاي بنيانگذار دولت اسرائيل مي‌پردازد و مورد غضب جناح‌هاي صهيونيستي فرانسه قرار مي‌گيرد و كارش به دادگاه كشيده مي‌شود و به‌خصوص با طرح اين مسئله كه قتل‌عام يهوديان (هولوكاست) بر طبق شواهد تاريخي گزارش ساختگي و فقط دستاويزي براي امپرياليسم جهاني براي تأسيس دولت مستقل يهودي دست‌نشانده در قلب جهان اسلام است، به جرايم سنگين نقدي و چند سال حبس تطبيقي محكوم مي‌شود. سرانجام رژه گارودي بعد از عمري طولاني سرشار از تحقيق و سير آفاق و انفس در 13 ژوئن 2012 در دهكده محل اقامتش در حومه پاريس به نام شنور به ديار باقي مي‌شتابد و در گورستان نزديكي آنجا به خاك سپرده مي‌شود.

حال مناسب است كه به پاره‌اي از تصريحات و شهادت‌هاي آن انديشمند بزرگ درباره برتري اعتقادات و فرهنگ اسلامي هم اشاراتي داشته باشيم. از منظر جنابعالي دراين‌باره، بايد به چه مواردي اشاره كرد؟

همانطور كه اشاره كردم، مرحوم گارودي حدود 50 جلد كتاب در باره مسائل مختلف جهاني، از خود بر جاي مي‌گذارد كه مهم‌ترينشان كتاب‌هاي مشهور «نه ماركس، نه مسيح» است كه مضمون آن تحليل فرهنگ كمونيسم و فرهنگ تحريف‌شده مسيحيت است. بالاخره عاقبت به‌خيري او كه در پايان عمر به اسلام گرويد و اسم خود را از روژه به «رجا» تبديل كرد، موجب شد تا كتاب مشهور «پيام اسلام» را كه با عنوان «راه سوم» نيز منتشر شده است، در اثبات برتري اسلام بر تمامي فرهنگ‌هاي متعارف جهان منتشر كند. عبارات ذيل، چكيده و عصاره‌اي از برداشت‌هاي اين نويسنده نيك‌فرجام وعاقبت به‌خير از اسلام است كه راه آن را در برابر راه كمونيسم و مسيحيت، راه سوم يا راه نجات بشريت، نامگذاري كرده است:«مايلم به اختصار نظر خود را در مورد عوالم معنوي‌ام بيان كنم، چيزي كه سال‌ها بود سعي مي‌كردم توضيح دهم و عاقبت هم با مطالعه قرآن، توانستم آنها را با دقت بيشتري ادراك كنم. من در عالم معني، همان گونه كه قرآن عرضه مي‌كند، بيان دقيق آن چيزي را يافتم كه سال‌ها در انديشه آن بوده‌ام، چيزي كه در رفتار و زندگي بسياري از مسيحيان به صورت انفرادي ديده‌ام، اما هرگز آن را حاكم بر گروه‌ها و جوامع مسيحي نيافته‌ام. من عوالم معنوي و ايمان را در زندگي روزمره مسلمانان ديده‌ام. از ديدگاه اسلامي كه دين را از سياست و نگاه اجتماعي جدا نمي‌داند، عمده‌ترين مسئله آن است كه ببينيم به چه صورت مي‌تواند بدون آنكه اصالت خود را از دست بدهد، با مقتضيات زمانه سازگار شود. حضرت رسول اكرم(ص) با بيان اين نكته كه جز ذات باريتعالي هيچ كس و هيچ چيز قابل پرستش نيست، نه فقط بت‌پرستي را نفي كرده، بلكه هر قدرت و ثروتي را از آنِ خدا دانسته و اعلام كرده است كه هر آنچه هست از آنِ خداست. هر چه يك انسان دارد و در تملك اوست، امانت خداست در دست وي و در برابر آن مسئول است. تمام امور دنيا و نهادهاي اجتماعي، اعمال و اخلاقيات همه منبعث از اين ايمان هستند، همچنان كه شاخه، برگ، گل و ميوه درخت بستگي به وجود ريشه آن دارد. امروزه اگر يك اسلام باز و شكوفا بدون آن كه خود را در چارچوب گذشته، محبوس و متحجر كند و بتوانند مسائل عصر حاضر را با روح نظام حاكم بر مدينه‌النبي حل كند، چنين اسلامي نه فقط نجات‌بخش مسلمين خواهد بود، بلكه قادر خواهد شد تا در مقياس جهاني مبشر نظامي باشد به دور از علم‌زدگي، كه امروز فرهنگ غرب را فلج و ناتوان ساخته است، نظامي سرشار از ارزش‌هاي بنيادي مانند معنويت، پيوند انساني، سعادت و بهبودي بشريت را تأمين مي‌كند.»

از ديدگاه اين متفكر، راه نيل به چنين آرماني چيست و چگونه اسلام مي‌تواند در دنياي امروز چنين كاركردي داشته باشد؟ راه حل او تا چه حد به راه‌حل متفكران و مصلحان اسلامي معاصر شباهت دارد؟

گارودي در آثار و انديشه‌هاي خود، رجعت به اسلامِ نابِ اوليه را مطرح مي‌كند، همان بحثي كه قبلا مرحوم دكتر شريعتي هم در «بازگشت به خويشتن» كرده بود. اعتقاد رژه گارودي به اسلام و فرهنگ متعالي آن، كه هيچ فرهنگي در دنيا با آن برابر نبوده است و نخواهد بود، از عبارات ذيل كه مشابه آنها در جاي جاي همه آثار وي ملاحظه مي‌شود، هويداست: «مژده اسلام براي آينده بشريت، نظامي است كه در آن معنويت و ايمان به‌جاي اصالت سود و پيوند انساني به‌جاي فردگرايي و رقابت مي‌نشيند. اسلام نظامي رهايي‌بخش و تنها راه نجات و يگانه راه جلوگيري از انتحار دسته‌جمعي بشريت در آينده است. اين واقعيت اميدواركننده است كه هنوز ميليون‌ها انسان در جهان هستند كه انگيزه اعمال آنها، فقط ايمان و معنويتشان است. البته تحقق چنين جامعه اسلامي‌اي بر مبناي معنويت و پيوند آسماني، دور از دسترس نيست، هر چند جوامع اسلامي كنوني به دو دليل، جزو جوامع بيمار به شمار مي‌آيند، يكي وجود تفرقه ميان مسلمانان و ديگري دور شدن بسياري از جوامع اسلامي از هويت ديني‌شان...»

آفرين بر اين نويسنده! فكر مي‌كنم در حال حاضر يكي از عوامل اصلي مشكلات در جمهوري اسلامي ما، همين است كه داريم از ارزش‌ها دور مي‌شويم...

«بي‌گمان اكثريت مسلمانان امروز فراموش كرده‌اند كه دين آنها يك دين و راه در كنار ساير اديان نيست، بلكه آخرين، اصيل‌ترين و جامع‌ترين دين است و ديني شامل همه بشارت‌هاي كليه پيامبران پيشين است، نه ديني مختص ملت يا عصري خاص، ديني كه از آدم ابوالبشر آغاز شده و تا امروز در لايه لايه‌ تعاليم همه اديان جاري است. ديني كه جوهر همه فرهنگ‌هاي پيشين را در خود دارد، زيرا در همه آنها حضور خداوند و ايمان به پروردگار، كل و اصل به شمار مي‌آيد. اسلام به خاطر پويايي عظيمي كه دارد، با درك خويش قدرت آفرينش بشر را به سوي عمل و خلاقيتي بي‌وقفه هدايت مي‌كند.» بديهي است رمز تداوم و سربلندي اسلام راستين، در گرو آسيب‌زدايي از آن است كه در مبحث بعد به اجمال پيرامون آن كه بخشي از سؤال پيشين شما نيز هست، پاسخ داده خواهد شد.

به عنوان واپسين سؤال درباره مرحوم گارودي، بفرماييد كه آيا هيچگاه با ايشان ديداري هم داشتيد؟ اگر در اين‌باره خاطراتي نيز داريد، بيان بفرماييد؟

بله، يك بار با ايشان ملاقات كردم. در اسفندماه سال 1375ش، زنده‌ياد پروفسور رژه گارودي براي شركت در كنگره بين‌المللي بزرگداشت يكصدمين سالگرد رحلت سيد جمال‌الدين اسدآبادي ـ كه به همت مجمع تقريب مذاهب اسلامي و رياست دوست محترم و استاد فاضلمان جناب حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي سيد‌هادي خسروشاهي برگزار شد ـ به تهران مسافرت كرد كه بنده در جريان برگزاري آن، با ايشان آشنا شدم. پس از برگزاري كنگره بين‌المللي مذكور، جناب آقاي خسروشاهي خلاصه‌اي از سخنراني بنده را كه با عنوان مبارزات سيد جمال با استبداد داخلي و استعمار خارجي ايران در اين همايش ايراد كرده بوديم همراه با تلخيص از سخنراني‌هاي رژه گارودي، دكتر محمد جاويد اقبال فرزند مرحوم اقبال لاهوري و دكتر حسن الامين از لبنان را با عكس‌هاي ما چهار نفر براي مجله العالم فرستادند كه در لندن به زبان عربي چاپ و منتشر مي‌شد كه مجله مذكور در شماره مارس 1997م. / ذي‌القعده 1417ﻫ. ق طبع و نشر شده است.

به بخش دوم بحث مي‌رسيم. با اشاره به آسيب‌هايي كه فرهنگ‌هاي بزرگ از جمله فرهنگ‌هاي اسلامي را تهديد مي‌كنند، ابتدا اشاره بفرماييد آسيب چيست و آسيب‌زدگي به‌ويژه در فرهنگ متعالي اسلامي كدام است؟

معني لغوي آسيب، ضربه زدن و عيب و نقصي است كه موجب بيماري تن سالمي شود و آن را از رشد و بالندگي طبيعي بازدارد تا به مرگ آن بينجامد. آسيب‌هايي كه موجب آفاتي در امور كشاورزي و بعضي از محصولات زراعي مي‌شوند ـ نظير پيدايش كرم ساقه‌خوار در مزارع برنج و گندم يا ديگر فرآورده‌هاي زراعي ـ يا آسيبي كه توسط موريانه‌ها به ساختمان‌هاي چوبي وارد مي‌شود و آنها را متلاشي مي‌كند، نمونه‌هايي از آن است كه در امور معنوي زندگي بشر متمدن نيز صادق است. از آن جمله است آسيب‌هاي فرهنگي كه به‌واسطه رخداد عواملي، موجب تضعيف آن فرهنگ مي‌شود و آن را از مسير سلامت و ترقي بازمي‌دارد يا از قدرت نفوذ و تأثيرات مطلوب ساقط مي‌كند و گاه منجر به از بين رفتن آن مي‌شود. از آنجا كه تحليل اين بحث وسيع از حوصله اين مجال خارج است و به فرصتي مناسب نياز دارد و بايد ضمن مقالاتي متعدد و برگزاري مباحثات و مباحثي مفصل به آن پرداخته شود، از آن صرف‌نظر مي‌كنيم و ذيلاً به مهم‌ترين اين عوامل و راه چاره آنها اشارت مي‌شود و نهايتاً حسن ختام سخن را به توصيه‌هايي از خداوند كه در قرآن مجيد ارائه شده است، اختصاص مي‌دهيم:

1ـ عامل اقتصادي يا آسيبي كه از طريق فقر مالي و وضعيت ضعيف اقتصادي بر فرهنگ‌هاي متعالي از جمله اسلام وارد مي‌شود. كل اين عامل مؤثر در اين سخن پيامبر اكرم(ص) جمع است كه فرموده است:«كاد الفقر ان يكون كفرا.»

2ـ عامل جهل و مجهز نبودن جامعه اسلامي به يك فرهنگ و قدرت‌هاي علمي عقلاني كه بايد آسيب‌هاي احتمالي را از بين ببرد و از جانب دشمنان ما، فرهنگ اسلامي را تهديد مي‌كند. در اين مورد نكاتي وجود دارد، از جمله آمادگي نظام و تجهيز به سلاح‌هاي لازم است ـ كه البته شرط اصلي نيست و در كنار سرمايه‌هاي ديگر بايد اين كار را بكنيم ـ كه همواره بنا بر سفارش قرآن و خداوند به مسلمانان بايد آن را مد نظر قرار دهيم:«وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّه وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ»(1) در برابر دشمنان آنچه توانايي و نيرو داريد، آماده سازيد. مسلمانان بايد قدرت مقابله با هر دشمني را داشته باشند...

جنابعالي در اين برداشت، مقوله تجهيز را اعم از علمي، نظامي و تبليغاتي قلمداد مي‌كنيد؟

بله، البته در عصر حاضر بزرگ‌ترين نقطه قوت، رفع ناتواني‌هاي فرهنگي جوامع مختلف است كه بايد آن را در ارتباط جمعي دنبال كرد، نقش اساسي ماهواره‌ها، راديو و تلويزيون در اولويت اول و بسيارحائز اهميت است و در واقع رفع اختلافات عقيدتي فرهيختگان عالم از طريق مبارزات قلمي و گفتاري مابين، بايد انجام شود. دانشمندان اسلامي بايد خود را به سلاح علم و دانش‌هاي نوين همراه با تقوا و بشردوستي مجهزتر كنند تا در ميدان‌هاي رقابت‌هاي فرهنگي بتوانند گوي سبقت را از ديگران و به ويژه دشمنان اسلام بربايند.

3ـ با توجه به اينكه عصر حاضر از لحاظ اشاعه فساد كه سراسر كشورهاي مغرب زمين مخصوصاً امريكا را فرا گرفته و انواع منكرات در اين سرزمين‌ها به صورت امري عادي و مباح در آمده، نظير معاشرت‌هاي آزاد زن و مرد و رواج زنا، لواط و همجنس‌گرايي كه در بعضي از كشورها به صورت قانوني در آمده است و عوامل تحريك‌آميز حاصل از اين نوع فسادهاي اجتماعي و خانوادگي به آتش موجود دامن مي‌زنند و اشاعه فساد موجود در اين كشورهاي منحط از طريق ماهواره‌هاي فراوان كه امواج آنها در سراسر عالم پخش مي‌شود و منطقه نفوذ آن به عمق خانه‌هاي كشورهاي جهان اسلامي كشيده شده است و جوانان مسلمان شبانه‌روز در معرض آنها قرار دارند، چونان گوساله زرين سامري باعث اغواي همگان شده است. بديهي است براي مقابله با اين آسيب‌ها عزمي ملي و اراده‌اي جمعي ضرورت دارد.

چنين عزمي در محدوده سران كشورهاي اسلامي براي مبارزه با اينگونه مفاسد، چگونه مي‌تواند ايجاد شود؟ با عنايت به اينكه برخي به دلايل مختلف از اينگونه مفاسد منتفع هم مي‌شوند؟

خداوند متعال خطاب به پيامبر گرامي‌اش(ص) در آيه 49 سوره فتح، مقابله با فساد و جريانات منحط را بدين گونه توصيف فرموده است:«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ» كه رمز موفقيت براي سلامت جامعه امروز جز اين نيست كه با دوستان هم‌كيش خود مشفق و رحيم باشند و با كفار يا فاسدان از اديان تحريف‌شده يهوديت و مسيحيت به‌سختي عمل كنند و قدرت تجاوز و عمل به منكرات را از آنان بگيرند. در آيه 51 سوره مباركه مائده خداوند صراحتاً به مسلمانان دستور مي‌دهد:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.»

4ـ از آسيب‌هاي عمده ديگر فرهنگ اسلامي وجود تفرقه و تشتت آراي مسلمانان در عمل و احكام اسلامي يا نداشتن وحدت كلمه و اتحاد ميان آنهاست كه خود منبعث از آن است كه به اين فرمان خداوند عمل نكرده‌اند يا به آن بي‌اعتنا هستند و آفات متعددي را براي جوامع خود در مقابل كفار و منافقان به وجود آورده‌اند. فرمان خداوند منان در مورد موضوع مذكور در آيه 103 سوره مباركه آل‌عمران آمده است:«وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ.»

5ـ عمل نكردن به ديگر فرمان‌هاي خداوند متعال و بي‌اعتنايي به انجام حلال‌هاي قرآن مجيد و پرهيز از نارواها و حرام‌هاي آن است. اين قرآن ماست، قرآني كه عارف بزرگ ما سنايي در وصف آن چنين سروده است:

اول و آخر قرآن ز چه باء آمد و سين

يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس

چون كه گنجي است ز اسرار خداوند بزرگ

كه نياورده و نارد به جهان چون آن كس

همه حكمت بود و چاره و درمان و شفا

جمله گل باشد و پيراسته از خار و ز خس

سخن را با اين آيه از قرآن مجيد ختم مي‌كنم و از خوانندگان گرامي التماس دعا دارم و از شما تشكر:

«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»(2)

و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

باتشكر از حضرتعالي كه بار ديگر با ما به گفت وشنود نشستيد. ان‌شاءالله هماره برقراروموفق باشيد.

پي‌نوشت‌ها:

(1) قرآن كريم، سوره انفال، آيه 60

(2) قرآن كريم، سوره زمر، آيات 17 و 18

مآخذگفت وگو

(1) لغت‌نامه دهخدا ـ ذيل واژه فرهنگ

(2) برهان قاطع ـ ذيل كلمه فرهنگ

(3) فرهنگ فارسي دكتر محمد معين، ذيل واژه فرهنگ

(4) فرهنگ انگليسي ـ فارسي سعيد نفيسي، ذيل واژه: culture

(5) فرهنگ و شبه فرهنگ، نوشته استاد دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن، چاپ اول، تهران، 1354ش

(6) آيات يكم تا ششم سوره مباركه البقره/ 2

(7) آيات يكم تا چهاردهم سوره مباركه المؤمنون/ 23

(8) آيات 30 و 31 سوره مباركه النور/ 24، در‌باره لزوم رعايت حجاب

(9) آيه 33 سوره مباركه الاحزاب/ 33:«. . . وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّه الْأُولَى»

(10) آيات يكم تا سوم سوره مباركه العصر/ 103

(11) آيات يكم تا دوازدهم سوره مباركه المطففين/ 83

(12) آيات يكم تا نهم سوره مباركه الهمزه/ 104

(13) سرگذشت قرن بيستم ـ يا وصيتنامه فلسفي رژه گارودي، ترجمه دكتر افضل وثوقي، چاپ اول، تهران، 1354ش، انتشارات سروش، صص 321، 325، 328، 329 و روي جلد آن

(14) ديوان اشعار سنايي غزنوي، به تصحيح مدرس رضوي، چاپ اول، تهران، 1320ش، انتشارات شركت طبع كتاب، ص 255

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار