امروز دوشنبه 26 خردادماه، پنجمين دور مذاكرات ايران و گروه 1+5 قرار است در وين برگزار شود تا سوداي توافق نهايي با وارد شدن به مرحله نگارش متن در خصوص مسائلي كه پيش از اين تفاهم شده است، در معرض آزمون تصور و واقعيت قرار گيرد. پيش از اينها انتظار ميرفت آنچه در اين دور از مذاكرات با نهايت تلاش طرفين تعقيب ميشود، محقق شود. با اين حال، گره خوردن توافق هستهاي ايران و غرب با مجموعهاي از مسائل راهبردي ديگر از يك سو و پافشاري هايي در درون مذاكرات براي سمت دادن به توافقهاي محوري خاص از سوي ديگر، وضعيتي را خلق نمود كه در پرتو آن، طرفين امروز و چند روز آتي در تب و تاب خروجي مشترك و مكتوب بمانند.
با نگاه به تجربه الگوي راهبري امور مرتبط با منافع حياتي غرب (به ويژه امريكا) و همچنين تحولاتي كه طي ششماهه تاريخ انعقاد توافقنامه ژنو پيرامون آن صورت گرفته است، به نظر ميرسد كه طرف مقابل هرگز به صحنه مذاكرات به عنوان اصل صحنه نمينگرد بلكه آن را در بستهاي كلانتر تحليل و تعقيب مينمايد. از اين روست كه يكباره، تفاهمهاي صورت گرفته در برخي امور شكلي، فرايندي و همچنين پارهاي محورهاي محتوايي توافق نهايي، پس زده ميشود و عناصر دخيل در گردونه رويدادهايي كه مبتني بر نوعي تراضي يا اراده مشترك بودهاند، جابهجا ميگردد. در واقع، عمدتاً امريكا توافق هستهاي و سازوكارهاي مذاكراتي از جمله توافق اوليه يا موقت و همچنين توافق نهايي مشتمل بر گامهاي مقدماتي و پاياني را در مظروفي از مسائل تاكتيكي ميداند.
عليايحال، منصرف شدن امريكا از مسائل هستهاي (برنامه موشكي بالستيك)، نقطه شروعي مجدد براي حركت منطقي براي تفاهمي به اصطلاح پايدار بود؛ شروعي كه خود به معناي حصول تفاهمي معنادار ولي اساسي در ادامه مسير توافق نهايي محسوب ميشود. مذاكرات دوجانبه ميان ايران و امريكا كه با قيد «صرفاً هسته اي» آن به تأييد رسمي طرفين رسيد، موفقيتي براي ايران است. با اين حال، امريكا با تمركز ويژه بر مسائل صرفاً هستهاي نيز تلاش نموده تا فشار ناشي از مسائل انصرافي را از همين مجرا ادامه دهد و درخواست كاهش اساسي تعداد سانتريفيوژهاي فعال ايران در چرخه صنايع هستهاي، نمادي از همين امر به شمار ميرود. طرح ايراني در مورد كم و كيف برنامه غنيسازي ايران در توافق نهايي، نقطه مقابل اين درخواست بوده و هست؛ طرحي كه ضمن تأكيد بر حفظ غنيسازي تا 5 درصد، استمرار ترتيبات مقرر در گام نخست توافق ژنو را همراه با پذيرش نظام پادماني داوطلبانه آژانس در بر دارد. البته در اين طرح تا جايي كه جزئيات آن رسماً اعلام شده است، جايي براي غنيسازي در سطح بالا (20 درصد) نيست. از اين رو، تضمينهاي فني و پادماني به معناي تبديل شدن اورانيوم با غناي پايين به اكسيد و ذخيرهسازي آن جهت مصرف معمول در مصارف قانوني و تعريف شده در كشور و همچنين ذخيرهسازي جهت تبديل به ميله سوخت نيروگاه بوشهر بعد از سال 2021 ميلادي يعني خاتمه تعهد روسيه به تأمين سوخت مورد نياز اين نيروگاه است. در كنار آينده نگري براي تأمين سوخت نيروگاه بوشهر بعد از گذشت هفت سال آينده، احتمال ميرود كه مصارف برآورد شده در خصوص نيروگاهها و رآكتورهايي كه كشور در آينده خواهد ساخت نيز مدنظر قرار گرفته باشد. با اين حال، هنوز جايگاه مسئله جايگزيني رآكتور تحقيقاتي تهران با رآكتورهاي جديدي كه نيازمند اورانيوم با غناي 20 درصد هستند، مشخص نميباشد. زيرا ذخاير موجود در حد مصرف حدود چهار يا پنج سال آينده بوده، نحوه تأمين و تضمين آينده در اين زمينه نيز از دغدغهها در رابطه با چشم انداز صنعت هستهاي كشور به نظر ميرسد. تأمين اين نيازها (به عنوان بخشي از تعريف «نياز عملي ايران» در توافقنامه ژنو)، مستلزم حداكثرسازي كميت سانتريفيوژهاي فعال در ايران و همچنين ارتقاي ميزان توليد اورانيوم غني شده اعم از با غناي پايين و بالا است.
علي اي حال، مسئله تعريف «نياز عملي ايران در عرصه غني سازي» نيز همانند كيفيت لغو تحريمها و نحوه آزادسازي درآمدهاي مسدود شده نفتي ايران، حساسترين محورهاي مذاكراتي توافق نهايي براي ايران تلقي ميشوند و امريكا با گروگان گرفتن اين مسائل، در پي حداكثرسازي ميزان خواستههاي خود در خروجيهاي مذاكراتي است به گونهاي كه حتي با نوعي بيتفاوت انگاري نسبت به توافق بدون اين خواستهها، تلاش نموده تا فشار سناريوي انقضاي مدت زمان باقيمانده (29 تيرماه) و موانع توافق سازنده بعد از انقضاي اين مدت را نيز به سمت طرف ايراني هدايت كند. به نظر ميرسد كه هشدار عراقچي به «از سرگرفتن غنيسازي 20 درصد در صورت بينتيجه ماندن مذاكرات»، نه تنها تأييد حق كشور در شرايط عدم تحقق اهداف توافق ژنو است، نشان دهنده اثرگذاري جدي اين موضوع در كنترل رفتاري امريكا به ويژه از طريق نقش غنيسازي 20 درصد در ايجاد برگ برنده براي ايران است. به واقع، با وجود تعليق غنيسازي 20 درصد طي پنج ماه گذشته و اينكه تا تبديل شدن ذخاير آن چيزي بيشتر از چند كيلو باقي نمانده است، اما هنوز هم گزينه توليد اورانيوم با غناي بالا ميتواند براي ايران در مذاكرات، توليد قدرت مانور نمايد.