انتخابات رياست جمهوري سوريه با مشاركت42/73 درصد از واجدين شرايط برگزار شد و بشار اسد توانست با كسب 7/88 درصد آرا براي سومين بار به مقام رياست جمهوري اين كشور برسد. با اين نتيجه مشخص شده كه اسد هفت سال ديگر نيز رئيسجمهور خواهد بود و حالا بايد ديد كه اين انتخابات و پيروزي قاطع اسد در آن چه تاثيري در آينده سوريه و بحران سه سال اخير آن خواهد داشت. واكنش به انتخابات و نتيجه آن در عرصه بينالملل از قبل قابل پيشبيني بود چراكه مخالفت غرب به رهبري امريكا با اصل انتخابات از ماهها قبل اعلام شده بود و به همين علت انتظار ميرفت كه مقامات غربي واكنش منفي به نتيجه انتخابات داشته باشند. بنابر اين، تعبير جان كري، وزير خارجه امريكا، از انتخابات كه آن را يك «صفر بزرگ و يك امر بيمعني» خواند يا اظهار نظر كاترين اشتون، مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا، در غيرقانوني خواندن اين انتخابات تعبير و اظهارنظرهايي سياسي هستند كه نميتوان انتظاري غير از اين را داشت. با وجود اين، مشاركت قابل توجه در انتخابات و پيروزي قاطع اسد چيزهايي نيستند كه با اين دست تعبير و اظهارنظر قابل ارزيابي باشند و به جاي اين بايد به اتفاقي كه در انتخابات افتاد توجه واقعبينانهاي داشت تا تاثير آن در آينده سوريه روشن شود.
روزنامه فيگارو تفسير جالب توجهي در مورد اصل انتخابات به قلم مالبرونو دارد كه او موضوع را از ديد سامي خيامي، سفير سابق سوريه در بريتانيا، مورد بررسي قرار داده است. خيامي به طور عمده سه دليل را براي مشاركت بالاي مردم بيان كرده كه اولين دليل او در پيروزيهاي نظامي ارتش سوريه در مناطق مختلف اين كشور است. به نظر او، مردم سوريه واقعبين شدهاند و «با اين پيروزيها ديگر نميتوان گفت كه اين رژيم فردا سقوط خواهد كرد». او دليل دوم خود را در رأي مردم سوريه به تحكيم نظام سوريه ميداند چراكه بسياري از سوريها نگران آن هستند كه سقوط نظام سوريه به هرج و مرج منتهي خواهد شد. اين دو دليل جنبههايي از واقعيت موجود در سوريه را نشان ميدهند اما بايد گفت كه دليل سوم خيامي نكته قابل توجهتري نسبت به دو دليل ديگر مطرح ميكند. او دليل سوم خود را به صورتي كوتاه بيان ميكند: «ديگر هيچ كس به اپوزيسيون رژيم اعتقادي ندارد». قبل از بررسي اين سه دليل خيامي بايد توجه داشت كه روزنامه فرانسوي فيگارو با نگرش دستراستي خود در تحليل انتخابات سوريه هيچ وجه جانبدارانهاي نسبت به نظام سوريه ندارد بلكه نگرش نقادانهو حتي ضد نظام سوريه دارد اما با وجود اين، مفسر فيگارو نميتواند چشم بر واقعيت موجود در سوريه ببندد. بنابر اين، فيگارو و مفسر آن اصل مشاركت بالاي مردم در انتخابات را قبول كرده و حالا به دنبال يافتن دلايل آن است كه دلايل خيامي را قابل قبول ميداند.
بر اساس دلايل خيامي ميتوان گفت كه انتخابات سوريه سه تاثير بر آينده اين كشور و بحران آن خواهد گذاشت. اولين تاثير در تداوم تحرك ارتش در آزاد كردن ديگر مناطق سوريه از دست معارضان مسلح است. هر چند كه روند پيروزيهاي ارتش از حدود يك سال قبل و با فتح القصير تا كنون تداوم داشته اما اين انتخابات و مشاركت بالاي مردم روحيهاي به ارتش ميدهد تا با اعتماد به پشتوانه رأي مردم به عمليات خود ادامه دهد. تاثير دوم در ارتباط بين مردم و نظام سوريه است كه در بيان خيامي تعبير رأي به «تحكيم حكومت» شده است. به عبارت ديگر، مردم سوريه با مشاركت در انتخابات نشان دادهاند كه از ميان دو گزينه سوريه با حكومت مقتدر و سوريه دچار هرج و مرج، اولي را انتخاب ميكنند و نميخواهند كشورشان دچار وضعيتي شود كه اكنون ليبي دچار آن شده است. بياعتقادي مردم سوريه به اپوزيسيون خارج از كشور يا دليل سوم خيامي دورنمايي از فاصله قابل توجه بين مردم سوريه و اين اپوزيسيون را نشان ميدهد. مردم سوريه به اين وسيله نشان دادهاند كه اپوزيسيون خارجنشين نماينده آنها نيستند چون اعتقادي به اين اپوزيسيون و شعارهاي آن ندارند. با اين سه وجه و تاثير آنها بر آينده است كه روند تحولات بعد از اين سوريه تا اندازه زيادي مشخص ميشود. در حالي كه ارتش سوريه بيشتر از گذشته عزم خود را براي پيروزيهاي بعدي جزم ميكند، رابطه مردم و نظام برخلاف انتظارهاي غرب و اپوزيسيون خارجنشين و در مسير همكاري و نزديكي بيشتر پيش خواهد رفت. به اين صورت، انتخابات رياست جمهوري و پيروزي اسد نقش مكمل سياسي براي پيروزيهاي نظامي يك سال گذشته ارتش دارد و تاثير اساسي در روند تحولات بعد از اين سوريه خواهد داشت.