تجربه كمابيش موفق توليد «شاهگوش» در شبكه خانگي از يك سو و بيپولي گريبانگير تلويزيون از سوي ديگر موجب آن شده است كه داوود ميرباقري فعلاً قيد تلويزيون را زده و بخواهد به فعاليت خود در شبكه خانگي ادامه دهد. تجربه توليد «شاهگوش» با احسان دلاويز و محمد برومند كه انصافاً براي سرمايهگذاري در اين كار سنگ تمام گذاشتند و هرچه ميرباقري خواست فراهم كردند و البته فروش نسبتاً خوب مجموعه در شبكه خانگي و حتي ميانگين فروش بالاتر از تازهترين كار مهران مديري يعني «شوخي كردم» سببساز آن شد كه باز هم زوج دلاويز- برومند از ميرباقري بخواهند كار در شبكه نمايش خانگي را ادامه دهد و ميرباقري هم كه در ماههاي اخير هيچ چراغ سبزي از طرف تلويزيون براي آغاز به كار سريال «سلمان فارسي» نديده، ترجيح داده فعلاً نقد را بچسبد و بيخيال وعدههاي مديران رسانه ملي شود.
گويا اسفندماه سال قبل و بعد از اتمام فيلمبرداري «شاهگوش»، ميرباقري از طريق يكي از دوستان مشترك خود به ضرغامي پيغام داده بود كه آماده است پيشتوليد «سلمان فارسي» را بعد از عيد شروع كند و ضرغامي نيز به طور سربسته به وي پيغام داده بود كه اگر بتواند با اسپانسر وارد كار شود حتماً شبكه اول از توليد اين سريال استقبال خواهد كرد چون در غير اين صورت به دليل اوضاع محدود مالي، رسانه ملي توانايي تأمين هزينههاي كار را ندارد. همين امر باعث شده كه ميرباقري هم طرحي كمدي كه سالها قبل يعني بعد از «آدم برفي» خيال توليد آن را داشت، در دستور كار قرار دهد.
مغولستيزي كه از خواب بيدار ميشود
طرح قديمي ميرباقري كه «ماه تي تي» نام دارد و سالها قبل در مدرسه كارگاهي فيلمنامهنويسي حوزه هنري تصويب شده، درباره يك سردار است كه در دوران مغول به خواب رفته و باستانشناسان او را پيدا و بيدارش ميكنند.
اين آدم چون در آن دوران طلسم شده و به خواب رفته، ذاتاً مغولستيز است. حالا در روزگار ما بيدار شده و مغولزادهها را تشخيص ميدهد و تعجب ميكند چرا اينها تغيير شكل دادهاند. ميخواهد با آنها بجنگد. تيري هم بر بدنش كارگر نميشود مگر از جنس سلاحهاي دوران خودش و به اين ترتيب است كه برخورد او با مغولزادهها، حوادث كميكي را رقم ميزند. ميرباقري در ابتدا بنا بود «ماه تي تي» را در قالب يك فيلم سينمايي بسازد اما از آنجا كه فكر ميكرد در يك فيلم 90 دقيقهاي نخواهد توانست بسياري از جزئياتي را كه با ورود اين سردار مغول به روزگار معاصر رخ ميدهد، تصويري كند، ترجيح داد تجربه توليد «شاهگوش» را زمينهاي براي گسترش داستان «ماه تي تي» و توليد آن براي شبكه نمايش خانگي كند. ميرباقري براي كمك به بازنويسي فيلمنامه با چندين نفر صحبت كرده است و از جمله آنها محسن تنابنده است كه در «شاهگوش» تقريباً دست راست ميرباقري بود و خلق و بسط بسياري از كاراكترها با مشورت او صورت ميپذيرفت. با اين حال محسن تنابنده هنوز پاسخ مثبتي به ميرباقري نداده است، چراكه درگيرياش در سريال «شاهگوش» موجب كمكارياش در سينما شده و او ترجيح داده فعلاً پيشنهادات سينمايي پيش رو را بررسي كرده و حتي اگر بشود اولين فيلمش در مقام كارگردان را بسازد.
فضاي كاري «ماه تي تي» از يك جهت شبيه است به آثار تاريخي ميرباقري مانند «امام علي» و «مختار» و از سوي ديگر به واسطه فانتزيهايي كه در دل داستان آن تنيده شده، اثري بكر در كارنامه او به شمار ميرود. ميرباقري قصد دارد تصويرسازي اين فانتزيها را به گونهاي كاملاً نو و با استفاده از يك گروه تكنسين خبره سي. جي.اي يا همان تصويرسازي رايانهاي انجام دهد. شنيده شده او بعد از ديدن تعداد زيادي از نمونهكارهاي اين گروه بخشي از فيلمنامه را در اختيار آنها قرار داده است تا اتودي اوليه براي تصويرسازي آن را انجام دهند. اگر اين اتود مورد قبول ميرباقري قرار گيرد همين گروه هستند كه به عنوان تصويرساز رايانهاي در كنار ميرباقري قرار خواهند گرفت.
شنيدهها حكايت از آن دارند كه براي ايفاي نقش اصلي اين سريال چندين گزينه مدنظر ميرباقري هستند. اولين گزينه محسن تنابنده است كه هرچند ميرباقري به تواناييهاي بازيگري او اعتماد دارد اما كوتاه بودن قدش از حد استاندارد كاراكتر سردار محوري فيلم باعث شده ميرباقري به گزينههايي مانند جمشيد هاشمپور، حميد فرخنژاد، امين حيايي، اميرعلي دانايي و عليرام نورايي فكر كند كه در اين ميان هاشمپور و عليرام نورايي به واسطه تواناييهاي فيزيكي بالاي خود بيش از بقيه مورد توجه ميرباقري قرار گرفتهاند. با اين حال سن بالاي هاشمپور ترديدهايي را براي ميرباقري ايجاد كرده و بنا شده است نقش اصلي در نهايت بعد از تست گريم نهايي مشخص شود.
دربهدر به دنبال «ماه تي تي»
«ماه تي تي» هرچند در كليت شباهتي با «شاهگوش» ندارد اما كليدواژهاي مشترك به نام «جستوجو» اين دو اثر را به هم مرتبط ميكند، چراكه در «ماه تي تي» نيز كاراكتر اصلي بعد از سالها خواب، وقتي بيدار ميشود به دنبال آن است كه عشق قديمي خود كه زني است به نام «ماه تي تي» را پيدا كند؛ زني كه گفته ميشود قادر است سپاه ايران را از طلسمي كه گريبانش را گرفته آزاد كند و جستوجو براي پيدا كردن اين زن است كه داستان قسمتهاي مختلف اين سريال را ميسازد، درست شبيه «شاهگوش» كه در آن تلاش براي پيدا كردن قاتل يك كلهپز، هر قسمت پاي يك مظنون جديد را به كلانتري ملت باز ميكرد! در هر قسمت از «ماه تي تي» كاراكتر اصلي فيلم در برابر يك سري شخصيت جديد قرار ميگيرد.
اشارات گزنده به روزگار معاصر
اشارات گزندهاي كه حين برخورد سردار ايراني با آدمهاي روزگار معاصر رخ ميدهد و صراحتي كه اين كاراكتر در زير سؤال بردن برخي متظاهران جامعه امروز دارد، از جمله ويژگيهاي ارزنده فيلمنامه «ماه تي تي» است كه اگر در اجرا زير تيغ مميزي نرود حتماً ميتواند بيشتر از قبل، ميرباقري را در كانون توجه قرار دهد. بسياري ميگويند يك دليل اينكه ميرباقري ترجيح داده به جاي سينما اين كار را در شبكه خانگي عرضه كند، مميزي منعطفتر در شبكه نمايش خانگي است. بايد منتظر ماند و ديد آيا ميرباقري خواهد توانست همان طور كه خود ميخواهد «ماه تي تي» را توليد كند يا در گام اول، مميزي دست و پاي او را ميبندد؟