پژوهشهايي در امريكا انجام دادهاند كه نشان ميدهد اگر افراد از حد متوسط درآمد برخوردار باشند
و بتوانند با تلاشي معقول، نيازمنديهاي عادي زندگي خود را برآورده سازند، ثروت از آن حد بيشتر، تأثيري در شادماني و خوشبختي آنان نخواهد داشت، از جمله افرادي كه در قرعهكشي برنده ميشوند، حداكثر در سال اول احساس شادي ميكنند، ولي از آن به بعد زندگيشان حالت عادي به خود ميگيرد، بنابراين برخلاف تصور عامه كه ثروت را رمز خوشبختي ميدانند، چنين نيست.
سؤال مهمي كه براي شاد زيستن فراروي همه ما قرار دارد اين است كه با آنچه در اختيار داريم و با امكانات موجود، چگونه ميتوانيم شادمانه زندگي كنيم؟ اولين نكته اين است كه چندان ماجراهاي غمانگيز گذشته را يادآوري و مرور نكنيم. گذشته همچنان كه از نامش پيداست، گذشته و نميتوان در آن تغييري ايجاد كرد. تنها خاصيت گذشته آن است كه خاطرات خوش را به ياد بياوريم و از حوادث تلخ عبرت بگيريم. بعضي از افراد به محض اينكه روزنامه را باز ميكنند، صفحه حوادث و ترحيم را ميخوانند يا علاقهمندند فيلمهاي ترسناك تماشا كنند. اينها بهشدت دچار اضطراب هستند و بايد ريشههاي اضطراب خود را پيدا و درمان كنند. وقتي انسان دائماً در چنين فضاهايي سير كند و به مرور به حوادث اندوهبار زندگي خود و ديگران بپردازد، فضاي خانواده نيز سنگين و غمگين خواهد شد.
يكي ديگر از مواردي كه فضاي خانواده را ناشاد ميسازد، دلخوريهايي است كه افراد خانواده از يكديگر دارند و آنها را بيان نميكنند و به مرور تبديل به گرههاي كوري در وجود آنها ميشود و امكان شادي را از آنان ميگيرد. هنگامي كه از يكي از اعضاي خانواده يا دوستانتان دلخوري پيدا ميكنيد، بدون اينكه با عباراتي مثل: «با اين حرفي كه زدي معلوم است كه...» و نوعي قضاوت را القا كنيم، بهتر است بگوييم: «از اين حرفي كه زدي ناراحت شدم و ميخواهم دليلش را بدانم.» در چنين مواقعي غالباً متوجه ميشويم كه از حرف طرف مقابل برداشت غلط داشتهايم. هنگامي كه بهجاي توصيف احساساتمان، با لحني حرف ميزنيم كه انگار پيشاپيش تصميم خود را گرفته و قضاوتمان را كردهايم، مسئلهاي حل نميشود، بلكه واكنشهاي منفي پيش ميآيند و بحث و دلخوري ادامه پيدا ميكند. در چنين فضاي سنگيني، شاد بودن بسيار دشوار ميشود، اما اگر احساساتمان را بيان كنيم، هم از فشار دروني ناشي از دلخوري رها ميشويم و هم ممكن است راهي براي حل مشكل پيدا شود. براي اينكه روحيه شادي داشته باشيد، سعي كنيد در منزل، محيط كار و پيرامون خود گل و گياه داشته باشيد و در صورت امكان در باغچهاي باغباني كنيد. تماس با خاك و طبيعت، بخش زيادي از نگرانيها و اندوههاي آزاردهنده را از بين ميبرد. سعي كنيد از سكوت و آرامش طبيعت استفاده كنيد و مخصوصاً حالا كه فصل بهار است، گردش در فضاي سبز را از دست ندهيد. نگهداري يك حيوان خانگي، مثلاً ماهيهاي آكواريومي و مراقبت از آنها شادي و آرامش خاصي را به همراه ميآورد. مخصوصاً صداي آب در تسكين نگراني و اضطراب نقش فوقالعاده زيادي دارد.
اگر برايتان امكان استفاده از استخر شنا وجود دارد، اين فرصت را هرگز از دست ندهيد، زيرا شنا يكي از بهترين راههاي درمان اندوه و استرس است. اگر چنين امكاني برايتان وجود ندارد، دوش بگيريد و به خودتان فرصت بدهيد كه ريزش قطرات آب، اضطراب و نگراني و اندوه را بشويند و با خود ببرند. مصرف روزانه 8 ليوان آب نيز در اين امر تأثير بسياري دارد و مخصوصاً در شرايطي كه مصيبتي پيش ميآيد يا عزادار هستيد، مصرف آب ميتواند در كاهش فشار و اندوه نقش زيادي را بازي كند.
رعايت رژيم غذايي مناسب، ورزش، خوشبيني، پرهيز از چاقي و سنگيني، خواب منظم و مرتب، استفاده از حداقل امكانات و پناهبردن به طبيعت و از همه مهمتر ايمان و توكل به ياري خداوند، بهترين منشأ شادي است. ايام عمر چه بخواهيم و چه نخواهيم ميگذرند. سوگواري، اضطراب و اندوه ما تأثيري در حفظ ساعات ندارند، پس بهتر است واقعبين باشيم و فرصتها را بيهوده از دست ندهيم. انسان هنگامي كه سعي ميكند ديگران را شاد كند، خود نيز شاد ميشود، بنابراين بهجاي اينكه دائماً به خود و مشكلات خود بينديشيم، بهتر است به كساني كه مشكلاتي بسيار بزرگتر را از سر گذرانده و موفق شدهاند فكر كنيم.
هنگامي كه با مشكلات نگرانكنندهاي چون از دست دادن شغل روبهرو ميشويم، بهتر است فهرستي از كارهايي كه از دستمان برميآيد تهيه كنيم. اين كار به ما اين امكان را ميدهد كه به فرصتها و مشاغلي كه به دليل روزمرگي از آنها غافل بودهايم، بينديشيم. اگر به كلام الهي ايمان و باور داشته باشيم، بسياري از مسائل حل خواهند شد. خداوند در قرآن ميفرمايد چيزي را از شما نميگيريم، مگر آنكه بهترش را به شما ميدهيم يا چه بسا چيزي كه گمان ميكنيد خير شما در آن است، درحالي كه براي شما اسباب شر است و چه بسا چيزي را بد و شر ميپنداريد، مايه خير خواهد بود.