
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران روز گذشته مقابل هيئت قضايي شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و در شرح كيفرخواست گفت: ارديبهشت ماه سال گذشته مردي به مأموران پليس تهران خبر داد كه برادرش- مرتضي- همراه همسر- رقيه- و پسرهاي دوقلويش- اميرمهدي و محمدرضا- ناپديد شدهاند. او توضيح داد: برادرم ساكن ملارد است. او كارمند بانك است و هر روز بعد از پايان ساعت كاري، به بنگاه املاكي كه داشت ميرفت و آنجا كار ميكرد. البته او كار خريد و فروش عتيقه هم ميكرد. امروز هرچه با او تماس گرفتم، گوشي او خاموش بود. نگران شدم و با همسر و خانهاش تماس گرفتم، اما كسي جواب نداد. وقتي نتوانستم نشاني از آنها پيدا كنم، تصميم گرفتم از پليس درخواست كمك كنم.
نماينده دادستان ادامه داد:بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان دست به تحقيق زدند و متوجه شدند مرتضي و خانوادهاش روز حادثه همراه مردي به نام اصغر راهي شهري در غرب كشور شدهاند، بنابراين اصغر به عنوان مظنون بازداشت و از خودروي او مقداري از وسايل شخصي رقيه كشف شد. او وقتي مورد بازجويي قرار گرفت به قتل مرتضي و اعضاي خانوادهاش اقرار كرد و توضيح داد: مدتي قبل بعد از اينكه با مقتول آشنا شدم متوجه شدم كه او پول زيادي دارد. به خاطر همين ماجرا را براي سه نفر از دوستانم تعريف كردم و تصميم گرفتيم آنها را به قتل برسانيم و اموالشان را سرقت كنيم. روز حادثه با وعده خريد و فروش عتيقه از مرتضي خواستم به شهرستان بيجار بيايد. او هم قبول كرد و همراه هم راهي باغي در اطراف آن شهر شديم كه سه همدستم آنجا انتظار ما را ميكشيدند. در آنجا به مرتضي و خانوادهاش حمله كرديم و دست و پايشان را بستيم و 16 ميليون تومان پول و طلايي را كه همراهشان بود، سرقت كرديم. پس از آن كارت عابربانك مرتضي و رمز آن را گرفتم و 6 ميليون تومان پولي كه در حسابش بود، به حساب خودم منتقل كردم. متهم در ادامه گفت: پس از آن با همدستي دوستانم، مرتضي و همسرش را به قتل رسانديم و اجسادشان را در مزارع گندم رها كرديم. دوقلوهاي هشت ساله را هم در صندوق عقب ماشين گذاشتيم و به طرف تهران حركت كرديم اما در راه متوجه شديم كه هر دو فوت شدهاند. بنابراين اجساد را در بيابان رها و فرار كرديم.
نماينده دادستان گفت: بعد از اقرار اصغر، كارآگاهان به سرعت سه همدست مرد جنايتكار را بازداشت كردند. متهمان وقتي مورد بازجويي قرار گرفتند اظهارات اصغر را تأييد كردند. نماينده دادستان گفت: اتهام
اصغر - ۲۹ساله، مباشرت در قتل، آدمربايي و حمل غيرمجاز سلاح است. سه متهم ديگر كه مجيد، امير و ميلاد نام دارند به شركت در آدمربايي متهم هستند و درخواست ميكنم تا اين متهمان در ملأعام مجازات شوند. پس از آن اوليايدم در جايگاه قرار گرفتند و براي متهمان درخواست صدور قصاص كردند.
وكيل اوليايدم به دادگاه گفت: اصغر اقرار كرده است كه دو هفته قبل از حادثه ۳ ميليون تومان از مقتول گرفته و با آن اسلحه خريده است. متهم روز حادثه مرتضي را به بيابانهاي اطراف بيجار كشانده و در آنجا ۱۶ ميليون توماني را كه مقتول همراه داشته، سرقت و او را مجبور كرده با برادرش تماس بگيرد و درخواست كند 6 ميليون تومان به كارت وي واريز كند. متهم بعد از رسيدن به پول، مرتضي و خانوادهاش را به قتل رسانده است.
پس از آن اصغر به درخواست قاضي اصغرزاده در جايگاه قرار گرفت و در حالي كه در همه مراحل بازجويي به جرائم خود اقرار كرده بود، اتهام خودش را انكار كرد. او توضيح داد: من هميشه به بانه ميرفتم و به تهران كالا ميآوردم و ميفروختم. مرتضي هم در همسايگي ما زندگي ميكرد و ميدانستم كه در كار خريد و فروش عتيقه هم كار ميكند. يك روز به من گفت ميخواهد براي خريد يك مجسمه عتيقه به بانه برود و خواست كه او را همراه خودم ببرم. من هم قبول كردم و براي اينكه مأموران به ما مشكوك نشوند، خانوادهاش را هم آورد. متهم ادامه داد: وقتي به يك قهوهخانه بينراهي رسيديم، دو سرنشين يك سواري زانتيا كه خودشان را جبار و يوسف معرفي كردند از من خواستند مرتضي را به آنها تحويل دهم و 50 ميليون تومان پول بگيرم. من هم وسوسه شدم و پيشنهاد آنها را قبول كردم. بعد از آن با سه متهم ديگر پرونده در قهوهخانه آشنا شدم و قرار شد به هر كدامشان 500 هزار تومان بدهم تا با من همكاري كنند. بعد از آن ما مرتضي را ربوديم و به بيابان برديم. قرار بود جبار و يوسف از او يك چك بگيرند و رهايش كنند اما آنها با مرتضي درگير شدند و او را به قتل رساندند. قاضي اصغرزاده بعد از شنيدن دفاعيات متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد و جلسه را براي شنيدن دفاعيات سه متهم ديگر تجديد كرد.