با اينكه كاخ سفيد از نتيجه توافق ژنو و برنامه اقدام مشترك با ايران راضي بود ولي از سوي صهيونيستها و جناح رقيب در كنگره، سرزنش شد كه چرا در ازاي تعهدات ايران، امتيازات محدود داده است، بلكه روند افزايش فشار و دريافت امتياز بيشتر را توصيه كردند.
بر خلاف ژستهاي اوليه، كاخ سفيد در اجراي توافق ژنو، بناي ناسازگاري گذاشت و تقريباً در تمامي تعهدات خود، تخلف يا كارشكني كرد. تعهدات مالي به طور همزمان اجرا نشدند و با بهانههاي واهي در مسير موانع گوناگون قرار گرفت تا حدي كه شش قسط برنامهريزي شده، در كمتر از نيمي از آن و با شرايط و محدوديتهاي هدفمند، محقق شد، مسائل بيمه كشتيها يا فروش قطعات هواپيما و حتي دارو كه هيچ ارتباطي با بهانههاي هستهاي نداشتند نيز امكان گشايش پيدا نكردند. حتي در مقابل اقساط مالي به اصطلاح آزادشده، يك قيد اصلي قرار داده شد كه بدون مجوز امريكا، امكان هزينهكرد آن وجود ندارد. اينكه چه كالايي و از كجا و چه شركت و كشوري و از چه مسيري بايد پرداخت شود، نيازمند تأييد امريكاست. در واقع كاخ سفيد مجاب شد و پذيرفت كه «با فشار بيشتر، امتياز بيشتر» بايد بگيرد كه منطق مذاكره در وين چهار را بر همين اساس شكل دادند. امريكاييها، راهبرد خود را در دو مسير تعريف كرده و بخشي را از طريق 1+5 و بخش ديگر را از طريق آژانس بينالمللي هستهاي دنبال كردند.
كاخ سفيد و اوباما واقعاً و با كينهورزي به دنبال انتقام از ايران و انقلاب هستند و قراضه كردن و بر چيدن برنامه هستهاي، همانگونه كه اوباما در يك مصاحبه عنوان كرد كه در صورت امكان، پيچ و مهرههاي آن را نيز باز خواهد كرد، در دستور كار اوست. مسئله از نگاه كاخ سفيد و مراكز قدرت در امريكا، صرفاً بر يك بهانه هستهاي دور نميزند و بايد با حداكثر امكان و گسترش آن به ديگر مؤلفههاي قدرت ايران، دنبال شود و حوزهها را متأثر نمايد. لذا در آخرين جمعبندي امريكايي، حركت سريع به سمت توافق نهايي و جامع، مطلوب نيست و نبايد در آن عجله كرد، بلكه با سختگيري و فشار بيشتر، ابتدا بايد در 1+5 به دنبال تمديد شش ماهه دوم باشند و در بخش آژانس و تمركز بر PMD (احتمال انحراف نظامي) و اصرار بر اين انحراف در گذشته كه كاملاً بر خلاف ارزيابيهاي مكرر دستگاههاي اطلاعاتي شانزده گانه امريكاست، توجيه و استدلال محكمتري براي اقدامات كينهتوزانه و فشارها و محدوديتها، به دست آورد. لذا در آخرين اظهارات سخنگوي وزارت خارجه يا مقامات ارشد امريكايي، از ديپلماسي فشار به ايران سخن گفته ميشود و بيشتر توجه خود را معطوف به گامهاي پنجگانه در توافقات جديد ايران و آژانس بينالمللي هستهاي كردهاند و خواستار سرعت در اجراي آن هستند. كاملاً روشن است كه كاخ سفيد علاقهاي به توافق جامع با ايران و پايان دادن به اين بحران ساختگي و مصنوعي ندارد و از طريق يك مسير يكطرفه و تعهدات يكجانبه ايران به آژانس به دنبال حداكثرسازي دسترسيها، اطلاعات جاسوسي و داوطلبانه و مستندسازي و آماده كردن فضاي مذاكرات براي كسب امتياز بيشتر و دادن امتيازات حداقلي از مسير 1+5 ميباشد. امريكاييها به خوبي نشان دادند كه وقتي نوبت تعهدات آنهاست، سعي دارند آن را داراي يك فرآيند پيچيده و طولاني معرفي كنند و زماني كه به تعهدات ايران ميرسند، خواستار اقدامات فوري هستند. طي ماههاي گذشته به تمامي جزئيات اين مذاكرات به لحاظ تكنيكي، محتوايي، مباحث مرحلهاي، اولويتها و... پرداختهايم ولي تيم مذاكره كننده به آن اعتراف نكرده است. مهمترين مشكل تيم مذاكره كننده اين است كه وظايف اقتصادي خود را به نتيجه مذاكرات گره زده و دشمن نيز به خوبي از آن آگاه است. بهترين پاسخ دولت محترم، تدابير، سياستها و برنامههاي مقاومتي و جهادي است كه بايد در عمل به طرف مقابل نشان داده شود. نقطه قوت ما استقلال ماست كه معناي آن در ديپلماسي منطقهاي، دست برتر ما و كشتي به گل نشسته غربي و صهيونيستي است. اگر معناي استقلال را در مديريت، اقتصاد و فرهنگ و... نيز به دشمن نشان دهيم، «سحر ساحران مغلوب خواهد شد.»